Journal of Public Administration ی
DOI: 10.22059/jipa.2017.236485.2047 دانشكدة مديريت دانشگاه تهران دورة 9، شمارة 2 تابستان 1396
صص. 262- 235

شناسايي عوامل تسهيل گر تجاري سازي پژوهش هاي
دانش مديريت دولتي
امير رضا نريماني1، رضا واعظي2
چكيده: امروزه دانشگاه ها در راستاي تجاري سازي نتايج تحقيقات، نقشي نويني بر عهده دارنـد و از آنجا كه اهميت نوآوري و توسعة كسب وكار روز به روز بيشتر مي شود، مي توانند در نوآوري و تجاري سازي پژوهش هاي دانشگاهي نقش بيشتري ايفـا كننـد . در همـين رابطـه فعاليـت هـايتجاري سازي بيشتر بـا محـور علـوم و مهندسـي انجـام شـده و بـه تحقيقـات علـوم انسـاني وبه خصوص مديريت دولتي توجهي نشده است. هدف اين مطالعـه، شناسـايي عوامـل تسـهيلگر تجاري سازي پژوهش هاي مديريت دولتي است. براي تحقق اين هدف، از روش تحق يـق كيفـي تحليل مضمون بهره بردهايم. در اين پژوهش براي انتخاب نمونه ها، از رويكـرد گلولـة برفـي و به عنوان استانداردي براي پايان نمونهگيري، از روش اشباع مضـامين اسـتفاده شـده اسـت كـهمضامين با استفاده از دو منبع ادبيات نظـر ي و مصـاحبة نيمـه سـاختاريافته، احصـا شـد . روايـيمصاحبه ها با نظر 14 خبره به تأييد رسيد و براي تأييد پا يـايي مصـاحبه هـا، از روش بـاز آزمـايي استفاده شد كه در نهايت عوامل مؤثر بر تجاري سازي پژوهش هاي مديريت دولتي در قالـب 26 مضمون فراگير و 3 مقولة فردي، سازماني، محيطي، شناسايي و تحليل شدند. در پايان بر مبناي نتايج، پيشنهادهايي در اين حوزه ارائه شد.

واژه هاي كليدي: پژوهش دانشگاهي، پژوهش مديريت دولتي، تجـاري سـازي، تجـاري سـازيمديريت دولتي، تحليل مضمون.

دانشجوي دكتري مديريت منابع انساني، دانشكدة مديريت و حسابداري، دانشگاه علامه طباطبائي، تهران، ايران
دانشيار مديريت دولتي، دانشكدة مديريت و حسابداري، دانشگاه علامه طباطبائي، تهران، ايران

تاريخ دريافت مقاله: 16/11/1395 تاريخ پذيرش نهايي مقاله: 11/03/1396نويسندة مسئول مقاله: رضا واعظي
E-mail: Theory.management@yahoo.com
مقدمه
امروزه نگرش نسبت به دانشگاه ها تغيير يافته است. دانشگاه ها علاوه بر پژوهش و آموزش، براي مشاركت در توسعة اقتصادي جامعه نيز به ايفاي نقش نيز مي پردازنـد (نيكـولا، روزا و مـائوريزيو،2006). در واقع دانشگاه ها به طور روزافزوني با افزايش تجاري سازي تحقيقات جديد مواجه شده اند و گسترش اين تجاري سازي، دروازة جديدي به خصوصي سازي مشتركات علمي و پيشرفت هـاي آن گشوده است (چانگا و يانب، 2009). به بيـان ديگـر، افـزايش تجـاري سـازي تحقيـق، باعـثافزايش مسائل خط مشي گذاري و مديريتي شده و اين مقوله موجب شروع تغييراتي در دانشگاه ها، شركت ها و جامعه شده است. براي دانشگاه ها و مؤسسه هاي تحقيقاتي، گرايش به سـمت تجـاريشدن، منعكس كنندة فشاري اجتماعي بـراي افـزايش سـود اسـت (مـاركمن، جيـانوديس و فـان،2008). از طرفي ديگر، ارزشيابي و نگاه به آموزش و تحقيق، به طور فزاينده اي از زاوية اقتصـادي امكان پذير شده و در تطابق با اين تغيير خط مشي، الگوهاي تأمين سرمايه و سبك هاي مـديريتي دانشگاه ها با تحولات كثيري مواجه شده است (ليجوكي، 2003). كاهش بودجـه هـاي تخصـيص داده شده به دانشگاه ها سبب شده بخش هاي آموزشي، درصدد جست وجوي منابع درآمدي خارجي برآمده و به رفتارهاي كارآفريني مانند تجاري سازي محصولات دانشگاهي روي آورند (سـوتيراكو،2004)، بنابراين رويكرد تجاري سازي در دانشگاه، برگرفته از آموزه هاي سـرمايه داري دانشـگاهي بوده و ناظر بر كلي ة فعاليت هايي است كه به منظور جذب منابع خـارجي از جانـب دانشـگاه انجـاممي شود.
امروزه دانشگاه هاي ما نتوانسته اند با ورود مؤثر يافته هاي علمي خود به صنعت، بين صنعت و دانشگاه تعامل مؤثري برقرار كنند. بنابراين ورود دانشگاه هاي ايـران بـه تجـارت دانـش، از يـك مزيت به يك ضرورت تبديل شده است. در سال هاي اخير، از زواياي مختلف تحقيقاتي در حـوزةتجـاري سـازي محصـولات دانشـگاهي و موانـع و راهكارهـاي آن انجـام شـده و در خصـوص تجاري سازي در حوزة علوم و مهندسي بحث شده است. دربارة تجـاري سـازي بـا رويكـرد علـومانساني و اجتماعي نيز تحقيقات اندكي انجام شده و محققان حوزه هـاي علـوم انسـاني، بـه ويـژهدانش مديريت دولتي از توانايي هاي خود در حل مشكلات جامعه و دولت، غافل بوده اند. آمارهـا 1 نشان مي دهد كه در حوزة علوم انساني و اجتماعي، اعضاي هيئت علمي 33 درصد و دانشـجويان46 درصد در دانشگاه هاي كشور فعاليت مي كنند، ولي كمتر توانسته اند در نوآوري و تجاري سازي محصول يا خدمتي موفق باشند و اين يكي از بـزرگ تـرين چـالش هـاي علـوم انسـاني در عـدم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 1. گزارش عملكرد وزارت علوم تحقيقات و فناوري، 1394
به كارگيري توانايي هاي آن در جامعه محسوب مي شود كه يكـي از دلايـل آن، ماهيـت متفـاوت حوزة تحقيق و توليد دانش بين علوم انساني و علوم طب يعي است. موسوي (1394)، معتقـد اسـتكه در علوم انساني به نوآوري بي توجهي شده و مفهـوم نـوآوري بـه طـور تلـويحي بـه ابـداعات تجاري شده در قلمرو علوم طبيعي و مهندسي اشاره دارد و بر علـوم انسـاني و نـوآور ي آن كمتـرتمركز شده است. با وجود اين، نوآوري فقط به محصول يا نوآوري در فراينـدهاي توليـد محـدود نميشود. واضح است كه ابداع فناوري، توليد محصول و دانش فني به صورت كـالا يـا محصـولملموس، آن طور كه در علوم طبيعي وجود دارد، در علوم انساني وجود ندارد. به همين سبب بـازار دانش اين علوم همپاي ساير علوم چندان گسترش پيدا نكرده است و اساسـاً بـازار فنـاوري هـاياجتماعي و انساني واژگان غريبي به نظر مـي آينـد ( محمودپـور، رحيميـان، عبـاس پـور و دلاور، 1391).
در اين راستا، دانش مديريت دولتي علاوه بر برخورداري از ويژگي ها و چالش هاي موجـود درحوزة علوم انساني به دليل بهرهمندي از دانش ساير علـوم، از توانـايي خاصـي در رفـع مشـكلاتجامعه و دولت برخوردار است، ولي تاكنون به ارزش ها و توانايي آن به صورت هدفمند و جـا مع در راستاي تجاري سازي و كاربردي كردن نتايج تحقيقات آن، براي كسب درآمد دانشگاه توجه نشده است. مروري بر ادبيات تجاري سازي نشان دهندة اين است كه بيشتر پژوهشهاي انجـامشـده دررابطه با آن يا به صورت كلي به مقولة تجاري سازي پرداخته اند يا اين مسئله را در رابطه با يكي از شاخه ها ي علوم طبيعي و فني، بررسي كرده اند و پژوهشي كه بهطور ويژه، تجاري سازي مـديريتدولتي را بررسي كرده باشد، يافت نشد كه مي توان با بهره گيري از نتايج سـاير علـوم بـا در نظـرگرفتن مختصات و ويژگي هاي دانش مديريت دولتي در راستاي تجاري سازي تحقيقات مـديريتدولتي از آن استفاده كرد. پس سؤال اصلي اين مقاله اين گونه مطرح مـي شـود كـه چـه عوامـلتسهيلگري در تجاري سازي پژوهش هاي دانش مديريت دولتي وجود دارد؟
هدف اصلي اين تحقيق شناسايي عواملي است كه با طراحي مناسب آنها ميتوان يافته هـايپژوهشي دانش مديريت دولتي را در جهت بازارهاي هدف هدايت كرد.
پيشينة نظري پژوهش تعريف تجاريسازي
بررسي تحقيقات انجام شده در حوزة تجاريسازي، نشان مي دهـد بسـياري از تعـاريف، بـه توليـدمحصول يا خدمت جديد در فرايند پژوهش، براي كسـب منـابع مـالي اشـاره دارد. در جـدول 1، تعدادي از تعاريف تجاري سازي مطرح شده است.
جدول 1. تعاريف تجاري سازي
منبع تعريف
واژه نامة آكسفورد در ديكشنري آكسفورد اشاره شده كه تجاريسازي فرايند ايجاد توليـد يـا خـدمت ي بـرا ي فروش است.
پورعزت و حيدري (1390) تجاري سازي دانش فعاليت اعضاي هيئت علمي است كه به خلق محصـولات و خـدماتدانشي منجر شود و بتواند در توسعة اقتصـادي و اجتمـاعي جامعـه بـه صـورت مسـتقيم و غيرمستقيم مؤثر باشد.
كومار و جين (2003) تجاري سازي بهعنوان فرايند انتقال موفق نتايج تحقيقات از محل تحقيق به بازار شـناختهمي شود.
دوين (2006) تجاري سازي تحقيق بهمعناي تبديل نتايج تحقيقات به محصولات، خدمات و فراينـدهايياست كه مي توانند موضوع معاملات تجاري باشند
تول و زارنيسكي (2007) تجاري سازي توليد ايدهاي جديد و پيادهسازي آن روي محصول، فرايند يا خدمت جديـد است كه به رشد پويايي اقتصاد ملي، افزايش اشتغال و سـود خـالص بـراي يـك بنگـاه كسب وكار و نوآور منجر مي شود.

بنا بر ماهيت علوم طبيعي و فني و ارتباط نزديك تر آنها با صنعت و نوع تحقيقاتي كه در ايـن رشته ها انجام مي شود، فرايند تجاري سازي و تبديل دانش به فناوري در اين رشته هـا آسـان تـر وملموس تر است و خاستگاه تجاري سـازي تحق يـق در تحقيقـات علـوم طب يعـي و فنـي قـرار دارد (محمودپور و همكاران، 1391). در تعاريف فوق، تجاريسازي به معرفي يك محصـول / خـدمت در بازار براي كسب سود و فرايند توليد كالا يا خدمات جديد در چرخة دادوسـتد اقتصـادي اشـارهدارد. بنابراين تجاري سازي فقط توليد محصول جديد و حاصل تلاش علـوم و مهندسـي نيسـت،بلكه فرايند و خدمات جديد و به كارگيري آنها است كه مي تواند حاصل توليدات پژوهشي در همة حوزه هاي علمي، از جمله علوم انساني و اجتماعي و بـه طـور اخـص در ايـن مطالعـه مـديريت ومديريت دولتي را نيز شامل شود. به بيان ديگر، تجاري سازي فراينـد توليـد محصـول و خـدماتجديد با به كارگيري فعاليت پژوهشي، در همة حوزه هاي علمي است كه با انتقال آن به بـازار، بـهمنفعتي منجر مي شود.
دانش مديريت دولتي
طي دورة پاياني قرن نوزدهم، ادارة امور عمومي بـه عنـوان يـك حـوزة علمـي بـينرشـته اي در مجموعه رشته هاي دانشگاهي قرار گرفت و بنيان هاي اولية نظـري مـديريت دولتـي بـه صـورتپراكنده و ناهمگون، تحت تأثير كاوش مباحث كشورداري و ادارة امور عمومي از رشته هاي علـومانساني به ويژه فلسفه، علوم سياسي، جامعه شناسي و اقتصاد به عاريـت گرفتـه شـد. گسـتردگي وپراكندگي حوزة ادارة امور عمومي از يك سو و طفوليت حوزة علمي مديريت دولتي در دورة پاياني قرن نوزدهم از سويي ديگر، ماهيت اين رشتة نوپا را با بحران هويت مواجه كرد و به طرح نظريه و ايده هاي مختلف و رقيب در قلمرو ادارة امور عمـومي منجـر شـد (سـالارزهي و ابـراهيم پـور، 1391). دنهارت (2000) مدعي است كه در تعريف مـديريت دولتـي، بايـد بـه جـاي تمركـز بـرمديريت نهادهاي دولتي بر سازمان هاي دولتي تمركز شود. به سخن ديگر، بايد مديريت دولتي را به عنوان فرايند ديد نه فعاليتي كه درون يـك مؤسسـة دولتـي رخ مـي دهـد . در نتيجـه دنهـارتمديريت دولتي را به مديريت تغيير در پيگيري ارزش هاي اجتماعي مورد توافـق عمـومي تعريـفمي كند. اين ديدگاه مديريت دولتي را در نقش طراحي و اجراي ارزش هاي اجتماعي قرار مي دهـدو نوعي مبناي اخلاقي را براي مديريت دولتي فراهم مي كنـد (رهنـورد و محبـي، 1395). والـدو(1975) معتقد است كه مديريت دولتي نوعي حرفه است و از رشته هاي مختلـف و ديـدگاه هـايگوناگون نشئت مي گيرد. از نظر فري مديريت دولتي ماهيت نامتجانس سرفصـل هـا و دوره هـاي آموزشي مديريت در دانشگاههاي مختلف و حرفهگرايـي از موضـوعات مناقشـه برانگيـز در حـوزة مديريت دولتي است كه حرفه گرايي و تلاش بـراي حرفـه اي كـردن مـديريت دولتـي را راهكـارمناسبي براي احراز هويت اين رشته توصيف مي كند ( سـالارزهي و ابـراهيم پـور، 1391). دانـشمديريت دولتي بهدليل بهره گرفتن از علوم مختلف، در حل مسـائل جامعـه از توانـايي بـالقوه اي برخوردار است (بينگهـام و اولـري، 2015). پـورعزت معتقـد اسـت مشـكلي كـه منـافع ملـي راتحت الشعاع قرار م يدهد، محور موضوعشناسي در علم اداره است (پورعزت، 1395).
عوامل تجاريسازي
مطالعات بسياري با رويكردها، جنبه ها و دسته بندي هاي مختلفي به تجاري سازي پرداختـه انـد . در تحقيق گودرزي و همكارانش، چهـار عنصـر مراحـل و فعاليـت هـاي تجـاري سـازي، ذي نفعـاندرون سازماني و برون سازماني و نيز عوامل نقش آفرين درون سازماني و برون سـازماني بـر فراينـدتجاري سازي فناوري اثرگذار هستند (گودرزي، بامـداد صـوفي، اعرابـي و اميـري، 1392). خيـاطمقدم و رستگار به نقل از يومام (2008) انتخاب راهبرد تجاري سـازي را در چهـار دسـتة عوامـلسازماني، عوامل نهادي، عوامل شخصي و عوامل محيطي قرار داده است. بر اسـاس ايـن مـدل،عوامل محيطي كه بر انتخاب راهبرد تجاري سازي تأثير مي گذارد شامل تشكيل شركت هاي مولد با استفاده از سرمايه گذاري سرمايه گذاران، زيرساخت، قوانين مربوط به حفاظت از دارايي فكري و ويژگي هاي صنعت است. عوامل نهادي شامل رهبري، اهداف و مأموريت ها، پيشـينه و سـنت هـا،فرهنگ دانشگاه، سياست ها و پاداش است. عوامل سازماني عبارت اند از محققان متخصص، وجود مراكز تحقيقاتي ميان رشته اي، ويژگي پژوهش، منـابع و فنـاوري انتقـال، رونـد انتقـال فنـاوري،جهت گيري هاي عمدة تجاري، برنامه هاي آموزش و وجود مراكز رشد دانشگاه. عوامـل شخصـينيز شامل انگيزه، تجربة شغلي و شبكة محققان است كه همه در انتخاب راهبرد دانشگاه مؤثرنـد .
خياط مقدم و رستگار در تحقيق خود چهار بعد مديريتي، محيطي، ساختاري و قانوني را به عنـوانتسهيل كننده هاي تجاري سازي مطرح كردند (خياط مقـدم و رسـتگار، 1393). كـاكبورن و هـاياسميت (2001) در تحقيقي، موانع تجاري سازي در حوزة علوم انسـان ي را بـد ين شـرح شناسـايي كردند: نبود قوانين حمايت كنندة تجاري سازي دانش، بي توجهي بـه پيامـدهاي تجـاري سـازي درحوزه هاي فناوري نرم، نبود روش هاي تحقيق چندرشته اي متناسب با مفهوم تجاري سازي دانش، نبود حلقه هاي ارتباطي مناسب در اين حوزه. آدريش، بونته و كيلباچ (2008)، عوامل متعدد مـؤثربر پيشـبرد فعاليـت هـاي تجـاري سـازي دانـش را بـه دو گـروه دسـته بنـدي كردنـد: 1. عوامـلدرون سازماني: شامل كلية عوامل مربوط به محيط دروني دانشگاه، به عنوان يـك سـازمان دارايساختار، فرهنگ و فرايندهاي ويژه كه اين دسته از عوامل عبارت اند از سياست هـاي دا نشـگاهي،عملكرد نهادهاي مسئول در واگذاري امتياز و ارتباط بـا صـنعت و ويژگـي دانشـگاه و 2. عوامـلبرون سازماني: شامل كلية عوامل سياسي، فرهنگي، اجتماعي، اقتصـادي، قـانوني و… مربـوط بـه محيط گسترده تر، يعني جامعه اي كه دانشگاه در آن واقع شده است.
تجاري سازي مديريت دولتي
از تجاري سازي تحقيقات در علوم انساني و اجتماعي، علي رغم اهميت و جايگاه اين علوم در رشد و پيشرفت جوامع بشري، غفلـت شـده و ايـن مسـئله زمـاني دردنـاك تـر مـي شـود كـه مقولـةتجاري سازي، سازمان، مديريت و بازاريابي آن، موضوعي در حيطـة رشـته هـا ي علـوم انسـاني واجتماعي باشد. اهميت و جايگاه علوم انساني و اجتماعي در رشد و توسعة جوامع بر كسي پوشيده نيست (محمودپور و همكاران، 1391). قلمرو و هدف علوم انساني، شـناخت و مـديريت انسـان وجامعة انساني در موقعيت هاي گوناگون زندگي جمعي و فردي است و به منظور تحقق اين هـدف،طي چند دهة گذشته، همزمان با رشد و توسعة علوم، شاخه هـا و رشـته هـاي گونـاگوني از علـومانساني و اجتماعي از جمله علوم تربيتي، روان شناسي، جامعه شناسي، اقتصاد، مديريت، حقـوق و …
به وجود آمده است. اگرچه اين شناخت، براي تبديل به محصول و كالايي ملموس بـراي عرضـهدر بازار و فروش و كسب درآمد، آن طور كه در علوم طبيعي رايج است، قابليت كمتري دارد، اين انسان است كه در صنعت توليد مي كند، در سازمان فعاليت ميكنـد، در بـازار خريـد مـي كنـد و … انسان بازيگر اصلي تمام بخش هاي جامعه است. شناخت اين بازيگران و رفتار همراه آنها ميتواند به موفقيت و توسعة اين بخش ها كمك شاياني كند كه هدف اصـلي تحقيقـات علـوم انسـاني واجتماعي نيز همين است. اين شناخت از قابليت تبديل بـه ارزش انتقـال پـذير ، انتشـار و خريـد وفروش برخوردار است و مي توان تحقيقات علوم انساني را بر همين مبنا بـه سـمت تجـاري سـازيسوق داد تا هم دانشگاهها و مراكـز تحقيقـاتي از درآمـد آن منتفـع شـده و هـم از طريـق ارزش افزوده هايي كه ايجاد مي كنند، جامعه از آن بهره مند شـود و در مسـير رشـد و توسـعه قـرار گيـرد (محمودپور و همكاران، 1391). موسوي (1394)، معتقد است كه در تأسيس سازمان هاي جديـد ، شبكه سازي و يادگيري هاي متعاملانه در نظام نوآوري علوم انساني، كاركردهاي مهمي هسـتند و انتظار مي رود فعاليت هاي حمايتي توسط دولت انجام شود. راچفورد و نيكـولز (1996) در مطالعـ ة خود نشان دادند كه دولت ها و عوامل اجرايي با استفاده از تحقيقات مي تواننـد زنـدگي بهتـري رابراي انسان ها تدارك ببينند و مشكلات آنها را برطرف كنند. ايجاد بسترهايي براي تجاري سـازييافتههاي تحقيقاتي و عرضة دانش به بازار و جامعه، علاوه بر فراهم آوردن ارزش هاي اقتصـادي شايان توجه براي سازمان هاي تحقيقاتي، به رشـد اقتصـادي و افـزا يش رفـاه جامعـه نيـز منجـرمي شود (قاضي نوري، 1384). به عقيدة موسوي يكي از راه هاي توجه و تمركز بر وجوه اقتصادي علوم انساني و نوآوري هاي مرتبط با اين علوم، اتخاذ رويكرد نظام منـد اسـت . فراينـد نـوآوري در علوم انساني مانند نوآوري هاي سخت در علوم طبيعي و مهندسي، طبيعتـي گروهـي و نظـام منـددارد. مجموعه اي از بازيگران و نهادها در كنار هم و از طريق تعـاملات گسـترده، بـه نـوآوري در علوم انساني شكل مي دهند (موسوي، 1394). قوانين و مقررات مربوط به تجاري سازي بر اساس رشته هاي فني و مهندسي تدوين شده اند. همين امر باعث شـده تـا بـه ارزش تجـاري سـازي درحوزه هـاي علـوم انسـاني بـي تـو جهي شـود . بـازنگري، تفكيـك قـوانين و مقـررات مربـوط بـهتجاري سازي دانش اعضاي هيئت علمي درون نظام هاي حقوقي دانشـگاه بـا رويكردهـاي فنـيمهندسي، علوم انساني، كشاورزي و علوم پايه الزامي بوده و ميتواند محرك توسعة فعاليـت هـايتجاري سازي اعضاي هيئت علمي باشد. به بياني ديگر مفهوم تجاري سازي دچار خلط شده اسـتو در بيشتر موارد تجاري سازي فقط در توليد قطعـات، اشـيا و بـه صـورت ملمـوس و مربـوط بـهرشته هاي فني مهندسي ديده مي شود. به دليل همين نگاه تك بعدي به تجاري سازي، مسئولان به حوزه هاي علوم انساني بي مهري و كم توجهي كرده اند كه بايد ملاك هاي مربوط به تجاري سازي در هر حوزه اي تدوين و تفكيك شوند (عبدالرزاق و موراي، 2017). فناوري هاي نرم يا سازماني بر نوآوري در عرصه هاي اجتماعي تأكيد دارند. از جمله ميتوان به مواردي چون مـديريت دانـش1، تنظيم محصولات بر مبناي خواست مصرف كننده، طراحي متناسب با توانايي هاي حسـي ، ايجـاد ابزارهاي نظري مناسب براي مدل سازي2، شبيه سازي3، قابليت ردگيري1، ايجاد چارچوب ها بـراي
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
Knowledge Management
Modelling
Simulation
هماهنگي در سازمان و نظاير آن اشاره كرد. بخش اعظم فناوري هاي نرم، متكي بر دانـش هـايياست كه در حوزة علوم انساني و اجتماعي بسط يافته اند (محمودپور و همكاران، 1391).
مفهوم تجاري سازي در پژوهش هاي مديريت دولتي، همان طور كه در تعاريف آن بيـان شـد،فقط به فرايند ايده تا توليد محصول اطلاق نمي شود، بلكه شامل فرايند ايده تـا ارائـة خـدمات و فعاليت هايي كه جنبة غيرتوليدي دارند نيز مي شود. با ا يـن د يـدگاه بـا توجـه بـه متفـاوت بـودنارزش ها و خدمات عمومي كه بخش دولتي و مديريت دولتي در اخت يـار جامعـه قـرار مـي دهنـد، هدف، كسب منفعت مالي براي كارگزاران دولتـ ي نيسـت ، بلكـه رسـيدن بـه اهـداف عمـومي و اثربخشي آنها كه به رفاه اجتماعي، بهره وري دولتي، كـاهش بيكـاري ، اعتمـاد و پاسـخگويي در دولت، بهبود عملكرد، ارتقاي سطح بهره وري و… منجر مي شود، از اولويت بالايي برخوردار اسـت.
به بياني ديگر انجام يك پژوهش در دانشگاه با بهره گيري از دانـش مـديريت دولتـي كـه نتـايجحاصل از آن مورد نياز دولت و دولتمردان جامعه است از يـكسـو بـه نـوآوري اجتمـاعي2 منجـرمي شود و از سوي ديگر با توجه به گستردگي فعاليت رشتة مـديريت دولتـ ي در عرصـة مـديريتمنابع انساني، برنامه ريزي، مديريت دانش، سازمان دهي، خط مشي گذاري، نظـام هـا ي ارزيـابي و … اين امكان را فراهم مي كند كه دانشگاه و پژوهشگران اين حوزه، نتايج پژوهشي خـود را كـه بـه يك نوآوري جديد منجر مي شود، همانند ساير علوم فني و مهندسي به ثبت برسانند و با اسـتفادهاز سازوكارهاي تجاري سازي از جمله تأسيس شركت هاي دانش بنيـان، پـروژة تحقيقـاتي و ثبـتمالكيت فكري، فعاليتي را آغاز كنند كه منفعت اقتصادي نيز داشته باشد.
با توجه به موارد بالا مي توان گفت كه تجاري سازي در دانـش مـديريت دولتـي، دو دسـته را دربرميگيرد:
1. بهره بردار: بهره برداري از نتايج پژوهش، به دو بخش دولتـي و غيردولتـي دسـتهبنـديمي شود. در بخش دولتي، به فرايندي اشاره مي كند كه از طريـق آن، نتـايج حاصـل ازتحقيق، به دستيابي اهداف دولت و جامعه از جملـه رفـاه اجتمـاعي، افـزايش كـارايي ، رضايت مردم و… منجر شود، كه لزومي نـدارد ايـن اهـداف صـرفاً اقتصـادي و كسـب منفعت باشد. در ادبيات تحقيق به اين نوع فعاليت، نوآوري اجتماعي نيز ميگوينـد . دوم فرايندي است كه نتايج حاصل از تحقيق در بخش غيردولتي يا صنايع به كسب منفعت و افزايش كارايي مي انجامد.

1. Traceability
نوآوري اجتماعي، خدمات و فعاليت هاي نوآورانه با هدف و انگيزة پاسخ بـه نيـاز اجتمـاع ي اسـت و بـه طـور عمـده توسـطسازمان هايي كه اهداف آنها در اولويت نخست، اجتماعي بوده اند، گسترش و توسعه مييابد.
نوآور: فرايندي است كه از طريق آن نتايج حاصـل از تحقيـق، بـه نـوآوري و خـدماتجديدي به همراه كسب منفعت مالي براي دانشگاه و پژوهشگر منجر مي شود.
روش شناسي پژوهش
با توجه به هدف اصلي اين پژوهش مبني بر شناسايي عوامل تسهيلگر تجاري سازي پژوهش هاي مديريت دولتي و جديد بودن اين موضوع در ادبيات تجاري سازي، از رويكرد كيفي و روش تحليل مضمون مبتني بر مصاحبة نيمه ساختاريافته استفاده مي شود كه براي تحليل و بيان الگوهاي موجود درون دادهها بهكار ميرود. اين روش، دادهها را سازماندهي كرده و در قالب جزئيات توصيف مي كند، اما ميتواند از اين نيز فراتر رفته و جنبههاي مختلف موضوع را تفسير كند (بران و كلارك، 2006). جامعة آماري در اين پژوهش دو نفر از مسئولان معاونت علمي و فناوري رياست جمهوري در حوزة انتقال فناوري و تجاريسازي است كه از سوابق اجرايي برخوردار بوده و همچنين تعدادي از اعضاي هيئت علمي و فارغالتحصيلان دكتري مديريت دولتي در دانشگاههاي شهر تهران است كه به اصطلاح خبرگان آگاه نام دارند. انتخاب مصاحبة نيمهساختاريافته بدين دليل بود كه در اين روش علاوه بر امكان تبادل نظرها، ميتوان بحث دربارة موضوع را در دستيابي به اهداف پژوهش هدايت كرد. از آنجا كه پايگاه دادة مناسبي براي تعيين اين گروه از خبرگان در دسترس نبود، براي انتخاب نمونه از تركيب روشهاي هدفمند قضاوتي و روش گلولة برفي كه روشي غيراحتمالي است، استفاده شده است. در اين روش با استفاده از ابزار مصاحبه، كار از افرادي كه خبرگان اين حوزهاند و معيارهاي لازم را دارند، آغاز شده و پس از مصاحبه، از آنها درخواست مي شود ساير افراد صاحب نظر در اين زمينه را معرفي كنند. بدين ترتيب به جز چند نفر نخست كه به صورت مستقيم توسط محقق بر اساس معيارهاي مدنظر انتخاب ميشوند، خبرگان ديگر را مصاحبهشوندگان معرفي ميكنند كه در پژوهش حاضر تعداد اين افراد با 14 نمون ه تكميل شد. اگرچه داده هاي حاصل از مصاحبه، از نفر دوازدهم به بعد تكراري بود و به اصطلاح به اشباع نظري رسيد، اما براي اطمينان بيشتر اين مصاحبهها تا نفر چهاردهم ادامه پيدا كرد.
تحليل مضمون، مجموعة گسترده اي از روش ها و فنون را دربرم يگيرد؛ در اين مطالعـه روششبكة مضامين كه استرلينگ در سال 2001 آن را توسعه داد، روش مناسبي براي تحليل مضمون تشخيص داده شد. آنچه شبكة مضامين عرضه مـي كنـد، نقشـه اي شـبيه تارنمـا بـه مثابـة اصـلسازمان دهنده و روش نمايش است. شبكة مضامين، بر اساس روند مشخص، مضامين پايه (كدها و نكات كليدي متن)، مضامين سازمان دهنده (مضامين به دست آمده از تركيب و تلخيص مضامين پايه) و مضامين فراگير (مضامين عالي دربرگيرندة اصول حاكم بر متن بهمثابة كـل ) را نظـام منـدمي كند، سپس اين مضامين به صورت نقشه هاي شبكة تارنما، رسم و مضامين برجستة هر يك از اين سه سطح همراه با روابط ميان آنها نشان داده مي شود. اين شبكه هـاي مضـامين بـه صـورتگرافيكي و شبيه تارنما نشان داده مي شوند تا تصور وجود هرگونه سلسله مراتب ميان آنهـا از بـينبرود و باعث شناوري مضامين شود تا بر وابستگي و ارتباط متقابل ميان شبكه تأكيد شود (عابدي جعفري، تسليمي، فقيهي و شيخ زاده، 1390).
براي پايايي تحقيق از پايايي باز آزمون مصاحبهها و براي روايي تحقيق با استفاده از »راهبرد تكثرگرايي داده« با بهره گيري از منابع مختلف براي درك بهتر پديـده، اسـتفاده شـده اسـت كـهنظرهاي 14 نفر از مديران و كارشناسان خبرة تجاري سازي و اعضاي هيئت علمي دانشگاه ها بـرميزان اعتبار اين تحقيق افزوده است.
يافته هاي پژوهش
در نخستين گام، پژوهشگر با رعايت همة اصول اخلاقي پـژوهش هـاي كيفـي و رضـايت كامـلمصاحبه شوندگان، مصاحبه ها را ضبط كرد. ابتدا نخستين مصاحبه به طور دقيق به متن برگردانـدهشد و كدگذاري به صورت پاراگراف به پاراگراف انجام گرفت. نكات كليدي در مصاحبة نخست در رابطه با عوامل مؤثر در تجاري سازي پژوهش هاي مديريت دولتي شناسايي و پـس از كدگـذارياوليه تا سطح تعيين مضامين پايه ادامه يافت. اين روند تا مصاحبة چهاردهم و اشباع نظري به كار گرفته شد. در اين مرحله از متن مصاحبهها، 113 كد اوليه كه قدرت مفهـوم ي ب يشـتري داشـتند،استخراج شد.
جدول 2. نمونة احصاي كدهاي اوليه از مصاحبه ها
كد اوليه توصيف كد كد تعداد
مراجع نمونة مصاحبه منبع كد
مطالعات بين رشته اي درك جامع به موضوع هاي مختلف T3 3 بايد با دلسوزي و وفاداري، آرمـان مشـتركمحاسـبه گـر ي درك از موضـوعات مختلـفباشد. P11
ارتباط با سازمان ها برقراري ارتباط با افراد و سازمان هاي مختلف T22 3 ارتباطات فـردي بـا سـازمانهـاي مختلـفنشان دهنـدة توانـايي افـراد در كسـب يـكمزيت برتر بر ساير افراد است. P8
در گام دوم، مضامين پايه از كدهاي اوليه استخراج مي شوند كه همزمان با اشباع نظري و بـاتعيين شباهت ها و تفاوت ها به شناسايي 26 مضمون پايه منجر شد.
در گام سوم، مضامين پايه دسته بندي شده و مضامين سازمان دهنده از آنهـا احصـا مـي شـود . بنابراين كدهاي تكراري و مشابه بسياري بين آنها مشاهده مي شود و پژوهشگر براي اينكه بتواند با تعداد كدهاي كمتري كار كند، پس از مرور مكرر و تعيـين شـباهت هـا و تفـاوتهـا، مضـامين پايهاي كه محتواي مشتركي داشتند را در هم ادغام كرده و تحت مضامين سازمان دهنـده كـه ازمضامين پايه انتزاعي تر بودند، نام گذاري كرد.
جدول 3. احصاي مضامين سازمان دهنده از مضامين پايه
مضامين سازمان دهنده مضامين پايه كد اوليه كد
حرفه اي تجربه و دانش تجربة كاري و شكست خورده، آشنايي به دانش تجاريسازي، دانش بازاريـابيو مذاكره، دانش حقوقي، كيفيت و درجة علمي اعضاي هيئت علمي، آگـاهي از مباحث تخصصي رشته 1
اخلاق مداري تعهد و مسئول پذير بودن، صداقت، به موقع انجام دادن كارها، اعتمـاد فـردي،وفاداري، اميدواري، سلامت رفتار و اخلاقي 2
خلاقيت ريسك پذير بودن، خلاق و نوآور بودن، پرسشگري، كنجكـاوي، شـهامت در ابراز ايده هاي نو 3
مهارت اوليه مديريت زمان براي پژوهش، برنامـه ريـزي و اولويـت بنـدي بـراي پـژوهش،هدف گذاري، استقلال عمل، آينده نگر بودن محققان، تسلط به انگليسي 4
منابع انساني حفظ افراد
شايسته داشتن انگيزة فعاليت، شوق به شكوفايي و پيشرفت، رضايت از كـار و شـغل،احساس نياز به تجاري سازي، مورد احترام قرار گرفتن، آزادي عمل، اعتماد به نفس 5
جذب افراد
شايسته جذب هيئت علمي نخبه، جذب متخصصان و كاركنان خلاق 6
توسعة شايستگي پيشينة آموزشي مناسب، تمايل به يادگيري مستمر، فرصت مطالعاتي، شركت در سمينار و همايش، شركت در دوره هاي آموزشي 7
تعاملي شبكة ارتباطي افراد ارتباط با سازمان ها، داشتن روابط رسـمي و غيررسـمي درون سـازمان ي، درك انتظارات متقابل، شناخته شدن از سوي ديگـران (مشـهوريت )، عضـويت در شبكه هاي اجتماعي 8
مشاركت پذيري توانايي كار گروهي، ميل به برقراري روابـط اجتمـاعي و تعـاملات گروهـي،مشاركت متخصصان در تصميم گيري 9
نهادي راهبردي راهبردها، اهداف و مأموريت دانشگاه، آرمان مشترك دانشگاه و هيئت علمي، جهت گيري راهبردي دانشگاه در راستاي تحقق تجاري سـازي، سياسـت هـا ، قوانين و مقررات حمايتي از تجـاري سـازي، نظـام مشـوق هـا و نظـام ارتقـا،همسويي سياست ها 10

ادامة جدول 3
مضامين سازمان دهنده مضامين پايه كد اوليه كد
نهادي اعتباري سابقة فعاليت و قرارداد دانشگاه، اعتبار دانشگاه، برخورداري دانشگاه از جايگاه ملي و جهاني 11
فرهنگ
دانشگاه هنجارها و فرهنگ دانشگاه، همـاهنگي بـا تفكـر تجـاري سـازي، توجـه بـهنيازهاي بازار، آموزش و تربيت افرادي باقابليت ها و مهارت هاي تجاري سازي 12
زيرساخت ساختاري بوروكراسي، چابك سازي فرايند كار، ساختار دانشگاه، تضاد و شـفافيت نبـودن وظايف 13
اطلاعاتي شبكة اطلاع رسـاني درون سـازماني، دسترسـي بـه منـابع علمـي مـورد نيـاز،برخورداري دانشگاه ها از امكانات سخت و نرم افزار، بانك اطلاعـات نيازهـايپژوهشي 14
حمايتي مالي تأمين منابع مالي موردنياز در مراحل اوليه فراينـد تجـاري سـازي، مشـخصبودن سهم مالي و معنوي دانشگاه و پژوهشگر، وابستگي بـه بودجـة دولتـي،سرماية دانشگاه 15
مديريتي انعطاف در نظام مـديريت دانشـگاه، شايسـتگي علمـي مـديريت، شايسـتگياخلاقي مديريت، حمايت مديريت دانشگاه، ريسك پذيري مديريت 16
فرايندي فرايند
تجاري سازي مراحل تجاري سازي، فرايند تجاري سازي، ارتباطات دفـاتر تجـاري سـازي بـاواحدهاي پژوهشي، ضعف ارتباط دانشگاه با بيرون سازمان 17
فرايند ايده
پردازي فرايند شناسايي و گردآوري ايده، برنامه هاي ايده تا نوآوري 18
دولتي قانوني قـوانين مرب وط ب ه تج اري س ازي، سياس ت مالي اتي و تخص يص بودج ه، سياست گذاري دولت 19
اسناد فرادستي نظرهاي مقام معظم رهبري، سند دانشگاه اسـلامي، سـند، چشـم انـداز نظـامآموزش عالي در افق 1404، نقشة علمي كشور، برنامه هاي توسعه 20
ساختار دولتي سازمان هاي حمايتي و مسئول دولتي، فرايندهاي برون سازماني دولتي، شـبكةاطلاع رسان ي برون سازماني، تقاضاي بازار دولتي 21
غيردولتي حمايت غيردولتي تقاضاي محيط حمايت مـالي صـنعت از محققـان و دانشـگاه، سـازمان هـاي حمايتي غيردولتي 22
صنعتي ناآگاهي صنعت از فعاليت هاي دانشگاهي، بي اعتمادي به نتايج تحقيـق، نبـودرقابت در صنعت و حاكم بودن فضاي سنتي، فرايندهاي برون سازماني 23
دانشي فرهنگي فرهنگ جامعه، فرهنگ خانواده، فرهنگ فعالان صنعت و دانشگاه 24
آموزشي آموزش فرهنگ تجاري سازي و كارآفريني در سطح جامعه، ايجاد بسـترهاي آموزشي، اولويت آموزش به پژوهش 25
ذاتي عوامل ذاتي پيچيدگي و مشكلات تحقيقات در مديريت دولتي، تأمين رفاه جامعـه، فاصـلهبين تئوري و عمل 26
در گام چهارم، پژوهشگر با به كارگيري سازه هاي شعوري و اصـطلاحات فنـي كـه از پيشـينة نظري و تخصصي تحليل به دست آورده است و زباني كه مصـاحبه شـوندگان بـه كـار گرفتـه انـد،يافته هاي مراحل قبل را در نظر گرفته، مضامين فراگير را انتخاب كرده و آنها را به طور نظـام منـدبه مقوله هاي مربوط ارتباط داده است. هنگامي كه كفايـت نظـري حاصـل شـد، هسـت ة مركـزيتشكيل دهندة شاخص هاي تجاريسازي پژوهش هاي مديريت دولتي شكل گرفت كه دربرگيرندة مضامين فردي، سازماني و محيطي است.
گام پنجم، ترسيم شبكة مضامين است. يكي از ابزارهـاي تحل يـل مضـمون ي، ترسـ يم شـبكة مضامين است كه ساختاردهي و تصويرسازي از مضامين را تسهيل مي كند و هـدف از آن، ادراك موضوع يا كشف معناي ايده است (آترايد و استرلينگ، 2001). پژوهشگر در ايـن مرحلـه، ضـمنبررسي همخواني مضامين با كدهاي مستخرج و مرتب كردن مضامين، به ترسيم مضـام ين پايـه ، سازمان دهنده و فراگير مي پردازد. بر اين اساس در شكل 1، مدل نهايي پژوهش در قالـب شـبكة مضامين به نمايش درآمده است.
شكل 1. شبكة مضامين تجاري سازي مديريت دولتي
براي محاسبة پايايي بازآزمون از ميان مصاحبه ها، 2 مصاحبه به عنوان نمونه انتخاب مي شـود و هر كدام از آنها در دو فاصلة زماني كوتاه و مشخص دو بار كدگذاري مي شوند. در هـر كـدام از مصاحبه ها، كدهايي كه در دو فاصلة زماني با هم مشابه هسـتند بـا عنـوان »توافـق « و كـدهايغيرمشابه با عنوان »عدم توافق« مشخص مي شوند. روش محاسبة پايـايي بـين كدگـذاري هـايانجام گرفتة محقق در دو فاصلة زماني بدين ترتيب است:
تعدادتوافقات × 2
درصدپاياييبازآزمون =تعدادكل

× 001%كدها
بنابراين پس از انتخاب دو مصاحبه، هر يك دو بار در فاصلة زماني دو هفتـه كدگـذاري شـد.
نتايج اين آزمايش در جدول 4 نشان دهندة پايايي روش تحقيق است.
جدول 4. پايايي تحقيق
پايايي بازآزمون تعداد عدم توافق ها تعداد توافقها تعداد كل كدها كد مصاحبه رديف
%91 4 10 22 م 7 1
%84 4 8 19 م 14 2
%88 8 18 41 كل
همان طور كه در جدول بالا مشاهده مي شود تعداد كل كدها در بازة زماني دو هفتـه اي برابـر41، تعداد كل توافق هاي بين كدها در اين دو زمان برابر 18 و تعداد كل عدم توافق ها در اين دو زمان برابر 8 است. پايايي بازآزمون مصاحبه هاي انجام گرفته در اين تحقيق با اسـتفاده از فرمـولذكرشده 88 درصد است. با توجه به اينكه اين ميـزان پايـايي بيشـتر از 60 درصـد اسـت (كالـه،1996)، قابليت اعتماد كدگذاري ها تأييد مي شود.
تجزيه و تحليل يافته ها
براي تجاري سازي از سوي محققان، شاخص هاي بسياري مطرح شـده كـه هـر يـك از زوايـايمختلفي به موضوع نگريسته اند. در ادامه نتايج به دست آمده با برخـي از نتـايج تحقيقـات پيشـينمقايسه شده است.
بعد حرفهاي
بعد تخصصي يا حرفه اي به ويژگي هاي افراد شاغل در دانشگاه اعـم از اعضـاي هيئـت علمـي وكاركنان اشاره دارد كه شامل تجربه و دانش، مهارت اوليه، خلاقيت و اخلاق مداري است. صـرفوقت و تلاش خستگي ناپذير براي پژوهش، برنامه ريزي پژوهش، هدف گذاري، استقلال در عمل، تسلط فرد بر روش هاي تحقيق، توانايي تجزيه و تحليل، اولويت بنـدي كارهـا، تسـلط بـه زبـان انگليسي و مديريت زمان اسـت . نتـايج ايـن بخـش از تحقيـق بـا تحقيقـات اريكـا، سـندبرگ واستنروس (2012) همسويي دارد. آنها معتقد هسـتند كـه يكـي از مهـم تـرين عوامـل دخيـل درتجاري سازي موفق، توانمندي و مهارت هاي افراد درگير در اين فرايند است.
بعد مديريت منابع انساني
بعد مديريت منابع انساني، از يك سو به نيازهاي منابع انساني از جنبه هاي انگيزشي و توسعه اي و از سوي ديگر به فعاليت ها و برنامهريزيهاي راهبردي مديريت بـراي رفـع نيـازهاي كاركنـان و حفظ و نگهداري آنها و همچنين جذب نيروهاي مستعد و متعهد، براي آيندة دانشگاه مـي پـردازد.
بنابراين با توجه به احصاي اطلاعات از مصاحبه با صاحب نظران دانشگاهي، شـاخص هـا ي حفـظافراد شايسته، توسعة شايستگي و جذب افراد شايسته، بعد مديريت منابع انساني را در اين بخـشاز پژوهش تشكيل مي دهد. عسگري، حميدي زاده و عابدي (1395)، معتقد هستند كـه افـزايشآگاهي پژوهشگران در خصوص مأموريت، اهداف و برنامه ها، مسئوليت ها، چشم انداز و ارزش هاي سازمان نيز در عملكـرد افـراد مـؤثر اسـت . بـاقري فـرد و همكـاران، يكـي از عوامـل مـؤثر بـرتجاري سازي را نظام منابع انساني صحيح مي دانند (باقري فرد، زالي و يداللهي فارسـي، 1390) و در تحقيقي ديگر به داشتن انگيزة فعاليت اشاره شده است (پورعزت، طاهري عطار و نجاتي آجـي بيشه، 1389).
بعد تعاملي
بعد تعاملي به ويژگي هاي كاركنان دانشگاه اعم از اعضاي هيئت علمي و كارمندان اداري، اشـاره
دارد كه با مشاركت پذيري و شبكة ارتباطي مشخص شده اسـت و بـه مفـاهيمي اشـاره دارد كـهحاكي از همكاري، داشتن روحية كار تيمي، توانايي تعامل و مشاركت افراد شاغل در سـازمان بـايكديگر است. كاستا، پاسوس و بكر (2014) معتقد هستند كه ميزان انرژي و اشـتياقي كـه افـراد يك گروه در محل كار بروز مي دهند، به شيوة تعامـل آنهـا بسـتگي دارد. در تحقيـق ون وكتـور(2012) به ارتباط با سازمانها، داشتن روابط رسـمي و غيررسـمي، برقـراري روابـط اجتمـاعي و تعاملات بين افراد، درك انتظارات متقابـل، شـبكة ارتباطـات بـرون سـازمان ي، تعامـل اجتمـاعي،عضويت در شبكه هاي اجتماعي اشاره داشتند.

بعد نهادي
بعد نهادي به ويژگيهاي كيفي دانشـگاه اشـاره دارد كـه در فراينـد كدگـذاري شـامل مضـامينراهبردي، اعتباري و فرهنگ دانشگاه، به عنوان عوامل نهادي شناخته مي شود. در تحقيق چانگا و يانگ (2009)، به عدم وجود راهبردهاي سازماني تجاري سازي به عنوان يكي از عوامل تأثيرگـذار در تجاري سازي اشاره شد. در اين تحقيق صاحب نظران به عوامل هنجارها و فرهنـگ دانشـگاه، هماهنگي با تفكر تجاري سازي، توجه به نيازهاي بازار، آموزش و تربيت افـرادي بـا قابل يـت هـا و مهارتهاي تجاريسازي به عنوان عواملي بنيادين در فرهنگ سازماني اشاره داشتند.
زيرساخت ها
بعد زيرساخت ها از يكسو به ساختارها و فرايندهاي سازماني مي پردازد و از سوي ديگر به نظام هـا و منابع اطلاعاتي اشاره دارد. در اين پژوهش با احصاي اطلاعات از مصـاحبه بـا صـاحب نظـران دانشگاهي، شاخص هاي ساختاري و اطلاعاتي، در مجموع بعـد زيرسـاخت را تشـكيل مـي دهـد . عوامل ساختاري شامل بوروكراسي، چابكسازي فرايندهاي كار، سـاختار و فراينـدهاي دانشـگاه ، تضاد و عدم شفافيت در وظايف تجاري سازي از جمله مفاهيمي است كه صاحب نظـران بـه آ نهـا اشاره داشتند. در تحقيقـي، عوامـل مختلـف سـازماني از جملـه نظـام ارتقـا و امتيـازدهي، نحـوةتخصيص منابع، روابـط دانشـگاه و صـنعت، تعـداد مقالـه بـه عنـوان سياسـت هـاي تشـويقي در سياست گذاري و ضعف نظام ارتباط را به عنوان عوامـل اصـلي در تجـاري سـازي مطالعـه كردنـد(محمودپور و همكاران، 1391).
بعد پشتيباني
بر عواملي كه حامي فعاليت هاي تجاري سازي پژوهش و محققان محسوب مي شود، تأكيد مي كند و از دو بعد مادي و معنوي به آنها توجه مي شـود. بـا احصـاي اطلاعـات، شـاخص هـا ي مـالي ومديريتي، در مجموع بعد پشتيباني را تشكيل مي دهند. در اين پژوهش صاحب نظـران دانشـگاهيبه عوامل تأمين منابع مالي مورد نياز در مراحل اولية فرايند تجاريسازي، مشـخص بـودن سـهممالي و معنوي دانشگاه و پژوهشگر، وابستگي به بودجة دولتي و سرماية دانشگاه اشاره داشتند. در تحقيق كاوسي خامنه، پورعزت و عباسي (1396)، دورانديشي و تحول آفرينـي در نظـام آمـوزشعالي را شامل مديريت راهبردي، خلاقيت، تفكر نظام مند، تحليل گـري، توانـايي تصـميم گيـري ، توانايي حل مسئله را براي مديران آموزش عالي ضروري مي دانستند.

بعد فرايندي
مجموعه عواملي است كه از ايدهپردازي آغاز مي شود و تـا تجـاري سـازي محصـول يـا خـدماتپژوهشي در دانشگاه ادامه مي يابد. بنابراين دو عامل فرايند ايدهپـردازي و فراينـد تجـاري سـازي به عنوان ضروريات فعاليت تجاري در دانشگاه مطرح است. در جريان مصاحبه بـا صـاحب نظـران دانشگاهي به سه عامل اشاره شد: فرايند شناسايي و گردآوري ايده، فرايند پژوهش و برنامه هـاي ايده تا نوآوري كه بر خلاقيت افراد و نوآور بودن پژوهشگران در بروز ايده هاي نـو و پيگيـري دربه ثمر رساندن آنها تأكيد دارد. طبق گفتة كاستو (1994) تقريبـاً در هـر الگـوي تجـاري سـازي ، مرحلة ايدهپردازي يا تعريف مفهوم و ايدة اولية محصول، جزء جدانشدني هر فرايند تجاري سـازي است (گودرزي و همكاران، 1390).
بعد دولتي
ويژگي هايي كه به نقش و تأثير عوامل دولتي بر تجاري سازي پژوهش هاي مديريت دولتي اشـارهدارد، شامل مضامين قـانوني، اسـناد بالادسـتي و سـاختار دولتـي اسـت. در ايـن تحقيـق، همـةمصاحبه شوندگان به نقش عامل قوانين و مقررات در تسـهيل و حمايـت از تجـاريسـازي اشـارهكردند كه نشان دهندة بيشترين نقش عوامل محيطي در تجاري سـازي اسـت. سـرلك و نوريـائي(1395)، معتقدند كه شفاف سازي، بازبيني قوانين و اصلاح فرايندها مي تواند در جلوگيري از ايجاد جريان هاي محيطي شكافندة سازماني مؤثر باشد. در تحقيق اريكا و سندبرگ اشاره شد كه يكـي از بخشهاي ضروري در تجاري سازي، شبكه هاي همكاري كسب وكار است. شواهد موجود نشان مي دهد كه شبكهها و ارتباط آن با مـديريت، ارتبـاط تنگـاتنگي بـا تجـاري سـازي دارد (اريكـا وسندبرگ، 2012)، در تحقيق ديگـري بـه آيـين نامـه هـا و قـوان ين و مقـررات حمـايتي شـفاف و برنامه هاي توسعه اشاره شده است (جاهد و آراسته، 1392) و ديبكـر و ووگلـر (2005)، بـه سـندراهبرد پژوهشي در تجاري سازي تأكيد داشتند. اتزكويتز (2003)، نيز بـه سـازمان هـاي حمـايتي دولتي در تجاري سازي تحقيقات اشاره كرده است. بدين ترتيب مـي تـوان گفـت نتـايج پـژوهشحاضر با يافته هاي ساير پژوهش ها هماهنگي دارد و يكديگر را تأييد مي كنند.
بعد غيردولتي
شاخص هاي صنعتي و حمايتي در مجموع عوامل غيردولتي يا سازمان ها و ترجمان هـاي خـارج ازدانشگاه كه به دولت وابستگي ندارند، را تشكيل مي دهند. شاخص هاي به دست آمده نشان مي دهد كه بيشتر عوامل صنعتي از جنبة مانع بودن در مسير تجاري سازي به موضوع پرداختند كه شـاملناآگاهي صنعت از فعاليت هاي دانشگاهي، بي اعتمادي به نتايج تحقيـق، نبـود رقابـت در صـنعت، حاكم بودن فضاي سنتي، سازمان هـاي مسـئول غ يردولتـي و فراينـدهاي بـرون سـازماني اسـت . شاخص هاي به دست آمده در عامل حمايتي شامل تقاضاي محيط (نيازهاي جامعه)، سياسـت هـاي حمايت مالي صنعت از محققان و سازمان هاي حمايتي غيردولتي است. به بياني ديگر نياز بازار به پژوهش مي تواند در رسيدن به هدف نقش مهمي داشـته باشـد. در پـژوهش عباسـي و فروزنـده(1393)، به وجود بازار مناسب، تمركز بر بازار، استخراج نيازهاي بازار تأكيـد داشـتند و اسـپلينگ
(2004)، به حمايت مالي صنعت از محققان و دانشگاه اشاره داشته است كـه نشـان از همسـويينتايج اين تحقيق با مطالعات پ يشين تجاري سازي دارد.
بعد دانشي
ويژگي هايي هستند كه به نقش و تأثير عوامل فرهنگي بر تجاري سازي پـژوهش هـاي مـديريتدولتي در دانشگاه اشاره دارند. اين ويژگي ها در فرايند كدگذاري با احصاي اطلاعـات از مصـاحبهبا صاحب نظران دانشگاهي حاصل شد. محمدي، الـواني، معمـارزارده و حميـدي (1395)، معتقـدهستند كه نقش فرهنگ بر اثربخشي نظام اداري كشورها حائز اهميت است. برخي ويژگـي هـاي فرهنگي، تسهيل كنندة فرايند توسعه و بهبود عملكرد نظام اداري است و برخي مي توانند همچون مانعي فراروي نظام اداري قرار گيرند. ميگـون پـوري و احمـدي (1391)، در تحقيقـي بـر نقـشعوامل و ويژگي هاي صنعتي در تجاري سازي تأكيد دارند. پورعزت و حيدري (1390)، به نامناسب بودن نظام تربيتي دانشگاه و نظام آموزش عالي كشور اشاره كردنـد . حجـازي و منصـور حسـيني (1393)، نيز به ايجاد بسترهاي آموزشي در راستاي توسعة تجاري سازي اشاره داشتند.
بعد ذاتي
در اين تحقيق با مصاحبه با صاحب نظران، نظرهايي در خصوص ماهيت علوم و دانـش مـديريت
دولتي احصا شد. نظرهايي كه در دسته بندي مضامين فراگير در اين مطالعه قرار نمي گيرنـد ولـيبه طور ذاتي مانعي براي تحقق تجاري سـازي در مـديريت دولتـي محسـوب مـي شـوند . در واقـع بسياري از موانع و چالش هايي كه پژوهشگران عرصة علوم انسـان ي و مـديريت دولتـي در مسـ ير تجاري سازي با آن مواجه مي شوند را ناشي از ماهيت و چيستي آن، اعتقاد به فاصلة علم با عمـلدر علوم انساني، نگاه به دانش مديريت دولتي از زاويه و روش علـوم طبيعـي، نامشـخص بـودن كاركرد و كاربرد آن در جامعه مي دانند. به بياني ديگر عدم درك اهميت مديريت دولتـي و علـومانساني، باعث ناآگاهي عمومي از كاركرد آن شده اسـت كـه مـي تـوان بخـش عمـده اي از آن را مرتبط با عوامل و نگرش فردي دانست.
نتيجه گيري
اين مطالعه با هدف شناسايي و معرفي عوامل و شاخص هاي تسهيل گر اثرگذار بر تجـاري سـازي تحقيقات مديريت دولتي انجام شد. با توجه به اينكه تاكنون در اين حوزه تحقيقـي انجـام نشـدهاست، براي شناسايي عوامل تأثيرگذار بر فرايند تجاري سازي از روش تحليل مضمون استفاده شد. نتايج اين مطالعه، سياست گذاران حوزة علم و فناوري را به نكاتي ارزشـمند در خصـوص تلقـي از تجاري سازي دانش مديريت دولتي و كاستي هاي اين حوزه جلب مي كند كه بدون شك، دانشگاه با نگاه تعاملي به اين عوامل در كنترل اين فرايند، امكان جامع نگر ي و عيني گرايي در برنامه ريزي راهبردي در خصوص تجاري سازي حوزة مديريت دولتي را به دسـت خواهـد آورد. در ايـن راسـتا عنصر مورد بحث در مديريت دولتي و ساير علوم انساني، انسان و نهادهاي اجتماعي اسـت . ا يـن عنصر با موضوع مورد مطالعه در رشته هاي علوم تجربي و طبيعي كاملاً متفاوت است. پديده هاي اجتماعي برخلاف پديده هاي طبيعي بهدليل نقش فعال انسان در آنها، به صورت مسـتمر در حـال تغيير و تحول هستند، همچنين پيچيدگي روابط ميان فردي و اجتماعي بهسبب بروز فناوري هاي جديد، سرعت تغييرات را نيز به شكل قابل توجهي افزايش داده كـه بـر پيچيـدگي رفتـار انسـانامروزي افزوده است. در واقع علوم انساني پشتيبان ساير علوم اسـت و بـه آن جهـت مـ يدهـد



قیمت: تومان


پاسخ دهید