Journal of Public Administration ددوی
دانشكدة مديريت دانشگاه تهران دورة 9، شمارة 1 بهار 1396
صص. 191- 169

تحليل روايت عدم تطابق در بازار نيروي كار ICT در ايران
غلامعلي طبرسا1، حميدرضا فرتوك زاده2، سميه قجاوند3، ميثم رجبي4
چكيده: يكي از چالش هاي مهم صنعت فناوري اطلاعات و ارتباطات در كشور، مسئلة نيـرويانساني است كه به طرق گوناگون بر موفقيـت ايـن صـنعت اثـر مـي گـذارد. وجـود تعـداد زيـاد فارغالتحصيلان يا بيكاري در رشتههاي حوزة فنـاوري اطلاعـات و ارتباطـات از يـك طـرف و تقاضاي زياد نيروي كار مرتبط از سوي ديگر، نشان ميدهد كه ميان بيانگر مهارت عرضه شـدهدر بازار با دانش و مهارت مورد نياز صنعت، تطـابق وجـود نـدارد. بـا توجـه بـه پويـايي مسـئلةپژوهش، براي شناخت مسئله و گره هاي موجود ميـان كنشـگران اصـلي، از روش تحليـل سـه لايهاي استفاده شد. در اين راستا بـا اسـتفاده از روش گلولـة برفـي مصـاحبههـايي بـا 23 فـردمتخصص و خبره صورت گرفت و تحليل سه لايهاي از انگـاره هـا ، سـاختار و رفتـار كنشـگراناصلي پژوهش انجام شد. سپس متناسب با يافتهها، مسئلة پژوهش روايت شد و در انتها با توجه به نتايج به دست آمده، سياستهاي اصلي مرتبط با تطابق آموزشي و مهارتي بازار نيروي كـار بـاصنعت فناوري اطلاعات و ارتباطات ارائه شد.

واژه هاي كليدي: تحليل سهلايه اي، روايت، عدم تطابق مهارتي، فناوري اطلاعات و ارتباطات.

دانشيار گروه مديريت دولتي، دانشكدة مديريت و حسابداري دانشگاه شهيد بهشتي، تهران، ايران
دانشيار دانشكدة مديريت دانشگاه صنعتي مالك اشتر، تهران، ايران
دانشجوي دكتري مديريت سيستمها، دانشكدة مديريت و حسابداري دانشگاه شهيد بهشتي، تهران، ايران
دانشجوي دكتري سياست گذاري عمومي، دانشكدة مديريت دانشگاه تهران، تهران، ايران

تاريخ دريافت مقاله: 01/09/1395 تاريخ پذيرش نهايي مقاله: 02/12/1395نويسندة مسئول مقاله: سميه قجاوند
E-mail: ghojavand.so@gmail.com
مقدمه
امروزه فناوري اطلاعات و ارتباطات (ICT)، نقش مهمي در رشد و توسعة كشورها ايفا مـي كنـد .
نو آوري هاي اخير و سريعي كه در فناوري اطلاعات رخ داده ، آن را به يـك بخـش پويـا تبـديلكرده كه سهم زيادي در رشد كشورها نسبت به گذشته پيدا كرده است (سـينگ ، 2014). از ايـنرو، اين صنعت در ايران، براي ارتقاي جايگاه خود در رشد و توسعة كشور، به سرمايه گذاري هـاي مختلف مالي، انساني، فرهنگي و اجتماعي نياز دارد. مسئلة نيروي انسـاني يكـي از چـالش هـاياساسي در اين صنعت است. زيرا مطابق با آمار و گزارش هاي مختلف مديريتي، بازار نيـروي كـاردر اين صنعت داراي نوعي عدم تطابق است. بحـث عـدم تطـابق در بـازار نيـروي كـار يكـي ازبحث هاي ديرينه اي است كه همواره در ادبيات مرتبط با بـازار نيـروي كـار وجـود داشـته اسـت (هوزلر، 2013 ؛ كاپلي، 2015؛ ليو و همكاران، 2012).
جدول 1 سطح اشتغال و بيكاري فارغالتحصـيلان را بـه تفكيـك در رشـته هـاي مختلـف درجامعة ايران، نشان مي دهد. مطابق با اين جدول علوم كامپيوتر يكي از رشتهها با سـطح بيكـاريبالا است. سطح بالاي بيكاري در رشته هاي حوزة ICT و نـرخ بـالاي مهـاجرت در ايـن بخـشبيانگر نبودن ظرفيت كافي در صنعت براي جذب افراد است. اما در مقابل روايت هـاي موجـود دربخش عرضه، بيانگر تقاضا براي نيروي انساني و نبودن نيروي انساني مورد انتظار است. برخي از روايت ها در صنعت بر نبودن نيـروي متخصـص در ايـن حـوزه تأكيـد دارنـد (اسـكوئيلر ، 1393؛ عليشاهي، 1393). طبق شواهد و اطلاعات ارائه شده، براي راه اندازي آمـوزش هـاي خصوصـي ازسوي صنعت و نظام صنفي رايانه اي، براي بـرآورده كـردن نيازهـاي مهـارتي صـنعت، اقـداماتمتعددي انجام شده است (خبرگزاري مهر، 1394). چنين اقداماتي بـه نـاتواني نظـام آموزشـي درتأمين نيازهاي مهارتي و آموزشي صنعت اشـاره دارد (محمـديان 1394). افـزايش آمـوزش هـايتخصصي از سوي شركتهاي خصوصـي نيـز بـر ايـن موضـوع تأكيـد دارد (گنجـه اي، 1394). اطلاعات و گزارش هاي طرف عرضه به وجود فارغ التحصيلان بسيار زياد اشاره دارنـد ، در حـالي كه صنعت بر نبودن نيرو هاي مورد نياز اين بخش علي رغم تقاضاي بالا تأكيد دارد.
در صورتي كه فارغ التحصيلان يك رشته بيكار بوده و صـنعت متقاضـي نيـروي كـار نباشـد، نيروي انساني بيش از نياز صنعت تربيت و آموزش ديده است. در حالـت دوم زمـاني كـه صـنعتمتقاضي نيروي كار باشد ولي فارغ التحصيل و نيروي كار مورد نياز وجـود نداشـته باشـد، نيـرويانساني كمتر از نياز بازار تربيت و آموزش داده شده است. مسئلة پـژوهش حاضـر، بيـانگر حـالتياست كه در آن هم صنعت تقاضاي نيروي كار مرتبط دارد و هم بيكـاري وجـود دارد كـه همـانعدم تطابق در بازار نيروي كار است. اين پژوهش به مسئله نگاهي سيستمي دارد. تحليل، از نـوعسه لايهاي اسـت كـه در آن رفتـار سيسـتم، سـاختار آن و در زيـرين تـرين لايـه، ذهنيـت هـايشكل دهندة ساختار سيستم كه عامل عمدة مقاومت در برابر تغيير ساختار سيستم است، مطالعـه وبررسي شده است.
جدول 1. وضعيت جمعيت فارغ التحصيل يا در حال تحصيل دوره هاي عالي كشور تا پايان سال 91
درصد بيكاري بيكاري اشتغال تعداد فارغالتحصيلان نام رشته رديف
41/6 16572 23223 39795 صنعت و فرآوري 1
30/4 3388 7740 11129 علوم كامپيوتر 2
30/3 11200 25766 36967 روزنامهنگاري و اطلاعرساني 3
26/6 28294 77989 106283 علوم حياتي 4
26/4 23220 64582 87802 هنر 5
25/4 46862 137788 184650 حقوق 6
25 44485 133328 177813 علوم فيزيكي 7
24/8 38040 115335 153376 كشاورزي، جنگلداري و شيلات 8
23/1 81957 272995 354952 معماري و ساختمانسازي 9
22/2 198790 696949 894740 مهندسي و حرفههاي مهندسي 10
20/4 60394 235027 295421 علوم رفتاري و اجتماعي 11
20/2 3388 13375 16763 دامپزشكي 12
20/3 161590 634102 795693 بازرگاني و علوم اداري 13
19/8 3833 15574 19408 خدمات بهداشتي 14
19 23733 100936 124670 رياضيات و آمار 15
15/2 88818 494038 582856 علوم انساني 16
خبرگزاري مهر 1392 (به نقل از مركز آمار ايران) پيشينة پژوهش
با پاسخ فرد، مبني بر اينكه شـغل تـا چـه انـدازه مـي توانـد زمينـه را بـراي اسـتفاده از دانـش ومهارت هاي فرد مهيا كند يا اگر مهارت ها و دانش اضافي داشته باشد، مي تواند عملكرد بهتري در شغلش داشته باشد، ميتوان عدم تطـابق مهـارتي را نشـان داد (آلـن و ولـدن، 2001). مهـارت ، توانايي انجام دادن يك وظيفه در سطحي از صلاحيت است. عدم تطابق در مهارت ها به طور كلي به صورت انواع گوناگوني از شكاف يا عدم تعادل در مهارت ها و دانش يا ويژگي هايي كه ماهيـتكمي يا كيفي دارند، نمايان ميشود (پيتان و آددجي، 2012). عدم تطـابق مهـارت در سـه دسـتهقرار مي گيرد: »مهارت كمتر از حد نياز«1 (كمبود مهارت)، »مهـارت بـيش از حـد نيـاز«2 (مـازادمهارت) و مهارت مورد نياز (دژاردين و رابنسان، 2011). از منظـر بخـش آمـوزش، عـدم تطـابقزماني رخ مي دهد كه فردي براي انجام يك شغل، بيش از حد نياز آمـوزش ديـده باشـد. در ايـنصورت، عدم تطابق ، در بخش آموزش سطح هزينـه را بـراي سـطح معينـي از توليـد در اقتصـادافزايش داده، يا براي سطح معيني از منابع آموزشي سطح برون داد را كاهش مي دهـد ( سـاتينجر، 2012).
امروزه سازمان ها با تأكيد بر برنامه هاي توسعة سرماية انساني از طريق ارتقاي سطح دانـش ، تخصص و مهارت كاركنان (ابيلي و همكاران، 1395؛ بيگي و قليپور، 1395) در راستاي كـاهش سطح عدم تطابق مهارتي ميان شاغل و شغل گام برداشته اند. با وجود اين هزينههاي قابل توجـهبرنامه هاي توسعة منابع انساني و همچنين ترس از دست دادن نيروهـاي متخصـص، بسـياري از سازمانها را از اجرايي كردن برنامه هاي توسعة سرماية انساني باز نگه داشته است.
در مطالعة ديگر حيدري، موسوي و حسني (1393) به نقش مديريت منابع انساني در ارتقـا ي سطح وفاداري كاركنان به سازمان تأكيد داشتند، كه در آن بـه توسـعة كاركنـان بـهعنـوان يـكراهبرد در ايجاد تطابق بيشتر ميان مهارت هاي كاركنان با نيازمندي هاي شغل توجه شـده اسـت .
در تحقيقي ديگر اكبري، حسيني، حجازي و رضوان فر (1394) ضمن تأكيد بر اهميت برنامه هـايتوسعه در ارتقاي توانمندي نيرو هاي انساني، بيان كردند كه بايد در بهبود برنامه هاي توسـعه، بـهعواملي همچون توسعة فردي، توسعة فرهنگي ـ اجتمـاعي، توسـعة حرفـه اي، توسـعة سـازماني، توسعة آموزشي، فرايند توسعة منابع انسـاني و بـرونداد توسـعه، توجـه داشـت. در ايـن صـورتمي توان در برنامههاي توسعة كاركنان، انتظار اثربخشـي بيشـتري داشـت، كـه نقـش مهمـي دركاهش عدم تطابق شغلي و مهارتي كاركنان دارد.
اغلب تحليل هاي مرتبط با عدم تطابق، به برخي از عوامـل توجـه نداشـته انـد . از جملـ ة ايـن عوامل مي توان به نوع آموزش، مهارت هاي واقعي، تجارب كاري و اين واقعيت كـه افـراد درگيـرفرايندهاي يادگيري درون و بيرون از محيط كاري خود هستند، اشاره كرد (دژارديـن و رابنسـان، 2011). بررسيهاي متعددي در زمينة عدم تطابق مهارتي در بازار نيروي كار كشورهاي مختلف، صورت پذيرفته است. در يك مطالعه پيتان و آددجي (2012) حدود و ميزان عدم تطابق مهارت ها در ميان فارغ التحصيلان دانشگاهي استخدام شده در بازار كار نيجريه را بررسي كردند. يافته هـاي
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
Underskilled
Overskilled
به دستآمده نشان داد كاستيهاي بسياري در عرضة تمام مهارت هاي مورد نياز براي كارفرمايـانو توسـعة بـازار كـار وجـود دارد. در ايـن پـژوهش 6/60 درصـد عـدم تطـابق در مهـارت هـاي فارغ التحصيلان مشاهده شد. ليو و همكاران (2012) نيز در مطالعهاي كه در كشـور نـروژ انجـامدادند، عدم تطابق مهارتي را بهعنوان يكي از مكانيزمهاي مهم كه در از دست دادن دائمي شـغلدر فارغ التحصيلان در زمان بحران اقتصادي نقش دارد، معرفي كردنـد. كاپـت (2016) وضـعيتعدم تطابق شغل و آموزش در اوكراين را بررسي كرد. وي بيان داشت كه خطر بالا بودن آموزش بيش از حد در اوكراين صرفاً به دليل بالا بودن دسترسي به نيروهاي كاري ماهر و خوب نيسـت ، بلكه به دليل تعداد كم مشاغل نيازمند به مهارت بالا، كمبود مهارت ها و تجارب كاري مـرتبط بـامشاغل بالا است. در مطالعة ديگر ديميان (2014) درك كاركنان نسبت به ارتباط ميان عملكـردسيستم آموزشي و نياز هاي بازار نيروي كار را در روماني بررسي كرد. تمركز اصـلي پـژوهش ويبر مطالعة اجزاي عمومي محيط كاري كاركنان روماني، تفاوت هاي ميان نيازمنديهـاي شـغل وسطح و نوع آموزش كاركنان بود. مركز نيروي كار و بهـره وري اسـتراليا نيـز طـي يـك گـزارشدولتي، وضعيت نيروي كار ICT در اين كشور را بررسي كرد. طبق اين گزارش، علي رغـم تقاضـا براي مهارت هاي سطح بالاي ICT، پيچيدگي و تغييرات سريع در اين حوزه و نياز بـراي توسـعة مهارت ها، سرمايه گذاري صنعت در حوزة كارآموزي رو به كـاهش اسـت و بـا كمبـود مهـار ت در صنعت مواجه هستيم (مركز نيروي كار و بهره وري استراليا، 2013).
روش شناسي پژوهش
روش پژوهش، كيفي و از نظر هدف كاربردي است. در پژوهش حاضر تحليل روايـت مبتنـي بـرمنطق چندلايه اي صورت پذيرفته كه در آن رفتار كنشگران در سه سطح رفتار، ساختار و انگاره ها تجزيه و تحليل شده اند (ريسمن، 2008). كسب شناخت در زمينة مسئلة پيچيده به تحليل روايت چند لايه اي نياز دارد كه در تحليل لايه اي علت ها ريشه دارد. CLA1 ساختار سـاده اي را ايجـادمي كند كه به يادگيرنده ها اين توانايي را ميدهد تا با گشودن و تحليل كردن سه لايـه اي كـه درزير سطح ظاهري شرايط قرار گرفته اند، لايه هاي مربوط به معاني عميق تـر را رمزگشـايي كننـد(هايـت، 2016). از ايـن تكنيـك بـراي شناسـايي علـل ريشـ هاي مسـائل، اسـتفاده مـي شـود و جهان بيني ها، اسطوره ها و استعاره هاي سازنده و زيربنايي را نمايان مي كند (لدرواش و همكـاران ، 2011). فرتوك زاده و وزيري (1392) تحليل چندلايـهاي را تحـت عنـوان منطـق سـه لايـهاي
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. Casual layered analysis
فضايي براي كشف، گفت وگو و استدلال پيرامون مغالطههايي كه در فهم، تفاهم و توافق به وجود مي آيد، معرفي مي كند. تحليل روايت سه لايه اي طي سه گام اساسي صورت مي پذيرد:
جمع آوري داستان ها و حكايات از مسئله: محقق با كنشگران مسئله در جلسات مصاحبه قرار گرفته و داستانهاي افراد درگير در مسئله را جمع آوري مي كند (كالاهان، 2004).
تحليل چند لايه اي: در اين مرحله حكايت ها در سه سـطح رفتـار، سـاختار و انگـاره هـاتجزيه و تحليل مي شود. لاية نخست، جايي است كه مسئله ها ظهور پيدا مي كنند. لاية دوم ساختارهاي عينيت يافته و قواعد نهادي است كه بر نمودهـا، دسـتاوردها ، پيامـدها ، حوادث و واقعيت هاي انضمامي لاية نخست تأثير مـي گـذارد . لايـة سـوم انگـاره هـا وچارچوب هاي ذهني است (فرتوك زاده و وزيري، 1392).
ساختن روايت: روايت ها بـه پـژوهش هـاي كيفـي در كسـب داده هـا ي غنـي از درون داستانها كمك ميكند (ميشل و اگادو، 2003). وقتي راويها داستان تعريف مي كنند، روايت ي از ي ك تجرب ه را ارائ ه داده، ب ه آنچـه رخ داده ح س م يبخش ند و آن را تصوير سازي مي كنند. (بامبرگ، 2012).
ابزار جمع آوري دادهها در اين پژوهش، مصاحبه است. مصاحبه ممكن اسـت سـاختارمند و بـااستفاده از پرسشنامة استاندارد باشند، مي تواند غيررسمي و غيرساختارمند باشد يا موضع واسطه اي را در بر گيرد (دانايي فرد، الواني و آذر، 1388). مصاحبة پژوهش حاضر، باز و ساختارنيافته است و سعي شده در طول فرايند مصاحبه فضايي فراهم شود تا مصاحبه شونده از طريق داستانسرايي به تبيين مسئله بپردازد. در اين پژوهش با 23 فرد خبره و فعال در بخش هاي مختلف صـنعتICT مصاحبه شد. نمونه گيري پژوهش نظري است كه بـا روش گلولـة برفـي ادامـه يافـت. جـدول 2 سؤالات مصاحبه را نشان ميدهد و در جدول 3 نيز، مشخصات و اطلاعات مصاحبه شوندگان درج شده است.
جدول 2. سؤالات مصاحبة پژوهش
سؤالات فرعي سؤالات اصلي
اثرگذارها بر مسئله را بيان كنيد و نمونـهاي از تجربيـاتخود را در اين خصوص مطرح كنيد. 1. آيا ميان نيازمنديهاي صـنعتICT و توانمنـديهـا،مهارت ها و آموزش هاي نيروي كار در ايـن بخـش عـدمتطابق وجود دارد؟
تجربيات خود را در اين خصوص بيان كنيد. 2. تأثيرگذاري متقابل صـنعتICT ، سيسـتم آموزشـي ودولت به چه صورت است؟
تجربيات خود را در اين خصوص بيان كنيد.
آيا كنشگران ديگري هم در اين تعارضات نقش دارند؟ 3. چالش هاي موجود ميان اين بخشها در حـوزةICT راشرح دهيد.
جدول 3. مشخصات مصاحبه شوندگان پژوهش
سنوات سابقة كار مرتبط مصاحبهشونده رديف
13 مشاور اشتغال و كارآفريني يك نهاد سياستگذار 1
15 مدير اشتغال و كارآفريني يك نهاد سياستگذار 2
15 معاون آموزش يك نهاد سياستگذار حوزةICT 3
7 مدير آموزش و توسعة يك نهاد سياست گذار حوزة ICT 4
8 مدير آموزش و توسعة نيروي انساني شركت حوزةICT 5
25 مدير منابع انساني يك نهاد سياستگذار حوزةICT 6
20 مدير عامل شركت نرمافزاري 7
13 مدير منابع انساني شركت نرمافزاري 8
24 معاون فني شركت حوزةICT 9
10 مدير منابع انساني شركت فناوري اطلاعات بانكي 10
15 مدير شبكة شركت فناوري اطلاعات بانكي 11
20 معاون شبكة شركت فناوري اطلاعات بانكي 12
10 مدير منابع انساني شركت حوزةICT 13
28 مدير حوزة اشتغال و كارآفريني يك نهاد سياستگذار 14
20 مشاور فناوري اطلاعات نهاد سياستگذار حوزةICT 15
30 مشاور فناوري اطلاعات نهاد قانونگذارICT 16
30 عضو هيئت علمي در حوزةICT 17
25 مدير عامل شركت نرمافزاري و عضو صنفIT 18
28 مدير عامل شركت نرمافزاري و عضو صنفIT 19
25 عضو هيئت علمي در حوزةICT 20
15 مدير عامل شركت آموزش حرفه اي حوزة ICT 21
30 مشاور فناوري اطلاعات نهاد قانونگذارICT 22
10 مدير عامل شركت حوزةICT 23
اعتبارسنجي
اعتباربخشي به يافته هاي پژوهش، به طور عمده از طريق گروه كـانوني صـورت پـذيرفت. هـدفنخست گروه كانوني، براي اينكه بتوان دركي از مسئلة خاص از نگرش مشاركت كننـدگان گـروه ايجاد كرد، توصيف و درك معاني و تفاسير گروه انتخاب شده، اسـت . از نقطـه نظـر روش شناسـي ، گروه كانوني شامل گروهي متشكل از 6 -8 فرد است كه داراي پيشينه هاي فرهنگي و اجتماعي مشابه و همچنين تجارب مشابه هستند (ليام پاتونگ، 2011). گـروه كـانوني يكـي از روشهـايتكميل شناخت و درك محقق نسبت به مسئله و يافته هاي پژوهش است، در اين گروه يافته هاي پژوهش و درك محقق از مسئله تكميل شد. افراد در آن به تبادل نظر، بحث و گفتمان پرداخته و اين تبادل نظر تا رسيدن به اجماع ادامه يافت. خروجي اين گروه سه لايـه اي، كنشـگران مسـئلهبود. جدول4 اطلاعات گروه كانوني پژوهش حاضـر را نشـان مـي دهـد . در جـدول 5 نيـز اعتبـارپژوهش، از چهار بعد قابليت تأييد1، قابليت اعتبار2، قابليت انتقال3 و قابليت وابستگي4 كه لينكن و گوبا (1985) به عنوان معيار هاي ارزيابي اعتبار پژوهش كيفي مطرح كردند، ارزيابي شد.
جدول4. مشخصات گروه كانوني پژوهش
نفرساعت تخصيص يافته ميانگين سابقة كار مرتبط تعداد افراد تخصص
2 11 1 مدير عامل شركت حوزة ICT
3 10 1 مشاور حوزة سياستگذاري ICT
1 25 1 مشاور شركت فناوري اطلاعات بانك دولتي
1 20 1 مشاور فناوري اطلاعات نهاد سياستگذار حوزة ICT
2 30 1 عضو هيئت علمي دانشگاه در حوزة ICT
2 30 3 عضو هيئت علمي دانشگاه در حوزة مديريت

جدول5. نتايج ارزيابي اعتبار پژوهش
روش هاي به كارگرفته شده از سوي محقق معيار كيفيت
• ثبت و يادداشت جزئيات تمامي مصاحبهها و ضبط اطلاعات برخي از مصاحبهها و جلسات گروه كانوني • بررسي كيفيت يافته ها و تفسيرها در جلسات گروه كانوني. يافته هاي پژوهش در هر يك ازجلسات گروه كـانونيمطرح و از نظر قابليت تأييد بررسي شدند. قابليت تأييد
استفاده از مصاحبه و مشاهده در فرايند جمعآوري اطلاعات
استفاده از گروه كانوني در راستاي غني سازي يافته هاي پژوهش و كسب اطلاعات بيشتر در خصوص متغيرهاي پژوهش طي فرايند مصاحبة افرادي كه از يك كنشگر واحد بودند، اطلاعـات مصـاحبة قبلـي در مصـاحبة ديگـر مجـددبررسي ميشدند.
بازبيني از طريق گروه كانوني نيز صورت پذيرفت. اعضاي گروه كانوني افراد متخصص و با تجربه در رابطـه بـاكنشگران پژوهش بودند. قابليت اعتبار
• كدگذاري مصاحبهها • يادداشت برداري در طول پژوهش و بايگاني تمامي مستندات مصاحبه ها و گروه كـانوني و تجميـع اطلاعـات دريك فايل اكسل. قابليت انتقال
• دربارة فرايند پژوهش در هر مرحله بحث شده و در صورت نياز اصلاحات لازم انجام مـي شـد . تمـام اطلاعـاتمربوط به تغييرات مستند شده و در پايگاه داده فراهمشده براي پژوهش ذخيره شدهاند. قابليت وابستگي
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
Confirmability
Credibility
Ransferability
Dependability
يافته هاي پژوهش
پس از انجام مصاحبه، بر اساس اطلاعات ب هدست آمده داستان ها و حكايات ارائـه شـده از مسـئلةپژوهش، طبقه بندي شدند. نتايج در قالب گزاره هاي مصاحبه در جدول 6 نشان داده شده اند.
جدول 6. گزاره هاي مصاحبة پژوهش
گزارههاي مصاحبه رديف
مدير منابع انساني يك شركت فعال در حوزة فناوري اطلاعات و سيستم هاي اطلاعاتي، بيـان مـي دارد كـهدانشگاه هاي داخل علاقه اي به كار كردن با صنعت ندارند. اساتيد دانشگاه در صـنعت فعاليـت نداشـته انـد ودرك دقيقي از نيازهاي صنعت ندارند. وي عنوان كرد چـون ارتبـاط دانشـگاه و صـنعت ضـعيف اسـت، در دانشگاه رشته هاي مرتبط وجود ندارد. به همين دليل مجبور مي شويم افراد را با حداقل دانـش مـرتبط و بـراساس ويژگي هاي شخصيتي جذب كنيم. شركت به آنها آموزش تخصصي مـي دهـد . سـپس ايـن افـراد يـامشغول به كار مي شوند يا با تخصص كسب شده جذب شركت ديگر در بازار مي شوند. 1
مدير آموزش و توسعه، مدير منابع انساني يك شركتICT و مديرعامل يك شركت نرمافزاري و عضو صنف IT بر وجود نياز به نيروي متخصص در صنعت تأكيد مي كنند. ولي به دليل آنكه دانشگاه ها نيازهاي صـنعترا نمي شناسند و نمي دانند كه صنايع دنبال چه تخصص هايي هستند، باعث مي شود نيروي مورد نياز صـنعتوجود نداشته باشد. اگرچه در برخي از دانشگاه هاي خوب ممكن است ارتباط ميان صنعت و دانشگاهها بهتـرباشد، معمولاً فارغ التحصيلان رشته هايICT، صرفاً دانش آكادميك داشته و دركي از صنعت ندارنـد . حتـيگاهي همان دانش آكادميك را هم به درستي ندارند. 2
مدير شبكه و زيرساخت در يك شركت بزرگ و فعال در حوزةIT ، بيان مي دارد كه حتي دانشجويان با معدل بالا و از دانشگاه خوب هم با مفاهيم ساده IT، آشنا نيستند و در عمل نميتوانند از دانش خود استفاده كنند.
تعامل با دانشگاه صرفاً جنبة ظاهري دارد. ولي در واقع صنعت آن را قبول ندارد. گاهي اين ارتباط بـه دليـلفشار دولت براي اينكه پروژهها بايد به دانشگاه واگذار شـود، صـورت مـي گيـرد. خـود دانشـگاه نيـز چنـينپروژه هايي را جدي نمي گيرد و به آن به عنوان يك منبع مالي نگاه مي كند. 3
مدير منابع انساني يك شركت بزرگ حوزةIT و مديرعامل يك شركت فعال در حوزة ICT، تأكيد مي كننـدكه در دانشگاه ها به دليل بالا رفتن ورودي ها، كيفيت فداي كميت شده است. از طرف ديگر اغلـب از سـويشركت هاي بزرگ IT، معيارهاي سختي براي استخدام افـراد وجـود دارد. بـراي مثـال اسـتخدام از سـويبالاترين رتبه هاي دانشگاه هاي برتر فني كشور، صورت مي گيرد. 4
مديرعامل يك شركت متوسط در حوزة نرمافـزار و همچنـين يكـي از اعضـاي هيئـت علمـي حـوزة ICT، اين گونه شرح مي دهند كه دانشگاه ها گاهي از نظر پژوهش خوب هستند، اما چون به صنعت وصـل نيسـتندنمي توانند خود را نشان دهند. وي مي گويد بارها تيم هاي دانشجويي مراجعه كردند كه بـراي اجـراي پـروژهخود به حمايت مالي نياز داشتند، اما چون در دولت دانش فني در اين حوزه ها كم است، از اين تيم ها حمايت نمي شود و در نتيجه تيم ها از هم مي پاشند. وي مشكل اصلي در ICT را، نبود سيستم مـديريتي كـه در آنهر فرد در جاي خودش قرار گرفته، مي داند. 5

ادامة جدول 6
گزارههاي مصاحبه رديف
يك مدير منابع انساني در يك شركت بزرگ حوزة ICT، در ارتباط با چالش هاي نيروي انساني اين شركت، بيان مي دارد كه عموماً، افراد آكادميك و توانمندي كه استخدام مي شوند پس از مدتي بهدليل رو به رو شـدنبا پروژههاي حساس و ميلياردي و از طرف ديگر نداشتن دريافتي متناسب بـا تعهـدات مربوطـه ، يـا جـذب شركتهاي بين المللي ميشوند يا دوباره به دانشگاه بر مي گردند و پروژه هاي كوچك با تعهد كمتر را انجـاممي دهند. 6
معاون و مدير آموزش يك شركت بزرگ حوزة ICT، از ناتواني شركت هـاي دولتـي بـزرگ حـوزةICT، در استفاده از توانايي فارغ التحصيلان ممتاز دانشگاه هاي برتر كشور سخن ميگويند. از نظـر آنهـا پـروژه هـايخوبي به دانشگاه هاي برتر كشور واگذار شده است، اما به دليل ضعيف بودن دانشـگاه هـا از نظـر تجهيـزات، نتوانسته اند پروژه را به خوبي پيش ببرند، يا در مدت زمان طولاني پروژه را انجام دادنـد كـه باعـث شـده تـاپروژه ها عمدتاً به شركت هاي خارجي واگذار شود. بهطور كلي پيش فرض حاكم در صنعت، ناتواني دانشگاهها و پيش فرض اساتيد، عقب ماندگي صنعت است. 7
عضو هيئت علميICT يكي از دانشگاههاي برتر و مدير اشتغال و كارآفريني يكي از نهادهاي سياست گذار، دانشگاه را جلوتر از صنعت مي دانند. از نظر ايشان بخش پژوهش و توسعه در صنعت وجود ندارد و اگـر هـموجود داشته باشد بسيار ضعيف عمل مي كند. زيرا شركت ها براي پنج سال آتي خود برنامـهريـزي ندارنـد ونيازهاي خود را نميشناسند. اگر در سياست هاي شركت ها آينده نگري وجود داشته باشد و نيازهاي آتي خود را به دانشگاه ها بدهند، دانشگاه ها مي توانند پاسخگوي نياز صنعت باشند. 8
يكي از مسئولان وزارتخانههاي سياستگذار بيان ميدارد كه يكي از مشكلات اساسي كه در حال حاضر در ارتباط با وضعيت اشتغال نيروي انساني وجود دارد، نبودن آينده پژوهي براي مشاغل در كشور است. مسـئلةبعدي نبود همگرايي سازماني است. در حالي كه مسئلة اشتغال در هر صنعتي، ملـي اسـت و بـه تصـميماتيكپارچه و هماهنگ نياز دارد. در نهايت شكاف ميان بازاركـار و آمـوزه هـاي دانشـگاه، عـدم تطـابق ميـانسيلابس هاي درسي و نياز بازار كار و عدم موفقيت دفاتر ارتباط با صنعت را، مطرح مي كند. 9
معاون شبكة يك شركت بزرگIT ، تأكيد ميكند كه نيروهاي خوب يا از ايران رفتـه انـد يـا در قالـب يـكاستارتاپ يا شركت نوپا كسب وكار خود را آغاز كرده اند. تعداد نيروهاي خوب اندكي در بازار باقي مـي ماننـد .
يكي از استراتژي هاي جديدي كه در شركت هاي بزرگ فعال در اين حوزه انجام مـي شـود ، دادن پـروژه بـه
دانشجويان دانشگاه هاي خوب است، تا توانمندي آنها بالا رود و سپس آنها را جـذب كننـد. يكـي از دلايـلشكاف موجود را عدم تمايل دانشگاه هاي خوب به برقراري ارتباط مي داند. 10
يكي از مسئولان نظام آموزشي، بيان ميكند كه افزايش بيروية تعداد دانشگاه ها، از كيفيت آموزشي كاسـتهاست. ارتقاي اساتيد بر اساس تعداد مقالات علمي صورت مي گيرد و به اينكه چند درصد از اين مقالات نيـازبازار را پوشش مي دهد، توجهي نمي شود. در برنامه ريزي هاي آموزشي، آينده پژوهي وجود نـدارد و از سـويديگر نيز تكنولوژي در حال پيشرفت است و نيازهاي بازار تغيير ميكند. ايـن شـكاف دو بخـش را افـزايشمي دهد. در تعريف رشته ها و تعداد ورودي دانشگاه ها، نياز بازار ديده نمي شود و ديـدي از اينكـه صـنعت درآينده به چه نيروهايي و به چه تعداد نياز دارد، وجود ندارد. 11

ادامة جدول 6
گزارههاي مصاحبه رديف مدير فني يك شركت متوسط و فعالIT ، بيان ميكند افراد آكادميك و توانمند، عموماً با دريافت حقوق بيشتر در صنعت مي مانند و كار برايشان جذابيت بيشتري دارد. اساتيد معمولاً از لحاظ كاري در صـنعتIT، خيلي توانمند نيستند و به همين دليل دانش ملموسي از بازار كار ندارند كـه كيفيـت كارشـان را دردانشگاه پايين مي آورد. به گفتة وي اقتصاد ايران، دولتي است و در دولت هم بهدليل نبودن دانش كافي، اعتقادي به ICT وجود ندارد. شركت هاي بزرگ IT نيز دولتي هستند و قوانين خوب تعريف نشده اند. 12 يكي از مشاوران حوزةICT و همچنين مدير فني يك شركت بزرگ IT، مي گويند كارفرماهاي بـزرگكه عمدتاً دولتي هستند، بيشتر به محصولات خارجي تمايل دارند. زيرا ريسك خريـد از داخـل را زيـادمي دانند. به همين دليل بيشتر به سمت واردات IT مي روند و قوانين حمايتي از داخل نيز وجـود نـدارد. قوانين حاكم در فضايي است كه قانون گذار احاطه اي به موضوع نداشته است و چون خـود قـانون گـذار خارج از فضاي ICT است مسئله را به خوبي درك نمي كند. 13 يكي از اساتيد حوزة ICT، از يكي از دانشگاههاي برتر كشور، عنوان مي كند مشكل اساسي ايـن اسـتكه مديريت كلاني كه دانشگاه و صنعت را به هم پيوند دهد، وجود ندارد. دانشجويان و فارغ التحصيلان برتر تمايلي به ماندن در كشور ندارند. زيرا جايگاه شغلي كه مي خواهنـد را در بـازار نمـي يابنـد . از نظـرفرهنگي نيز احساس تعلق به صنعت ندارند و صنعت نيز سرمايه گذاري در حوزة آموزش نمي كنـد . زيـراآن را هزينه بر دانسته و ديد بلند مدت به سرمايه گذاري هاي خود در حوزة آموزش و مهارت ندارد. 14 يكي از اعضاي صنفIT و مديرعامل يك شركت نرمافزاري، بيان مي كند مشكلات صنعت به دانشگاه نمي رود در حالي كه بايد در قالب پايان نامه هاي دانشجويي به آن پرداخته شود. موضوعات پايان نامه هـابيشتر در حوزه هايي است كه توليد مقاله بيشتري كند. 15 يكي از مسئولان حوزةICT كشور، بيان ميكند كه بايد يك سيستم مديريت واحـد و يكپارچـه وجـودداشته باشد تا نظام آموزشي و صنعت را كنار هم قرار دهد. سياست هـاي نظـام آموزشـي هماهنـگ بـاصنعت نيست و به صورت مجزا عمل ميكنند. نظام پرداخت درستي نيز در حوزة ICT وجود نـدارد . بـههمين دليل افراد متخصص در اين حوزه جذب شركت هاي بين المللي مي شوند. يكي از دلايـل اهميـتپايين صنعت ICT را كوچك بودن صنعت مي داند كه به دليل عدم توسعة زيرساخت و شبكه است. 16 يكي از مسئولان در حوزة قانونگذاري مسئلة قـوانين حمـايتي صـحيح از حـوزة ICT را گـزارش هـاينادرست و غير واقع بينانه مي داند. عدم اطمينان به فناوري، در كشور بالاست و اين مسئله سـازوكارهايحمايتي را كاهش ميدهد. براي كاهش نگراني هاي امنيتي از نظر محتوا و زيرساخت، بـه افـراد توانمنـدنياز است. 17 يكي از مشاوران حوزة قانونگذاري و همچنين يكي از مشاوران حوزة ICT، در خصوص نبودن قـوانينحمايتي براي توسعة زيرساخت در ICT را نگرش منفي نسبت به فناوري، مطرح مي كنـد . دانـش فنـي ضعيف قانون گذار، در كنار گزارش هاي غيردقيق و غيرحرفه اي باعث شده تا قانون گذار نتوانـد بـه طـوراثربخش عمل كند. نگرش حاكم تهديدات امنيني حوزة زيرساخت و شبكه براي كشور است. 18

تحليل سه لايهاي
پس از مطالعة ادبيات پژوهش و گزارشها، سه كنشگر اصلي مسئله شناسايي شدند كه عبارت اند از صنعت ICT ، نظام آموزشي و دولت. پس از مصاحبه، كنشگران زير شناسايي شدند: 1. وزارت علوم، تحقيقات و فناوري 2. فارغ التحصيل3. دانشگاه 4. شركتهاي بزرگ توليدكنندة فناوري 5.
شركتهاي بزرگ واردكنندة فناوري 6. شركتهاي كوچك توليد كنندة فنـاوري 7. شـركتهـايكوچك واردكنندة فناوري 8. مشتري هاي كسب وكاري 9. كاربر نهايي (مصرف كننده) 10. دولـت
11. وزارت كار 12. وزارت صنعت، معدن و تجارت 13. وزارت ICT 14. قانونگذار
هريك از كنشگران مسئلة پژوهش در سه لاي ة انگاره، ساختار و رفتار تحليل شدند. انگاره به دستگاه معرفتي كنشگر اشاره دارد كه بر رفتـار وي در سـاختاري كـه در آن قـرار گرفتـه، تـأثير ميگذارد. ساختار به قواعد و چارچوبي اشاره دارد كه بر رفتار كنشـگر در وضـعيت موجـود تـأثيرمي گذارد. رفتار كنشگر به نحوة عمل و تصميمات اتخاذشده از سوي وي اشاره دارد كه بر اسـاس انگارهها و ساختاري كه در آن قرار گرفته، انجـام مـي شـود . الگـوي سـه لايـهاي كنشـگ ران در جدول هاي 7 الي 20 قرار گرفته است.

جدول 7. الگوي سه لايه اي وزارت علوم، تحقيقات و فناوري
ايجاد دانشگاههاي بيشتر/ پاسخگويي به تمامي متقاضيان دانشگاهي/ نظام آموزشي برنامة مشخصي براي ارتباط با صنعت ندارد. رفتار
تعريف رشتهها به مجوزدهي سياسي و سفارشي نياز دارد. / ساختار سلسلهمراتبي در نظام آموزشي وجود دارد. / برنامه هاي پيوند نظام آموزشي به صنعت وجود ندارد. ساختار
صنعتICT از دانشگاه عقبتر است. /چطور ميتوان سود بيشتري كسب كرد. / همه بايد بتوانند وارد آموزش عالي شوند. انگاره

جدول 8. الگوي سه لايه اي فارغ التحصيل ICT
پاس كردن واحدها و گرفتن مدرك/ مهاجرت به خارج از كشور رفتار
ساختار اشتغال ناكارآمد است./ وضعيت اقتصادي جامعه نامناسب است. / ارتباط دانشجويان با صنعت كم است . ساختار
استخدامها در صنعتICT بر اساس پارتي است. شركتهايICT معيار درستي براي استخدام ندارند. / در كشورهاي ديگر وضعيت بهتري خواهم داشت. انگاره

جدول 9. الگوي سه لايه اي دانشگاه
تعريف پژوهشها و پاياننامههاي دانشجويانICT متناسب با موضوعات روز دنيا كه قابليـت مقالـه شـدندارند./ اجراي سياست هاي وزارت علوم/ ارتباط كمتر با صنعت/ پذيرش متقاضيان بيشتر از امكانات موجـوددر دانشگاه رفتار
سيلابسهاي درسي مبتني بر آييننامة وزارت علوم هستند./ نظام پاداش و ارتقا مبتني بر تعداد مقاله است./ تعداد برنامه هاي ارتباط با صنعت كم است. ساختار
سود بيشتري كسب كنم. / اگر در رتبهبندي جهاني رتبة بالاتر كسب كنم به معناي كيفيت بـالاتر دانشـگاهاست. / ارتباط با صنعت تمايل به درس خواندن را در دانشجوهاي خوب كاهش مي دهد./ كار دانشگاه توليد دانش است./ دانشگاه بايد وضعيت ديكته شده از بالا را براي حفظ موقعيت خود اجرا كند. انگاره

جدول 10. الگوي سه لايه اي شركت هاي بزرگ توليدكنندة محصول (نرم افزار و سختافزار)
ايجاد تيمR&D توسط خود شركت/ پرداخت كم به فارغالتحصيلان/ جذب فارغ التحصيلان دانشـگاه هـايبرتر، استفاده از نيروي كار خارجي يا همكاري با شركت هاي خارجي در توليد فناوري مربوطه/ توليد فناوري رفتار
ارتباط با دانشگاه ضعيف است و پژوهشهاي دانشگاهي با نياز صنعت تناسبي ندارد./ براي توليد تكنولوژي فشار و اجبار وجود دارد. / از توليد فناوري مربوطه حمايت مالي مي شود. ساختار
توان پژوهشاتي دانشگاه براي پيدا كردن نياز صنعت پايين است. / واردات در اين حوزه آينده اي ندارد و بايد خود فناوري را توليـد كنـيم./ افـراد توانمنـد در حـوزة ICT رشـد مـي كننـد و افـرادي كـه بيكـار هسـتندغيرمتخصص اند./ دانشگاه هاي برتـر خروجـي بـا كيفيـت تـر دارنـد./ ريسـك كـار بـا دانشـگاه بالاسـت وفارغ التحصيلان دانشگاه دانشي ندارند. انگاره

جدول 11. الگوي سه لايه اي شركت هاي بزرگ واردكننده، نصاب و ارائهكنندة سرويس
آموزش فناوري وارداتي به نيروي كار/ پرداخت كم به فارغالتحصيلان/ جذب فارغ التحصيلان دانشگاه هـايبرتر/ واردات فناوري رفتار
عمدة فناوري داخلي وارداتي است./ قوانين و مقررات مربوط به واردات محدودكننده نيستند./ قانون كار بـهنفع كارگر است نه كارفرما. / تجهيز منابع سخت است. / ساختار اقتصادي پرنوسان است. ساختار
افراد توانمند در حوزةICT رشد ميكنند و افرادي كه بيكار هستند غير متخصص اند./ ريسك توليـد داخلـيزياد است./ خودم بايد به دنبال آموزش و تكنولوژي هاي جديد وارداتي باشم./ دانشگاه هاي برتر خروجـي بـاكيفيت تري دارند./ ريسك كار با دانشگاه بالاست و كساني كه از دانشگاه ها فارغ التحصيل مي شوند، دانشـيندارند. انگاره

جدول 12. الگوي سه لايهاي شركت هاي كوچك توليد كنندة محصول (نرم افزار و سختافزار)
ناكارآمدي شركتها در توليد فناوري/كاهش هزينة پژوهش و توسعه/توليد فناوري با نوآوري كم/ رقابت درجذب سرمايه رفتار
حمايت مالي اندك است./ سرمايهگذاري درستي در حوزة پژوهش وجود ندارد./ مشتري نرم افزار را يك كالا نمي بيند./ نيروي انساني متخصص كم است./ قراردادهاي ناقص با شركت ها ساختار
بايد سود بيشتري كسب كنم./ اگر بزرگتر شوم توان رقابتي بيشتري خواهم داشت. انگاره

جدول 13. الگوي سه لايه اي شركت هاي كوچك واردكننده، نصاب و ارائهكنندة سرويس
وارد كردن فناوري/ تمركز بر انجام پروژه نه توليد محصول رفتار
قوانين تجاري از واردات فناوري حمايـت مـيكننـد./ تحـريم واردات فنـاوري را كمتـر مـي كنـد ./ كيفيـتمحصولات داخلي پايين است./ ساختار نيروي انساني ضعيف است./ ساختار اقتصادي پر نوسان است. ساختار
هزينة توليد در آن صنعت بالاست. مصرفكنندگان از محصولات خارجي استقبال مي كننـد ./ توليـد داخلـينمي تواند با محصول خارجي رقابت كند. انگاره

جدول 14. الگوي سه لايه اي مشتري (كسب وكار)
خريد فناوري و محصولات داخلي/ استفاده از نرم افزارها و اپليكيشن هاي داخلي رفتار
قوانين و مقررات منع كنندة خريد محصولات و نرم افزارهاي خارجي/ حساسيت كسب وكار ساختار
نرم افزارهاي داخلي با نياز ما همسويي بيشتري دارد. تعامل با شركت هاي داخلي راحت تر است. انگاره

جدول15. الگوي سه لايه اي مشتري( كاربر نهايي)
عدم استفاده از نرمافزارها و اپليكيشنهاي داخلي/ خريد فناوريهاي سختافزاري خارجي/ استفادة رايگـان از نرم افزارهاي خارجي/ عدم رعايت قانون كپي رايت رفتار
كيفيت محصولات داخلي نرمافزار و سختافزار پايين است./ قوانين و مقررات حمايتي در حوزة ICT ضعيف است./ تنوع محصولات داخلي در مقايسه با محصولات خارجي كمتر است. ساختار
محصولات ايراني بيكيفيت هستند./ محصولات ايراني از نظر كيفيت و امنيت قابل اعتماد نيسـتند ./ بابـتنرم افزار پول نمي دهم. انگاره

جدول 16. الگوي سه لايه اي دولت
بودجة كم بهICT / الزام انجام پروژهها متناسب با سبك زندگي اسلامي ـ ايراني رفتار
سطح سواد ديجيتالي پايين است./ فضاي سياسي حاكم از توسعة ICT حمايت نمي كند./ سـاختار مـديريتيغالب كند است. ساختار
حوزةICT مهم نيست و نميتواند تأثير چندان در وضعيت اقتصادي داشته باشد./ وضعيت فعلي ICT خوب است./ الگوي توسعة اسلامي ايراني داشته باشيم. انگاره

جدول 17. الگوي سه لايه اي وزارت كار
اجراي طرحهاي اشتغالزايي زود بازده و كاذب رفتار
قوانين كارگر محور هستند نه كارفرما محور ساختار
من كاتاليزور هستم فقط بايد روابط را تنظيم كنم./ بايد تعادل را بازار نيروي كار ايجاد كنم./ نمي تـوانم بـهآموزش عالي نظري را تحميل كنم. انگاره

جدول 18. الگوي سه لايه اي وزارت صنعت، معدن و تجارت
سرمايهگذاري كم در حوزةICT رفتار
وجود كلي شركت مهم در صنايع بزرگ كه بايستي مديريت شوند. ساختار
نفت مهم است فناوري اطلاعات حوزة كوچكي است و مهم نيست./ د غدغههاي ديگر مهمتر هستند. انگاره

جدول 19. الگوي سه لايه اي وزارت ICT
ارائة تسهيلات در قالب وام/ تمركز روي پروژههـاي خـاص/ برنامـه ريـزي كوتـاه مـدتICT / ناكارآمـديتصيمات در برخي قسمت ها كه به دليل نداشتن قدرت و تغيير مكرر تصميمات اتفاق مي افتد. رفتار
سواد ديجيتالي پايين است./ تعهد بالايي نسبت به حوزة ICT وجود دارد./ در ساختار سياسي حاكم قـدرتلازم را ندارد. ساختار
حوزة ICT خيلي پيچيده است اگر بتوانم يك كار كوچك هم بكنم، برده ام. انگاره

جدول 20. الگوي سه لايه اي قانون گذار
مقاومت در برابر توسعة زيرساخت/ وضع قوانين نادرست در حوزة ICT/ اخذ تصـميمات متعـدد و ناكارآمـد/ برنامه ريزي كوتاه مدت ICT / مخالفت با تكنولوژي هاي توسعه يافته در كشورهاي ديگر رفتار
سطح سواد ديجيتالي پايين است./ فضاي سياسي حاكم از توسعه ICT حمايت نمي كند./ سـاختار مـديريتيغالب كند است. ساختار
امنيت كشور مهمتر است./ كشورهاي خارجي بهدنبال سرقت اطلاعات هستند./ بايد الگوي توسعة اسـلاميايراني داشته باشيم. انگاره
روايت بازار نيروي كار ICT
دانشگاه دولتي در يك برهة زماني براي رقابت با دانشگاه آزاد و به دست آوردن سود بيشتر، شروع به راه اندازي دانشگاه هاي غيرانتفاعي كرد. چيزي كه مد نظر دانشگاه بود يا به عبارت ديگر انگارة دانشگاه، كسب سود بيشتر بود كه باعث افزايش ظرفيت دانشگاه و تعداد وروديهـا بـه دانشـگاهشد. بيشتر شدن ظرفيت دانشگاه باعث خالي ماندن كلاس هاي بيشتري شد. در اين شـرايط بـه اين نكته كه »آيا امكانات و تسهيلات براي آموزش و تربيت ايـن تعـداد دانشـجو وجـود دارد؟«، توجه نشدكه اين بي توجهي باعث شد فارغ التحصيلان بسياري كه سطح مهارت و آموزش پاييني دارند، وارد بازار كار شوند. اين مسئله در رشته هايي مثل ICT، كـه دانشـجو بـراي يـادگيري بـهسيستم، نرم افزار و كارگاه هاي آموزش حرفهاي نياز دارد، بيشتر خـود را نشـان داد. تـلاش بـرايسود بيشتر باعث شد تا اعتبار دانشگاه در بلندمدت خدشه دار شود. نقطة كور دانشگاه به طور دقيق در اين بود كه درك درستي از سود وجود نداشت. سود در تعداد ديده شد، نه دركيفيت و اعتبار.
از طرف ديگر چون دولت خود را متعهد به حمايت مالي از دانشگاههـا مـي بينـد، پـروژههـايبزرگICT كه استفاده كنندگان آن شركتهاي بزرگ هستند را به دانشگاهها محول مـي كنـد . بـااينكه دانشگاهها ميدانند، توان انجام اين پروژه ها را ندارند، براي استفاده از اين بودجة مـالي، آن را قبول مي كنند، كه نتيجة آن پروژه اي بدون كيفيت و گاهي هم ناتمام است كه ضربة اصـلي رابه خود دانشگاه مي زند، زيرا صنعت، ديگر به دانشگاه در انجـام پـروژه اطمينـان نمـي كنـد . ايـنسياست دولت يك نوع تنبلي و رقابت نادرست را نيز بين دانشگاه ها به وجود مي آورد تا فقط براي گرفتن پروژه از دولت تلاش كنند و به دليل اينكه مجبور نيستند هزينة خود را تأمين كننـد بـرايگرفتن پروژه از صنعت تلاش نمي كنند. نقطة كور دولت نديدن تأثير ايـن روش حمايـت در بلنـدمدت است. زيرا دولت درك درستي از حمايت مؤثر ندارد و متوجه نمي شود سياستي كـه بـه كـارگرفته چطور باعث ميشود دانشگاه به دولت وابستهتر شده و نتواند از خود محافظت كند.
تلاش اصلي دانشگاه ها براي بالا بردن رتبة خود در رتبهبندي جهـاني ، كـه معيـار آن تعـدادمقالات بيشتر است، اتفاق ديگري است كه باعث بيشتر شدن فاصلة صنعت و دانشگاه شده است. پاياننامه ها و پژوهشها با موضوعاتي انتخاب مي شوند كه مقالات بيشـتري را توليـد مـي كننـد . ديدي كه وجود دارد اين است:» هر چه مقالات بيشتر شود رتبة دانشگاه بالاتر مي رود و دانشگاه به عنوان يك دانشگاه با كيفيت شناخته مي شود«. در حالي كه كـاربردي نبـودن پايـان نامـههـا و
پ ژوهشه ا، نگ اهي منف ي در ص نعت ايج اد ك رده ك ه:» دانش گاه ب ي كيفي ت اس ت«، » ف ارغالتحص يلان آن دانش گاه ناتوانن د« و »دليل ي ب راي ج ذب آنه ا وج ود ن دارد«. وقت ي فارغالتحصيلان جذب بازار نمي شوند، وروديهاي جديد به دانشگاه ها نيز كاهش مي يابـد . پيامـدآن چه خواهد بود؟ اينكه مقالات كمتري توليد مي شود و رتبة دانشگاه نيز افت پيدا مي كند. يعني ضربة اصلي متوجه خود دانشگاه است. در شرايطي كه فارغ التحصيلان از استخدام نااميد هستند، هيچ اشتياقي به يادگيري مهارت هاي مورد نياز صنعت نيز ندارند. اين مسئله مجدداً بياعتمادي را ميان دو طرف بيشتر مي كند. در مقابل صنعت هم تمايلي به پايان نامههـاي دانشـجويي نخواهـدداشت. بياعتمادي مجدد، باعث نااميدي بيشتر فارغالتحصيلان مي شود. انگـاره اي كـه در ذهـنفارغ التحصيل شكل ميگيرد اين است: »جايي براي پيشرفت و موفقيت در ايران وجود ندارد. بايد مهاجرت كرد«.
پويايي صنعت ICT نيـز بـر بيشـتر شـدن فاصـلة دانشـگاه و صـنعت اثـر مـي گـذارد . ورود فناوريهاي جديد از كشورهاي ديگر به ايران هميشه با يك تأخير زمـاني همـراه اسـت. پـس ازآمدن به كشور نيز با تأخير زماني، به نياز آموزشي تبـديل مـي شـود و در وزارت علـوم بـراي آن برنامهريزي آموزشي صورت مي گيرد و به دانشگاه ها ابلاغ ميشود. وقتـي كـه فنـاوري و دانـشجديد، با يك تأخير زماني براي تدريس وارد دانشگاه مي شود فناوري جديد ديگري، وارد صـنعتشده است. هر چه زمان مي گذرد فاصله بيشتر ميشود. در اين شرايط صنعت با ورود فناوريهاي جديد خود شروع به آموزش ميكند، يعني افرادي كه حداقل مهارتهاي مرتبط را دارند، استخدام شده و با هزينة شركتها آموزش مي بينند و تبديل به يك متخصص مي شوند. جذابيت اين فـردبراي ساير شركت ها افزايش پيداكرده و با پيشنهادات بهتر سعي مي كنند وي را جذب كنند. ايـناتفاق جاب هجايي نيروي انساني را در صنعت افزايش مي دهد. نقطة كور صنعت نديدن تفاوت فـرددر شرايط پيش از آموزش و بعد از تبديل شدن به يك متخصص است. اين درك نادرست باعـث ميشود برنامههاي نگه داشتن نيروي انساني متخصص ICT ضعيف باشد.
پويايي صنعت ICT از طرف ديگر فشار و استرس زيادي را براي افرادي كه در ايـن صـنعت كار مي كنند، به همراه دارد. افراد خبره در بخش تحقيق و توسعة صنعت، عموماً كسـاني هسـتندكه تحصيلات آكادميك دارند. اين افراد هميشه با توجه به اسـترس و فشـار كـار درآمـد خـود ازصنعت را با درآمد خود از دانشگاه مقايسه مي كنند و چون اغلب در دانشگاه تعهد و فشار كمتـري وجود دارد، كار در دانشگاه را به صرفه تر ميبينند. خارج شدن اين افراد از صنعت تـوان تحقيـق وتوسعه را پايين ميآورد و سطح توسعة محصولات جديد هم مسلماً كـاهش مـي يابـد . حـال چـهاتفاقي مي افتد؟ در اين حالت شـركت هـا بـه سـمت وارد كـردن محصـولات مـورد نيـاز خـود از كشورهاي ديگر مي روند و تمايل به فناوري هاي داخلي كمتر مي شود. روشن است كـه در چنـينحالتي صنعت رشد نخواهد كرد و چون عموماً به صنعتي كه بزرگتر باشد بيشتر توجه مي شود، بـهصنعت ICT از سوي دولت و قانون گذار به عنوان نهادهاي سياست گذار به دليـل كوچـك بـودنتوجه نمي شود. زيرا انگاره اي كه وجود دارد مي گويد كه ايـن صـنعت تـأثير چنـداني در وضـعيتاقتصادي كشور ندارد، پس به توجه نياز ندارد. در نتيجـه مسـئلة نيـروي انسـاني در حـوزة ICT دغدغة آن چناني نخواهد بـود . بـه دليـل اينكـه سياسـت هـاي دانشـگاه هـا تحـت تـأثير همـينسياست هاي كلان هستند، به مسئلة آموزش و مهارت دانشجويان رشته هاي ICT، كمتـر توجـهمي كنند. در نهايت اين روند به افزايش بي اعتمادي صنعت به سيستم آموزشي منجر مي شود.
اتفاق بدتر زماني مي افتد كه به دليل كم بودن افراد توانمند در اين صنعت ، توان پشـتيباني ازمسائل پيش روي صنعت مثل مسائل امنيتي و زيرساختي كه براي دولت و قانون گذار اين بخش، اهميت ويژه اي دارد، كاهش مي يابد. نگراني در مورد مسائل امنيتي، باعث ميشود تا قـانون گـذار در راستاي توسعة صنعت ICT، قوانين حمايتي كمتري وضع كند و اين، صنعت را در همان اندازة كوچك نگه ميدارد. در عين حال چون هماهنگي بين بخش هاي فعال در حوزة ICT كم است و سيستم كنترلي و نظارتي دقيقي هم وجود ندارد، گزارش هاي اين بخـش عمـدتاً نـاقص بـوده و دقيق نخواهند بود. اين موارد در كنار دانش فني پايين قانون گذار، ديد منفي به ICT را در دولـت و قانون گذار بيشتر مي كند. ديد منفي در كنار ترس از ICT در ايجاد مشكلات امنيتـي (محتـوا وزيرساخت)، باعث مقاومت در برابر اين بخش مي شود كه نتيجة آن وضع نشدن قوانين حمـايتي ، كوچك ماندن صنعت و سرمايهگذاري كمتر در حوزة آموزش و مهارت خواهد بـود . نديـدن تـأثير بلندمدت تصميمات نهادهاي سياست گذار، راه حل كوت اهمدت يعني



قیمت: تومان


پاسخ دهید