Journal of Public Administration ددوی
دانشكدة مديريت دانشگاه تهران دورة 8، شمارة 4 زمستان 1395 صص. 644- 617

الگوي ريسكهاي ورود سازمانهاي عمومي به شبكههاي اجتماعي
سميه رمضان لواساني1، مهدي خيرانديش2
چكيده: از ديدگاه نظري هر فعاليتي با درجه اي از ريسك همـراه اسـت. ريسـك را نمـي تـوانبه طور كامل حذف كرد؛ بنابراين نگرش علمي به مسئلة ريسك چيزي جز مـديريت آن نيسـت. شبكه هاي اجتماعي مجازي به لحاظ عموميت يـافتن ميـان كـاربران در پهنـة جغرافيـايي درون مرزهاي ملي، تبديل شدن به ابزار ارتباطي خصوصي و فارغ بودن از هـر نـوع كنتـرل جـامع از سوي مراجع قدرت، به وسيله اي بـي بـديل در عرصـة ارتباطـات تبـديل شـده انـد و زمينـه هـاي تأثيرگذاري خارج از كنترل دولت ها و نهادهاي قدرت را در جوامع بـهوجـود آورده انـد . گسـترشروزافزون اين شبكه ها علي رغم مزيت هاي انكارناپذير، آسيب هـايي را نيـز بـراي سـازمان هـايعمومي در صورت عدم مديريت اثربخش آن به همراه خواهـد داشـت. هـدف پـژوهش حاضـرشناسايي ريسك هاي ورود سازمانهاي عمومي به شبكههاي اجتماعي اسـت . ايـن پـژوهش ازنظر هدف، اكتشافي و از نظر نـوع اسـتفاده، كـاربردي اسـت. بـدين منظـور، روي نمونـه اي از خبرگان، مديران و كارشناسان شهرداري منطقة 22 تهران مطالعاتي انجام شـد . تحليـل داده هـابه كمك تحليل عاملي اكتشافي، تأييدي و آزمون تي نشان داد ريسك هاي اطلاعاتي، اخلاقـي،امنيتي، نظارتي، راهبردي و بهرهوري از مهم ترين ريسك هـاي ورود سـازمان هـاي عمـومي بـهشبكه هاي اجتماعي محسوب مي شوند.

واژه هاي كليدي: ريسك ورود، سازمان هاي عمومي، شبكه هاي اجتماعي، شـهردار ي منطقـ ة 22 تهران.

كارشناس ارشد مديريت دولتي، دانشكدة مديريت، دانشگاه آزاد اسلامي واحد قزوين، قزوين، ايران
دانشيار مديريت دولتي، دانشكدة مديريت، دانشگاه هوايي شهيد ستاري، تهران، ايران

تاريخ دريافت مقاله: 01/06/1395
تاريخ پذيرش نهايي مقاله: 03/09/1395
نويسندة مسئول مقاله: مهدي خيرانديش
E-mail: kheirandish@ssau.ac.ir
مقدمه
جوامع مختلف تحت تأثير تحولات عظيم علمي ـ فنـي بـه سـمت جامعـة اطلاعـاتي يـا جامعـة شبكه اي حركت مي كنند. جامعة شبكه اي، جامعه اي است كه ساختار آن متأثر از فناوري است. در جامعة شبكه اي، جوامع با چالش هايي مانند نابرابري اجتماعي، هويت هـاي جديـد، تمايزپـذيري و شالوده شكني نهادهايي نظير دولت و فرصت هايي مانند نقش اينترنت و شبكه هـاي اجتمـاعي در پژوهش، خلاقيت، تعامل و همزيستي جهاني، شـكل گيـري هويـت سـيال و… روبـه رو شـده انـد. شبكه هاي اجتماعي مجازي به لحاظ عموميـت يـافتن ميـان كـاربران در پهنـة جغرافيـاييِ درون مرزهاي ملي، تبديل شدن به ابزار ارتباطي خصوصي و فارغ بودن از هر نوع كنترل جامع از سوي مراجع قدرت، به وسيله اي بي بديل در عرصة ارتباطات تبديل شده انـد و زمينـه هـاي تأثيرگـذاريخارج از كنترل دولت ها و نهادهاي قدرت را در جوامـع بـه وجـود آورده انـد (معمـار، عـدلي پـور وخاكسار، 1391).
شبكه هاي اجتماعي به طور روزافزون به عنوان ابزارهاي مؤثري براي مشاركت فعـال شـهرونداندر فرايندهاي تصميمگيري، سياست گذاري و اطلاع رساني در سطوح اجتماعي و سياسي مدنظر قرار مي گيرند. اين نوع نگرش نسبت به اين رسانه ها از ويژگيهاي خاص آنها نشئت مي گيرد كـه بسـتراشتراك گذاري اطلاعات و مشاركت فراگير را فراهم آورده و ارتباط برخط ميان سازمانهاي عمومي و شهروندان را تسهيل مي كند (خان، يـون و پـارك، 2012). بـا توجـه بـه مزيـت هـاي اسـتفاده از فناوري هاي موجود در رسانههـاي جديـد، بسـياري از سـازمان هـا نسـبت بـه پيـاده سـازي آنهـا در زمينه هايي مانند ساختار داخلي، سيستم هاي مديريت و تبليغات و روابط عمومي اقدام كرده اند (گـو ويو، 2016). بخش عمومي بهدلايل گوناگوني چـون تسـهيل ارتباطـات و تعـاملات ميـان دولـت وشهروندان، اطلاع رساني و فراهم آوردن شرايط استفاده از برخي خدمات عمومي و مجراهايي جديـدبراي مشاركت سياسي افراد از رسانههاي اجتمـاعي اسـتفاده مـيكننـد (اسـتينكمپ و هيـدكلارك،2014). اما هر فناوري نوين، در كنار مزيتهايي خود ميتواند آسيب ها يا ريسكهايي را بـه همـراهداشته باشد. اگرچه منافع و نويدهاي بسياري در رسانههاي اجتماعي (و به طـور خـاص شـبكههـاياجتماعي) و فناوري هاي مرتبط وجود دارد، خطرها و ريسك هاي مختلفي نيز بـا آنهـا همـراه اسـت(پيكازو، گوترز و لونا، 2012) كه شناسايي آنها به منظور بهبود مـديريت ايـن رونـد لازم و ضـرورياست.
در ايران، به دليل ديد نه چندان مثبتي كه در گذشته نسبت به رسانههاي مدرن وجود داشت، به استفاده از آنها در بخش عمومي زياد توجه نمي شد. اين در حالي است كه رسانه هـاي اجتمـاعي (در اشكال مختلف آن از جمله شبكه هاي اجتماعي)، قابليت جـذب مجموعـة گسـترده اي از كـاربران وتشويق آنها به مشاركت را دارند. امروزه، كشور ايران در حال توسعة دولت الكترونيك است و بر اين اساس، رويكردها نسبت به رسانه هاي اجتماعي در چند سال اخيـر تغييـر كـرده و ايـن امـر حضـور قدرتمندتر سازمانهاي عمومي در عرصة اين رسانهها را در آينده اي نزديك نويد ميدهد. بـا وجـوداين، هر فناوري نويني در كنار مزيتهاي كم و زياد خود مي تواند آسيب هـا يـا ريسـكهـايي را بـه همراه داشته باشد. كنترل ناكافي احراز هويت، درخواست اتصال به سايتهاي جعلي، كلاهبرداري اينترنتي، نشت (درز) اطلاعات، جريان هاي تزريق كـدهاي مخـرب، صـحت نداشـتن اطلاعـات،كاهش بهرهوري كاركنان، نشت اطلاعات از سوي كاركنان، نرم افزارهاي مخرب، بدگويي آزادانه در فضايي باز و كلاهبرداري توسط كلاهبرداران اينترنتي از ريسك هـ ايي اسـت كـه در پـژوهشويلسون (2009) به آنها اشاره شده است. همچنين، نظرهاي منفي نوشته شده توسـط كارمنـدان،استفادة بيش از حد از رسانه هاي اجتماعي در طول ساعات كار، ناتواني برخي كارمندان در حفـظامنيت موبايل و تبلت خود، نشر اطلاعات محرمانة سازمان به صورت سهوي يا عمـدي و كـاهشعملكرد كاركنان، از مهم ترين ريسك هاي ورود سازمان ها بـه رسـانه هـاي اجتمـاعي بـر اسـاستحقيق فيلد و چلياه (2012) محسوب مي شوند. در اين رابطه، گريفين (2014) نيز به ريسك هـاي مانند نبود نظارت كافي، افشاي اطلاعات محرمانه، هدايت نامناسب رسانه هاي اجتمـاعي توسـطمديران و كاركنان، سياست ها و رويه هاي ضعيف مرتبط با رسانههاي اجتماعي، ريسك هاي بالقوة عملياتي رسانه هاي اجتماعي اشاره كرده است.
از آنجا كه اغلب فناوري هايي كه در سازمان هاي عمومي كشور اسـتفاده مـي شـوند ، وارداتـي هستند و نيمة پنهان آسيبهاي احتمالي اين گونه فناوري ها براي بهره وران داخلي ناشناخته است و با توجه به استفادة روزافزون سازمان هاي عمـومي كشـور از شـبكه هـاي اجتمـاعي، آگـاهي ازريسك هاي استفاده از اين شبكههـا لازم و ضـروري اسـت تـا بـا شـناخت صـحيح ريسـك هـا،سازمان هاي عمومي از منافع اين فناوري بهره مند شوند.
با توجه به پيشرو بودن سازمان شهرداري در استفاده از شبكه هاي اجتمـاعي در امـور جـاريخود، اين پژوهش تلاش كرده است بر مبناي ادبيات و پژوهش هاي پيشين و با رويكردي جـامع ، به ارائة الگوي ريسكهاي ورود سازمان هاي عمومي به شبكه هاي اجتماعي در شهرداري منطقة 22 تهران اقدام كند. هدف اين پژوهش شناسايي آسيبها و ريسكهايي است كه سـازمانهـايعمومي هنگام استفاده از شبكه هاي اجتماعي در انجام امور و فعاليت هـاي خـود بـا آنهـا روبـه رو ميشوند. بررسي جامع ادبيات مرتبط و انجام ايـن تحقيـق در مراحـل اوليـة توجـه بـه موضـوعريسك هاي استفاده از شبكه هاي اجتماعي توسط سازمان ها در محافل دانشگاهي و دستگاه هـاياجرايي ايران، ميتواند از نوآوري اين تحقيق محسوب شود.
پيشينة نظري پژوهش
در سال 1954 بارنز براي نخستين بار اصطلاح شبكه هاي اجتماعي را مطـرح كـرد و از آن پـسبه سرعت به شيوه اي كليدي در مطالعات تبديل شد. در تئوري شبكة اجتماعي سنتي، يك شـبكة اجتماعي به اين صـورت تعريـف مـي شـود : مجموعـه اي از نهادهـاي اجتمـاعي شـامل مـردم و سازمان ها كه به وسيلة مجموعه اي از روابط معنادار اجتماعي به هم متصل هستند و با هم در بـه اشتراك گذاشتن ارزش ها تعامل دارند. شكل سنتي خدمت شبكة اجتماعي بر انـواع روابـط ماننـد دوستي ها و روابط چهره به چهره متمركز است؛ اما خدمات شـبكة اجتمـاعي ، امـروزه بيشـتر بـرجامعة مجازي آنلايـن و ارتباطـات رايانـه اي واسـط تمركـز دار نـد (معمـار و همكـاران، 1391).
شبكه هاي اجتماعي اينترنتي پايگاه يا مجموعة پايگاه هايي هستند كه امكاني فراهم مي آور نـد تـاكاربران بتوانند علاقه ها، افكار و فعاليت هاي خود را با ديگران به اشتراك بگذارند و ديگران هـم در اين افكار و فعاليت ها با آنان سهيم شوند. هر شبكة اجتمـاعي ، مجموعـه اي از سـرويس هـاي مبتني بر وب است كه به اشخاص امكان ميدهد براي خودشان توصيفات عمومي يـا خصوصـي ايجاد كنند يا با ساير اعضاي شبكه ارتباط برقرار كنند، منابع خود را با آنها به اشتراك بگذارنـد و از ميان توصيفات عمومي ساير افراد براي يافتن ارتباطات جديد استفاده كننـد (بئيـد و واليسـون،2007). به طور كلي، در تعريف شبكه هاي اجتماعي مي توان گفت شبكه هاي اجتماعي سايت هايي هستند كه از طريق موتور جست وجوگر و اضافهكردن امكانـاتي ماننـد چـت ، ايميـل و… ويژگـياشتراك گذاري را به كاربران خود ارائه مي دهند. شبكه هاي اجتمـاعي ، محـل گردهمـايي صـدهاميليون كاربر اينترنت است كه بدون توجه به مرز، زبان، جـنس و فرهنـگ ، بـه تعامـل و تبـادلاطلاعات مي پردازند. در واقع، شبكه هاي اجتماعي براي افزايش و تقويت تعـاملات اجتمـاعي در فضاي مجازي طراحي شده اند. به طور كلي، از طريق اطلاعـاتي ماننـد عكـس كـاربر، اطلاعـات شخصي و علايق كه روي پروفايل افراد قرار مي گيرد، برقراري ارتباط تسهيل مي شـود . كـاربرانمي توانند پروفايل ديگران را ببينند و از طريق برنامه هاي كاربردي مختلف مانند ايميل و چت بـا يكديگر ارتباط برقرار كنند (پمپك، 2009).
ريسك هاي ورود به شبكه هاي اجتماعي
بررسي ها نشان مي دهد كه در زمينة آثار، تبعات و ريسكهاي شبكه هاي اجتماعي، پژوهشهايي صورت گرفته است. از جملة اين ريسكها مي تـوان بـه افشـاي غيرعمـدي اطلاعـات محرمانـه(گريفين، 2014 ؛ اندرسون و اسلمپ، 2011)، انتشار هرزنامه (محكم كار و حـلاج، 1393)، انتشـاراطلاعات كذب، نادرست و بدون منبع موثق (پونجابي، 2014؛ ديستاسو، مك كور كيندال و رايت، 2011)، فقدان اعتبار و صداقت داده ها (بلبـي، 2015)، نقـض يـا تهديـد حـريم خصوصـي افـراد
(محكـم كـار و ح لاج، 1393؛ روزنبلـوم، 2007)، انتشـار ن رم افزارهـاي مخـرب (بلب ي، 2015؛ آندرونيكاكيس، 2012 ؛ ويلسون، 2009)، تهديد حريم خصوصي، برنـد و اعتبـار سـازمان (فيلـد وچلياه، 2012؛ ديستاسو و همكاران، 2011)، انتشار ويروس هاي مختلف (آندرونيكاكيس، 2012) و سرقت اطلاعات (آندرونيكاكيس، 2012؛ پيكازو و همكاران، 2012) اشـاره كـرد. آنـدرونيكاكيس(2012) خطر استفاده از رسانههاي اجتماعي را براي سازمانها در سرقت هويت (سرقت دادههاي ورودي، حملة جعـل هويـت و حملـة هجـوي)، انتشـار تصـادفي اطلاعـات، انتشـار بـدافزارها وهرزنامه هاي رسانههاي اجتماعي، رعايت نكردن اخلاق (در شيوههاي جمـعآوري دادههـا و عـدمافشاي وابستگي به سازمان)، رعايت نكردن قوانين و مقررات و تهديد اعتبار (لكهدار كردن اعتبار، نتيجة معكوس كمپينهاي رسـانه هـاي اجتمـاعي و تبليغـات بـد ) بيـان كـرد. از نظـر پيكـازو و همكارانش (2012)، ريسك هاي رسانههاي اجتماعي در زمينههـاي عمـومي، چـارچوب نهـادي،مشاركت ها و شبكه هاي درون سـازماني، سـاختار و فراينـدهاي سـازماني، اطلاعـات و داده هـا وفناوري خلاصه مي شود. مطالعات فيلد و چليـاه (2012) نشـان داد، نظرهـاي منفـي پسـت شـد ة كارمند بر شبكة آنلاين در خارج از ساعات كار و اسـتفادة بـيش از حـد كاركنـان از شـبكه هـاياجتماعي طي ساعات كار، موجب كاهش تمركـز كـاري، كـاهش بـازدهي و در نهايـت كـاهشبهره وري آنها مي شود و تنش هايي را در محيط كار بهوجود مي آورد. وي هم چنين استفادهنكـردن از مزيت هاي شبكه هاي اجتماعي به دليل ترس از مواجهه بـا شـرايط منفـ ي، صـدمه بـه شـهرتشركت با توهين از سوي كارمندان به ساير كاربران در جهـت دفـاع از شـركت، نظر هـاي منفـي مشتريان (ارباب رجوع)، دسترسي شخص ثالث غيرمجاز به اطلاعـات سـازمان بـ هدل يـل نـاتواني كارمند در حفاظت از تلفن همراه يا تبلت خود و افشاي اطلاعـات محرمانـة سـازمان بـه صـورتسهوي يا عمدي را از مهمترين خطرهاي استفادة نادرست از رسانههاي اجتماعي ميداند.
چي (2011) در پژوهشي با توجه به گزارش انجمن كسـبوكـار ايمـن در سـال 2009 بيـانمي كند، تهديدهاي شناسايي شده در حوزة استفاده از رسانههاي اجتماعي توسط سازمانها شـاملكنترل ناكافي در احراز هويت، اتصال به اسكريپت هاي (برنامه نويسي) سايت، درخواست اتصال به سايتهاي جعلي، فيشينگ (كلاهبرداري اينترنتي)، درز اطلاعات، جريـان هـاي تزريـق كـدهايمخرب، صحتنداشتن اطلاعات و سامانة امنيتي ناكافي هستند.
ايلانارزي (2010) بر اساس مطالعات گروه هاي نظارت و كنترل فناوري اطلاعات، ريسك هـايرسانه هاي اجتماعي براي سازمان ها را ويروسها و بدافزارها، درز يا سرقت اطلاعات، ربودن برند، كنترل نكردن محتواي سازمان، انتظارات غيرواقعي و سوء مديريت ارتباطات الكترونيكي مي داند. بلبي (2015) ريسكهاي دوازده گانة رسانه هاي اجتماعي براي سازمان ها را در خطاي انساني؛ فرايندهاي قانوني ؛ جمعآوري، حفاظت و امنيت داده ها ؛ پذيرش؛ مـالي ؛ عمليـاتي؛ اعتبـار؛ درصـد بازگشت سرمايهگذاري ؛ هزينه ؛ پهنا و عقب ماندن مي داند.
از نظر گريفين (2014) ريسك هايي همانند نبود نظارت كافي، افشــاي اطلاعـات محرمانـه،هدايت نامناسب رسانه هاي اجتماعي توسط مديران و كاركنان، سياست هـا و رويـه هـاي ضـعيفمرتبط با رسانههاي اجتماعي، ريسك هاي بالقوة عملياتي، از رسانه هاي اجتماعي نشئت مي گيرند.
بر اساس پژوهش اشفورد (2013)، بيشتر افراد و كسب وكارها از مزيت هاي ايـن شـبكه هـاياجتماعي براي رسيدن به مردم و ارتباط جهاني با آنها استفاده ميكنند. با وجود اين، همراه با اين مزيت ها، چالش ها و ريسك هاي امنيتي روزافزوني نيز پيش روي كاربران شـبكه هـاي اجتمـاعيوجود دارد. اغلب اين خطرها و تهديدها به مسائل حريم خصوصـي و اشـاعة اطلاعـات نادرسـت مربوط ميشود. غير از حريم خصوصي زندگي شخصي افراد، نگراني حريم خصوصي كسبوكارها باعث آسيب پذيرتر شدن سازمان مي شـود؛ زيـرا كارمنـدان ممكـن اسـت بـه افشـاي اطلاعـاتخصوصي سازمان روي شبكه هاي اجتمـاعي اقـدام كننـد. عـلاوه بـر ايـن، در زمـان اسـتفاده ازشبكه هاي اجتماعي، احتمال فاش شدن اطلاعات خصوصي شركت ها به صورت عمومي افـزايشمي يابد و باعث قرار گرفتن شركتها در معرض ريسك هاي امنيتي جدي ميشود، زيرا اطلاعـات بهراحتي بين شبكه هاي اجتماعي منتقل مي شوند (پونجابي، 2014).
پيشينة تجربي پژوهش
عبادي (1395) در پژوهشي به بررسي وضعيت بلوغ حكمراني الكترونيك در پورتال وزارتخانه هـاي كشور پرداخت. نتايج مبـين آن اسـت كـه اغلـب پورتـال هـا در سـطوح اوليـة بلـوغ مـدل هـاي خدمات رساني الكترونيكي قرار دارند و اطلاعات را بيشتر از خدمات ارائه ميدهند.
سهرابي، رئيسي و فروزنده (1395) در تحقيقي به طبقه بندي و تحليل عوامل مؤثر بر استفادة كارآمد از سيستم هاي اطلاعاتي يكپارچه در سازمان هاي دولتـي ايـران پرداختنـد. نتيجـة نهـايينشان دهندة اثرگذاري بسيار زياد دو عامل ميـزان تعهـد و اشـتياق كاركنـان و سـطوح مـديريتي دستگاه دولتي و زيرساخت هاي فني و فراينـدي بـر اسـتفادة كارآمـد از سيسـتم هـاي اطلاعـاتييكپارچه است. يعقوبي، ابراهيم پور و شاكري (1395) در پژوهشي الگوي نيازهاي كـاربران دولـت همراه در ايران را ارائه دادند. يافته ها حاكي از آن است كه تراكنش هاي كـارا و اثـربخش شـاملزمان، امنيت و حريم خصوصي، قابليت اعتماد و هزينه، مهـم تـرين و ضـروري تـرين بعـد بـراي دستيابي به خدمات موفق دولت همراه است. به دنبال آن كيفيت خدمات شامل ضمانت و تضمين، مسئوليت پذيري و قابليت اطمينان؛ ارتباط متقابـل دولـت و شـهروندان شـامل صـحت محتـوا و شفاف سازي در تراكنش هاي مالي، قابليت تعامل پذيري در سطوح مختلف و شهروندمداري؛ ارزش درك شده شامل سودمندي درك شدة خدمات و سهولت دركشدة استفاده از خدمات و در نهايـت عامليت (كاركردگرايي) شامل قابليت دسترسي، خودكارآمدي و واسط كاربري از نيازهاي كاربران دولت همراه در ايران بهشمار مي روند.
سليمي فرد، رضايي و رجبـي (1394) در پژوهشـي بـه شناسـايي و اولويـت بنـدي معيارهـاي مديريت ارتباط با شهروندان در سازمان هـاي دولتـي پرداختنـد. يافتـه هـاي پـژوهش نشـان داد معيارهاي موقعيتي در رتبة نخست قرار دارد و رتبـه هـاي بعـدي بـه ترتيـب بـه عامـل رفتـاري ، روان شناختي و جمعيت شناختي اختصاص دارد. محكم كار و حلاج (1393) شكل گيـري و تـرويج سريع شايعات و اخبار كذب، تبليغات ضد ديني و القاي شبهات، نقض حريم خصوصي افراد، انـزوا و دور ماندن از محيط هاي واقعي اجتماع و تأثيرات منفي رفتاري را از پيامدهاي منفي شبكههـاياجتماعي دانستند.
روزنبلوم (2007) در پژوهش خود نشان داد كه در انجمنهاي عمومي، ريسك تهديـد كننـدةحريم خصوصي بالقوه براي افراد و شركتها وجود دارد؛ زيرا دسترسي به اين انجمنها به نسـبتآسان است و محتواي ارسالشده را ميتوان بهراحتي مشاهده كرد.
ويلسون (2009) در پژوهش خود به كاهش بازدهي و بهرهوري كاركنان، نشـت اطلاعـات ازسوي كاركنان، نـرم افـزار هـاي مخـرب، بـدگويي آزادانـه در فضـايي بـاز، كلاهبـرداري توسـطكلاهبرداران اينترنتي اشاره كرد.
بر مبناي تحقيق ديستاسو و همكارانش (2011) بزرگ ترين چالش ها و بحرانهاي مربوط بـهسازمانها در استفاده از رسانههاي اجتماعي عبارت اند از: كمبود كنترل رسانة اجتمـاعي، نداشـتناطلاعات كامل از عقيدة افراد دربارة سازمان در اين رسانهها، نشت (درز) مالكيت معنوي، انتقاد از مديريت يا شركت، رفتار اشتباه كارمندان كه نام و اعتبار سازمان را زير سـؤال مـي بـرد و انتشـاراطلاعات اشتباه. اندرسون و اسلمپ (2011) در پژوهشي در اين رابطـه بـه ريسـكهـاي انتشـار داده هاي حساس، تبعيت نكردن از قوانين، از دست دادن اعتبار شركت، زيان مالي، از دست دادن اعتبار و امنيت شخصي اشاره كردند.
بر اساس مطالعات نگارندگان از ادبيات مرتبط، ريسك هاي ورود سازمان هـا بـه شـبكه هـايمجازي را مي توان در 44 مورد بهشرح جدول 1 خلاصه كرد. شايان ذكر است بيشتر پژوهشگران بر ابعاد هفت گانة مطالعة آندرونيكاكيس توافق دارند. بر اين اسـاس تـلاش شـد ضـمن پوشـشحداكثري ريسك هاي اين مطالعه، ساير موارد در قالب عناويني تلخيص شوند (جدول 1).
جدول 1. ريسك هاي شناسايي شده
ريسك شناسايي شده محقق يا نظريه پرداز
انتشار تصادفي اطلاعات محرمانه آندرونيكاكيس (2012)
افشاي غيرعمد و سهوي اطلاعات محرمانه گريفين (2014)
فيلد و چلياه (2012)
اندرسون و اسلمپ (2011)
انجمن كسب وكار ايمن (2009)
ويلسون (2009)
انتشار هرزنامه ها محكم كار و حلاج (1393)
آندرونيكاكيس (2012)
انتشار اطلاعات كذب، نادرست و بدون منبع موثق محكم كار و حلاج
پونجابي (2014)
اشفورد (2013)
ديستاسو و همكاران (2011)
ايلانارزي (2010)
انجمن كسب وكار ايمن (2009)
فقدان اعتبار و صداقت داده ها بلبي (2015)
پيكازو و همكاران (2012)
انجمن كسب وكار ايمن (2009)
رعايتنكردن مسائل اخلاقي در شيوه هاي جمعآوري داده ها آندرونيكاكيس (2012)
رعايتنكردن مسائل اخلاقي در عدم افشاي وابستگي به سازمان آندرونيكاكيس (2012)
نقض يا تهديد حريم خصوصي افراد محكم كار و حلاج (1393)
اندرسون و اسلمپ (2011)
روزنبلوم (2007)
انتشار اطلاعات خصوصي سازمان به صورت عمدي و آگاهانه پونجابي (2014)
گريفين (2014)
فيلد و چلياه (2012)
ايلانارزي (2010)
انجمن كسب وكار ايمن (2009)
ويلسون (2009)
نشت اطلاعات محرمانه مشتري (ارباب رجوع) بلبي (2015)
انتشار نرم افزارهاي مخرب (بدافزارها) بلبي (2015)
آندرونيكاكيس (2012)
ايلانارزي (2010)
ويلسون (2009)
انجمن كسب وكار ايمن (2009)
ادامة جدول 1
ريسك شناسايي شده محقق يا نظريه پرداز
تغيير و دستكاري اطلاعات كاربر و پايگاه دادهاز طريق نرم افزارهاي مخرب
(بدافزار) انجمن كسب وكار ايمن (2009)
انتشار ويروسها ايلانارزي (2010)
تهديد حريم خصوصي، برند و اعتبار سازمان بلبي (2015)
آندرونيكاكيس (2012)
فيلد و چلياه (2012)
اندرسون و اسلمپ (2011)
ديستاسو و همكاران (2011)
ايلانارزي (2010)
روزنبلوم (2007)
نتيجة معكوس كمپين هاي رسانههاي اجتماعي آندرونيكاكيس (2012)
تبليغات بد آندرونيكاكيس (2012)
نظرهاي منفي كارمندان ناراضي سازمان فيلد و چلياه (2012)
ويلسون (2009)
نظرات منفي مشتري (ارباب رجوع) فيلد و چلياه (2012)
ويلسون (2009)
هك شدن سايت، كانال يا گروه سازمان بلبي (2015)
انجمن كسب وكار ايمن (2009)
اعتماد نامعقول كارمندان سازمان به كاربران رسانه هاي اجتماعي بلبي (2015)
هدايت نامناسب رسانههاي اجتماعي توسط كاركنان سازمان گريفين (2014)
بيعتماد عمومي نسبت به سازمان پيكازو و همكاران (2012)
انتقاد عمومي نسبت به سازمان يا مديريت سازمان پيكازو و همكاران (2012)
ديستاسو و همكاران (2011)
سرقت اطلاعات آندرونيكاكيس (2012)
پيكازو و همكاران (2012)
ايلانارزي (2010)
حمله به سازمان از طريق جعل هويت آن آندرونيكاكيس (2012)
پيكازو و همكاران (2012)
حمله هجوي به سازمان آندرونيكاكيس (2012)
دسترسي افراد غيرمجاز به اطلاعات سازماني فيلد و چلياه (2012)
انجمن كسب وكار ايمن (2009)
كلاهبرداري اينترنتي بلبي (2015)
ويلسون (2009)
انجمن كسب وكار ايمن (2009)
ادامة جدول 1
ريسك شناسايي شده محقق يا نظريه پرداز
رعايت نكردن قوانين و مقررات بلبي (2015)
آندرونيكاكيس (2012)
اندرسون و اسلمپ (2011)
نقض قوانين مربوط به حريم خصوصي بلبي (2015)
نقض مالكيت معنوي بلبي (2015)
پيكازو و همكاران (2012)
ديستاسو و همكاران (2011)
جرايم سايبري و فعاليتهاي غيرمجاز توسط كارمندان سازمان بلبي (2015)
نقض چارچوبهاي قانوني ملي و بين المللي در خصوص امنيت اطلاعات پيكازو و همكاران (2012)
نبود يا كمبود كنترل و نظارت مناسب بر رسانههاي اجتماعي گريفين (2014)
ديستاسو و همكاران (2011)
سياستها و رويههاي ضعيف مرتبط با رسانههاي اجتماعي گريفين (2014)
نبود چارچوب قانوني براي فعاليت هاي مربوط به شبكه هاي اجتماعي پيكازو و همكاران (2012)
عدم تنظيم فرايندي براي سازماندهي، ساختار و توزيع داده ها پيكازو و همكاران (2012)
استفادة بيش از حد كاركنان از رسانههاي اجتماعي طي ساعات كاري فيلد و چلياه (2012)
كاهش بازدهي كاركنان بلبي (2015)
فيلد و چلياه (2012)
ويلسون (2009)
كاهش تمركز كاركنان بر كار سازماني بلبي (2015)
فيلد و چلياه (2012)
كاهش پاسخگويي سازماني بلبي (2015)
كاهش كيفيت خدمات رساني سازمان بلبي (2015)
كاهش سطح رضايتمندي مشتري (ارباب رجوع) بلبي (2015)
افزايش هزينههاي سازماني و اتلاف منابع بلبي (2015)
روش شناسي پژوهش
اين پژوهش از نظر هدف، از دسته پـژوهشهـاي كـاربردي؛ از لحـاظ نحـوة گـردآوري داده هـا،اكتشافي و از نظر نوع، پيمايشي است. در اين تحقيـق از تحليـل عـاملي اكتشـافي بـراي تعيـينمؤلفه ها استفاده شده است. در پژوهش حاضر، نمونه گيري در سه مرحله انجام گرفت؛ در مرحلـةاول براي انجام تحليل عاملي اكتشافي از 12 خبره كه به صورت قضاوتي هدفمند انتخاب شـدند ، نظرسنجي شد. اين افراد شامل 8 نفر در حوزة شهـرداري (شهردار، مـديران و رئـيس اداره هـاي ناحية 3 منطقة 22)، 2 نفر استاد دانشگاه در حوزة روان شناسي، 1 نفر در حوزة فناوري اطلاعات و 1 نفر در حوزة حقوقي (وكيل پاية يك دادگستري) بودند. در مرحلة دوم كـه بـه بررسـي ميـزانآسيب پذيري مي پرداخت، جامعة آماري پژوهش كلية مديران و كارشناسان شـهردار ي منطقـة 22 تهران به تعداد 162 نفر (61 مدير و 101 نفر كارشناس) بودند كه از ميان آنها حداقل حجم لازم، يعني 114 نفر (43 مدير و 71 كارشناس) به روش تصادفي طبقهاي براي نمونه انتخاب شدند. در اين مرحله براي جمع آوري داده ها، پرسشنامة محقق ساخته اي مشتمل بر 48 سؤال طراحـي شـدكه پس از كسب نظر متخصصان و خبرگان حوزة فنـاوري اطلاعـات و اعمـال اصـلاحات لازم، چهار سؤال از پرسشنامه حذف شد و چند سؤال نيز از لحـاظ نگارشـي تغييـر كـرد. پايـايي ابـزارتحقيق به كمك ضريب آلفاي كرونباخ در يك نمونة 30 تايي سنجيده شـد . نتـايج پـيش آزمـون، مقادير آلفاي كرونباخ محاسبه شده را بيش از 7/0 نشان داد كه اين رقم گويـاي پايـايي مناسـبابزار تحقيق است. در مرحلة سوم نيز براي دسته بندي مؤلفه هاي مرحلة دوم در مقولة كلي تر، 15 نفر از حوزه هاي مختلف فناوري اطلاعات، مـديريت دولتـي و مـديران و كارشناسـان شـهرداري منطقة 22 تهران به صورت قضاوتي هدفمند انتخاب شدند.

يافته هاي پژوهش
در اين پژوهش حدود 8/72 درصد پاسخ دهندگان مرد و 2/27 درصد آنها زن بودنـد . همچنـين ازلحاظ مدرك تحصيلي، 4/61 درصد پاسخ دهنـدگان مـدرك كارشناسـي و 6/38 درصـد مـدرككارشناسي ارشد داشتند.
در مرحلة اول بر اساس داده هاي جدول 1، پرسشنامه اي تـدوين شـد و بـه صـورت قضـاوتيهدفمند در اختيار 12 نفر از خبرگان قـرار گرفـت. تحليـل پرسشـنامه از طريـق تحليـل عـاملياكتشافي به روش مؤلفه هاي اصلي انجام شد. شاخص كفايت نمونه برداري 938/0 به دسـت آمـدكه نشان د هندة كفايت نمونه گيري است. همچنين ميزان مجذور كاي كرويت بارتلت 902/6650 با درجة آزادي 946 بود. اين مقادير حاكي از مناسب بودن داده هاست؛ به ايـن معنـا كـه محقـقمي تواند براي تحليل عاملي از آنها استفاده كند. ارزش ويژة سه عامل بزرگ تر از 1 به دست آمد.
اين سه عامل در مجموع 62 درصد كل واريانس بين 44 عامل مورد مطالعه را تبيـين مـي كننـد .
برخي پژوهشگران به منظور تحقيق دربارة روابط بين متغيرهـا و همچنـين دسـتيابي بـه تعـاريفعامل ها، ضرايب بيشتر از 3/0 و گاهي بيشتر از 4/0 را در تعريف عامل ها مهم و معنادار مي داننـدو ضرايب كمتر از اين حدود را بهعنوان صفر (عامل تصادفي) در نظر مي گيرند. در پژوهش حاضر ضريب معنادار 4/0 مد نظر قرار گرفت و چهار عامل استخراج شد. براي دانستن اينكه آيا عامل ها از هم مستقل هستند يا خير، از چرخش واريماكس استفاده شد كه داده هاي آن در جـدول 2 درج شده است.
جدول 2 . چرخش واريماكس متغيرهاي پژوهش
عامل ها سؤال عاملها سؤال
12 11 10 9 8 7 6 5 4 3 2 1 0/63 23 0/67 1
0/58 24 0/78 2
0/45 25 0/79 3
0/43 26 0/62 4
0/57 27 0/50 5
0/70 28 0/55 6
0/78 29 0/68 7
0/81 30 0/53 8
0/75 31 0/66 9
0/54 32 0/78 10
0/58 33 0/66 11
0/66 34 0/67 12
0/55 35 0/49 13
0/53 36 0/53 14
0/53 37 0/47 15
0/57 38 0/63 16
0/62 39 0/51 17
0/53 40 0/56 18
0/52 41 0/50 19
0/81 42 0/51 20
0/73 43 0/66 21
0/55 44 0/59 22

با توجه به جدول 2 و بر اساس همبسته بودن عامل هاي تمام پرسش ها، نام هـاي پيشـنهاديبراي عامل ها همراه با تعداد سؤال ها در جدول 3 آمـده اسـت. بـر اسـاس نتـايج تحليـل عـاملياكتشافي 44 ريسك شناسايي شده در قالب 12 عامل به شرح شكل 1 است.
جدول 3. عامل ها و سؤال هاي پرسشنامه بعد از چرخش واريماكس
سؤالهاي پرسشنامه بعد از چرخش واريماكس عامل ها
سؤال هاي 1 تا 2 انتشار تصادفي اطلاعات
سؤال 3 انتشار هرزنامه
سؤال هاي 4 تا 5 فقدان درستي و قابليت اطمينان دادهها
سؤال هاي 6 تا 10 رعايت نكردن اخلاق
سؤال هاي 11 تا 13 انتشار بدافزارها
سؤال هاي 14 تا 23 تهديد اعتبار
سؤال هاي 24 تا 28 سرقت هويت
سؤال هاي 29 تا 33 رعايت نكردن قوانين و مقررات
سؤال 34 كنترل و نظارت ناكافي
سؤال هاي 35 تا 37 سياست ها، خط مشيها و استراتژيهاي ناكارآمد
سؤال هاي 38 تا 40 بهرهوري فردي
سؤال هاي 41 تا 44 بهرهوري سازماني

شكل 1. مدل مفهومي استخراج شده از تحليل عاملي اكتشافي
در ادامه بـه ارائـة توضـيح مختصـري در خصـوص هـر يـك از متغيرهـاي مـدل مفهـومياستخراج شده از تحليل عاملي اكتشافي پرداخته شده است.
انتشار تصادفي اطلاعات: اين مفهوم به معناي به اشتراك گذاري عمـومي اطلاعـات، دادههـا وعقايدي است كه بايد به صورت خصوصي و محرمانه حفظ شوند (آندرونيكاكيس، 2012).
انتشار هرزنامهها: هرزنامه به معناي پيام يا نامة الكترونيكي است كه بـدون درخواسـت گيرنـدهبراي افراد بي شماري فرستاده مي شود.
فقدان درستي و قابليت اطمينان داده ها: اين مفهوم بهمعناي عدم وجـود دادههـاي صـحيح،مناسب و معتبر در عرصههاي مختلف سازمان است (سخايي، 1394).
رعايتنكردن اخلاق: اين مفهوم به معناي استفاده از روشهاي غيراخلاقي توسـط كـاربران دربه كارگيري رسانه هاي اجتماعي به عنوان كانال جديد ارتباطي است (آندرونيكاكيس، 2012).
انتشار بدافزارها: اصطلاح بدافزار در واقع به نرم افزاري اشاره دارد كه به طور اختصاصـي بـراي آسيبرساني به سيستم رايانهاي بدون اطلاع و رضايت صاحب سيستم اقدام ميكند. رسـانههـاياجتماعي كانال جديدي را براي توزيع انواع گوناگوني از نرم افزارهاي مخـرب ماننـد ويـروس هـا، كرمها يا اسبهاي تروجان فراهم ميكنند (آندرونيكاكيس، 2012).
تهديد اعتبار: شهرت و اعتبار، منعكس كنندة نوع درك و نگرش افكار عمومي از يك شركت يا سازمان است. ريسكهاي اعتباري و شهرتي در ارتباط با موقعيتهايي هستند كـه مـيتواننـد ازطريق رسانههاي اجتماعي تأثيرات معكوسي بر وجهة عمومي و قابليت اعتمـاد يـك شـركت يـاسازمان برجاي گذارند (آندرونيكاكيس، 2012).
سرقت هويت: بر مبناي بيانية كميتة تجارت فدرال، سرقت هويت هنگامي اتفاق مـيافتـد كـهفردي مجرم، از اطلاعات هويتي و شخصي فرد ديگر مثل نام، نامهاي مستعار و حتي اطلاعـاتمربوط به كارت اعتباري بدون اجازة شخص و به منظـور ارتكـاب كلاهبـرداري يـا سـاير جـرايم سوءاستفاده كند (آندرونيكاكيس، 2012).
رعايت نكردن قوانين و مقررات: اين مفهوم بـه معنـاي پيـروي نكـردن سـازمان از قـوانين واستانداردهاي از پيش تعيين شده در بـه كـارگيري رسـانههـاي اجتمـاعي اسـت (آنـدرونيكاكيس،2012).
كنترل و نظارت ناكافي: كنترل و نظارت شامل ارزيابي تصميمها و برنامه ها از زمان اجراي آنها و اقدامات لازم براي جلوگيري از انحراف عمليات نسبت به هدف هاي برنامه و تصحيح انحرافات احتمالي است. چنانچه اين فرايند اثربخش نباشد يا كنترل و نظارت ناكافي و بـدون دقـت انجـامشود، موقعيت سازمان به خطر مي افتد (جاسبي، 1370).
سياست ها، خط مشي هـا و اسـتراتژي هـاي ناكارآمـد : منظـور ميـزان ريسـكي اسـت كـه تصميم گيرندگان براي دستيابي به اهداف سازمان حاضر به پذيرش آن هستند. در تنظيم اهـدافاستراتژيك، خط مشي ها و سياست هاي سازماني، ابتدا به ميزان ريسك پذيري توجه مي شود و پس از آن، حدودي براي ريسك نامطلوب مد نظر قرار مي گيرد (اسماعيل نژاد، 1391).
بهره وري فردي: بهره وري ديدگاهي است كه در آن هر فرد مي تواند كارهـا و وظـايفش را هـرروز بهتر از قبل انجام دهد. بديهي است درگيري فزاينده با شبكه هـاي اجتمـاعي سـبب كـاهشزمان مفيد كاري و به تبع آن كاهش بهره وري فردي ميشود (روستاخيز، 1392).
بهره وري سازماني: بهره وري سازماني، بيشترين ميزان استفاده از منابع سـازمان (شـامل منـابعفيزيكي، نيروي انساني و ساير عوامل) است؛ به گونه اي كه به كاهش هزينههاي توليد، گسترش بازارها و بهبود معيارهاي زندگي منجر شود. بـه زعـم انديشـمندان، كـاهش بهـره وري فـردي درمجموع به كاهش بهره وري سازماني ميانجامد (روستاخيز، 1392).
در مرحلة دوم، پرسشنامة تحقيق بـين 114 نفـر بـا اسـتفاده از روش نمونـه گ يـري تصـادفيطبقه اي توزيع شد. فرضيه هاي تحقيق بدين شكل تدوين شد كه سرقت هويت؛ انتشار تصـادفي اطلاعات؛ انتشار بدافزارها؛ انتشار هرزنامه هـا؛ رعايـت نكـردن اخـلاق؛ رعايـت نكـردن قـوانين و مقررات؛ تهديد اعتبار؛ كنترل و نظارت ناكافي؛ سياست ها، خط مشي ها و استراتژي هاي ناكارآمـد؛ فقدان درستي و قابليت اطمينان داده ها؛ ريسك بهره وري فردي و ريسك بهـره وري سـازماني؛ از ريسك هاي ورود سازمان هاي عمومي به شبكه هاي اجتماعي محسوب مي شوند.
در اين مرحله به منظور تعيين نوع آزمون، ابتدا به بررسي نرمال بـودن داده هـا بـا اسـتفاده از آزمون كولموگروف ـ اسميرنوف پرداختـه شـد كـه در آن فـرض صـفر مبنـي بـر نرمـال بـودنداده هاست. با توجه به جدول 4، سطح معناداري تمام متغيرها بيشتر از مقدار خطاي 05/0 اسـت،در نتيجه تمام متغيرها داراي توزيع نرمال هستند.
همچنين با توجه به نرمال بودن دادهها، براي آزمايش فرضيهها، آزمون تيتك نمونـه اي بـهاجرا درآمد. فرض صفر حاكي از رد شاخص و فرض 1 ناظر بر پذيرش شاخص به عنـوان ريسـكورود به شبكههاي اجتماعي در جامعة آماري است. فرضهاي آماري به شرح زير هستند.

جدول 4. نتايج آزمون كولموگروف ـ اسميرنوف
كولموگروف ـ اسميرنوف متغير
معناداري آماره 0/053 1/347 انتشار تصادفي اطلاعات
0/091 1/229 انتشار هرزنامه
0/063 1/308 فقدان درستي و قابليت اطمينان دادهها
0/051 1/351 رعايت نكردن اخلاق
0/094 1/2 انتشار بدافزارها
0/062 1/318 تهديد اعتبار
0/59 0/0772 سرقت هويت
0/079 1/301 رعايت نكردن قوانين و مقررات
0/102 1/101 كنترل و نظارت ناكافي
0/089 1/247 سياستها، خط مشيها و استراتژيهاي ناكارآمد
0/099 1/143 ريسك بهرهوري فردي
0/116 1/011 ريسك بهرهوري سازماني

جدول 5. نتايج آزمون فرضيه هاي پژوهش
معناداري
Sig آمارة تي اختلاف
ميانگين ميانگين درجة
آزادي شاخص
0/000 18/284 0/993 3/993 113 ريسك سرقت هويت
0/000 16/162 1/136 4/136 113 ريسك انتشار تصادفي اطلاعات
0/000 17/339 0/991 3/991 113 ريسك انتشار بدافزارها
0/000 13/591 1/061 4/061 113 ريسك انتشار هرزنامه ها
0/000 17/121 1/037 4/037 113 ريسك رعايت نكردن اخلاق
0/000 16/993 0/984 3/984 113 ريسك رعايت نكردن قوانين و مقررات
0/000 18/390 0/886 3/886 113 ريسك تهديد اعتبار
0/000 14/175 0/991 3/991 113 ريسك كنترل و نظارت ناكافي
0/000 14/743 0/851 3/851 113 ريسك سياست ها، خط مشي ها و استراتژي هاي ناكارآمد
0/000 15/180 1/136 4/136 113 ريسك فقدان درستي و قابليت اطمينان داده ها
0/000 13/112 0/959 3/959 113 ريسك بهره وري فردي
0/000 11/185 0/882 3/882 113 ريسك بهره وري سازماني
با توجه به كوچك تر بودن عدد معنـاداري از حـد آسـتانه (05/0)، فـرض صـفر بـراي همـة شاخص ها رد مي شود؛ به اين معنا كه همة شاخص هاي مـدل بـه عنـوان ريسـك هـاي ورود بـهشبكه هاي اجتماعي در شهرداري منطقة 22 تهران پذيرفته مي شوند.
در مرحلة سوم براي دسته بندي ريسك هاي دوازده گانه در مقوله هاي كلي تر، از نظر 15 نفر از كارشناسان حوزه هاي مختلف، مانند فناوري اطلاعات، مـديريت دولتـي و مـديران و كارشناسـانشهرداري منطقة 22 تهران به صورت قضاوتي هدفمند بهره برده شد. تحليل داده ها با اسـتفاده ازتحليل عاملي اكتشافي به روش مؤلفه هاي اصلي، مقدار شاخص كفايت نمونـه بـرداري را 715/0 نشان داد كه گوياي كفايت نمونهگيري اسـت . همچنـين ميـزان مجـذور كـاي كرويـت بارتلـت187/5726 با درجة آزادي 526 به دست آمد كه نشـان دهنـدة مناسـب بـودن داده هاسـت ؛ يعنـي مي توان از آنها براي تحليل عاملي استفاده كرد.
ارزش ويژة سه عامل بزرگ تر از 1 به دست آمد. اين سـه عامـل در مجمـوع 58 درصـد كـلواريانس بين 12 عامل مورد مطالعه را تبيين مي كنند. برخي پژوهشگران به منظور تحقيق دربـارةروابط بين متغيرها و همچنين دستيابي به تعريف عامل ها، ضرايب بيشتر از 3/0 و گاهي بيشتر از 4/0 را در تعريف عامل ها مهم و معنادار مي دانند و ضرايب كمتر از اين حدود را بـه عنـوان صـفر
(عامل تصادفي) در نظر مي گيرند. در پژوهش حاضر ضريب معنادار 4/0 مـد نظـر قـرار گرفـت و چهار عامل استخراج شد. براي دانستن مستقل بـودن عامـل هـا از هـم، از چـرخش واريمـاكساستفاده شد. داده هاي مربوط به چرخش واريماكس در جدول 6 ارائه شده است. با توجه به جدول 6 و بر اساس همبسته بودن عامل هاي هر پرسش، نام هاي پيشنهادي هر عامل همـراه بـا تعـدادسؤال ها در جدول 7 آمده است.

جدول 6. چرخش واريماكس متغيرهاي پژوهش
عاملها سؤال عاملها سؤال
6 5 4 3 2 1 0/79 7 0/78 1
0/85 8 0/68 2
0/63 9 0/71 3
0/71 10 0/69 4
0/85 11 0/72 5
0/79 12 0/63 6

جدول 7. عامل ها و سؤال هاي پرسشنامه بعد از چرخش واريماكس
سؤالهاي پرسشنامه بعد از چرخش واريماكس عاملها
سؤال 1 ريسك راهبردي
سؤال 2 ريسك نظارتي
سؤالهاي 3 تا 6 ريسك امنيتي
سؤال 7 ريسك اخلاقي
سؤال هاي 8 تا 10 ريسك اطلاعاتي
سؤال هاي 11 و 12 ريسك بهره وري

بر اساس جدول بالا، ريسك اطلاعاتي در ريسك هايي مانند انتشار تصادفي اطلاعات، انتشار هرزنامه و فقـدان درسـتي و قابليـت اطمينـان داده هـا؛ ريسـك اخلاقـي در ريسـك مـرتبط بـارعايت نكردن اخلاق؛ ريسك امنيتي در ريسك هاي مـرتبط بـا انتشـار بـدافزارها، تهديـد اعتبـار،سرقت هويت و رعايت نكردن قوانين و مقررات؛ ريسك نظارتي در ريسـك مـرتبط بـا كنتـرل ونظارت ناكافي؛ ريسك راهبردي در ريسك مرتبط با سياست ها، خـط مشـي هـا و اسـتراتژي هـايناكارآمد؛ و ريسك بهره وري در ريسك مرتبط با بهره وري فردي و سازماني طبقه بندي شـد ند. در گام نهايي تلاش شد با اجراي تحليل عاملي تأييدي از طريق مدل سازي معـادلات سـاختاري در نرم افزار Smart PLS، مقوله هاي احصاشده به صورت انحصاري دقيق تر بررسي شوند كـه نتـايجآن در شكل 2 مشاهده مي شود. برازش مدل ارائه شده نيز در جدول 8 آمده است.

شكل 2. ضرايب بار عاملي تحليل عاملي تأييدي
جدول 8. شاخص هاي برازش داده شدة مدل
مقادير اشتراكي آلفاي كرونباخ 2
R مقدارC.R مقدارAVE عامل ها
1 1 0/653 1 0/862 ريسك راهبردي
0/862 0/846 0/809 0/926 0/721 ريسك نظارتي
1 1 0/808 1 1 ريسك امنيتي
0/721 0/841 0/627 0/905 0/759 ريسك اخلاقي
0/759 0/841 0/832 0/904 0/863 ريسك اطلاعاتي
0/863 0/951 0/778 0/926 0/633 ريسك بهره وري

بر اساس نتايج تحليل داده ها، الگـوي نهـايي ريسـك هـاي ورود سـازمان هـاي عمـومي بـهشبكه هاي اجتماعي در قالب شكل 3 مشاهده مي شود.

اخلاقي

ريسك

رعايت

نكردن

اخلاق

ريسك

ورود

هاي

سازمان

هاي

عمومي
شبكه

به

هاي
اجتماعي

بهره

ريسك

وري

بهره

فردي

وري

بهره

سازماني

وري

ري
سك

راهبردي

سياست

ها
،

خط

مشي

و

ها

استراتژي

ناكارآمد

هاي

نظارتي

ريسك

ناكافي

نظارت

و

كنترل

اطلاعاتي

ريسك

هرزنامه

انتشار

اطلاعات

تصادفي

انتشار

قابليت

و

درستي

فقدان

داده

اطمينان

ها

ريسكامنيتي

بدافزارها

انتشار

اعتبار

تهديد

هويت

سرقت

رعايت

نكردن

مقررات

و

قوانين



قیمت: تومان


پاسخ دهید