Journal of Public Administration ددوی
دانشكدة مديريت دانشگاه تهران دورة 8، شمارة 2 تابستان 1395 ص. 298- 277

كاوشي بر الگوي پيشايندهاي راستكرداري مديران در سازمان هاي دولتي:
مطالعة كيفي
مژگان ضرغامي فرد1، حسن داناييفرد2، حسن زارعي متين3
چكيده: راستكرداري مديران عامل حياتي و ضروري براي موفقيت رهبري و سازمان اسـت و بنيان اصلي اعتمادسازي در سازمان به شمار ميرود. هدف اصلي از اجراي اين پـژوهش ، كـاوشماهيت و پيشايندها ي راستكرداري مديران در سازمان هاي دولتي است. روش پـژوهش كيفـي عام با استراتژي تحليل مضمون است؛ به اين منظور، مصاحبه هاي عميق با مديران سازمان هاي دولتي برگزار شد. ابتدا به اتكاي مطالعة ادبيات موجود، ماهيت پديدة مد نظـر تبيـين و توصـيفشد؛ سپس داده هاي مصاحبه كدگـذاري شـدند و الگـوي ارتبـاطي مضـمون هـاي كشـف شـده به صورت مدل پيشايندهاي راستكرداري مديران در سازمان هاي دولتي به دست آمد. ايـن مـدل شامل مؤلفه هاي فردي: ويژگي هاي شخصيتي مـدير ( عـزت نفـس ، تعهـد و مسـئوليت پـذيري، ماكياوليسم)، هوش اخلاقي مدير و مؤلفه ها ي تعديل گر مديريتي: (ويژگي هاي شغلي مـديران وتوانايي مديريتي) و مؤلفه هاي تعديل گر سازماني: (الگوهاي اخلاقي رهبري و مـراودات ضـمني ، انتظارات از مديران، شفافيت در سياست ها، قوانين و رو يـه هـا و فعاليـت افشـاگران در سـازمان) است.

واژه هاي كليدي: پيشايندهاي راستكرداري مديران، تحليل مضمون، راسـت كـرداري مـديران، رفتار اخلاقي، صداقت رفتاري.

دانشجوي دكتري مديريت دولتي، دانشكدة مديريت، دانشگاه تربيت مدرس، تهران، ايران
استاد گروه مديريت دولتي، دانشكدة مديريت، دانشگاه تربيت مدرس، تهران، ايران
استاد گروه مديريت دولتي، پرديس فارابي، دانشگاه تهران، تهران، ايران

تاريخ دريافت مقاله: 10/09/1394
تاريخ پذيرش نهايي مقاله: 01/03/1395
نوي سندة مسئول مقاله: حسن داناييفردE-mail: hdanaee@modares.ac.ir
مقدمه
گزارش سازمان شفافيت بين المللي در سال 2013 مبني بر اين است كه نزديك به سـه چهـارم از 178 كشور جهان، دچار مشكلات راسـت كـرداري جـدي در بخـش هـاي عمـومي خـود هسـتند
(گزارش راستكرداري جهاني، 2014). به نظر ميرسد اين مسئله ميتواند در خصـوص خـدمات دولتي ايران نيز كه با چالش هاي زيـادي ماننـد فسـاد و اخـتلاس هـاي مـالي بـزرگ (طالقـاني،طباطبـائي و غفـاري، 2014) جـو بـياعتمـادي، نارضـايتي از مـديران، اكارهـ ي غيراخلاقـي و غيرقانوني، شيوع رفتارهاي انحرافي، بدبيني و نفاق و دروغگويي در مح يطهاي كاري، مواجه بوده است، درست و درخور تأمل باشـد . وضـعيت كنـوني بـا پيچ يـده ترشـدن روزا فـزون سـازمان هـا ، نگراني هاي زيادي در بخش هاي دولتي و غيردولتي بهوجود آورده و توجه مديران و صاحب نظران مديريت را به خود معطوف ساخته است. به نظر مي رسد سازمانهاي امروزي به رهبراني برخوردار از رفتارهاي مبتني بر ارزشها، اخلاق، راست گـويي و صـداقت و درسـتكاري نيـاز دارنـد كـه درپژوهش هاي خارجي به آن راستكرداري1 گفته مي شود.
راستكرداري يكي از خصوصيات مهم رهبري شناخته ميشود و براي مديران كسب وكـار در تمام سطوح سازمان ضروري است (بندساچ، 2009 و مـورمن و گـورور، 2009) كـه بـه طـوركلي بخش مهم رهبري مؤثر و به طور خاص در رهبـري اخلاقـي بـه رسـميت شـناخته شـده اسـت .
سايمنس (2008) در كتاب خود استدلال ميكند كه راست كرداري مشخصة غالبي اسـت كـه بـه تمام جنبه هاي كسب وكار مربوط ميشود و هنگامي كه به درستي اعمال شود، ارزش كسب وكار را بهبود ميبخشد و به بازده مالي شايان توجهي منتهي ميشود. محققان زيادي با مطالعات تجربي، مزيتها و پيامدهاي راستكرداري رهبران را پيش بيني كردند كه عبارتانـد از : اعتمـاد، رضـايت شغلي، تعهد سازماني، هويت سازماني، تعلق شغلي، رفتار شهروندي سازماني، بهـروزي كاركنـان،
عملكرد شغلي، عملكرد سازماني و اثربخشي و توانايي رسيدن به موفقيت، شـادي و جلـوگيري از سقوط اخلاقي و كاهش رفتار انحرافي، بدبيني سازماني، غيبـت، تـرك سـازمان و… (وگلگسـان،لوري، اوليو، 2013 ؛ سايمنس، تامليسون و لـوري 2011؛ كـانن نارسـيمن، لـورنز، 2011؛ لـوك،1999) ؛ بنابراين به نظر ميرسد كه ويژگي راست كرداري نه تنها نشان دهندة صفتي براي رهبـري مؤثر است، بلكه با نتايج وسيعتر در سازمان هم ارتبـاط دارد. بـا توجـه بـه اهميـت زيـاد پديـدة راست كرداري مديران در حوزة رهبري و سازمان، شناخت كامل و موشكافانة آن ضرورت مييابد. در تمام پژوهش هاي اجراشده (مورمن، دارنولد و پريسماث، 2013؛ پالانسكي و يامـاريني ، 2007؛ پالانسكي و ياماريني، 2009 ؛ سايمنس، 2002؛ استار، 2004) به معـاني و درك متفـاوت افـراد از
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.1 Integrity
راست كرداري و تشريح ابعاد مختلف آن اشاره شده و بيشتر مطالعات به جا ي پيشايندها به پيامـدهايا نتايج وجود اين پديده در سازمان ها پرداخته اند ؛ بنابرا ين مطالعة پـيش رو بـه شناسـايي عوامـلتأثيرگذار بر راستكرداري مديران مي پردازد. انتظار مي رود، مديران و كاركنان سازمان ها ـ به ويژه سازمانهاي دولتي كشور ـ و نيز استادان و دانشجويان رشته هاي مديريت، روان شناسـي و علـوماجتماعي، از نتايج اين پژوهش بهرهمند شوند. اميد است شناسايي و معرفـي ايـن خصيصـة مهـممديران، به سازمانها در كسب اهداف متعالي كمك مؤثري كند.
پيشينة پژوهش
نخست به تعريف راستكرداري و طرح مهم ترين ديدگاه هاي نظـري پرداختـه مـي شـود؛ سـپس ارتباط نظريههاي رهبري و راستكرداري و پيامدهاي راست كـرداري بررسـي شـده و در آخـر بـر تفاوت راستكرداري و سازه هاي مرتبط (اعتماد و اعتبار، صداقت و نفاق) مرور خواهد شد.
تعريف راستكرداري مديران
كلمة Integrity در فرهنگ لغت وبستر (1828) به معناي حالت يا كيفيت جـامع، كامـل، صـحت اخلاقي، صداقت، درستي و درستكاري، بي نقصي، پاكي و خلوص و دوري از فسـاد ، آمـده اسـت. همچنين در ديكشنري آمريكايي هريتچ1 اين واژه، ثبات پيروي دقيق از اصول اخلاقي و معنوي، بي نقصي، درست و كامل و جامع بودن معنا شده است. براي انتخاب معادل فارسي ايـن واژه نيـز ، ضمن بررسي همه جانبه در لغت نامه هاي فارسي و متون ادبي و نظرخواهي از چند تن از اسـتادانرشتة ادبيات فارسي و مرور فرهنگ لغت دهخدا، واژگان »راست كردار« »راست خانه« »راست بـاز ـ متضاد دغل باز« و »راست پيمان« (دهخدا، 1377) به دست آمد كه تـا حـد زيـادي ب يـان كننـدة معناي كلمة يادشده بودند و در آخر كلمة راستكرداري براي آن انتخاب شد.
در ادبيات كسب وكار، دانشمندان و افراد مشهور تعاريف متعددي از راستكرداري ارائـه دادنـد كه توافق نداشتن افراد دربارة اين تعاريف، چندوجهيبودن و ماهيت مبهم راستكرداري را نشـانمـيدهـد (پالانسـكي و يامـارويني، 2009). حـال بـه بعضـي از ايـن تعـاريف اشـاره مـيشـود.
راست كرداري به عنوان صداقت رفتاري2، بهمعناي الگوي ادراك شـده از همسـويي بـين حـرف وعمل فرد تعريف شده است؛ اينكه تا چه حد فرد تمايل دارد به عهد خود وفادار و بـه ارزش هـاي خود پايبند باشد. در اصل قضاوتي است از قوت و اعتبار حرف و كلمات افـراد و ويژگـي اي اسـتكه به فرد نسبت داده ميشود (سايمنس و همكاران، 2011).
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. Heritage
.2 Behavioral integrity
بيل جورج (2007) در كتاب هايش، راست كرداري را مهم ترين ارزشي ميداند كـه بـراي هـررهبر اصيلي لازم است؛ وي معتقد است راست كرداري فقط به معناي دروغ نگفـتن نيسـت؛ بلكـهگفتن كل حقيقت است، به هر اندازه اي كه گفتن آن دردناك باشد.
از نظر بومن (2013)، راست كرداري نوعي عمل اخلاقي اسـت كـه با يـد تعهـدات هـويتي را دربرداشته باشد، منظور تعهد به ارزش هاي عميق فرد است كه هويت و مفهوم خود فرد را شـكل ميدهند. نقض راست كرداري فرد، رخداد نامطلوب هويت است؛ زيرا راست كـرداري پاي بنـدي بـهارزش هاي پيش پا افتاده يا ارزش هاي مهم نيست، بلكه در واقع پايبندي به ارزش هـاي اساسـي »ذات اصلي فرد« است.
مارتين و همكاران (2013) با اجراي تحليل محتوا، معناي راست كرداري را در ايرلند، ا يـالات متحدة آمريكا، آلمان، اتريش، چين و هنگ كنگ بررسـي كردنـد و نتي جـه گرفتنـد كـه در تمـام كشورها تعاريف همپوشاني فراواني (در رفتار مبتني بر ارزش ها و سازگاري حرف و عمل، عدالت، ملاحظه كاري و صداقت) دارند و در وي ژگيهايي از جمله حـس مسـئوليت اجتمـاعي، مهربـاني و مراقبت از ديگران، گشودگي، مساوات طلبي و ازخودگذشتگي متفاوت است.
نويسندگان ديگري راست كرداري رهبر را عامل سـازندة سـرماية اجتمـاعي در قالـب اعتمـادتوصيف مي كنند و در مقياس پيمايشي راست كرداري رهبر را با پرسش هايي اندازهگيري ميكننـدكه به هر دو جنبة اخلاقي و رفتاري راست كرداري اشاره مي كند (گنتري و همكاران، 2013).
سه رويكرد را مي توان از مجموع تعاريف برداشت كرد؛ در رويكرد اول راست كـرداري رهبـر ، همان صداقت رفتاري و »ثبات يا سازگاري حرف و عمل فـرد « تعريـف مـي شـود ( پالانسـكي و ياماريني، 2009: 178). البته اين تعريف بيش از حد محدود است و تنها به سازگاري اشاره دارد و افرادي را دربرمي گيرد كه باثبات اما غيراخلاقي عمل ميكنند. بـا ا يـن حـال ، سـايمنس (1999) عقيده دارد كه صداقت رفتاري به اخلاقي بودن اصول توجهي نميكند، بلكه بر ميزاني كه اعمـالافراد با اين اصول منطبق است، تمركز دارد. در رويكرد دوم راست كرداري رهبر، هـم راسـتايي بـارفتار اخلاقي را تعريف و اندازه گيري مي كند. براي مثال، بكر (1998: 157) راست كرداري را تعهد در عمل به مجموعه اي از اصول و ارزش هايي كه از نظر اخلاقي موجه است، تعريف مي كنـد . در رويكرد سوم با توجه به تعاريف متفاوت، در نظرگـرفتن نظر يـة اسـناد 1 كلـي 2 و نظريـة رهبـريضمني3 و توجه به اينكه پيروان به كمك منابع متفاوت، فرايندهاي پيچيده و پيشينة وقايع آنهـا را درك مي كنند و اسناد خود را دربارة رهبر و ويژگي هاي او ميسازند (مورمن و همكـاران، 2012)،
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. Attribution
.3.2 Implicit leadership theory Kelley
راست كرداري را با ابعاد چندگانه و تمركز خاص بر اخلاق و معنويات تعريف ميكنند؛ بنـابراين در رويكرد چندگانه، راست كرداري هر دو بعد سـازگاري گفتـار و رفتـار (صـداقت رفتـاري) و رفتـاراخلاقي را شامل مي شود. در اين مطالعه نيز براي تبيين جـامع مفهـوم راسـت كـرداري، رويكـردچندگانه در نظر گرفته شده است.
نظريههاي رهبري و راستكرداريِ
راستكرداري مديران مضمون اصلي نظريههاي علمي رهبر ي كسب وكـار اسـت ، امـا بـا كمـال تعجب بايد گفت كه در ادبيات دانشگاهي مديريت به اندازة كافي مطالعه و بررسـي نشـده اسـت . شايد دلايل آن را بتوان اين گونه توجيه كرد كه راست كرداري به جاي اينكه با رهبـري اثـربخش مرتبط باشد، يكي از ويژگي هاي رهبر به طور عام در نظر گرفته مي شود و دليـل ديگـر اينكـه در پژوهش ها ي موجود، اسامي و عناوين گوناگوني به رفتار راست كرداري اختصاص داده شده اسـت (مورمن و گورور، 2009). در كتاب رهبري لوزير و اچوا (2004)، هنگام نام بـردن از وي ژگـي هـاي جهاني رهبران اثربخش، به اعتمادبه نفس، انرژي بالا، انعطاف پذيري، ملاحظة ديگران و راسـت -كرداري اشاره ميشود كه در آن راستكرداري، يكي از ويژگي هاي مهم به معناي صداقت داشتن، قابل اعتمادبودن و اخلاقي بودن است.
طي جست وجو در نظريههاي رهبري، راستكرداري مديران با رهبـري تحـول گـرا ، رهبـرياخلاقي و رهبري اصيل، ارتباط تنگاتنگي دارد. رهبري تحول گـرا بـه عنـوان تعهـد در عمـل بـهمجموعه اي از اصول و ارزش هاي قابل توجيه از نظـر اخلاقـي تعريـف مـيشـود . برنـز (1978) استدلال ميكند كه رهبران تحول گرا بايد تعهدات اخلاقي قوي داشته باشند و آن را بـراي نفـوذپيروان خود بهكار گيرند (بروان و ترويو، 2006).
رهبران اخلاقي افراد پايبند به اصـول، جامعـه پـذير و درسـتكارند. آنهـا بـه حقـوق ديگـرانبه عنوان انسان احترام مي گذارند و براي آن ارزش قائل اند و با استفاده از قدرت اجتماعي با رفتـارو تصميم گيري و اقدامات خود بر ديگران نفوذ دارند. ويژگي هاي بارز آنها راست كرداري و مـنشاخلاقي، مسئوليت پذيري و پاسخگويي اخلاقي و… است. منش اخلاقي، شامل تواضـع ، وفـاداري ، تقوا، سخاوت و بخشش، راستكرداري و انجام رفتارهاي صحيح اخلاقي بدون توجه به فشارهاي خارجي ميشود. خصوصيات شخصي اقدام سازگار با اصول اخلاقـي (راسـت كـرداري) در هـر د و رهبر تحول گرا و رهبر اخلاقي با هم مشترك است. رهبران راست كردار هميشـه ارتباطـات بـاز وصادقانه را تشويق ميكنند (پرري و پروكتورـ تامسون، 2002).
رهبر اصيل آگاهي عميقي نسبت به طرز تفكر و رفتار خود دارد و از ارزشها و د يـدگاه هـاي اخلاقي، دانش و قوت هاي خود و ديگران آگاه است و اعتمادبه نفس دارد، اميـدوار ، خـوش بـين و انعطاف پذير است و خصوصيات اخلاقي بسيار خوبي دارد (آوليو و همكـاران، 2004: 4) كـه همـة اين ويژگي ها در مفهوم راست كردار ي گنجانده شده است. پس مشخصـ ة بـارز ايـن سـه نظريـه،راست كرداري بهمعناي داشتن اصول اخلاقي و عمل بر اساس آنها است.
پيامدهاي راست كرداري
اعتماد به عنوان مهم تـرين پي شـايند راسـت كـرداري در مطالعـات سـازماني شـناخته شـده اسـت (سايمنس، 2002). اعتماد عنصر سازماني مهمي براي موفقيت سازمـان اسـت كـه بايـد بـه طـور مستمر تقويت شود و به راحتي در روابط بين فردي از بين ميرود. سطوح بالاي آن سبب افزايش روحية كاركنان، كاهش غيبت، افزايش نوآوري سازماني و كمك به مديريت تغيير و نتايج مثبـتسازماني ميشود. بكر (1998) به چهار حوزة كليدي اشاره ميكنـد كـه ارزش و كـاربرد راسـت -كرداري در سازمان را نشان ميدهد كه عبـارت انـد از: 1. پـيش بي نـي كننـدة عملكـرد شـغلي ؛ 2. تعيين كنندة رفتارهاي انحرافي؛ 3. عامل اصلي اعتماد؛ 4. صفت اصلي رهبـران مـؤثر و موفقيـت سازماني. سايمنس (2013) با بررسي مطالعات انجام شدة چندين پژوهشگر در خصـوص نتـايج و پيامدهاي راستكرداري و صداقت رفتاري، آنها را در سه طبقة زير قرار ميدهد:
اثر بر نگرش ها ي پيروان (رضايت شغلي، تعهد سازماني، اعتماد، هويت سازماني، تعلـقشغلي، بهروزي، قضاوت كاركنان دربارة عدالت رهبري، بدبيني سازماني)؛
اثر بر رفتارهاي پيروان (عملكرد نقش، عملكرد شغلي، رفتار شهروندي سازماني، رفتـار انحرافي، غيبت، قصد ماندن در سازمان، قصد خروج از سازمان، ترك سازمان)؛
اثرهاي سازماني (عملكرد سازماني، سودآوري، اثربخشي سازماني، توانايي دستيابي بـهموفقيت، رضايت از مديران).
راستكرداري و سازه هاي مرتبط
راستكرداري بايد از طريق سازه هاي مرتبطي چون اعتبار، اعتماد، نفاق و صداقت تشخيص داده شود كه در زير هر يك از آنها تشريح مي شود.
اعتماد و اعتبار1: هيچ متغيري بهاندازة اعتماد در رفتار ميانفردي اثر ندارد؛ زيرا كـارايي و دقـت ارتباطات را تحت تأثير قرار ميدهد. اعتمـاد ، انتظـار مثبـت از طـرف مقابـل اسـت و در آن فـرداطمينان مي يابد طرف مقابل از طريق كلمات، اقدامات يا تصميمات فرصت طلبانه عمل نمي كند و مي توان در موقعيت هاي مختلف به او اتكا كرد (روبينس، 2007). اعتماد زماني مخدوش مي شـود
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.1 Credibility
كه دست كم يكي از ابعاد آن آسيب ببيند؛ اين ابعاد عبارت اند از: راست كرداري، ثبات1، وفـاداري 2، شايسـتگي3 و گشـودگي4 (اسـكيندلر، 1993). در صـورت آشكارشـدن رفتارهـاي بـي صـداقتي، بي اخلاقي و ناديده گرفتن ارزش ها و درستي، راستي و ثبات رفتار، ارتباطات بين فردي دسـتخوشبي اعتمادي خواهد شد (زارعي متين، 1388: 163). راست كرداري لازمه و پيشايند اعتمـاد اسـت، اما براي دستيابي به اعتماد كافي ني سـت. بـه بـاور سـايمنس (2002) اعتمـاد پـيش بي نـي كننـدة راست كرداري است؛ وي در گزارش سال 2012 به رابطة قوي اعتمـاد و صـداقت رفتـاري اشـاره كرده است.
اعتبار، نوعي ارزيابي از پيام هاي فرد است كه آيا براي رفتارها و باورهـاي او راهنمـاي قابـلاتكايي ارائه شده است؟ اعتبار هم مانند راست كرداري پايه و اساس رهبري و پيامد راست كرداري است، اما براي دستيابي به آن كافي نيست. اعتبار رهبران توسط اقدامات صادقانه و راسـت گـويي آنها طي زمان به دست مي آيد و به طور خودكار با كار يا عنوان شغلي كسب نمـي شـود (كـوزس وپاسنر، 1993: 21 و 35). شكل 1 نشان ميدهد چگونه راستي و صداقت مهم تـرين اجـزاي بـاور افراد را كه به اعتبار منجر ميشود، شكل ميدهد (استار، 2004: 421).

راست

كرداري
+
شايستگي

فني

هاي
اعتماد

اثربخشي

باور

شهرت

و

اعتبار
قوي

رهبري

راست

كرداري

+

شايستگي

فني



قیمت: تومان


پاسخ دهید