Journal of Public Administration ددوی
دانشكدة مديريت دانشگاه تهران دورة 8، شمارة 2 تابستان 1395 ص. 276- 255

مدل تجزيه و تحليل خط مشي عمومي در ايران
رؤيا اسدي فرد1، علي اصغر فاني2، عادل آذر3، سيدمهدي الواني4
چكيـده: بـا وجـودي كـه تجزيـه و تحليـل خـ طمشـي هـاي عمـومي بـراي سيسـتم هـاي خط مشي گذاري عمـومي ضـرورت محسـوب مـي شـود ، يكـي از عمـده تـرين مسـائل سيسـتمخط مشي گذاري ايران، نبود معياري براي تجزيه و تحليل خط مشي هاي عمومي است؛ به همـيندليل پژوهش پيش رو با هدف دستيابي به مدلي براي تجزيه و تحليل خط مشـي هـاي عمـومياجرا شده است تا با استفاده از روش تئوري دادهبنياد چندگانه، به خلق تئـوري و مـدل تجزيـه و تحليل خط مشي عمومي متناسب با مقتضيات كشور بپردازد. براي ايـن منظـور، طـي برگـزاري مصاحبه هـاي اكتشـافي و عميـق بـا 40 نفـر از سياسـتگذاران كشـور، مـدل تجزيـه و تحليـلخط مشي هاي عمومي در ايران طراحي شد. مدل طراحي شده شامل سـه بعـد اصـلي »تجزيـه وتحليل تدوين«، »تجزيه و تحليل اجرا« و »تجزيه و تحليل ارزيابي« مي شود كه هر يك از اين ابعاد، اجزا و عناصر تشكيل دهندة تجزيه و تحليل خط مشي عمومي را نشان ميدهد.

واژه هاي كليدي: تجزيه و تحليل خطمشي عمومي، تئوري دادهبنياد چندگانه، خط مشي عمومي.

دكتري مديريت ـ سياستگذاري در بخش عمومي، دانشگاه تربيت مدرس، تهران، ايران
استاديار گروه مديريت دولتي، دانشكدة مديريت و اقتصاد، دانشگاه تربيت مدرس، تهران، ايران
استاد گروه مديريت، دانشكدة مديريت دانشگاه تربيت مدرس، تهران، ايران
استاد گروه مديريت دولتي، دانشكدة مديريت، دانشگاه علامه طباطبائي، تهران، ايران

تاريخ دريافت مقاله: 15/09/1394 تاريخ پذيرش نهايي مقاله: 25/02/1395نويسندة مسئول مقاله: علي اصغر فاني E-mail: afani@modares.ac.ir
مقدمه
اغلب تصور ميشود زماني كه قانوني به تصويب ميرسد، اداره اي به وجود مي آيـد و پـول صـرفمي شود، اهداف آن قانون، بوروكراسي و هزينه ها محقق خواهد شد. ما فرض را بر آن مي گيـريمهنگامي كه مجلس خط مشي اي را تصويب كرد، براي آن پولي اختصاص داد و نيز شاخة اجرايـيبرنامه اي را سازماندهي كرد، افراد را استخدام مي كند، پول خرج مي كند و فعاليت هاي طراحي شده براي اجراي خط مشي را انجام مي دهد، تأثير خط مشي كه از طرف جامعـه احسـاس خواهـد شـدهمان تأثير مد نظر خواهد بود؛ اما متأسفانه اين پيشفرض ها هميشه درست نيستند (داي، 2008:
333). به همين دليل، ضرورت پژوهش در زمينة تجزيه و تحليل خط مشـي عمـومي از ضـرورتنياز به تجزيه و تحليل، بررسي، سنجش، پيگيري و ارزيابي خط مشي هاي عمومي ريشه ميگيرد. تجزيه و تحليل خط مشي عمومي به دنبال تعيين رابطة بين خط مشي هاي تدوين شده و پيامدهاي آنها و نيز، سنجش ميزان تحقق اهداف و برنامه هاي خط مشي عمـومي اسـت. بـا ايـن توصـيف، تجزيه و تحليل خط مشي عمومي بازخوردي در سيستم خط مشي گذاري محسوب مي شـود كـه از طريق آن مي توان در خصوص خط مشي هاي عمومي تدوين شده و اجراشده تصميم گرفت.
تجزيه و تحليل خط مشي هاي عمومي براي سيستم ها ي خط مشي گـذاري عمـومي ضـرور ي است؛ به طوري كه تمام خط مشي ها در هر سطحي از دولت به تجزيه و تحليل نياز دارند؛ ولي بـا وجود اين، نسبت به خط مشيهاي تدوين شده، اجرا شده و كمابيش ارزيابي شده، هيچ گونه تجزيه و تحليلي صورت نمي گيرد. با توجه به اهميت تجزيه و تحليل خط مشيهاي عمومي، نبود تئـوري / مدل / چارچوب براي تجزيه و تحليل خط مشـي هـا ي عمـومي در ايـران، يكـي از مسـائل مهـم سيستم خط مشي گذاري در كشور به شمار مي رود. بنابراين پژوهش حاضر مـي كوشـد تـا بـه ايـنمسئله پاسخ دهد كه »مدل تجزيه و تحليل خط مشي عمومي در ايـران چگونـه مـدلي اسـت؟«؛ به طوري كه بتوان از طريق ارائة نوعي مدل سيستماتيك و علمي با هدف تعيين ابعـاد و عناصـرمدل تجزيه و تحليل خط مشي هاي عمومي، ابزار علمي و سيسـتماتيكي بـراي تجزيـه و تحليـلخط مشي عمومي در كشور خلق كرد.
پيشينة پژوهش
تجزيه و تحليل خط مشي هاي عمومي
از اوايل 1970 در بسياري از كشورهاي توسعه يافته، پژوهش و كارورزي در زمينة تجزيه و تحليل خط مشي رشد شايان توجهي يافت. در اين كشورها تجزيه و تحليل خـط مشـي اساسـاً از طريـقدغدغة فزايندة دولت براي مسائل خطمشي عمومي برانگيخته شـد (سـپرو، 2010: 43). پيشـينة تجزيه و تحليل خط مشي به سال هاي جنگ و به خصوص معرفي پژوهش عملياتي و تكنيك هاي تجزيه و تحليل اقتصادي برمي گردد. به همين دليل اولين تجزيـه و تحليـل هـاي خـط مشـي ، در سياستگذاري اقتصادي و دفاع رخ داد. به گفتة ملتسنر، واژگان مدرن »تجزيه و تحليل خط مشي« و » تحليل گر خط مشي«، در دهة 1960 بارها توسط درور و در مقاله هاي گوناگون استفاده شـدند .
وي معتقد است كه احتمالاً در سال 1958 براي نخستين بار چـارلز لينـدبلوم (1959) از ايـن واژهاستفاده كرده است. اين نوع تجزيه و تحليـل خـط مشـي (آنچـه ويلداوسـكي (1979) »صـحبتحقايق براي قدرت« مي نامد) به مثابة شكلي از مهندسي يا پزشكي، از ضرورت هـاي اعتقـادي در علوم اجتماعي بود. دانشي از جامعه كه مي تواند راه بهتر كردن آن را فراهم آورد (پارسونز، 2005:
.(19-29
تجزيه و تحليل خط مشي
واژة »تجزيه و تحليل«1 از كلمهاي يوناني گرفته شده كه معناي آن »شكستن بـه اجـزا«2 اسـت(ويمر و وينينگ، 2011: 351). تجزيه و تحليل بهمعناي شالوده شكني موضوع مطالعه است، يعني شكستن آن به عناصر اصلي اش براي درك بهتر آن. تجزيه و تحليل خط مشـي ، بررسـي اجـزاي خط مشي عمومي و فرا يند خط مشي عمومي يا هر دو است، بـه بيـان ديگـر، مطال عـة علـت هـا و پيامدها در تصميم هاي خط مشي است (پارسونز، 2005: 9). ايدة »تجزيه و تحليل« با تلاش هايي براي جداكردن يا تجزية مسائل به اجزاي اساسي اش در ارتبـاط اسـت (ويمـر و وينينـگ،2011:
.(41-42
تعاريف تجزيه و تحليل خطمشي هاي عمومي
تجزيه و تحليل خط مشي، شامل فعاليت يافتن مسائل و آن چيزهايي است كه مـي تـوان آنهـا را
حل كرد و بايد انجام شـوند (ويلداوسـكي، 1979). تجزيـه و تحليـل خـط مشـي ، رويكـردي بـهخط مشي عمومي است و قصد دارد مدل ها و پژوهشهايي از رشته هايي را كه مسئله و گـرايش3 خط مشي دارند، يكپارچه و بسترسازي كند (پارسونز، 2005). تجزيه و تحليل خـط مشـي مطالعـة اقدام مراجع عمومي درون جامعه را دربرمي گيـرد (ناپفـل ، لارو، وارون و هيـل ، 2007). تجزيـه وتحليل خطمشي، فعاليت خلق دانش از درون فرا يند خط مشـي گـذاري اسـت؛ در خلـق دانـش ازفرا يندهاي خط مشيگذاري، تحليل گرِ خـط مشـي علـت هـا ، پيامـدها و عملكـرد خـط مشـي هـا و
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
Analysis
Decomposition
Orientation
برنامه هاي عمومي را بررسي مي كند (دان، 2007: 33). تجزيه و تحليل خط مشي، كسب اطلاع از مسائلي مانند آنچه دولت انجام مي دهد، چرا آن را انجـام مـي دهـد و چـه چيـزي آن را متفـاوت مي سازد، است (داي، 2008). تجزيه و تحليل خط مشي تكنيكي است كـه داده هـا را كاربردپـذير مي سازد يا دربارة آنها تصميم گيري مي كند، تخمين مي زند و پيامدهاي خط مشي هاي عمـومي را مي سنجد. هدفش دو مرحله دارد و طي آن، بيشترين اطلاعات را با حداقل هزينه فراهم مي كنـد :
الف) پيامدهاي احتمالي خط مشي هاي پيشنهاد شده؛ ب) پيامدهاي واقعي خط مشي هاي پذيرفتـهشدة قبلي (سپرو، 2010: 45).
تجزيه و تحليل خط مشي تلاش براي كالبدشكافي1 مسائل و راه حل ها را تحت آنچه معمـولاًبه عنوان نوعي شيوة عقلايي توصيف مي شود، نشان مي دهد؛ بدين معنا كه عمل گرايان، اطلاعات و تجزيه و تحليل سيستماتيك را براي بحث ها ي خط مشي فراهم مي آورند و مـي كوشـند نشـاندهند چگونه مجموعة معيني از اهداف و مقاصد ممكن اسـت بـه كـاراترين شـكل تحقـق يابـد. اهداف و مقاصد خط مشي عمومي معمولاً در فرايند سياسي تعيين مي شود، امـا تجزيـه و تحليـل مي تواند به خط مشي گذاران كمك كند تا ايده هاي رقيب را دربارة اينكه چگونه به بهتـرين روشاين خدمات ارائه شود، وزن دهي كنند (كرفت و فورلانگ، 2010: 25-23).
مدل حرفه اي بريتانيا
مدل حرفه اي در تـاريخ خـط مشـي گـذاري بر يتانيـا اهميـت زيـادي دارد؛ در ايـن مـدل آخـرينتجديدنظرها و تغييرات ناگهاني درون زبان »خط مشي گذاري استراتژيك« نمايان مي شود. از ايـنرو مدل حرفه اي، مدل معمول برنامهريزي استراتژيك به شمار ميرود. ملاحظـات معاصـر مـدل ، تأكيد به تجزيه و تحليل ذي نفعان و مديريت است، اما جدا از اين افزايش ها، از دهة 1970 نوعي »مدل عقلايي« خط مشي گذاري توسـعهيافتـه در رويكردهـاي شـركتي برنامـه ريـزي / مـديريتمحسوب ميشود. مدل حرف هاي سه بخـش اصـلي خصيصـه هـا ، موضـوع هـا و شايسـتگي هـا را دربردارد؛ خصيصههاي تجزيه و تحليل خطمشي عمومي عبارت است از: تعريف ره آوردها و اتخاذ ديدگاه بلندمدت، توجه و رعايت اوضـاع ملـي، اروپـايي و بـين المللـي ، اتخـاذ رويكـرد كـل گـرا ، انعطاف پذيري و نوآوري، به كارگيري بهترين ملاك، بازنگري دائمي خط مشـي موجـود، منصـفانهبراي همه، دربرگيرندة همة ذي نفعان، يادگيري از تجربـه . بـراي نشـان دادن ايـن خصيصـه هـا ، خط مشيگذاري به سطوح بالايي از موفقيت در سه موضوع اصلي چشمانداز، اثربخشـي و بهبـودمستمر نياز دارد تا شايستگي ها (نگاه به جلو، نگاه به بيرون، نوآورانه و خلاق، مبتني بـر شـواهد،
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. Dissect
شمول پذير، يكپارچه، بازنگري، ارزيابي، آموختن از درسها) را از طريق اهرم هـا ي تغييـر فـراهمآورد (پارسونز، 2007: 547).
تجزيه و تحليل چرخة خط مشي عمومي: رويكرد ناپفل و همكاران
مدل پيشنهادي ناپفل و همكارانش (2007) تجزيه و تحليل خط مشي را بر مبناي سه حوزة دقيق قرار مي دهد: تعامل بين بازيگران عمومي و خصوصي، مسئلة عمومي و تجزيه و تحليل تطبيقي.
تجزيه و تحليل چرخة خط مشي گذاري
با در نظر گرفتن انواع گستردة محيط هـا ي نهـادي، گـرايش هـاي دانشـگاهي، علايـق و روابـطخط مشي با فرايند خط مشي، دور از انتظار نيست كه چارچوب هاي تحليلي كه تحليـل گـر بـه كـار مي برد، الگوي كثرت گراي مشابهي را آشكار كند كه به صورت زير بيان مي شود:
تجزيه و تحليل تعامل بين بازيگران عمومي و خصوصي با تأكيد بر جامعيت كـار پيچيـده: اقدام عمومي نهادهاي سياسي، از ديدگاه محدوديت ها و فرصت هايي كه به بازيگران خـط مشـي ارائه مي دهند، تجزيه و تحليل مي شود؛ بنابراين آنچه تحقق مي يابد دركي از دولت در عمل است كه با بازيگران عمومي و خصوصي درگير در هر بخش خاص، منابع و نهادهايي كه اقدامشـان رااداره مي كنند، آغاز مي شود. اين سه عنصر اساسي، درك رفتار فردي و جمعي و نتايجي كـه آنهـابر اساس نفوذشان بر جامعة مدني و حوزه هاي نهادي محقق مي كند را ممكن مي سازند؛ يعني در رابطه با سازمان سيستم سياسيـ اداري. اين مسئله شناسايي تعامـل بـين دولـت (يـا بـازيگرانعمومي) و جامعة مدني است؛ يعني جايي كه ميانجي گري و تعامل بين بازيگران عمومي (كساني كه شغل آنها دفاع از منافع عمومي بلندمدت است) و بازيگران خصوصـي (كسـاني كـه اغلـب ازمنافع كوتاه مدت فردي دفاع مي كنند) اتفاق مي افتد.
تجزيه و تحليل مسائل عمومي: دومين حوزه از تجزيه و تحليل خط مشي، تفسير ساختارها و رويه هاي بوروكراتيك از ديدگاه مديريت كلي خط مشي ها را دربرمي گيرد كه صـرفاٌ بـر اسـاسانسجام داخلي و كارايي خط مشي ها نيست.
تجزيه و تحليل تطبيقي: مدل ارائهشده به طريقي است كه مي تواند در مطالعـات تطبيقـيبه كاربرد ه شود و دليل آن اين است كه كيفيت خط مشي ها به طور فزاينده اي به توجـه بـر مبنـاياجراي واقعي شان از طريق مراجع عمومي متفاوت نياز دارند.
ناپفل و همكاران (2007 : 31) بر اساس هر يك از مراحل خط مشي عمومي، سـؤال هـايي را مطرح مي كنند كه تحليلگر بايد به آنها پاسخ دهد:
مرحلة 1: ظهور مسائل ـ آگاهي از اين مسئله چگونه به دست مي آيد؟
مرحلة 2: تدوين دستوركارـ چه عواملي موجب واكنش دولت به اين مسئل ه مي شود؟
مرحلة 3: تدوين و پذيرش برنامة خط مشي ـ راه حل هاي پيشنهادشده و پذيرفته شدة دولـت وپارلمان چيست؟ اين راه حل ها بر مبناي كدام فرايندها تدوين شده اند؟
مرحلة 4: اجراي خط مشي ـ آيا تصميم هاي قانون گذار و دولت اجرا شده است؟ مرحلة 5: ارزيابي خط مشي ـ آثار مستقيم و غيرمستقيم خطمشي چيست؟
چارچوب دان: فرايند تجزيه و تحليل خط مشي يكپارچه
به عنوان فرايند پژوهش چندرشتهاي، تجزيه و تحليل خط مشي در پي ايجاد، دگرگـوني و مبادلـة دانش »از« و »در« فراينـد خـط مشـي گـذاري اسـت و بـه دليـل اينكـه تـا انـدازه اي اثربخشـيخط مشي گذاري به در دسترس بودن اطلاعات مرتبط با خط مشي بستگي دارد، مبادله و استفاده از تجزيه و تحليل خطمشي، اساس كار است. اطلاعات »از« به »مطالعات سيسـتماتيك و تجربـيدربارة اينكه خط مشيها چگونه ايجاد مي شوند و تأثير مـي گذارنـد« اشـاره مـي كنـد؛ در حاليكـهاطلاعات »در« اشعار به درك اين دارد كه » واقـعگرايـي هـر تصـميم تـا انـداز هاي بسـتگي بـهدسترسي به اطلاعات در دسترس انباشته شده دارد« (دان، 2007: 33).
تجزيه و تحليل خط مشي پنج نوع سؤال را در كانون توجه قرار مي دهد:
مسئله چيست تا راه حلي جست وجو شود؟
چه مجموعه اقداماتي بايد انتخاب شوند تا مسئله حل شود؟
ره آوردهاي انتخاب آن مجموعة اقدامات چيست؟
آيا تحقق اين ره آوردها به حل مسئله كمك مي كند؟
اگر مجموعة اقدامات ديگري انتخاب شود، ره آوردهاي آتي مورد انتظار چيست؟ پاسخ به اين پرسش ها، به پنج نوع اطلاعات مرتبط با خط مشي يا آنچه ما اجـزا ي اطلاعـاتي
خط مشي مي ناميم، نياز دارد. ايـن اجـزا، در خصـوص مسـائل خـط مشـي ، عملكـرد خـط مشـي ، ره آوردهاي مورد انتظار خط مشـي ، خـطمشـي هـا ي تـرجيح دادهشـده و ره آوردهـاي خـط مشـي مشاهده شده اطلاعاتي نشان مي دهند.
روش هاي تحليلي خط مشي
پنج نوع اطلاعات از طريق استفاده از روشهاي تجزيـه و تحليـل خـط مشـي توليـد و دگرگـون مي شوند. اين روش ها توصيف، پيش بينـي، ارزشـيابي، تجـويز و تعريـف را دربر مـيگيرنـد . همـة روش ها تمام قضاوتهاي متفاوت را دربرمي گيرند. قضاوت براي پذيرش يا رد يك تبيين، تأييد يا بحث دربارة درستبودن يك اقدام، انتخاب شدن يا انتخاب نشدن يك خط مشـي ، پـذيرش يـا رديك پيش بيني، تعريف مسئله به يك شيوه به جاي شيوة ديگر. در تجزيه و تحليل خط مشي ايـنرويه ها نام هاي خاصي داشته اند: نظارت، پيش بيني، ارزيابي، توصيه و ساخت دهي مسئله.
نظارت (توصيف) براي رهآوردهاي مشاهده شده خط مشي اطلاعاتي توليد ميكند.
پيش گويي ( پيشبيني) براي ره آوردهـاي مـورد انتظـار خـط مشـي اطلاعـاتي را توليـد ميكند.
ارزيابي (ارزشيابي) بـراي ارزش ره آوردهـاي مشـاهدهشـده و مـورد انتظـار خـط مشـي اطلاعاتي را توليد مي كند.
توصيه (تجويز) براي خطمشي هاي برتر اطلاعاتي را توليد ميكند.
ساخت دهي مسئله (تعريف) دربارة اينكه چه مسـئل ه اي حـل شـود اطلاعـاتي را توليـد مي كند.
روشهاي تحليلي خط مشي به هم وابستهاند. استفاده از يك روش بدون بهكاربردن روشهاي ديگر، امكان پذير نيست. بنابراين اگرچه ممكـن اسـت بـدون پـيش گـويي پيامـدهاي آينـده، بـرخط مشي هاي گذشته نظارت شود، پيش گويي خطمشي ها بدون نظارت آنها امكـان پـذير نيسـت. به طور مشابه، تحليلگران مي توانند ره آوردهاي خطمشي را بدون ارزيابي آنها نظـارت كننـد، امـا امكان ندارد رهآورد را بدون قراردادن آن به عنوان ره آورد ارزيابي كنند (دان، 2007: 20-1).
نوآوري پژوهش
مرور ادبيات نظري تجزيه و تحليل خط مشي هاي عمومي، نشـان دهنـدة ديـدگاه هـا ي فراينـد ي، نهادي و سيستمي به تجزيه و تحليل خط مشي هاي عمومي اسـت ؛ بنـابراين نـوعي پـيش فـرض رويكرد فرايندي و مرحله اي با توجه به چرخة خط مشي عمومي بديهي به نظر مي رسـد ، امـا هـريك از مدل هاي مطرح شده در ادبيات نظري قوت ها و ضعفهايي دارنـد كـه ضـرورت پـژوهش
اكتشافي تجزيه و تحليل خط مشي عمومي، منوط به پيش بردن دانش قبلي كسب شده از آنهاست (جدول 3)؛ به اين ترتيب كه بررسي چـارچوب دان بـه عنـوان مهـم تـرين اثـر تجزيـه و تحليـلخط مشي هاي عمومي، تأكيد بر تجزيه و تحليل تدوين را بيان مي كند؛ در صورتي كه عناصري از تجزيه و تحليل تدوين و تجزيه و تحليل ارزيـابي ارائـه نشـده اسـت (دان، 2007: 470- 468).
چارچوب سپرو (2010) نيز با پيش فرض رويكرد چرخة خط مشي عمومي، بر رويكـرد دان صـحهگذاشته است. ناپفل و همكارانش (2007) تنها با مطرح كردن پنج سـؤال در هـر يـك از مراحـلخط مشي عمومي، از تدوين دستور كار گرفته تا ارزيابي، بدون ارائة چارچوبي به تجزيـه و تحليـلخط مشي عمومي اكتفا كرده اند. برخي آثار ديگر مانند پارسونز (2007) بـا بهـره منـدي از ادبيـاتمديريت استراتژيك، به تجزيه و تحليل اجراي خط مشي هاي عمـومي اشـاره كـرده انـد . بنـابراينپژوهش حاضر به كمك ادبيات خط مشي گذاري و پيش فرض چرخة خط مشي عمـومي بـه عنـوانچارچوب مفهومي پژوهش، رويكرد دان را در دو مرحله (يعني تجزيه و تحليـل اجـرا و تجزيـه وتحليل ارزيابي) تكميل مي كنـد و بـه طـور مشـخص، عناصـر كليـدي مراحـل تجزيـه و تحليـلخط مشيهاي عمومي را مي شمارد و با توجه به اينكـه در ايـران مـدل هـاي يادشـده تـاكنون در سيستم خطمشي گذاري كشور پياده و آزمون نشدهاند و مدل بومي ديگري متناسب بـا مقتضـيات خطمشي گذاري كشور ارائه نشده است، با خلق مدل متناسب سيستم خـط مشـي گـذاري عمـوميكشور، ابزار علمي و سيستماتيكي براي تجزيه و تحليل خط مشي هاي عمومي ارائه مي دهد.
روششناسي پژوهش
روش تئوري دادهبنياد چندگانه
تئوري دادهبنياد براي نخستين بار توسـط اسـتراوس و گلسـر در كتـابكشـف تئـوري دادهبنيـاد (1967) ارائه شد، اما در سال هاي بعد دو رويكرد براي اجراي اين روش مطرح شد كه به رويكرد استراوس (و اخيراٌ كرسول و چارمز) و رويكـرد كلاسـيك گلسـر تفكيـك شـده اسـت (گلسـر وهولتون، 2004؛ كل، 2005؛ داناييفرد و امامي، 2007؛ ريچرتز، 2010). در سراسر فرايند تئـوريداده بنياد كلاسيك، هر چيز بايد راه خودش را به يـك تئـوري از طريـق مقايسـة دائمـي داده هـا به دست آورد، بـه جـاي اينكـه از مĤخـذ ديگـر بـر آن وارد شـود.  گرسـون (1990)، از شـاگرداناستراوس، مباحث تكميل1 در تئوري داده بنياد را براي نخستين بار به تفصيل بيان كرد؛ بـهطـوريكه از طريق روش هاي تمايز، تخصيص مجدد و همگون سازي نحوة چيدمانِ مفاهيم و طبقات را در پازلِ كشف تئوري داده بنياد ميآموزد. تكميل، به خلق طبقات اضافه منتهي ميشود كـه مـا رابر آن مي دارد دربارة طبقات جديد بينديشيم. تفكر دربارة آن طبقات به ساخت فرضيه هايي منجـر ميشود كه آنها را دربرمي گيرد. تكميل، شيوة ساخت طبقات جديـد بـراي دخـل و تصـرف هـا ي ممكن در توسعة تئوري اسـت . تكميـل بـهطـور مفهـومي بـين كدگـذاري ـ كـه در آن طبقـات نامگذاريشده و خصيصههاي مرتبط با آنها شناسايي مي شوند ـ و نمونه گيري نظري ـ كه به مـا مي گويد چه نوع وضعيت ها يا مكان هايي را در مرحلة بعد جست وجو خواهيم كرد ـ قرار ميگيرد. تكميل، از يك طبقه شروع مي شود و به طور سيستماتيك بر طبقات متباين به منظور فراهمآوردن »مواد خام اوليه« براي نمونهگيري نظري، برش عرضي2، متراكم كردن تئوري و آزمون فرضيه ها تعمق مي كند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
Supplementation
Cross-cutting
اخيراٌ گلدكهل و كرونهلم (2010)، رويكرد چندگانـ ة تئـوري داده بنيـادي (MGT)1 را مطـرحكرده اند كه تكميل تئوري داده بنياد را از طريق زمينهدارشدن تئوري به روشهاي چندگانه نشـان مي دهد؛ بدين معنا كه ما تئوري كشف شده از روش تئوري داده بنياد را از طريق مĤخذ ديگرِ دادهها تكميل ميكنيم تا تئوري كشف شده هم از لحاظ تجربي (از طريق نمونه گيري نظـري ) و هـم ازلحاظ تئوريك (مقايسه با تئوري ها ي پيشين) اشباع يا به چالش كشيده شود.
بنابراين رويكرد جايگزين تئوري دادهبنياد چندگانه سه نوع از فرايندهاي زمينهدارشدن داده هـا را دربرميگيرد: 1. زمينهدارشدن دادههاي تجربي؛ 2. زمينهدارشدن داده هاي نظري؛ 3. زمينه دارشـدن دادههاي دروني.
بحث استفاده از تئوري هاي قبلي طـي توسـعة تئـوريGT جديـد نيسـت. پـيش از ايـن در نظرهاي گلسر و استراوس (1967)، بحث هايي درخصوص تأثيرگذاري تئوري هاي موجود مطـرحبوده است، آنها نوشته اند كه »موضع ما بر توليد تئوري جديدي كه بايد مجزا از تئـوري داده بنيـادموجود پيش برود، دلالت ندارد«. در اين نوع از دانش هم مĤخذ توليد تئوري و هم احكـام روايـي آن وجود دارد. زمينه دار كردن داده هـا بـه معنـاي »فـراهم آوردن دليـل يـا توجيـه« بـراي برخـيچيزهاست. ما نه تنها زمينة داده هاي تجربي را براي پديدارشدن تئوري فراهم مي كنيم، بلكـه بـه ساير مĤخذ دانش نيز بـراي توجيـه نيـاز داريـم. MGT رويكـردي بـراي توسـعة تئـوري اسـت.
تئوري هايي كه از پيش موجودند، ممكن است از طريق قدرت توضيحي در متراكمسـازي تئـوريتأثير داشته باشـند كـه ايـن يكـي از اهـداف واضـحGT اسـت (گلـدكهل و كـرونهلم ، 2010). چارچوب دهي مجدد تئوري داده بنياد، به عنوان نوعي رويكرد قياسي، به پژوهشگران اجازه ميدهد تا توجه كنند كه چگونه پديده هاي ساختاري بزرگ تر، خود داده ها را شـكل مـي دهـد (مالاگـان،هوبر و ولز، 2009: 262). پذيرفتن اين رويكـرد قياسـي، چگـونگي اسـتفاده از چـارچوب چرخـة خط مشي عمومي به عنوان ساختار بزرگ تر دادهها، همزمان با به كارگيري تئوري داده بنياد چندگانه را نشان مي دهد.
جامعة آماري پژوهش
جامعة آماري پژوهش در مرحلة احصاي مدل، 40 نفر شامل تعدادي از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي، كارشناسان دفاتر مركز پژوهش هاي مجلس شوراي اسلامي، اعضاي مجمـع تشـخيصمصلحت نظام (تدوين كنندگان خط مشي هاي عمومي)؛ وزرا و مديران كل سابق و كنوني، معاونت برنامه ريزي و نظارت راهبردي رياست جمهـوري (مجريـان خـط مشـي هـا ي عمـومي )؛ نـاظران
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. Multi-Grounded Theory (MGT)
خط مشيهاي عمومي ( ارزيابي كنندگان خطمشي هاي عمـومي ) اسـت كـه در ايـن مرحلـه بـراياجراي روش تئوري داده بنياد با آنها مصاحبه هاي اكتشافي (كيـوي و كـامپنهود، 1379) و عميـق بهعمل آمد. شايان ذكر است كـه بـراي انتخـاب جامعـة آمـاري از روش نمونـه گيـري هدفمنـد (دانايي فرد، الواني و آذر، 1383: 409) و تخصصـي 1 (علـي احمـدي و سـعيدنهايي، 1386: 605-
604)، نمونه گيري نظري (گلسر و هولتون، 2004)، نمونه گيري گلولة برفي استفاده شده است.
روش گردآوري اطلاعات
براي گردآوري داده هاي پژوهش از دو روش استفاده شده است:
مصاحبة نيمه ساخت يافته: مصاحبه، يكي از روشهـاي جمـعآوري اطلاعـات بـراي اغلـبروش هاي تحقيق، بـهويـژه روش توصـيفي اسـت. هـدف از مصـاحبه دريافـت عقايـد، افكـار ونظرهاست ( علياحمدي و سعيدنهايي، 1386: 416). در تحقيق اكتشـافي ، مصـاحبه هـاي عميـق مي تواند در پيبردن به آنچه در حال وقوع است و نيز در يافتن شناخت جديد، بسيار مفيد باشد. از مصاحبه هاي نيمه هدايت شده (نيمه ساخت مند) نيز مي توان استفاده كرد؛ اين نوع مصاحبه ها امكان بيشتري براي بحث و ثبت نظرها و ديدگاه هاي پاسخ دهندگان ايجاد مي كنند. بعضي از پرسشها كاملاً باز هستند. پرسش هاي باز بهطور عمده براي مصاحبه گر همچون فهرسـت بـازبيني عمـل ميكند تا وي اطمينان يابد كه در پرسشهاي مطـرح شـده، جنبـه هـاي مختلـف كشـف و كليـة پاسخهاي ممكن منظور شده است. از مصاحبه هاي نيمههـدايت شـده بـراي گـردآوري اطلاعـاتپراكندة كيفي در مقابل كمي كه معمولاٌ نظر ها و نگرشهاي فراواني در خـود دارنـد، بهـره بـرده ميشود (هوشمنديار، 1388: 171-170)؛ به همين دليل در اين پژوهش براي گـردآوري دادههـابه منظور خلق تئوري تجزيه و تحليل خط مشي عمومي در ايران، اين روش مصاحبه استفاده شده است.
پرسشنامه: پرسشنامه امكان تبديل به كميت بسياري از دادهها و تحليـل همبسـتگي هـا ي گوناگون ميان آنها را فراهم مي كنـد (كيـوي و كـامپنهود، 1379: 186). در ايـن پـژوهش بـرايسنجش روايي مدل نيز از ابزار پرسشنامه استفاده ش ده است.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. Expert sampling. نمونه برداري تخصصي شامل جمع آوري نمونه اي از افراد، با تجربه ها و تخصص هـاي مشـخص دربعضي حوزه هاست. دو دليل براي نمونه برداري تخصصي وجود دارد: اول؛ بهترين راه براي بيرون آوردن افـرادي اسـت كـهتجربه هاي خاصي دارند. در اين مورد، نمونه برداري تخصصي اساساٌ شاخة خاصي از نمونـه بـرداري جهـت دار اسـت و دوم؛ ممكن است نمونه برداري تخصصي براي تأييد ساير روش هاي نمونه برداري به كار برده شود.

تجزيه و تحليل داده ها
روند اجراي تئوري دادهبنياد
در آغاز فرايند تئوري دادهبنياد، ضمن مطالعة ادبيات نظري دربارة هدف، سؤال ها و حوزة پژوهش و رشتة تجزيه و تحليل خطمشي عمومي، آثار نويسندگان قبلي به طور موشكافانه اي مرور شـدند.
اين روش، پژوهشگر را از تكرار پژوهشهاي ديگران بازمي دارد و ديدگاه رشـت هاي و مفهـومي رادر وي ايجاد مي كند؛ سپس با شروع مصـاحبه بـا سياسـتگذاران كشـور و پـس از برگـزاري هـرمصاحبه، مصاحبه ها مطابق كدگذاري نظري پياده شدند و كدگذاري باز مصاحبه ها انجام گرفـت .
طي اجراي پژوهش، مفهوم سازي داده ها از طريق كدگذاري باز و روش مقايسـ ة دائمـي صـورتپذيرفت؛ به اين شكل كه به هر داده يك كـد مفهـومي اختصـاص داده شـد و داده هـا از سـطحتجربي به سطح تئوريك انتقال يافتند، به تدريج با افـزايش سـطح مفهـومي و تجريـدي، پـس از مقايسههاي دائمي، طبقات محوري ظهور كردند؛ ايـن طبقـات از طريـق اشـباع، مـرتبط بـودن وقابليت كاربرد مشخص مي شوند (جدول 1).
در اين پژوهش 792 كد مفهومي مفهومي سازي شده است كه 307 كد باز اوليه بـه مفـاهيمتجزيه و تحليل تدوين، 205 كد به تجزيه و تحليل اجرا و 208 كد به تجزيـه و تحليـل ارزيـابياختصاص دارد (جدول 2). در حين پژوهش، براساس نمونهگيري نظري و نمونهگيري گلولة برفي، هر جا لازم بود، پژوهشگر به سمت مĤخذ بعدي گردآوري داده ها و اخذ مصاحبه ها هدايت مي شـدتا كفايت نظري، كامليت نظري، اشباع و متراكم سازي مفاهيم ايجاد شود. به منظور احصاي مدل، چارچوب مفهومي و كدهاي مفهومي تحديد شدند؛ به طوري كه گاهي به مبادلة برخي از كـدهايمفهومي بين مفاهيم و خصيصه ها بر مبناي تئوري هاي تجزيه و تحليل خط مشـيهـاي عمـوميپرداخته شد. براي اين منظور روش تئوري داده بنياد چندگانه استفاده شد تا محصول نهايي تئوري دادهبنياد خلق و پديدار شود. به بيان ديگـر، پـس از احصـاي فراينـد جـوهري تجزيـه و تحليـل خط مشيهاي عمومي در ايران، اين مدل دوباره با مدل هاي پيشين از طريـق قيـاس1، تركيـب وانطباق (شاناك و الدمور، 2009) داده مي شود تا مدل توسعه يافتة تجزيه و تحليل خط مشـيهـاي عمومي ارائه شود.
همچنين يادآوري ميشود كه براساس روش تئوري داده بنياد، در برخـي مـوارد، گـاهي يـكمفهوم فقط يك بار بيان شده است و از آنجا كه گلسر پيشنهاد ميدهد »در بحث هـا يـك مـوردكافي است، اگر مهم باشد« و يك مفهوم ميتواند در پديدارشدن تئوري نقش داشته باشـد (الـن،2003)؛ اين گونه مفاهيم نيز در مدل نيز لحاظ شدند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. Deduction
جدول 1. كدگذاري باز و كدگذاري محوري
متغير محوري مفهوم (خصيصه) كدگذاري باز (كد مفهومي)
تجزيه و تحليل تدوين ضرورت مدل استراتژي
انطباق و سازگاري مدل عملياتي دربارة موضوع خطمشي يـا اسـتراتژي بايـد روي سـند چشـمانـدازصحبت كنيم، اگر مدل باور و الگوباور باشيم، تفـاوت نمـي كنـد درن هايت بايد به قانون برنامه برسد.
تجزيه و تحليل ارزيابي كمي كردن شيوة ارزيابي اول كمي است، هرچه كميت نيابد راجع به آن ميشودحرف كلي زد.

جدول 2. مراحل اجراي روش تئوري داده بنياد
كدگذاري انتخابي كدگذاري محوري كدگذاري باز
انطباق و سازگاري تعهد و ارادة اجرا تجزيه و تحليل تدوين تجزيه و تحليل اجرا 792 كد مفهومي
نظام ارزيابي تجزيه و تحليل ارزيابي
يافته هاي پژوهش
يافته هاي پژوهش نشان مي دهد مدل تجزيه و تحليل خط مشي هاي عمومي در ايران، سه متغيـرمحوري تجزيه و تحليل تدوين، تجزيـه و تحليـل اجـرا و تجزيـه و تحليـل ارزيـابي را پوشـشمي دهد. اين سه متغير (طبقة محوري) نشان دهندة بيشترين تمركز بر موضـوع مطالعـه اسـت . در متغير محوري تجزيه و تحليل تدوين، خصيصة »انطباق و سازگاري« بيشترين فراوانـي را دارد و »تعهد و ارادة اجرا« در تجزيه و تحليل اجراي خط مشي هـا ي عمـومي و خصيصـه هـا ي »نظـامارزيابي«، كدهاي انتخابي به دست آمده از سه متغير محوري بودند كه در بين مصاحبهها بيشترين فراواني را داشتند و بر آنها تأكيـد زيـادي شـده اسـت . همچنـين سـه مفهـوم »مشـاركت فعـالگروه هاي ذي ربط«، »اطلاعات ويـژه « و »خـط مشـي پژوهـي « از مفـاهيمي بودنـد كـه در بـينمصاحبه ها بيشترين فراواني را داشتند و مصاحبه شوندگان اغلب به آنها اشاره مـي كردنـد ، امـا بـاتوجه به ادبيات موضوعي تجزيه و تحليل خطمشي هاي عمومي، ايـن مفـاهيم بـهطـور مسـتقيم درون مدل تجزيه و تحليل خط مشي هـاي عمـومي قـرار نمـي گيرنـد، بلكـه ايـن مفـاهيم جـزءپيش شرط ها و ضرورتهاي سيستم خط مشيگذاري كشورند؛ زيـرا تجزيـه و تحليـل خـط مشـي عمومي از زماني آغاز ميشود كه قانون تصـويب مـي شـود (داي، 2008: 333). بـه بيـان ديگـر، سيستم تجزيه و تحليل خط مشي عمومي از ستادة سيستم خطمشي گذاري استفاده مي كند كه به نوعي درون داد آن محسوب مي شود.
يافتة ديگر آنكه مصاحبه شوندگان بر معيارهايي تأكيد مي كردند كه از نظر آنان بايـد در تمـاممراحل تجزيه و تحليل خط مشي عمومي به كار برده شـود؛ از ايـن رو در مـدل تجزيـه و تحليـلخط مشي عمومي، مؤلفة ديگري با عنوان »معيارهاي تجزيه و تحليل خـط مشـي هـاي عمـومي« اضافه شد كه عبارت اند از: واقعگرايي، عدالت اجتماعي، منافع عمومي، منافع ملي، رضايت عامـه،تجزيه و تحليل هزينه ـ اثربخشي و هزينـه ـ فايـده، ارزش هـا ي اسـلامي، فرهنگـي و اخـلاق،قابليت اجرا. همان طور كه شكل 1 نشان مي دهد، مدل تجزيه و تحليل خط مشـي هـا ي عمـوميشامل سه بعد »تجزيه و تحليل تدوين«، »تجزيه و تحليل اجرا« و »تجزيـه و تحليـل ارزيـابي« خط مشيهاي عمومي است. هر بعد تجزيه و تحليل خط مشي عمومي، نيز حول سه محور تدوين، اجرا و ارزيابي مفهوم سازي شده است.
بعد 1: تجزيه و تحليل تدوين
هدفگذاري (ارزيابي هدف)؛ ساخت دهـي بـه مسـئله (مسـئله يـابي / مسـئله شناسـي )؛ قانون گذاري (چارچوب حقوقي/ انطباق و سازگاري)؛
تفكر اجرا (بررسي اقدام و جايگزي نها/ مطالعة محيط خط مشي)؛
برنامة ارزيابي ( تعيين سازوكار ارزيابي/ تعبية سيستم بازخور).
بعد 2: تجزيه و تحليل اجرا
تدوين در حيطة اجرا ( تجزيه و تحليل تدوين)؛
اجراي خط مشي (الزامات مديريت/مديريت محيط خط مشي)؛
ارزيابي اجرا (نظارت و كنترل/ ارزيابي عملكرد).
بعد 3: تجزيه و تحليل ارزيابي
ارزيابي قانون/ خط مشي (هدف سنجي/ سنجش مسئله / ارزيابي رعايت قانون)؛
ارزيابي اجرا (حسابرسي/ ارزيابي نتيجه/ ارزيابي فرايند/ ارزيابي اثرها)؛
پايش ارزيابي (سيستم ارزيابي/ معيارها و سنجههاي ارزيابي/ ارزيابان).
تجزيه و تحليل تدوين شامل تجزيه و تحليـل در (هـدف گـذاري / سـاخت دهـي بـه مسـئله / قانون گذاري) تفكر اجرا و برنامة ارزيابي است كه هر يك مؤلفه ها و شاخص هاي فرعي دارد و در مدل نشان داده شده است (جدول 3).

شكل
1
.
خط

تحليل

و

تجزيه

مدل

مشي

ايران

در

عمومي

هاي

شكل

1



قیمت: تومان


پاسخ دهید