Journal of Public Administration ددوی
دانشكدة مديريت دانشگاه تهران دورة 8، شمارة 1 بهار 1395
ص. 92- 75

ارائ ة مدلي بهمنظور تبيين مسئوليت اجتماعي در شركت ها ي نفت و گاز
با استفاده از مدل سازي ساختاري تفسيري (ISM)
سيدرضا سيدجوادين1، مهدي هاشمي2، اميد محموديان3
چكيده: بي توجهي شركت هاي نفت و گاز به مسئوليت اجتماعي در برخورد با ذي نفعان بيروني، مشكلاتي را براي سازمان ايجاد ميكند و بر سود و موفقيت سازمان تأثير ميگذارد؛ بنابراين، بـا توجه به مزاياي مسئوليت اجتماعي براي شركت هاي نفت و گـاز ، هـدف ايـن پـژوهش ، تبيـين مسئوليت اجتماعي در شركت هاي نفت و گاز است. براي انجـامدادن ايـن پـژوهش بـا بررسـي جامع پژوهش و همچنين با استفاده از نظر متخصصان، هشت دسـتة عوامـل تبيـين مسـئوليت اجتماعي در شركت هاي نفت و گاز شناسايي شدند. سـپس بـا اسـتفاده از تكنيـك مـدل سـازي ساختاري تفسيري و با استفاده از ابزار پرسشنامه، عوامل در پنج گروه سطح بندي شدند. درادامه، پــس از مشــخصشــدن ســطوح هريــ ك از عوامــل و همچنــين بــا درنظرگــرفتن مــاتريس دردسترس پذيري نهايي، مدل نهايي ساختار تفسيري ترسيم مي شـود . براسـاس نتـايج ، عـواملي مانند اخلاق و ارزش ها، پاسخگويي، نـوع دوسـت ي و فرهنـگ سـازماني ، در ارتبـاط بـا موضـوع مسئوليت اجتماعي در شركت هاي نفت و گاز، اثرپذيري كمتري دارند.

واژه هاي كليدي: شركت هاي نفت و گاز، مـدل سـازي سـاختاري تفسـيري ، مسـئول يت اجتماعي.

استاد دانشكد ة مديريت دانشگاه تهران، تهران، ايران
دانشجوي دكتري مديريت تحقيق در عمليات، دانشگاه تهران، تهران، ايران
دانشجوي دكتري مديريت تحقيق در عمليات، دانشگاه تهران، تهران، ايران

تاريخ دريافت مقاله: 19/01/1394
تاريخ پذيرش نهايي مقاله: 09/07/1394
نويسندة مسئول مقاله: اميد محموديان
E-mail: omid.mahmoudian@gmail.com
مقدمه
گسترش و توسعة روزافزون مؤسسات و سازمان هاي مختلف صنعتي و بازرگاني و افزايش شـديد رقابت ميان آنان سبب شده است كه اي ن سازمان ها براي بقاي خود تنها به منافع سـازماني خـود بينديشند و براي رسيدن به اين هدف از هيچ عملي كوتاهي نكننـد . درحـالي كـه هـر تصـميم و حركت به ظاهر كوچكي كه در يكي از بخش ها رخ دهد، صرف نظر از تأث يرهاي مستقيم بر بخش مورد نظر، به تدر يج تأث يرهايي مستقيم و غيرمستقيم، پنهان و آشكار و ملموس و غيرملمـوس بـر تمامي بخش هاي جامعه ميگذارد و يك سلسله كنش و واكنش را در تمامي سطوح و لايه هـايجامعه بهوجود مي آورد. اين تأث ير حتي ممكن است سال ها بهطول بينجامد، اما به طـور قطـع اثـر خود را خواهد گذاشت. امروزه مديران بايد براي رسيدن به تعالي، از جزءنگري و شيفتگي صـرف به اهداف سازماني خود دست بردارند و اهداف جامعه و كشور را راهنماي خود در تـلاش هايشـان قرار دهند. بدون شك، نبود احساس مسـئوليت درقبـال مـردم، مـانع از خـدمت مـؤثر مـديران و رسيدن به تعالي مي شود. مديران نبايد تنها به واژههايي م انند كنترل، نظارت، نظم و هدايت فكـر كنند ؛ بلكه بايد به خدمت به مردم، به صورت يك »وظيفه« و يك »امر خير« بـراي رسـيدن بـه تعالي سازماني توجه كننـد (نرمـان و مـك دونالـد ، 2009). موفق يـت چشـمگير دهـه هـاي اخ يـر سازمان هايي با حداقل امكانات ماد ي و شكست سازمان هايي با بهترين تواناييها ي مادي، بيانگر تقابل نقش عوامل غيرمادي و معنو ي در تعالي سازمانهاست. سـازمان ، چ يـزي بـيش از سـطوح افق ي و عم ودي، واح دها و سلس له مرات ب اس ت. ب ههرح ال، بالن دگ ي س ازمان، فراين دي برنامه ريزي شده است و هرگونـه تغ ييـرات و دگرگـون ي در سـازمان، بـدون توجـه بـه مسـئوليت اجتماعي، مؤثر واقع نمي شود. درنهايت، بايد گفت كه تحقق اهداف سازماني، بستگ ي به عـواملي از جمله توجه به مسئوليت اجتمـاعي دارد؛ بنـابراين، مـديران درجهـت تحقـق اهـداف سـازمان، خشنودي اعضاي آن و رسيدن به تعالي سازماني بايد مسئوليت اجتماعي را بشناسـند و بـر نحـوة تأثير آن بر سازمان آگاه ي داشته باشند (وود، 2009).
امروزه فرصت هايي كه از طريق پرداختن به مسئوليت اجتماعي شركت ها ايجـاد مـيشـود و چالش هايي كه بهلحاظ ناديدهگرفتن آنها بهوجود مي آيد، بـه هـيچ عنـوان قابـل صـرف نظركـردن نيست. ذينفعان سازمان ها را در سطوح صنفي، محلي، ملي و بين المللي مجبور بـه ايفـاي نقـش اجتماعي مي كنند. چالش ها شامل ابعاد مختلفي از مسئوليت اجتمـاعي شـركت هـا ماننـد محـيط زيست، ايمني، حاكميت شركت ها، تعهد اجتماعي، حقوق بشر و حقوق مصرف كنندگان مـي شـود (هس، 2006). مسئوليت اجتماعي شركت ها را نمي توان تنها يك دغدغة اخلاقي بـراي مـديران دانست؛ بلكه نكات بسياري در اين زمينه وجود دارد كه چرا سازمان ها بايد اخلاقي عمـل كننـد و به تعهدات اجتماعي خود پايبند باشند؛ بنابراين، درحالي كه رفتهرفته تأكيـد بـر تكـاليف اجتمـاعي سازمان ها روبهگسترش است، مطالعات اندكي در كشور و در بخش دفاع، درمورد اينكـه دلايـل و تأث يرهاي برنام ة اجتماعي سازمان ها شامل چـه مـواردي هسـتند، وجـود دارد. همچنـين تعـاريفمتعددي براي تكليف اجتماعي سازمان ارائه شده كه اغلب با نداشتن شفافيت، سـاختن تئـوري وابزارهاي اندازه گيري را دشوار ميسازد. شايان ذكر است كه در بسـياري ا ز سـازمان هـا، بـه دليـلناآشنايي با مسئوليت اجتماعي، از اين امر غفلت مي شود يا بهدرستي پيادهسـازي نمـيشـود (وود، 2009)؛ بنابراين، با توجه به اهميت موضوع، مسئلة اصلي پژوهش، ارائة مـدلي بـه منظـور تبيـين مسئوليت اجتماعي در شركت هاي نفت و گاز است.
پيشين ة پژوهش
در بحث از مسئوليت اجتماعي شركت ها، به آثاري توجه مي شـود كـه سـازمان هـا بـر جامعـه يـا زيستگاه خود مي گذارند. به تازگي، مديران و نظريه پـردازان بـر گسـترة ا يـن بحـث هـا و مسـائل افزوده اند و پرسش هاي اصلي را دربارة اصول اخلاقي مطرح ساخته انـد. يكـي از سـؤالات اصـلي درمورد مسئوليت اجتماعي سازمان اين است كه از كجا شروع مي شود و در كجا پا يـان مـيي ابـد. براي پاسخگويي به اين پرسش ها، بايد از ديدگاه يا زاويه اي دقيق تر به مسئوليت هـاي اجتمـاعي سازمان و واكنش هايي كه طي دهة گذشته نشان داده اند، نگاه كنيم. از اين رو، با توجه بـه وجـود الگوهاي متعدد ارائهشده، الگوهاي مشهور مسئوليت اجتماعي سازمان را معرفي ميكنيم (نرمان و مكدونالد، 2009).
الگوي كارنگي (انجيل ثروت)
در 1899، اندريو كارنگي كتابي را منتشر كرد كه آن را انجيـل ثـروت نام يـد و در آن، مسـئوليت اجتماعي شركت ها را مشـخص كـرد. د يـدگاه كـارنگي بـر دو اصـل اسـتوار بـود : خي رخـواهي و قيموميت. اين دو اصل به طور آشكار جنبة پدرسالاري داشتند؛ يعني سـازمان هـا خـود را پـدر يـا سرپرست كاركنان و مشتريان مي دانستند. اصل قيموميت، مبتنيبر متن انجيل اسـت و براسـاس آن، سازمان ها و افراد ثروتمند بايد خود را سرپرست و قيم فقرا بدانند. براساس د يـدگاه كـارنگي، ثروتمندان بايد ثروت خود را در سازمان هايي بزرگ سرمايه گذاري كنند تا منافع حاصل به جامعـه و افراد آن برسد و بتوان به وسيلة آن، اهداف و خواسته هاي مشروع جامعـه را تـأمين كـرد. اصـل خيرخواهي ايجاب ميكند كه گروه هاي مرفه به افراد فقير و آن دسته از اعضاي جامعه كه زندگي فلاكت باري دارند (بيكاران، معلولان و سالمندان) كمك كنند. بديهي است كه افراد مرفه درمورد چگونگي انجام دادن اين اعمال خيرخواهانه تصميم مي گيرند. آن ها خود را متعهد مي دانند كـه در اين راه گام هايي مناسب بردارند. خيرخواهي يكي از مسئوليتهاي افراد به حسـاب مـي آ يـد و نـه سازمان ها (وود، 2009). بصيري (1386) تأثير سودآوري را بر اجراي مسئوليت اجتماعي شـركتي، از ديدگاه كاركنان و مشتريان شركت فولاد مباركه بررسي كرد. نتايج نشان داد كه هم از د يـدگاه كاركنان و هم مشتريان شركت، سودآوري در ا جـراي مسـئوليت اجتمـاعي شـركت مـؤثر اسـت .
درعين حال مشخص شد كه بين نظرهاي مديران و ساير كاركنان، تفاوت معنا داري وجـود نـدارد .
همتفر و همكاران (1386) مقالهاي نظري با عنوان »چارچوبي مفهومي براي توسـعة حسـابداري مسئوليتهاي اجتماعي« ارائه كردند و در آن به ب يـان مفـاهيمي در زمي نـة حسـابداري اجتمـاعي پرداختند. آنها مدعي شدند كه شركت ها نمـي تواننـد نسـبت بـه محـيط اجتمـاعي اطـراف خـود بي تفاوت باشند و تعامل بـا جامعـه بـراي آنهـا اجتنـاب ناپـذير اسـت . از ايـن رو، لازم اسـت كـه گزارشگري اجتماعي انجام گيرد. علاوه بـراين، الـزام شـركت هـا بـه گزارشـگري اجتمـاعي، بـه استانداردگذاري صحيح و عملي از سوي هيئت تدوين اسـتانداردهاي حسـابداري ن يـاز دارد. ا يـن اقدام، حركتي چشمگير در زمينة توجه به حسابداري مسـئوليت هـاي اجتمـاعي و گزارشـگري آن محسوب ميشود. اميدوار (1384) به بررسي سياستگذاري حكومت در ترويج مسئوليت اجتمـاعي شركتها در ايران پرداخت. وي نشـان داد كـه در ا يـن زمي نـه نمـي تـوان مت كـي بـه يـك نـوع سياستگذاري بود؛ بلكه بايد مجموعه اي از سياست هاي تشويقي، تنبيهي، توانمندسازي، نظـارتي، متقاعدسازي و انگيزشي را بهكار گرفت. او براي مـديران 101 شـركت برتـر ك شـور، پرسشـنامه ارسال كرد كه 37 مورد برگردانده شد. پاسخها نشان داد كه 75 درصـد از مـديران پاسـخگو، بـا تدوين قوانين و مقررات در زمينة مسئوليت اجتماعي شركت موافق اند. 92 درصد نقش حكومت و سياستهاي حكومتي در ترويج مسئوليت اجتماعي شركت را بسيار مهم ارز يـابي مـيكننـد و 56 درصد مهم ترين نهاد در ترويج مسئوليت اجتمـاعي شـركت را حك ومـت مـي داننـد . وي در سـال 1385، در مقالة »تعاريف مسئوليت اجتماعي شركت ها«، به تعريف مسئوليت اجتماعي شـركت از ديدگاه صاحب نظران مختلف پرداخت. همچنين مفهوم مسئوليت اجتماعي شركت هـا را در مقالـة جداگانه اي بررسي كرد. به عقيدة او، ايران در اجراي كامل مسـئوليت اجتمـاعي شـركتي مـدرن ، سال ها عقب است. به عـلاوه، در كنـار شـكل سـنتي مسـئوليت اجتمـاعي شـركت ماننـد اي جـاد صندوق هاي خيريه براي مستمندان يا ساخت مدرسه و مسجد، اجراي مسئوليت اجتماعي آن بـه شيوة مدرن نيز ضروري است. الگوي ميلتون فريدمن، در دو دهة 1970 و 1980 و ظهور تعدادي از اقتصاددانان و تجمع نيروهاي اقتصادي و دانشمندان سبب شد كه موضوع مسئوليت اجتماعي، يك بار ديگر مطرح و معنا و مفهوم آن مجدداً بررسي شود. با توجه به ديدگاه فريدمن، سازمان ها تنها و تنها يك مسئوليت دارند و آن صرف منابع و انرژي خود در راه هايي است كـه بـه افـزايش سود آن ها منجر شود، اما نبا يـد در خـارج از محـدودة قـوانين و مقـررات اقـدام كننـد (اودويـار،2009). رقابت آزاد بايد بدون كلاهبرداري، نيرنگ و تقلب وجود داشته باشـد . د يـدگاه فر يـدمن، ديدگاهي تند است كه در انتهاي طيف قرار مي گيرد و بخش هايي از مسئوليت هـاي اجتمـاع ي را مشخص ميكند كه هر بخشي از آن جامعه را تشكيل مي دهد. به طـور خلاصـه در د يـدگاه وي، شركت تجاري بايد كار اقتصادي را خوب انجام دهد و سودآوري خود را تضمين كند و بقية امـور اجتماعي و خيرخواهانه را به ساير سازمان هاي فعال در اين زمينه محول سازد (وود، 2009).
آشكارا درصدد تأمين منافع برآمدن: به سخن كيت ديويس، قانون مربوط به مسئوليت پـذيري بسيار سفت وسخت است و بر اين امر مبتني اسـت كـه اگـر ك سـي در بلندمـدت از قـدرت خـود به گونه اي استفاده كند كه جامعه آن را مسئوليت وي نمي داند، به ناچار قدرت يادشـده را از دسـت خواهد داد (كوچيوس، 2009). شركت دي تان- هودسان نمونه اي است كه به مسئوليت اجتماعي توجه كرد و منافع شركت را تأمين ساخت. اين شركت در مينوسـوتا قـرار دارد. سـال هاسـت كـه شركت يادشده به گروه »باشگاه 5 درصد« تعلق دارد. اين گروه، شامل تعـدادي از شـركت هـايي است كه 5 درصد از سود قبل از كسر ماليات خود را به بنگاه هاي خيريه مـي پردازنـد. فر يـدمن و ديگران ممكن است چنين استدلال كنند كه اين پول ها به سهامداران تعلـق دارنـد، امـا گروهـي ديگر به اين نكته اشاره مي كنند كه تصوير مثبتي كه شركت دي تان- هودسان از خود در جامعـه بهوجود آورد، سبب شد تا در موقعيتي قرار گيرد كه جامعه، قانوني را در مجلس ايالتي به تصويب برساند كه مانع از بلعيدن شركت هاي كوچك توسط شركت هاي بـزرگ تـر شـود ( هـاي، 2009). الگوي بعدي، مربوط به حساسيت اجتماعي شـركت هاسـت . در ايـن الگـو، حساسـيت اجتمـاعي شركت ها، شيوه اي است كه با آن، سازمان ها از مسائل اجتماعي آگاه ميشوند و به آنهـا وا كـنش نشان مي دهند. براساس اين الگو، شركت هايي كـه مسـئولان آن هـا داراي ف كـري بـاز هسـتند ، بهترين اطلاعات موجود در سازمان را به كاركنان خود مي دهنـد؛ آن هـا را تشـويق مـي ك ننـد تـا پرسش هاي خود را مطرح سازند، افراد را در سمت هاي مختلف جابهجا مـيك ننـد و بـه كاركنـان آموزش هاي لازم را مي دهند تا مسائل سازمان به خوبي شناسايي شود. براسـاس ا يـن شناسـايي، واك نشهاي لازم و به موقع در برابر مسائل اجتماعي نشان داده مي شود (كرول، 2004).
در شروع قرن بيستم، پديده اي به نام مسئوليت اجتماعي مطرح شد. تمركز عمـدة مسـئوليت اجتماعي بر استراتژي برد، هم براي شركت و هم براي جامعه اسـت . سـيلوا مـدلي جـامع بـراي مسئوليت اجتماعي ارائه داد كه براي اولين بار در سطح بالاي آموزش براي اندازه گيري اثربخشي استفاده شد. وي در اين پژوهش نشان داد مسئوليت اجتماعي، به استراتژي برد براي سازمان ها و جامعه منجر ميشود (سيلوا، 2014). جنكينز دربارة اهميت مدل جامع مسئوليت اجتمـاعي بحـث كرد. به بيان وي، مسئوليت اجتماعي، زماني بهوجود مي آيد كه هر فرد احساس مي كند باارزش و بخشي از يك كل است كه در آن مي تواند فرديت خود را ابراز كند. از اين رو، به منظور پيوند سـه بخش داوطلب، سازمان هاي كمك كننده و جامعه، بايد در سازمان ها به شيوه اي پايدار، چـارچوبي قوي و كامل به نام مسئوليت اجتماعي را بهكار گرفت (جنكينز، 2014). بسياري از سـازمانهـا از طريق ايجاد مسئوليت اجتماعي شركت ها در سه حوزة شـخص داوطلـب ، جامعـه و سـازمان، بـه جوامع سود مي رسانند. در اين مقاله، اتصال سه حوزه به گونه اي اسـت كـه مسـئوليت اجتمـاعي ، براي همه، موقعيت برد ايجاد مي كند. زيربناي اين رابطه، مدل مربيگري جامع است كـه رشـد را فراهم ميسازد. مفهوم مربيگري جامع اين است كه سازمان چگونه بر محيط خود تأثير مسـتقيم دارد. روس در مطالعه اي با هدف بررسي رابطة ميـان سـازمان يادگيرنـده و مسـئوليت اجتمـاعي دانشگاه بيان كرد گروه هاي مؤثر بر مسئوليت اجتماعي در سازمان هاي مورد بررسي، سه گروه از سهامداران بودند كه شامل دانشآموزان، كاركنان با نقش رهبـري ، نظـارت ، ارزيـابي و كنتـرل و كاركنان درگير در توسعة برنامه هاي مطالعه ميشدند. آنها براي انجامدادن اين پژوهش، 563 نفر از اعضاي دو دانشگاه را با يك پرسشنامة 21 سؤالي بررسي كردند. نتايج نشـان داد بخـش هـاي مختلف دانشگاه برحسب ميزان رسميت يا عدم رسميت، نگاه متفاوتي به موضوع مسئوليت دارنـد (روس، 2014).
جدول 1. خلاصة مدل هاي مسئوليت اجتماعي
مالي

مالي

رهبري

رهبري

راهبرد

راهبرد

مشاركت

بيشتر

كاركن
ان



قیمت: تومان


پاسخ دهید