Journal of Public Administration ددوی
دانشكدة مديريت دانشگاه تهران دورة 8، شمارة 1 بهار 1395
ص. 74- 55

ارائة مدل اندازهگيري زبان مطلوب دولت
(مطالعة موردي: حوزة بهداشت و درمان شهر تهران)
عباس نرگسيان1، الهام اوستان2
چكيده: با توجه به اينكه زبان بوروكراسـ ي را نـوع ي سوءاسـتفادة دولتمـردان از زبـان عنـوانمي كنند و در ذات خود نوعي گفتار دوپهلو به حساب مي آيد، نمي توان جنبة مثبت يـا مطلـوبي را براي آن عنوان كرد و براي يك پديدة تقريباً منفي الگويي مطلوب را ارائـه داد؛ بنـابراين، بهتـراست به جاي استفاده از الگوي مطلوب زبان بوروكراسي، از عنوان زبان فرابوروكرات يـك اسـتفادهشود. الگوي مطلوب زبان دولت بايد از خوي و منش زبان بوروكراتيك فاصله بگ يـرد، بـه سـمتزبان فرابوروكراتيك سوق يابد و نگاه ارزشي بر آن حاكم شـود؛ زبـاني كـه صـادق، ملـتسـاز،مشاركت جو، پاسخگو، تكريم كنندة شهروندان، متوجه منـافع عمـومي، عـدالت محـور، شـفاف واخلاقمحور است؛ بنابراين، هدف اين پژوهش، ارائة مدلي براي سنجش زبان مطلـوب دولـت وبررسي آن در حوزة بهداشت و درمـان دولـت يـازدهم در شـهر تهـران اسـت. روش پـژوهش ، توصيفي- پيمايشي است. ابزار گردآوري داده ها پرسشنامة محققساخته اسـت كـه اعتبـار سـازة آن، بهروش تحليل عاملي تأييدي آزمون شد. همچنين بـراي سـنجش وضـعيت زبـان مطلـوبدولت، از آزمون تي تك نمونه اي استفاده شد. نتايج نشان ميدهـد مـدل انـدازه گ يـري تحقيـق ، داراي برازش مناسبي است و زبان مطلوب دولت در حوزة بهداشت و درمان در وضعيت مناسـبيقرار دارد.

واژه هاي كليدي: بوروكراسي، زبان بوروكراتيك، زبان دولت، زبان فرابوروكراتيك.

استاديار گروه مديريت دولتي، دانشكدة مديريت، دانشگاه تهران، تهران، ايران
دانشجوي كارشناسي ارشد MBA، دانشگاه تهران، تهران، ايران

تاريخ دريافت مقاله: 24/01/1393 تاريخ پذيرش نهايي مقاله: 17/04/1393 نويسندة مسئول مقاله: عباس نرگسيان E-mail: anargesian@ut.ac.ir
مقدمه1
زبان مديريت دولتي، در بعضي موارد با زبان عامي انه اشتراك هايي دارد. درنتيجه، اگـر ايـ ن رشـتهبهلحاظ علمي توسعه نيابد، مرزهاي زباني آن با زبان عامي انه قابلتفكيك نخواهد بـود؛ بنـابراين،تأكيد مي شود كه يكي از نكته هاي بلوغ يك رشته، تعيين سطوح زباني آن است. به بياني ديگـر،رشتة مديريت دولتي، براي اينكه به هويت و استقلال بيشتري دست يابد، نيازمنـد آن اسـت كـهزبان آن با توجه به كاركردهاي گوناگون آن در سطوح مختلف متناسب شود. يكي از اين سطوح، سطح عملي مديريت دولتي است كه به دولت و به عبارتي صحيح تر، حكومت اشاره دارد. در سطح عملي، بايد زبان مشتركي ميان شهروندان و دولت ايجاد شود و فرهنگ گفت وگو در مي ان آن هـا شكل گيرد. مهم تر از همه آنكه زبان اين دو به يكديگر نزديك شـود؛ ز يـ را ي كـي از مهـم تـرين كاركردهاي رشتة مديريت دولتي، تحقق منافع عمومي شهروندان (عامة مردم) اسـت ( نرگسـيان، 1390). بهعبارت ديگر، مطالعة ماهيت زبان دولت، درپي مطالعة زبان مديران دولتي در تعامل بـاشهروندان رخ ميدهد.
بحث اصلي آن است كه زبان دولت چه ماهيتي دارد و وي ژگـي هـاي مطلـوب آن كـدام انـد ؟ درحقيقت، زبان دولت، زباني است كه مردم عامه معمولاً با آن بيگانه اند؛ زباني كه بر اثر آشـنا يي با مجموعة قوانين، اهداف، برنامهها و بهطور خلاصه فرهنـگ ادارة دولـت و بوروكراسـي، شـكلگرفته و توسعه يافته است (پورعزت، 1387: 130 و 350). امروزه بسياري از سازمان هاي دولتـي، با محرمانه نگاه داشتن دانش خود و همچنين با استفاده از واژهها و مفاهيم خاص كه ديگـران بـا آن ها آشنايي چنداني ندارند، به حفظ موقعيت و قدرت خود درمقابل سـا ير عناصـر نظـام سي اسـي مي پردازند و از اين طريق بر مردم عادي اعمال سلطه مي كنند (ميرزايي اهرنجاني، 1385: 226). درحقيقت، يكي از عوامل كاهش اعتماد مردم به دولت و نهادهاي دولتي آن اسـت كـه ذهني تـي منفي نسبت به بوروكراسي وجود دارد و اغلب آن را ناكارآمد تلقي ميكننـد و ايـن امـر بـهدل يـل كاربرد زبان بوروكراسي2 و سوءاستفاده از آن توسط مديران دولتي و تبديل شدن اين زبان به زبان دولت است. بهعبارت ديگر، مديران دولتي با سوءاستفاده از اين زبان سبب شده اند كه بين دولـتو ملت شكاف اساسي اي جاد شود (مقيمي، عاملي و نرگسـيان، 1391: 114). نگارنـدگان معتقدنـد كه علت نفوذ مديران دولتي در سازمان هاي دولتي، علاوهبر ارتباط دوسويه بـا مـردم، آشـنا يي و تسلط آن ها به زبان بوروكراسي است؛ زباني كه بهمثابة زبان دولت است.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اين مقاله، مستخرج از يك طرح پژوهشي است كه با پشتيباني صندوق حمايت از پژوهشگران و فناوران كشور انجام شـدهاست.
language of Bureaucracy
حال با توجه به ضرورت دموكراسي در جامعه، بايد از زبان مشترك به عنوان وسـيله اي بـراي ارتباطات تحريف نشده و مبتنيبر همكاري و اعتماد متقابل ميان دولت و ملت استفاده كـرد و آنرا جايگزين زبان بوروكراتيك دولت كرد؛ زيرا هدف اصلي مديران در سازمان هـاي دولتـي، ارائـة خدمت به شهروندان است؛ بنابراين، اين پژوهش درپي آن است كـه پـس از ارائـة مختصـري ازمباني زبان بوروكراتيك به مثابة زبان دولت و همچنين جنبه هاي مثبت و منفي آن، مدلي را براي سنجش زبان مطلوب دولت از طريق مرور ادبيات ارائه كنـد و ايـن مـدل را در حـوزة كـاركرديبهداشت و درمان دولت يازدهم آزمايش كنـد. علـت انتخـاب حـوزة بهداشـت و درمـان در ايـنپژوهش نيز آن است كه يكي از نيازهـاي اساسـي افـراد از ديـدگاه مـازلو، مربـوط بـه سـلامت(فيزيولوژيك) است كه از مطالبات محوري شهروندان از دولتهاست و در تحقق عدالت اجتماعي نقش بسزايي دارد. در دورة قبلي نيز شهروندان از عملكرد دولت در ايـن حـوزه بـه و يـژه مباحـثمربوط به دارو چندان رضايت نداشتند؛ بنابراين، سنجش زبان مطلوب دولت در اين بخش، راهـيدرجهت شناسايي خلأ موجود است. حال با توجه به مطالب ارائه شده در بالا مي توان سؤالات زيـر را مطرح كرد:
مدل سنجش زبان مطلوب دولت داراي چه ابعاد و شاخص هايي است؟
وضعيت زبان مطلوب دولت ايران در حوزة بهداشت و درمان چگونه است؟
پيشينة نظري پژوهش
زبان بوروكراتيك به مثابة زبان دولت
در دهه هاي اخير، شاهد علاقة فزايندة تمام افراد دانشگاهي به كيفيت زبان مورد استفاده به وسيلة رسانه ها و نهادهاي دولتي متفاوت بوده ايم. در اين ميان، از نظر دانشمندان علوم اجتمـاعي، زبـانمشخص ترين رسانة مبادلات اجتماعي است (ضيائي، نرگسـيان و كيـامنفرد، 1388). بـه هرحـال، توجه ويژه اي بهسمت آنچه درحال حاضر زبان بوروكراسي يا همـان زبـان بوروكراتيـ ك شـناختهمي شود، معطوف شده است.
اين علاقة نسبتاً اخير جامعة زبان شناسي، در اين زبان تخصصي و فني قـرار گرفتـه اسـت وبه عنوان يك تنوع جايگزين زبان قانوني (حقوقي) تعري ف م يشود و تا حد زيادي بهخاطر ماهيـتخاص و عجيب آن در زمينة خطابقراردادن و تأثيرگذاري همة شهروندان مشهور است.
محققان زبان بوروكراتيك، بر قابليت بالقوة اين زبان به عنوان الگوي تولي د زبان شناختي تأكيد كرده اند؛ زيرا دولت به عنوان قدرت عالية اداره، مدتهاست كه بهعنوان يـك واقعيـ ت درك شـدهاست. اين جنبه تا حد زيادي به ديدگاه سارمينتو (2005) اشاره دارد كه در آن، زبان بوروكراتيـ ك را زبان دولت معرفي مي كند. اين حالت مشروعيت نسبتدادهشده به زبـان بوروكرات يـك، نيازمنـدپيوستگي، بسندگي و وضوح دربارة بخشي از همة استفاده كنندگان آن، به ويژه دربارة افرادي است كه متهم به پيش نويس كردن اسناد بوروكرات يـكانـد (واتسـون ، 2006: 597). زبـان بوروكراسـيبه علت مفهوم انتزاعي آن شناخته شده است. مديران دولتي آموخته انـد كـه بـراي مخفـيكـرد ن اقدامات خود، از عبارات ناهماهنگ و بدون تأثيرگـذاري، كلمـات اختصـاري و مفـاهيم مجهـول استفاده كنند. اين تكنيك ها براي جلوگيري از درك مفاهيم توسط خارجي ها در اين زمينه كه چه اقداماتي درحال انجام است، استفاده مي شود. اگر استفاده از مفاهيم گيج كننـده تنهـا روش ايجـادابهام بود، مسئله جدي تلقي نمي شد، اما متأسفانه بعضي از مديران تلاش مـي كننـد كاركردهـايضعيف، قصور در انجام وظايف و شاخص هاي عملكردي ضـعيف خـود را در وراي ايـن عبـاراتمبهم مخفي كنند. بعضي از مديران »بازيدادن« سيستم را يـاد مـيگي رنـد (ماننـد جلـوه كـردن خودشايستهپنداري). ممكن است تصور شود كه آن ها درحال دستيابي به اهداف مهمي هستند، اما واقعيت اين است كه بازدهي بسيار كمي دارند. در بعضـ ي مـوارد ، تصـوير يـك مـدير در اذهـانعمومي جامعه در مقايسه با عملكرد او پررنگ تر است. تعلق پـاداش بـه تصـوير مـدير و نـه بـهعملكرد وي، در درازمدت تأثي ر ويرانگري بر سازمان دارد (تريخا، 2009: 277).
اساس همة سيستم هاي بوروكراسي خشونت است. تمامي ديكتاتورها با خشونت بـه سـازمان وارد مي شوند و پس از آن، درمقابل رقبا درصدد دفاع از برتري خـود برمـيآي نـد. زبـان سياسـت، اصطلاحي با عنوان تسويه هاي سياسي را براي چنين اقـد اماتي برگزيـده اسـت. جانشـينان ايـنديكتاتورها نيز به همان روش و با استفاده از همان ظلم و ستم و بي رحمي در حفظ جايگـاه خـوددر سازمان مي كوشند (ون ميسس، 2007: 85).
درحقيقت، استفاده از زبان بوروكراتيك، تفكر درحال طلوعي است كه صرفاً در ميان سـخنانسياستمداران ي افت نم يشود؛ بلكه به زبان بوروكراسي تبديل شـده اسـت. سوءاسـتفاده از چنـين زباني، در تمام سطوح بوروكراسيهاي دولتي مختلف جهان يافت مـي شـود . علـيرغـم اسـتفادة گستردة بوروكراتها از چنين زباني، هنوز تحقيقات مختص به مطالعـة زبـان بوروكراسـي كـافي نيست و پژوهشهاي كمي به بررسي آثار سوءاستفاده از اين زبان پرداختهاند. مشكلات متعـدد ي در زمينة سوءاستفاده از زبان در سازمان هاي دولتي وجود دارد كه شامل تحريف معاني و واقعيات، اثرگذاري بر دوريجستن افراد از اعمال و احساس مسئولي ت شخصي شان و همچنـ ين اسـتفاده از زبان درجهت اغواي افراد، اطلاع رسانينكردن و دستكاري معاني است (واتسون، 2006: 597).
بسياري از مشكلات مديريت دولتي، با همين زبـان بوروكراسـي (زبـان بوروكرات يـك) رصـدمي شوند. به راستي زبان بوروكراتيك، روش شمرده گفتن فعاليت هاي دولـت ني سـت؛ بلكـه چنـين زباني، عقايد و افكار بوروكراتها و چارچوب ماهيت مطالب مربوط به دولـت را شـكل مـي دهـد . به عبارت ديگر، زبان بوروكراسي، عمل و مطالعة مـديريت دولتـي را هـدا يت مـي كنـد و توسـع ة تئوريهاي سازمان دولتي را به اطلاع ديگران ميرساند؛ بنابراين، كشف اين تنگناهـا و پ يگ يـري مشكلات مربوط به سوءاستفاده از ايـ ن زبـان، بـراي درك بهتـر آن و گفتمـان ضـروري اسـت (واتسون، 2006: 597).
بوروكراسي، زبان را خاموش ميسازد. ما در اين زبان متولد مي شـويم. همچنـين ايـن زبـان، آنچه ميتوانيم بگوييم و نمي توانيم بگوييم را مشخص ميسازد. زبان، شكل و لاية بيروني ذهـناست كه با آن سخن ميگوييم و نه تنها چگونگي سـخن گفـتن افـراد را شـكل مـي دهـد، بلكـه گفتههاي آنان را نيز درك ميكند. بوروكراسي مدرن، دولتي يا خصوصي، در نبرد با زبـان اسـت.
هدف آن خاموشسازي گفتار بهوسيلة اتخاذ زبان غيرقابل دسترس (ارتبـاط ناپـذير) و فنـي اسـت . بوروكراسي با تلاش براي كنترل زبان، اعمال افرادي را كه با آن سخن مي گويند، كنترل ميكند و قواعد و فرهنگ واژگان آنها را آشكار ميسازد (هامل، 2008: 132- 133).
درك زبان مدرن به مثابة ابـزاري ارتبـاطي، حقـي را بـراي ايـن تـلاش ايفـا مـي كنـد و آن دست كشيدن و نه باز كردن براي طفرهرفتن است. نگريستن به زبان، به مثابة ابزاري براي دريافت چيزها همراه با اطمينان در جهان پيرامون امكان پذير است.
درواقع، ما مجبوريم كه با دولت سخن بگوييم، اما دولت الزامي به سخن گفـتن بـا مـا نـدارد. درواقع، ماهيت زبان بوروكراتيك، سكوت است و قدرت آن، به همين توانايي سخن نگفـتن خـود وابسته است. زبان بوروكراتيك درحالت منفي خود، سخنگفتن ي كطرفه و تكسخنگويي1 است؛ درحالي كه سخن گفتن جامعه دوطرفه و بهعبارت بهتر گفت وگو2 است. بدينترتيـب ، بوروكراسـي ملزم به ارائة دليل براي اقدامات خود نيست؛ بنابراين، گفتار آن مبتنيبر علت و سبب نيست.
به طور خلاصه، زبان و تفكر در بوروكراسي به ما به عنوان بيگانه ضربه ميزنـد ؛ زيـرا بـهنظـر ميرسد اين دو براي جلوگيري از درك مفاهيم تدوي ن شده اند؛ بنابراين، مي توان نتيجه گرفت كه چنين زباني، خودسر و مستبد به نظر مي رسد. درحقيقت، اين زبان عاري از بستر است. به عبـارتي، فقط حرف مي زند و هيچ گاه گوش نم يدهد. پس يعني يـك طرفـه اسـت (هامـل، 2008: 132- 133). البته باي د اشاره كرد كه زبان بوروكراسي در همة ابعاد و جنبهها پدي دهاي منفي نيست؛ بلكه بيشتر در شكل و جنبة منفي ظاهر شده و گاه در بعضي جنبـه هـا مثبـت اسـت. از ا يـن رو، علـتدوپهلوناميدن و اطلاق عنوان زبان سلطه به آن، بهدليل برتري جنبه هاي منفي چنـين زبـان ي بـر
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
Monologue
Dialogue
جنبه هاي مثبت آن است؛ بنابراين، بايد نتيجه گرفت كه زبان دولت بايد از خـو ي و مـنش منفـي چنين زباني فاصله بگيرد و زبان ديگري را برگزيند.
بدينترتيب، زبان بوروكراسي فينفسه منفي ني سـت؛ بلكـه بـه چگـونگي كـاربرد آن توسـط بوروكراتها بستگي دارد، اما بايد به اين نكته ني ز اشاره كرد كه در ادبيات رشتة مـديريت دولتـ ي، زبان بوروكراسي، بي شتر دوپهلو، محرمانه، ساكت، فني و يكطرفه اسـت و كمتـر بـه ارزش هـايي نظير مشاركت، شهروندي و شفافيت توجه دارد (نرگسيان، 1390).
استفاده و سوءاستفاده از زبان در دولت
بوروكراسي دولتي (سازمان هاي دولتي) نقش فعالي در زندگي تمام شهروندان اي فا م ي كنـد. شـايد هيچ نهادي به اندازة بوروكراسي دولتي تحت نظارت و موشكافي رسـانه هـا و عمـوم شـهرونداننباشد؛ بنابراين، تعجب آور نيست كه شايد هيچ نهادي نيز به اندازة بوروكراسي دولتي بدنام نيست؛ بنابراين، دلايل مختلفي را مي توان براي خصومت و دشمني عمومي و همچنين نبود اعتمـاد بـهبوروكراسي دولتي عنوان كرد. يكي از دلايلي كه اغلب نيز بـه وسـيلة مكاتـب مـديريت دولتـي و همچنين بوروكرات هاي دولتي از آن غفلت مي شود، زبان بوروكراتيك است؛ زباني كه سبب شده است كه زبان دولت نيز خوي آن را بگ يـرد. بـه عبـارت ديگـر، جنبـ ة منفـي زبـان دولـت، زبـانبوروكراتيك است. زبان بوروكراتيك كه به عنوان گفتـار دوگانـة (دوپهلـو ) بوروكرات يـك شـناخته ميشود، به وسيلة منتقدان بوروكراسي به عنوان يك زبـان خـارجي تهد يـدآميز و ناشـناخته بـراي عموم شهروندان شناخته شده است (روشه، 1988: 14). گروهي ديگر ن يـز زبـان بوروكراتيـ ك را زباني تعريف كردهاند كه به صورت دروغين به برقراري ارتباط تظاهر ميكند، امـا درواقـع ، چنـين كاري را انجام نمي دهـد (لـوتز، 1988: 40)؛ يـ ا گروهـي آن را سوءاسـتفاده از واژه هـا و مفـاه يم به وسيلة بازتعريف ضمني يا تلويحي آن ها دانسته اند (هرمان، 1992: 1). گفتـار دوگانـة ( دوپهلـو)
بوروكراتيك ني ز به عنوان هنر بيان شفاهي هردو جنبة يك سخن تعريف شده اسـت . بـه عبـارتي، سخن دوگانة بوروكراتيك، بد را خوب، منفي را مثبت و امور ناخوشايند را جـذاب جلـوه مـي دهـد (واتسون، 2006: 598).
زبان بوروكراتيك را ميتوان سوءاستفادة كاركنان دولت از زبان در گفتمـان و اسـناد رسـمي دولتي تعري ف كرد. چني ن سوءاستفاده اي از زبان، سهوي ي ا غيرعمدي ني سـت؛ بلكـه بـا برنامـه ومقاصد خاصي نظير موارد زير دنبال مي شود:
تحري ف يا وارونهجلوهدادن معاني واژهها يا عبارات، به نحوي كه شـنونده بـراي درك آن گيج شود؛
طفرهرفتن، كوچكشمردن و انتقال مسئوليت اعمال كسي به ديگري با طفـره رفـتن اززير بار انتقاد؛
محدود كردن عقايد و افكار يا دستكاري زبان تفكر و عقا يـد بـه شـيوه اي كـه مباحـثبيان شده براي دولت جذاب و مطلوب هستند (واتسون، 2006: 598).
بعضي از انديشمندان، زبان بوروكراتيك را به عنوان يك عنصر ي ا جزء از گفتار دوگانة دولتـي بوروكراتيك در راستاي اشكال ديگر نظير زبان مطلوب1 (حسن تعبير)، زبـان فنـي2 (حرفـه اي) و زبان پرمدعا3 ( پر آب وتاب) مفهـوم سـازي مـي كننـد (لـوتز، 1989: 10- 11). بـه هرحـال، زبـانبوروكراتيك در جنبة منفي خود، با سوءاستفاده از زبان در بخش دولتي به صورت بي معنـي كـردنواژهها و تحكم آميزكردن سخنان و در جنبة مطلوب و مثبت خود، با اطلاع رساني بـه مـردم درك ميشود.
يكي از مشكلات اصلي زبان بوروكراتيك اين است كه شهروندان را از دولت جدا مي سـازد و ميا ن آن ها فاصله اي جاد مي كند. اين مشكل را م يتوان در چهار شيوه مشاهده كرد:
شخصيتنداشتن زبان ي ا بهعبارتي بي شخصيت شدن فرد؛
انتقال و رفع احساس مسئوليت شخصي به اعمال ديگران به خاطر زبان؛
سوء درك عمومي از معني و پيام؛
اي جاد يك جامعة بسته در درون بوروكراسي (واتسون، 2006: 603).
يكي ديگر از مشكلات در زمينة استفاده از زبان بوروكراتيك، فريبدادن ديگران اسـت . سـهحوزة مربوط به فريبكاري زبان عبارتاند از:
ارائة خبر نادرست؛
استفاده از زبان براي مهار كردن شنونده؛
ايجاد يك احساس اشتباه و تصنعي از اعتبار با استفاده از زبـان اغـراق آم يـز (واتسـون،
.(605 :2006
با توجه به توضيحاتي كه در بالا ذكر شد، هيومل مدلي از زبان بوروكراسي ارائه مي دهد كـهبراي درك و فهم استفاده و سوءاستفاده از زبـان در سـازمان هـاي دولتـي مف يـد اسـت (هيومـل،1994). وي در مدلش، بين زبان بوروكراتيك و زبان مورد استفاده در جامعه تمايز قائل مي شـود.
درواقع، از نظر وي زبان بوروكراتيك از سوي شما و نه برخلاف شما صـحبت مـي كنـد . كـاركرداستدلال در زبان بوروكراتيك، به وسيلة تمثيل و قياس در محدودة آنچه به وسـيلة سـازمان گفتـه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
Euphemisms
Jargon
Inflated
مي شود، مشخص ميشود. بهعبارت دي گـر، مـي تـوان نتيجـه گرفـت كـه شـيوة تفكـر در زبـانبوروكراسي به صورت تمثيل و استدلال از طريق قيـ اس اسـت . همچنـين بـه اعتقـاد وي، زبـانبوروكراسي برخلاف زبان متعارف جامعه كه مبتنيبر بستر و زمينة اجتماع است، يعني بـه صـورت اجتماعي ساخته مي شود، واقعيت كاذبي را بر بستر و زمينة جامعه تحمي ل م يكند.
جدول 1. مدل كاربرد زبان در بوروكراسي و جامعه
شيوة گفتار در جامعه شيوة گفتار در بوروكراسي
متقابل يك جانبه
علي و وابسته به متن غيرعلي
عيني و ملموس قياسي
عمومي خاص و ويژه
تجربي ارجاعي
ساخت واقعيت تحميل واقعيت
منبع: هيومل، 1994
زبان فرابوروكراتيك1 به مثابة زبان مطلوب دولت
با توجه به اينكه بوروكراسي نماد عقلانيت ابزاري است و ويژگي عقلانيت ابزاري اين اسـت كـهتكليف، ارزش، ارزش هاي معنوي، خدا، توكل و سادهزيستي را خارج از حوزة عقلانيت قـرار داده،اساساً با آن ها بيگانه است. همچنين زبان بوروكراسي، زبـاني اداري، عـاري از احسـاس ، دوپهلـو،محرمانه، زبان سكوت و سلطه است كه گروهي معتقدند زبان دولت نيز اين ويژگيهـا را دارد . بـااين تفاسير، درست است كه زبان دولت بايد زبان بوروكراسيگونه باشد يا اينكه نـه زبـان دولـتبايد شفاف، صادق، ساده و ارزشي باشد. بهعبارتي، اين ادبيات و وي ژگـي هـايي كـه در بـالا ذكـر
شدند، به هيچ وجه در بوروكراسي معنا نمييابند و نميتوان آن ها را ويژگ يهاي زبـان بوروكراسـي مطلوب ناميد. بهطوركلي، ذات بوروكراسي در تضاد با ارزش گرا يـي، مشـاركت و شـهروندمحوري قرار دارد. يكي از اشكالات اساسي وارد بر بوروكراسي كه بهوفور در ادبيات مديريت دولتي به ويژه در نظريات فردريكسون مشاهده م يشود، تباين ماهوي بوروكراسي موجود و عدالت است و اينكه بوروكراسي ماهيتاً مخالف مشاركت است؛ به طوري كه ويلسون يكي از دلايل ايجاد بوروكراسي را حفظ ادارة امور از دخالت مردم اعلام ميكنـد ، صـح يح نيسـت كـه وي ژگـي هـاي فـوق را زبـانبوروكراسي مطلوب ناميد. درواقع، ساحت شكليافتة بوروكراسي ايجاب مي كنـد زبـان دولـت بـه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. Post Bureaucratic Language
شكلي غيردوستانه و رسمي و درنهايت، خلقناپسند باشد و از عناصري مانند شفافيت، مشـاركت ، سادگي و ارزش فاصله بگيرد (نرگسيان، 1390).
همچنين با توجه به اينكه زبان بوروكراسي را نوعي سوءاسـتفادة دولتمـردان از زبـان عنـوان ميكنند و در ذات خود نوعي گفتار دوپهلو بهشمار مي آيد، نمي توان جنبة مثبت يا مطلوبي را براي آن عنوان كرد و براي يك پديدة تقريباً منفي، الگوي مطلوبي ارائه داد. با توجه به اين توضيحات، بهتر است به جاي استفاده از الگوي مطلـوب زبـان بوروكراسـي، از عنـوان زبـان فرابوروكرات يـك استفاده شود. الگوي زبان مطلوب دولت (زبان عمل مديريت دولتي) بايد از خـو ي و مـنش زبـانبوروكراتيك فاصله بگيرد، بهسمت زبان فرابوروكراتيك سوق يابد و نگاه ارزشي بر آن حاكم شود؛ زباني كه صادق، ملتساز، مشاركت جو، پاسخگو، تكريمكنندة شهروندان، متوجه منـافع عمـومي، عدالتمحور، شفاف و ارزشمحور است (مقيمي، عاملي و نرگسيان، 1391: 113).
با توجه به ويژگي هاي زبان جديد دولت با عنوان زبان فرابوروكراتيك و مقايسة آن بـا زبـانبوروكراتيك، ويژگي هاي اين دو زبان به شرح جدول 2 است:
جدول 2. مقايسة ويژگي هاي زبان بوروكراتيك و زبان فرابوروكراتيك
زبان فرابوروكراتيك زبان بوروكراتيك
ايجاد ارتباطات متقابل ارائة اطلاعات به صورت يك طرفه
شفاف و ملموس محرمانه و دوپهلو
صادق ساكت و فريبكارانه
عمومي فني و تخصصي
گفت وگو و مشاركت جو تكسخنگويي
مسئوليت پذير و پاسخگو مسئوليتگريز
ايجاد وحدت بين دولت و ملت (ملتساز) ايجاد شكاف بين دولت و ملت
زبان تعادل (عدالتمحور) زبان سلطه و مستبد
تكريم شهروندان بيتوجهي به نيازهاي شهروندان
منبع: نرگسيان، 1390

درواقع، مرور ادبيات موضوعي، مختصات زبان مطلوب دولت را به شكل 1 نشـان مـي دهـد؛ بنابراين، براي اين مدل، پرسشنامه اي طراحي شد تـا بتـوان زبـان مطلـوب دولـت را در يكـي ازكاركردهاي آن از ديدگاه شهروندان سنجيد.

ملتساز
ي

مسئولي
ت

پذي
ر

و

ي
پاسخگويي

و

صداقت
ري
ستكا
ر
د

رعايتارزش

ها

ي
ديني

شفافيت

شهروندان

كريم
ت

منافع

به

توجه
عمومي

اجتماعي

عدالت

عمومي

مشاركت

مطلوب

زبان
دولت

ملتساز

ي



قیمت: تومان


پاسخ دهید