Journal of Public Administration ددوی
دانشكدة مديريت دانشگاه تهران دورة 8، شمارة 1 بهار 1395
ص. 54- 33

طراحي مدل چيره دستي در سازمان هاي علمي و فناورانه بر مبناي
نظريهپردازي دادهبنياد (مطالعة موردي: جهاد دانشگاهي)
محمدرضا پورعابدي1
چكيده: پژوهش حاضر با هدف دستيابي به نظريهاي در حوزة چيره دستي سـازماني بـه منظـوردرك بهتر اين پديده در سازمان هاي علمي و فناورانه اجرا شده است. روش تحقيـق بـهصـورتكيفي و مبتني بر نظريهپـردازي داده بنيـاد اسـت . بـراي گـردآوري اطلاعـات از مصـاحبههـاينيمه ساختاريافته استفاده شد و تجزيه وتحليـل اطلاعـات بـه روش اشـتراس و كـوربين و مـدلپارادايمي انجام گرفـت. نمونـه گيـري بـه روش نمونـه گيـري نظـري بـود و بـا بهـره منـدي از تكنيكهاي هدفمند (قضاوتي) و گلولة برفي (زنجيره اي) انجام شد كه بر مبناي آن 16 مصاحبه با مديران، اعضاي هيئت علمي و خبرگـان جهـاد دانشـگاهي كـه در هـر دو حـوزة پـژوهش و بهرهبرداري تجربه و تخصص داشتند، صورت گرفت. نتايج تحليـل دادههـاي بـه دسـت آمـده از مصاحبهها طي فرايند كدگذاري باز، محوري و انتخـابي ، بـه ايجـاد نظريـة داده بنيـاد در حـوز ة چيرهدستي براي سازمان هاي علمي و فناورانه منجر شد كه بر مبناي آن معمـاري فرآينـدهـاي ي چيره دستي مبتني بر بهرهگيري از هوشمندي متعهدانه در كنار مهندسي پژوهش و بهرهبـرداريفناورانه، ب هعنوان مفاهيم اساسي دستيابي به چيره دستي معرفي شدند.

واژه هاي كليدي: چيره دستي، سازمانهاي علمي و فناورانه، نظريهپردازي داده بنياد.
448063-19908

1. استاديار مديريت منابع انساني، جهاد دانشگاهي، تهران، ايران
تاريخ دريافت مقاله: 11/07/1394 تاريخ پذيرش نهايي مقاله: 27/11/1394 E-mail: pourabedy@acecr.ac.ir
مقدمه
امروزه، سازمان هاي علمي و فناورانه براي توليد ارزش از علم بايد فعاليت هاي بـه ظـاهر متضـادولي به هم پيوستة اكتشاف و بهره بـرداري را در سـازمان هـاي خـود مـديريت كننـد . موفقيـت و دستيابي به مزيت رقابتي در نقطه اي از زمان، هيچ تضميني براي موفقيت و بقا در آينـده نيسـت (اوريلي و توشمان، 2004)؛ به نظر اين موضـوع چـالش مهمـي بـراي سـازمان هـايي اسـت كـهمي خواهند عمر طولاني همراه با موفقيت داشته باشند. وضـعيت متغيـر محيطـي و اقتصـادي دردنياي پرتغيير امروزي، موجب شده است سازمان ها و شركت هـاي بـزرگ بـه اتخـاذ تصـميماتمختلف و چندبعدي، استفاده از منابع انساني چند سو توان و فرايندهايي مبادرت كنند كه بتواننـددر صورت حذف از يك زمينه در زمينه هايي ديگر فعاليـت كننـد. معمـولاً ايـن دو زمينـه شـاملاكتشاف و بهره برداري است، چنين مفهومي را در سطح سـازمان، چيـره دسـتي مـي نامنـد (گيـر،كوجاوا، پاترئو ـ ميراند، 2013).
سازمانهاي علمي و فناورانه با دو مفهوم اكتشاف و بهرهبرداري مواجه انـد. پـژوهش عنصـرمهم و اساسي در خلق ايده براي شروع تجاري سازي و بهره برداري است. چنين سازمان هايي نياز دارند كه پژوهش را كاربردي كنند. بهره برداري از هر نوع پژوهشي كه منتج به نتيجة مالي براي سازمان شود، از يك سو به سلسلهمراتب، ساختارها، منابع انساني و… نياز دارد كه بـراي شـناختچنين ساختاري آموزش ببينند (يادگيري سازماني) (وي، ژائو و ژانگ، 2014)؛ شناخت دربارة ايـنمسئله كه چگونه مي توانند در فضاي آميخته از پژوهش و بهره برداري درگير شوند، انعطافپذيري و شناخت بازار جزء مصاديق ديگر است (وي و همكاران 2014: 836). از سويي ديگر بايد بازار را بشناسند؛ زيرا چيره دستي اغلب با كسب بازار منتج از بازارگرايي، بازارشناسي و عملكـرد سـازمانيدر ارتباط است (وي، 2014).
تاكنون تمام تحقيقات مختص به چيره دستي، يا در پي شناخت پيشايندها و پسـ ايندهاي ايـنفرايند بوده اند (رايش و بيركشا، 2008)؛ يا در زمينه هاي خاصي از چيرهدستي پايه ريزي شـده انـد .
براي مثال، وانگ و رفيگ (2014) نوآوري را در چيره دسـتي زمينـهاي موردكـاوي كردنـد و بـههمين دليل تاكنون شناخت دقيق و تئوري مستدلي در خصوص اين فرايند پايهريزي نشده اسـتو خلأ نظري و تئوريكي در اين زمينه به وضوح مشاهده مي شود. از سويي چيره دسـتي سـازمانييكي از اساسي ترين رموز موفقيت سازمان ها در آينده و بهخصوص در عرصة رقابـت بـين المللـي محسوب مي شود و براي پيريزي آن به تئوري جامعي كه بتواند اين فرايند را ملموس كند، نيـازاست. از آنجا كه عمل و اجرا بر نظر و بنيان هايي نظري استوار است، محققان بـر آن شـدند كـهبراي سازمان هاي علمي و فناورانه، مدل سازمان چيره دست را با توجه به وضعيت بـومي طراحـيكنند.
براي اطمينان از موفقيت در رقابت، سازمانها بايد به تعادل در فعاليت هاي متضاد اكتشـاف و بهره برداري توجه كنند (مارچ، 1991). چيرهدستي سازماني، توانايي سازمان در همتـراز شـدن بـاوضعيت موجود و آمادگي تغيير براي سازگاري با وضعيت متغير آينده است كه طي سالهاي اخير در كانون توجه مديران و سازمانها قرار گرفته است. مديران بايد براي پيروزي در حـال و آينـده،همزمان به دو بازي جداگانه بپردازند؛ نخست اينكه پيوسته در بهبـود تـوان رقـابتي كوتـاهمـدتبكوشند. اين امر به افزايش تعادل ميان راهبردها، ساختارها، كاركنان، فرهنگ ها و فراينـدها نيـازدارد. كارايي در اين بازي به خبره بودن در جنبه هاي بنيادين كار بستگي دارد. كارايي بـه تنهـايي،پيروزي درازمدت را تضمين نميكند. حتي پيروزي امروز، ميتواند موجب شكست در آينده باشـد.
بنابراين براي دستيابي به پيروزي پايدار، مديران بايد در بازي ديگري اسـتاد باشـند كـه شـناختزمان و مكان نوآوري هاي انقلابي و دگرگوني هاي ژرف سازماني اسـت كـه در پـي آن مـي آيـد (پلگرينلي و موراي-وبستر، 2015).
بنابراين جهان امروز به سازمانهاي چيره دسـتي نيـاز دارد كـه بتواننـد بـا رهبـري دو تغييـر تدريجي و بنيادي، دو كار متضاد را همزمان انجام دهند كه عبارت انـد از : ثبـات وضـع موجـود وتغيير (اوريلي و توشمان، 2004).
چيره دستي در سازمان جنبه هاي مفيد بسياري دارد. تركيب مؤثر همترازي و سـازگار ي بـراي تأكيد بر حال و آينده و تعادل ميان فرايندهاي اكتشاف و بهرهمندي از نوآوري در هـر دو فرا ينـد اكتشاف و بهرهبرداري، از نياز هاي مهم سازمان هاي امروزي است كه دسـتيابي بـه آن از طريـقطراحي و ايجاد سازمان هاي چيره دست امكان پذير است. از نتايج ديگر چيرهدستي سازمان، تعامل مثبت و سازنده بين استراتژي هاي اكتشافي و بهره برداري و تأثير آنها در افزايش درصـد فـروش سازمان است. مطالعات نشان مي دهد سـازمانهـاي چيـره دسـت بـهصـورت خـلاق و نوآورانـه، توانستهاند بر چالش هاي خود فائق آيند. در مطالعة 41 كسب وكار مشخص شد كـه چيـره دسـتي رابطة شديدي با عملكرد دارد (گيبسون و بيركشا، 2004).
در حوزة چيرهدستي سازماني، تاكنون تئوري چندان مستدلي در سازمان هاي علمي و فناورانه ارائه نشده است. در اين دسته سازمان ها براي ايجاد چيره دسـتي سـازماني، بايـد از چـارچوب يـانظرية مدوني بهره برده شود تا بتوان با انتصاب الگويي مناسب به پايه ريزي چيره دستي پرداخـت؛ زيرا مبناي عمل، نظريه اي است مـرتبط بـا سـازمان هـا ي علمـي و فناورانـه كـه بتـوان در ايـن سازمانها به اجرا درآورد.
بنابراين ضرورت تحقيق در طراحي و تبيين مدلي براي سازمانهاي علمي و فناورانه مشـهوداست؛ مدلي كه با پژوهش، اكتشاف و رصد موقعيت و تغييرات محيطي آينده و سـازگاري بـا آن،سازمان را توانمند سازد و در عين حال در بهره برداري از نتايج تحقيقات و تجاري سازي آنهـا نيـز توانا باشد و سازمان ها را در مواجهه بـا چـالش موفقيـت ، يعنـي اسـتفادة همزمـان از اكتشـاف و بهره برداري و دستيابي به چيره دستي سازماني ياري كند.
در راستاي پژوهش حاضر، پرسش هاي زير مطرح شده است:
مدل توصيف كنندة چيره دستي در سازمان هاي علمي و فناورانه چگونه است؟
مؤلفه ها و مقوله هاي چيره دستي بر اساس الگوي سيستماتيك چگونه است؟
پيشينة پژوهش چيره دستي در قرن معاصر
چيره دستي1 به توانايي بالقوة سازمان هايي اشاره دارد كه بهطور مـؤثري در مـديريت كسـب وكـار امروز و مقابله با تقاضاي فرداي در حال تغيير، فعاليت ميكنند. سازمان چيره دست سازماني است كه براي استفاده از روش هاي اكتشاف2 و بهرهبرداري3 موفقيتآميز، بـه سـازمان دهـي نيـاز دارد .
سازمان چيره دست، سازماني است كه همزمان توانايي مديريت مؤثر كسبوكار امروز و تطابق بـامحيط در حال تغيير آينده را دارد (دانكن، 1976). دانكـن اولـين كسـي بـود كـه از چيـرهدسـتي سازماني استفاده كرد، اما مارچ (1991) با انتشار مقاله اي براي توسعه و ايجاد علاقـة بيشـترِ ايـن مفهوم بهويژه در اواخر قرن بيست و اوايـل قـرن بيسـت ويـك، بـه آن اعتبـار بخشـيد . سـازمانچيره دست سازماني است كه با دو توانايي اكتشاف و بهره برداري اجازه ميدهد اين سازمان خلاق و سازگار باشد. اكتشاف شامل بخشهايي از قبيل جست وجـو، تنـوع، ريسـك پـذيري ، آزمـايش ، انعطافپذيري، اكتشاف يا نوآوري است، در حاليكه بهره برداري شامل بخش ها يا خرده فرايندهايي مانند پالايش، انتخاب، توليد، بهرهوري، انتخاب، پياده سازي و اجراست.
شركت هايي كه تنها بر اكتشاف تمركز مي كنند ممكن است با خطر به هدر رفتن منابع بـراي ايدههاي غيرمفيد يا غيرقابل توسعه مواجه شوند. از سوي ديگر، شركتها/ سازمانهايي كه فقـط بر بهره برداري تمركز مي كنند، ممكن است وضعيت عملكرد موجود و محصولات فعلي را بپذيرند و در رسيدن به سطح مطلوبي از موفقيت با شكست مواجه شوند.
هماهنگي ميان اكتشاف و بهره برداري، ب هكارگيري همزمان راهبردهاي فراينـدي و مسـتقل،مطابقت نوآوري هاي بنيادي و ناپيوسته و تعـادل ميـان جسـتوجـو و ثبـات، اشـاره بـه سـاختار سازمانهاي چيرهدست دارد (رايش و بيركشاو، 2008).
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
Ambidexterity
Exploration
Exploitation
چيره دستي سازماني را مي توان از دو زاويه بررسي كرد. يكي از زوايـا مربـوط بـه معمـاري و ساختار چيره دستي سازماني است كه اشاره به اسـتفاده از دو سـاختار جداگانـه و دو نـوع راهبـردمتفاوت دارد كه بخشي از آن متمركز بر اكتشاف است و بخش ديگر بر بهره بـرداري تمركـز دارد (آدلر، گولدافتاس و لوين، 1999). از ديدگاه ديگر مي توان به چيـره دسـتي زمينـه اي1 (مفهـومي ) اشاره كرد كه با استفاده از رفتار و مفاهيم اجتماعي به دنبال ادغام اكتشاف و بهره برداري در سطح واحدي از سازمان است (گيبسون و بيركشاو، 2004). در چيره دستي زمينـه اي سـازمان بـهدنبـالاستفاده از ساختار هاي متناسب با بهـره بـرداري و اكتشـاف و اسـتفاده از سـاختار هـاي مـوازي واستراتژي هاي تركيبي است. در گذشته بيشتر تحقيقات در خصوص حل مسـائل سـازماني بـرايايجاد تعادل ميان اكتشاف و بهره برداري بود، ولي اخيراً تحقيقات بر سازمان هايي تمركز دارند كه با مديريت تناقضات درون سازمان مواجه اند و مفهوم اصلي در سازمان هاي چيـره دسـت رهبـريقلمداد شده و مفهومي به نام رهبري چيره دست2 شكل گرفته اسـت (بكمـن، 2006). در ابتـدايپيدايش اين مفهوم ، چيره دستي فقط براي توصيف سازمان به كار مـي رفـت ، امـا بـه تـازگي ايـنمفهوم به سطوح مختلف سازماني از جمله، افراد، تيم و رهبـران تعمـيم داده شـده اسـت (بلـدو،فرس، اندرسون، ارز و فار، 2009).
در اين پژوهش منظور از سازمان چيره دست، سازماني اسـت كـه ضـمن توانـايي اسـتفاده ازنوآوري هاي تدريجي و بنيادي، همزمان توانايي مؤثري در همترازي با كسب وكار امروز و سـازگار با تقاضاي فرداي در حال تغيير را داشته باشد.
برخي از معادل هاي ديگري كه براي سازمان چيره دست اسـتفاده شـده اسـت عبـارت انـد از :
سازمان دو وجهي، دوگانه، يكسان دستي ، دو دستي، سازمان دوسو تواني و ذواليمينين.
چهار رويكرد عمده براي طراحي سازمان هايي براي اكتشاف و بهره برداري
گرچه اكتشاف و بهره برداري هر دو براي عملكرد سازماني اهميت دارند، اكثر سازمان هاي ترجيح مي دهند كه هردو نوع فعاليت را همزمان پي گيري كنند. با ايـن وجـود انجـام همزمـان هـر دو فعاليت مي تواند دشوار باشد (كائو، گداجلويچ و ژانگ، 2009).
گزينه هاي دستيابي به پژوهش و بهره برداري همزمان
• گزينة اول؛ برون سپاري3: در شركتهاي اكتشاف محور، اين رويكرد به معنـاي تمركـز بـرجهش هاي بزرگ بعدي در فناوري يا شركت هاي صاحب فناوري است. در واقع مي تـوان بـا
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
Conceptual Ambidexterity
Ambidextrous Leadership
Outsourcing
توليدكنندگان بهعنوان شركتهاي متمركز بر بهره برداري به منظـور بـرون سـپاري تحقيـق،قرارداد بست.
گزينة دوم؛ جداسازي بهره برداري و اكتشاف از هم، اما همتراز با يكديگر: ضـرورت
يكپارچه سازي دو نوع فعاليت در گزينة دوم بيشتر مطرح است. مديريت بـه مشـكل اجـرايعمليات اكتشاف و بهره برداري همزمان واقف است، اما اين ديدگاه را دارد كه بهتـرين روشبراي تحقق هر دو فعاليت، ايجاد سازمان چيره دست است (اوريلي و توشمان، 2004).
گزينة سوم؛ حركت بين اكتشاف و بهره برداري: سـومين گزينـه اذعـان مـي كنـد كـه
برخورداري از واحدهاي اكتشاف محور و بهره بردارمحور در سازمان، نوعي چالش است؛ زيـرااين واحدها مشوقها، ساختارها و افقهاي زمـاني متفـاوتي دارنـد . گزينـ ة سـوم بـين ايـنرويكردها در حال نوسان است. حركت موقتي بين دوره هاي طـولاني بهـره بـرداري و تبلـوركوتاه مدت اكتشاف، جايگزين متعادل كننده اي شناخته شده كه ممكن است هم منطقي و هم عملي باشد (گوپتا، 2006).
گزينة چهارم؛ پيكربندي1 مجدد مستمر و افزايشي: از آنجا كه تغيير نامنظم و دوره اي مي تواند با دشواري همراه باشد، گزينة نهايي تغيير مستمر و افزايشي اسـت . بـه جـاي كـلشركت، سازمان ميتواند واحدهاي سازماني را براي تغييرات مستمر و افزايشي انتخاب كند.
ايدة مطرح شده در اين گزينه، ترسيم مجدد مرزهاي بـين واحـدهاي سـازماني، بـه نمـايشگذاشتن منابع و در صورت نياز تفويض مجدد مسئوليت هاست (ايزنهارت و براون، 1998).
روششناسي پژوهش
طرح تحقيق: رويكرد كيفي
پژوهش حاضر به روش كيفي اجرا شده است. در پژوهشهاي كيفي، پژوهشگر از طريق روشها و رويههاي تفسير، از نظر مشاركتكنندگان و در بستر نهادي و اجتماعي خـاص آنهـا بـه دركپديدهها نائل ميشود. تحقيق كيفي به جاي اندازهگيري و ارزيابي پديدهها با معناي آنها سروكار دارد. در پژوهشهاي كيفي دادهها نه به صورت عدد و رقم، بلكـه بـه شـكل واژگـان و جمـلاتهستند. نظريه پردازي داده بنياد نوعي روش كيفي است كه هدف آن شناخت و درك تجارب افراد از رويدادها و وقايع در بستري خاص است (اشتراوس و كوربين، 1990).
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. Reconfiguration
تا زماني كه از داده ها مفهوم جديدي برون داد نكند، فرايند اشباع نظري ادامه مي يابد. نظريهتنها زماني معتبر است كه پژوهشگر به نقطة اشباع رسيده باشد. اين مستلزم مطالعـ ة ميـداني تـازماني است كه هيچ گواه و مدرك جديدي از دادهها حاصل نشود. به بيان ديگـر، وارسـي كامـل دادهها انجام شده باشد. اشباع نظري در فرايند نمونهگيري نظري رخ مي دهد. نمونه گيري نظـريدر نظريه پردازي داده بنياد عبارت است از فرايند گردآوري دادهها براي خلق نظريه تا به موجـبآن تحليلگر، دادههاي را گردآوري، كدبنـدي و تحل يـل كنـد و تصـميم بگ يـرد چـه داده هـايي را گردآوري كرده و آنها را از كجا پيدا كند تا همزمان با تكوين نظريه، آن را توسعه دهد. اين فرايند گردآوري دادهها با نظرية نوظهور كنترل ميشود (گلاسـ ر، 1992). نقطـة اشـباع نظـري كـه درآخرين مرحلة كدگذاري نظريه پردازي داده بنياد، يعني كدگذاري انتخابي رخ مي دهد، تبيين كنندة نظريه پردازي داده بنياد است. كدگذاري انتخابي شامل يكي از كدهاي محوري بهمثابـه مفهـوماصلي براي محقق است. بر اساس اين كد محوري، اهداف و ا يدههاي محقق جست وجو ميشود. روند كدگذاري باز، محوري، و انتخابي سبب مي شود دلايل و شواهد اعتبار تحقيـق روشـن شـود (مك فازن، 2007). نقطة اشباع نظري، ب يانكنندة پايايي روش تحقيق نظريه پـردازي داده بنيـاداست؛ زيرا نقطة اشباع نظري به تكرار دادههاي تحقيق مي پردازد و اين تكرار داده هـا و نتـا يج آن در روش شناسي، پايايي روش تحقيق را نشان مي دهد.
در پژوهش حاضر 16 مصاحبه اجرا شد كه از مصـاحب ة دوازدهـم مفهـوم جديـدي از داده هـا به دست نيامد، با وجود اين براي اطمينان از حصول اشباع نظري، چهار مصاحبة ديگر نيز به اجـرادرآمد و با توجه به اينكه هيچ مفهوم و طبقة جديدي از دادههاي مصاحبه هـاي بـه دسـت نيامـد،اشباع نظري حاصل شد.
جامعة و نمونه آماري
جامعة آماري تحقيق شامل اعضاي هيئت علمي، مديران و خبرگان جهاد دانشگاهي است كـه دردو حوزة پژوهش و بهره برداري حضور فعال دارند. نمونهبرداري به صورت نظـري و بـه تعـداد 16 نفر بود كه با استفاده از روش هاي غير احتمالي قضاوتي و گلول ة برفي1 انجام شد. بدين ترتيب كه ابتدا با توجه به شناخت محقق و در نظر گرفتن اهداف پژوهش، از خبرگان منتخبي كه شايستگي پاسخ به سؤال هاي مطرح شده را داشتند، مصاحبه به عمل آمد و سپس آنهـا خبرگـان ديگـري را معرفي كردند تا نمونهگيري ادامه يابد.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. Snowball sampling
جدول 1. جزئيات مصاحبه شوندگان تحقيق حاضر
سابقة فعاليت (سال) حوزة تخصصي مسئوليت سازمان رديف
30 علوم انساني معاون پژوهشي جهاد دانشگاهي 1
29 علوم پايه معاون آموزشي جهاد دانشگاهي 2
31 فني و مهندسي رياست جهاد دانشگاهي 3
28 علوم انساني معاون پژوهشي واحد 4
30 علوم پايه معاون پژوهشي پژوهشكده 5
30 فني و مهندسي معاون پژوهشي واحد 6
29 فني و مهندسي معاون پژوهشي پژوهشكده 7
30 علوم پايه رئيس پژوهشكده 8
28 فني و مهندسي عضو هيئت علمي 9
26 علوم پايه رئيس پژوهشكده 10
24 فني ومهندسي رئيس مركز رشد 11
30 فني و مهندسي معاونت پژوهشي پژوهشكده 12
27 پزشكي رئيس پژوهشگاه 13
25 پزشكي رئيس پژوهشكده 14
26 پزشكي معاون پژوهشي پژوهشگاه 15
31 پزشكي رئيس پژوهشگاه 16
كيفيت در پژوهش كيفي: معيار مقبوليت1 در ارزيابي نظري پردازي داده بنياد
پژوهش (كمي يا كيفي) بدون دقت علمي، ارزشي نـدارد و مطلوبيـت خـود را از دسـت مـي دهـد(كوربين و اشتراوس، 1990). براي ارزشيابي پژوهشهاي مبتني بر نظريهپـردازي داده بنيـان، بـه
جاي معيارهاي روايي و پايايي، معيار مقبوليت پيشنهاد دادهانـد . مقبوليـت بـه ايـن معناسـت كـهيافتههاي تحقيق تا چه حد در انعكاس تجارب مشاركتكنندگان، محقق و خواننـده در خصـوص پديدة مورد مطالعه موثق و باورپذير است. 10 شاخص به شرح زير براي معيـار مقبوليـت معرفـي شده است.
1. تناسب2. آيا يافتههاي پژوهش با تجارب متخصصان حوزة مورد مطالعه و مشاركت كننـدگانسازگاري و همخواني دارد؟ به منظور تحقق اين معيـار يافتـههـاي پـژوهش حاضـر پـس از
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
Credibility
Fit
ارزيابي و پالايش دو نفر از متخصصان حـوز ة مـديريت بـه تأييـد رسـيد. همچنـين نظريـةپديدارشده در اختيار 5 نفر از مشاركت كنندگان قرار گرفت و نظر تكميلي آنان اعمال گرديد.
كاربردي بودن يا مفيد بودن1 يافته ها. آيا يافتههاي تحقيق بينش جديدي را فراهم سـاخته وكاربردي است؟ در اين باره بايد گفت كه يافتههاي تحقيق حاضـر در بعـد عملـي در زمينـة اتخاذ سياستهاي متمايز و مجزاي مديريت منـابع انسـاني، رفتـار سـازماني و راهبردهـايسازماني در سازمان هاي علمي و فناورانه براي دستيابي به چيره دستي ميتواند مفيد باشد.
مفاهيم2. يافتههاي پژوهش بايد مفهومپردازيهاي مناسبي داشته باشد. مفاهيمي نظير منابع انساني در جنبه هاي مختلف هوشمندي متعهدانه، تيرگي بازار و… نمونههايي از مفاهيم جديد پژوهش هستند.
زمينة مفاهيم3. يافتههايي كه بستر و زمينهاي ندارنـد ، نـاقص انـد . بـدون زمينـة مشـخص ، خواننده نمي تواند علت رخ دادن وقايع را درك كند. يافتههـاي پـژوهش حاضـر برخاسـته ازتجارب، وقايع و رويدادهاي مربوط به چيرهدستي بوده و مفاهيم پديدارشده از آن نيز مبتنـيبر بستر، زمينه و فرهنگ جهاد دانشگاهي است.
منطق4. آيا خطوط داستان جريان هاي منطقياي ترسيم ميكنند؟ براي تحقق اين معيـار درفرايند روايتگري تجربة چيره دستي، تلاش شد تا روايت مد نظر از آهنگ منظم و يكپارچـهو توالي مناسبي برخوردار باشد.
عمق5. تشريح مفصل و مبسوط جزئيات به يافتههاي پژوهش غنـا مـيبخشـد . در پـژوهشحاضر تلاش شد يافتههاي تحقيق در فرايند روايت نظرية پديدارشده بهطور مبسوط، همـراهبا جزئيات و توجه به مشخصهها و ابعاد ارائه شوند.
انحراف6. آيا يافتهها انحراف دارد؟ در اين رابطه بايد گفت كه در دادههـاي پـژوهش حاضـرموارد متعددي وجود دارد كه همسو با چيره دستي نبود و در مجموعة مشخصههاي ديگر قرار گرفتند.
بداعت7. آيا پژوهش حرف جديدي براي گفتن دارد يا همان ايدههاي كهنه را در پوششي نو مطرح كرده است؟ در خصوص اين معيار بايد اشاره كرد كه يافتههاي پژوهش حاضر، بـراي
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
Applicability
Concepts
Contextualization of concepts
Logic
Depth
Variation
Creativity
ارائة مدل نسبتاً جامعي در حوزة چيره دستي بـه ويـژه در سـازمان هـاي علمـي و فناورانـه ازنوآوري برخوردار است.
حساسيت1. آيا پژوهشگر نسبت به موضوع تحقيق، مشاركت كنندگان و يافتههاي آن حساس بوده و آنها را جدي گرفته است؟ طي فرايند پژوهش حاضر، پژوهشگر تلاش كرد موضـوعمطالعه را مهم بداند و با جديت تمام به اجراي پژوهش جديت اقدام كند.
استناد به يادنوشتها2. از آنجا كه هر پژوهشگري در فرايند تحليل يافتهها نمـي توانـد تمـاممبحث ها، نظرها، بينشها و گفتهها را در ذهن نگه دارد، اسـتفاده از يادنوشـت هـا ضـرورت مييابد. در اين زمينه، پژوهشگر تلاش كرد در بخش هاي مختلف فرايند روايتگري تجربـة چيره دستي و بر حسب لزوم به يادنوشتهاي مستخرج از دادهها استناد كند.
كثرتگرايي3
كثرتگرايي راهي براي اعتباردهي است. از آنجا كه در هيچ شيوه اي مسئله به حـد كفايـت حـل نميشود، از كثرت گرايي استفاده مي شود؛ زيرا هر شيوه از جنبه هاي متفـاوتي واقعيـت تجربـي رابررسي مي كند. از اين رو بايد در اين زمينه شيوه هاي چندگانة مشاهدات ب هكار گرفته شود (دنزين و لينكلن، 1994). بنابراين با توجه به ماهيت كيفي پژوهش، از سه نوع كثرت گرايي زير اسـتفادهشده است (جنسيك و دنزيك، 1994):
كثرت گرايي در دادهها4: در تحقيق حاضر از مĤخذ مختلـف داده هـا اسـتفاده شـده اسـت.
استفادة همزمان از روشهاي مختلفي نظير مصاحبه، بررسي يادداشت هـا 5 و بـازبيني مكـررداده ها و اسناد و مدارك بالادستي، سبب شد بيشترين دادة مقبول به دست آيد.
كثرت گرايي در پژوهشگر6: در اين زمينه فرد ديگري فرايند را همزمان با محقق پيگيري پيگيري و ارزيابي كرد و همچنين مدل پديد آمده به تأييد مديران و خبرگان رسيد.
كثرتگرايي در تئوري7: در اين تحقيق از نظر پژوهشگران، بهره برداران، مديران اجرايي و و افراد متخصص در هر دو رشته بهره برده شده است.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
Sensitivity
Evidence of memos
Triangulation
Triangulation in Data
Memo
Triangulation in Investigator
Triangulation in Theory
يافتههاي پژوهش
فرايند تحليل اطلاعات در نظريه پردازي دادهبنياد مبتني بر سه مرحلة كدگذاري باز (خلق مفاهيمو مقوله هاي)، كدگذاري محوري (شناسايي مقولـة محـوري، شـرايط علـي، شـرايط مداخلـه گـر،بسترها، راهبردها و پيامدها) و كدگذاري انتخابي (خلق نظريه) است كه در ادامه نحوة شكل گيري مقولههاي حاصل از مفاهيم شرح داده مي شود. ابتدا كدگذاري باز و نحوة كدگـذاري مصـاحبه هـا تشريح مي شود و پس از آن به نحوة شكلگيري مفاهيم و مقوله ها پرداخته خواهد شد.
ابتدا تمام نكات كليدي مصاحبه ها استخراج و كدگذاري شدند و بعد از بررسي و تحليـل آنهـاكدهاي مشابه به مفاهيم خاصي اختصاص داده شد. براي مثال، مفاهيم مقولـه محـوري در ايـنتحقيق به سه مفهوم »پژوهش مهندسيشده«، » بهرهبرداري فناورانه« و »هوشمندي متعهدانـه « تقسيم شدند كه براي درك بهتر، تحليل اطلاعات با بيان نقل قولهاي مرتبط به آن آمده است:
»براي اينكه سازمان بخواهد هم فناوري توليد كند و هم از آن بهره برداري كند، به سيسـتمپژوهش و بهرهبرداري نياز دارد. پژوهش عنصر كليدي است و آن هم نوع خاصي از پژوهش كـهبه اصطلاح در ادبيات علمي، پژوهش كاربردي يا توسعهاي است. بـراي پـژوهش، بايـد طراحـيشود. بايد نوعي ساختار، منابع انساني و… براي آن تشكيل دهيم كه ويژگي ها و شايسـتگي هـاي متناسبي داشته باشند«.
در نقل قول ديگري اين گونه مطرح شد:
»حقيقتاً در سازمان ها جداسازي علم و كاربرد علم را قبول ندارم، يك چيز بيشتر وجود نـداردو آن علم است؛ علم و كاربرد علم با هم است. علم كاربردي با كاربرد علم فرق ميكند. اگر برگ باشيد و ريشة شما جدا باشد، باد كوچكي شما را محو مي كند، مانند كداك1«.
در نقل قول اول، محقق از كدهايي مانند تشكيل سيستم پژوهش، نـوع خاصـي از پـژوهش،كاربرد پژوهش و طراحي پژوهش به مفهومي با عنوان » مهندسي پژوهش« دست يافت.
در عين حال اين مفهوم در بخش ديگري از دادهها نيز وجود داشـت . در نهايـت 20 مقولـه و 77 مفهوم از فراينـد كدگـذاري بـاز شناسـايي و اسـتخراج شـد . در فراينـد كدگـذاري محـوري، مقولههاي به دستآمده از فرايند كدگذاري باز در شش دسته شامل مقولة محوري، شـرايط علـي، شرايط مداخله گر، شرايط بستر، راهبرد ها و پيامدها شـكل گرفـت و در نهايـت مقولـة »معمـاريفرايند چندگانه« بهعنوان مقولة محوري انتخاب شد.
دليل انتخاب اين مقوله به منزلة مقولة محوري اين است كـه در اغلـب داده هـا ردپـاي آن رامي توان به وضوح مشاهده كـرد . بـه بيـان ديگـر اغلـب پاسـخ دهنـدگان، مهندسـي پـژوهش و
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. Kodak
بهره برداري فناورانه از نتايج آن و نوعي هوشمندي متعهدانه را كه سازمان ضـمن ايجـاد تـوازنميان اين دو نوع فعاليت، بتواند مسـ ئوليت اجتمـاعي خـود را بـه نحـو احسـن در حـل مسـائل ومعضلات ايفا كند، فرايندهاي اصلي سازمان چيره دست مع رفي كردند. بنابراين مي توان اين مقوله را در مركز قرارداد و ساير مقوله ها را به آن مرتبط كرد. برچسب انتخاب شده براي مقولة محـورينيز انتزاعي بوده و در عين حال از جامعيت برخوردار است.

بستر
:

جهادي

فرهنگ

زمينة

كاري

مأ
سازمان

موريت

بيروني

محيط

با

ساختارمند

تعامل

مداخله

شرايط

گر
:

پيامدها
:

چيره

سازماني

دستي

ارزش

آفريني

زنجير

تكميل
ة

فناوري

توسعة

سازماني

ارادوكس
پ

ك
اهش

ه
اي
سازماني

مقولة

محوري
:

فراينـد

معماري

هاي
چندگانه

پژوهش

مهندسي

بهره

فناورانه

برداري

متعهدانه

هوشمندي
راهبردها
:

انســاني

منــابع

تربيــت
مختلف

الوجهه

دل
مــــ

طراحــــ
ي
تجاري

فناوري

سازي

ارزشـيابي

نظام

طراحي
چندوجهي

منابع

تخصيص

معماري

بستر

:



قیمت: تومان


پاسخ دهید