Journal of Public Administration ددوی
دانشكدة مديريت دانشگاه تهران دورة 8، شمارة 1 بهار 1395
ص. 166- 153

بررسي تأثير شفافيت سازماني بر كاهش فساد اداري با ميانجي گري اعتماد سازماني (مطالعة موردي: كاركنان بيمارستان
پانزده خرداد ورامين)
حسن درويش1، فاطمه عظيمي زاچكاني2
چكيده: هدف پژوهش حاضـر ، بررسـي تـأثير شـفافيت سـازماني بـر كـاهش فسـاد اداري بـا ميانجي گري اعتماد سازماني است كه در بيمارستان پانزده خرداد ورامين انجام شده است. روش پژوهش، توصيف ي و روش گردآور ي اطلاعات، پيمايشي اسـت و بـراي گـردآور ي اطلاعـات ، از ابزار پرسشنامه استفاده شده است. روايي پرسشنامه مورد تأييد و پايا يي آن بـا توجـه بـه آلفـا ي كرونباخ برا ي تمام ي مؤلفه ها بيشتر از 7/0 است. جامع ة آماري اين پژوهش، شـامل پزشـكان و پرستاران واحد ستادي بيمارستان پانزده خرداد ورامين است كه حدود 280 نفرنـد . بـراي تعيـين حجم نمونه، از فرمول كوكران استفاده شد و با پخش تعداد بيشتري پرسشنامه، درمجموع، 184 پرسشنامه تحليل شد. روش تحل يـل اطلاعـات، بهـره گ يـر ي از تكن يـك مـدل سـاز ي معـادلات ساختاري و استفاده از نرم افزار ليزرل است. نتايج نشـان داد شـفافيت بـر اعتمـاد و فسـاد اداري تأثيرگذار است، اما اعتماد بر كاهش فساد اداري در بيمارستان پانزده خرداد ورامين تأثيري ندارد.

واژه هاي كليدي: اعتماد سازماني، بيمارستان پانزده خرداد ورامـين ، شـفافيت سـازماني، فسـاد اداري.

دانشيار مديريت دولتي، دانشكد ة مديريت و علوم اجتماعي، دانشگاه پيام نور، تهران، ايران
كارشناس ارشد مديريت دولتي، دانشجوي دانشكد ة مديريت و علوم اجتماعي، دانشگاه پيام نور، تهران، ايران

تاريخ دريافت مقاله: 14/07/1394 تاريخ پذيرش نهايي مقاله: 17/09/1394 نويسندة مسئول مقاله: فاطمه عظيمي زاچكاني
E-mail: fatemehazimi461@yahoo.com
مقدمه
دنياي متغير امروز ايجاب مي كند سازمان ها براي بقا به دنبال ابزاري نوين باشند. يكي از ابزارهاييكه سازمان ها را در تأمين اهداف ياري مي كند، شفافيت سازماني است. با وجـود اينكـه شـفافيت سازماني موضوع تازه اي نيست، به مفهوم آن توجه زيادي نشده است و اكثر پـژوهش هـا در ايـن زمينه، شفافيت سازماني را در مفهوم افشاي اطلاعات بررسي كرده اند. موضـوع سـازمان شـفاف ، نيازمند تركيب گسترده اي از نگرش ها و ويژگي هاي مناسبي از فرهنگ مناسب است.
در دنياي پيچيده و پوياي كنوني، سازمان ها بر اي حفظ بقا، به طـور پيوسـته عملكـرد خـود را بررسي مي كنند و بهبود مي بخشند. يكي از قابليت هـاي مهمـي كـه بـر عملكـرد سـازمان تـأثيرمي گذارد، شفافيت سازماني1 است. شفافيت اصـطلاح گسـترده اي اسـت كـه بـر دسترسـي آزاد، تصميم گيري و آزادي اطلاعات دلالت دارد (پنكـك ، 2008). تهيـة اطلاعـات مـورد نيـاز بـرايمصرف كننده براي رسيدن به انتخاب آگاهانه، بـه افـزايش شـفافيت در ارزيـابي عملكـرد منجـر مي شود (انگليش، 2003). همچنين شفافيت، موجب افزايش رقابـت ، ارتقـاي اعتمـاد سـازماني و بهبود كيفيت تصميم گيري مي شود (هان، 2008).
از طرفي، فساد مسئله اي است كه در تمام ادوار گريبان گير دسـتگاه هـا و سـازمانهـا بـوده و هستة انديشة بسياري از دانشمندان و متفكران سياسـي را تشـكيل داده اسـت . فسـاد اداري نيـزبه عنوان يكي از عمـوميتـرين اشـكال فسـاد، پديـدهاي اسـت كـه مرزهـاي زمـان و مكـان را درمي نوردد و با اين ويژگي، نه به زمان خاصي تعلق دارد و نه مربوط به جامعة خاصي مـي شـود. درواقع، ميتوان گفت فساد اداري، پديده اي همزاد دولت اسـت . از زمـاني كـه فعاليـت هـاي بشـر سازمان يافت و شكل منسجمي به خود گرفت، فساد اداري نيز به عنـوان جـزء لاينفكـي از مـتن سازمان ظهور كرد؛ بنابراين، مي توان فساد را فرزند تحميلـي سـازمان تلقـي كـرد كـه در نتيجـة
تعامل هاي گوناگون در سازمان و نيز به مناسبت تعامل ميان سازمان و محيط آن بـه وجـود آمـده است (چاندر و وايلد، 1992).
از سوي ديگر، اعتماد زيربناي توانمندسازي و اساس رهبري محسوب مي شود. ايجاد اعتمـاد در سازمان، نيازمند تعهدي روزانه است و از بالاي سازمان به پايين برقـرار مـي شـود. اعتمـاد در عملكرد سازمان ها و در شكل گيري و افزايش كارايي سـازماني نقـش انكارناپـذيري دارد. بـدون اعتمادسازي، هيچ شانسي براي تحقق اهداف راهبردي سازمان وجود ندارد.
توسعة اعتماد به سازمان كمك مي كند تا كاركنان احساس كنند توانمندترند. به عبارت ديگـر ، هنگامي كه افراد به ديگري اعتماد ندارند، گوش نمي كنند؛ به وضوح ارتبـاط برقـرار نمـي سـازند و
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.1 Organizational Transparency
همكاري نشان نمي دهند ؛ زيرا شفافيتي وجود ندارد. از سوي ديگر، هنگامي كه اعتماد وجـود دارد،افراد آزادند كه تجربه كنند، بياموزند و بدون ترس از تنبيه همكاري كنند. مسئلة اصـلي پـژوهشحاضر، اعتماد سازماني در بيمارستان پانزده خرداد ورامين است. كاركنان اين بيمارسـتان ، اعتمـاد سازماني را در اين بيمارستان پايين مي بينند. اين مسئله از طريق مصاحبه با سرپرستان بخش هـا مشخص شده است. در پژوهش حاضر، هدف اين است كه براي رفع اين مسئله و افزايش اعتماد سازماني، از شفافيت سازماني و كاهش فساد اداري استفاده شود.
پيشينة نظري پژوهش شفافيت سازماني
امروزه شفافيت درحال تغيير به معناي جديد »افشاي فعال« است. عوامل متعددي به اين تغيير منجر شده اند كه عبارت اند از: موشكافي شديد رسانه ها، دسترسي آسان و ارزان به اطلاعات، فناوري اطلاعات در هرجا و اعتقاد به »حق عمومي براي دانستن«. بالكين با شناسايي سه نوع شفافيت، ابعاد آن را شناسايي كرد (هان، 2008). وي ادعا كرد كه شفافيت اطلاعاتي، شفافيت مشاركتي و شفافيت پاسخگويي، مكمل يكديگر و از نظر تحليلي متمايزند (راولينز، 2008).
بنابراين، شفافيت با داشتن اين سه عنصر مهم تعريف شده است؛ اطلاعاتي كه موافق با حقايق، قابل توجه و مفيد است. مشاركت سهامداران در شناسايي اطلاعات مورد نياز، تهية گزارش هاي بي طرفانه از فعاليت هاي سازمان و سياست هايي كه سازمان را پاسخگو نگه مي دارد (راولينز، 2008). هيس، سازمان شفاف را اينگونه توصيف كرد: »دسترسي عمومي به تمام اطلاعات، اعم از مثبت يا منفي كه از نظر قانوني به شيوه اي دقيق، به موقع، متعادل و بدون ابهام قابل انتشار است تا به هدف افزايش توانايي استدلال عموم مردم و پاسخگويي سازمان ها دربرابر اعمال، سياست ها و شيوه هاي خود نائل شود.«
فساد اداري
فساد، يكي از مهم تر ين معضلات اجتماعي است كه به آرام ي و با مطبوعيت تمام، وارد يك جامعه مي شود، هم ة سطوح آن را فرامي گيرد و تاروپود يك نظام اجتماعي را متلاشي مي كند. درپي آن، نظام سياسي، نظامي و اطلاعاتي و بقية بخش هاي كشور را نيز فلج مي سازد (رفيـع پـور، 1386). فساد به عنوان يك پديد ة ناميمون در جامع ة امروزي، رشد ي بي سابقه در نظـام اداري، سياسـي و اجتماعي جهان داشته است. چنانكه رويدادهاي اخير نشان ميدهد، هيچ كشـوري بـا هـر ميـزان ثروت و قدرت نمي تواند ادعا كند كه از پيامدهاي مخرب فسـاد كـاملاً مصـون اسـت ( قلـي پـور ، 1384). فساد اداري عارضه اي است كـه امـروزه گريبـان گيـر همـ ة كشـورهاي توسـعه يافتـه يـا كمترتوسعه يافته، دموكراتيك (ضعيف يا قوي) و غيردموكراتيك شده اسـت . بـه سـخن ديگـر ، درجهان هيچ كشور پاكي به لحاظ فساد اداري وجود ندارد (خضري، 1384). فسـاد بـه قلـب دولـت خوب و سالم ضربه مي زند و اعتماد عمومي را از بين مي بـرد (هيويـت ، 2009). فسـاد اداري كـه نقطة مقابل آن، سلامت اداري است، معضل بزرگي در سازمان هاي دولتي بسياري از كشـورهاي جهان به شمار مي رود كه البته مختص كشورهاي درحال توسعه نيست ( قلـي پـور ، 1384). فسـاد ، روغن كار ي چرخ دنده هـا ي توسـعه محسـوب نمـي شـود و هميشـه يكـي از موضـوعات متقابـل چالش برانگ يز بين قدرتمندان، حكومت ها، دولت ها و ملت هاي اخير، با مردم در همة جوامـع بـوده است (ربيعي، 1383).
انديشمندان سازمان و مديريت، در اواخر قرن نوزدهم به وجود نظـام هـا ي اداري ناسـالم پـي برده بودند و به نوبة خود درجهت بهبود نظام اداري تـلاش مـي كردنـد (پـورفرد و كوشـا ، 1379). جامع ة سالم، جامعه اي عاري از هرگونه فساد است. جامعه از تركيـب فعاليـت سـازمان هـا شـكل مي گيرد. اگر سازمان ها دچار فساد شوند، جامعه نيز به فساد مبتلا خواهد شد (همان).
اعتماد سازماني
با گسترش پديدة جهاني شدن، به اهميت اعتماد در روابط اجتماعي، اقتصادي، سياسي و سـازماني به طور چشمگيري توجه شده است (تلير، 1997)؛ به طوري كه بيشتر صاحب نظران در علوم مختلف به اهميت و نقش اعتماد در سازمان ها اشاره كرده اند. مطالعات ادبيات سازماني، بر اعتماد به عنوان پيش نياز اثربخشي سازمان ها تأكيد داشته اند. توجه به مفهوم اعتماد در مديريت، از دهـة 1981 و 1999 شروع شد و در چند دهة گذشته، از زوايا و رويكردهاي مختلف مطالعه شد. پـژوهش هـاي اولية مربوط به اعتماد، عمدتاً در حوزه هاي روانشناسي و جامعه شناسي انجـام گرفـت. تحقيقـات مديريتي، از اواسط دهة 1981 با تأكيد بر روابط فردي بين خريدار و فروشنده آغاز شد، اما با كـار مورمان (راولينز، 2008) كه اعتماد را به دو بعد شناختي و عاطفي تقسيم كرد، توجـه بـه مفهـوم اعتماد در مديريت افزايش يافت. اعتماد، از جمله مفاهيمي است كـه صـاحب نظـران رشـته هـاي علمي مختلف، آن را بررسي كردهانـد . درواقـع ، محققـان ايـن رشـته هـا ، موضـوع مشـابهي را از رويكردهاي مختلف مطالعه و هريك بر جنبه هاي خاصي از مفهوم اعتماد تمركز كرده اند كه ايـن امر خود به ارائة تعريفي ناقص از سازة اعتماد منجر شده است ( لويسـكي، 1998؛ روسـو، 1998). هومسر (1995) معتقد است كه اختلاف نظرهاي زيادي درمورد تعريف سازة اعتماد وجود دارد كـه درادامه به بررس ي ب عضي از آنها پرداخته ميشود.
ويلسون بيان مي كند كه هرچند اعتماد مفهوم مهمي براي مطالعه است، تفسيرها و تعبيرهايمتفاوتي دارد (دانايي فرد، 1388). دانشـمندان بسـياري اعتمـاد را در زمينـه هـاي خـاص تعريـف كردهاند. به بعضي از اين تعاريف و زمينة آنها در زير اشاره ميشود.
كيم و ديوچ در زمينة سازماني: اعتماد عبارت است از اطمينان فرد به نيتها و قابليـت هـاي طرف رابطه و باور اينكه طرف رابطه آن طور كه اميد است رفتار كند.
روتر در زمينة روان شناسي: انتظاري كه توسط يك فرد يا يك گروه ايجـاد شـده كـه گفتـه ، قول، اظهارنظر شفاهي يا كتبي فرد يا گروه ديگر ممكن است قابل اتكا باشد.
پيشينة تجربي پژوهش
در اين بخش به بررس ي پيشين ة داخل ي و خارج ي تحق يـق پرداختـه مـي شـود. درمـورد تحقيقـات داخلي، مقاله اي ديده نمي شود كه به بررسي متغيرهاي پـژوهش حاضـر بپـردازد يـا نزديـك بـه تحقيق حاضر باشد؛ بنابراين، به چند مورد از پژوهش هاي خارجي اشاره مي شود.
كولستد و ويگ (2009) به بررسي تأثير شفافيت بر كـاهش فسـاد اداري در كشـورهايي كـه داراي منابع متعددند، پرداختند. آنها با تشكيل گزارههاي نظري، نخست نشان دادند كـه شـفافيت در ادبيات تحقيق مديريتي و در فضاي سازماني كمرنگ است و بحـث زيـادي دربـار ة آن انجـام نشده است؛ دوم آنكه در فضاي سازماني و دولتي نقش شفافيت را بررسي كردند و دريافتنـد كـهاين شفافيت، تأثيري مثبت بر كاهش فساد اداري دارد؛ بدينترتيـب كـه موجـب كـاهش رشـوه مي شود.
برتوت (2010) به بررسي نقش سيستم هاي اطلاعاتي و آنلاين در ايجـاد فرهنـگ شـفافيت پرداخت. او به سبك سيستماتيك، ادبيات پژوهش را بررسي كرد و به اين نتيجه رسيد كه دولـت الكترونيك و شفافيت، ابزارهايي اجتماعي درجهت كاهش فساد اداري بهشمار ميروند.
ليندستت و نارين (2010) به بررسي تأثير شفافيت بر كاهش فساد اداري پرداختنـد. آنهـا بـه اين نتيجه رسيدند كه شفافيت به تنهايي براي كـاهش فسـاد اداري كـافي نيسـت و دموكراسـي ا يجادكنندة شفافيت است.
باهر و نسيتروسي (2012) تأثير شفافيت بر فساد اداري را بررسـي كردنـد و نقـش قـوانين و كيفيـت محـيط را در ايـن مسـئله مهـم دانسـتند. آنهـا ايـن نقـش را در دو فضـاي سـازماني و غ يرسازماني بررسي كردند و قانونگذاري و قانونمنـدي دولـت را عـاملي مهـم و تعيـين كننـده در كاهش فساد اداري مطرح كردند.
آگوستين (2012) شفافيت و اعتماد را بررسي كرد. در اين تحقيق كه در صـنايع نيمـه دولتـياجرا شد، اين نتيجه بهدست آمد كه شفافيت و اعتماد با يكـديگر ارتبـاط دارنـد و موجـب بهبـود عملكرد اين واحدها مي شوند.
هاخورديان و مير (2012) به بررسي ارتباط ميان اعتماد درونسازماني، آموزش و فسـاد اداري در بخش دولتي پرداختند. نتيجه اين بود كه وجود آموزش مستمر درون سازمان و ايجـاد اعتمـاد سبب كاهش فساد اداري ميشود.
اسپايچر (2012) تأثير شفافيت بر اعتماد را بررسي كرد. جامعة آمـاري ايـن پـژوهش، شـاملرأي دهندگان اينترنتي در كشور نروژ بود. نتيج ة تحقيق، ايجاد اعتماد از طريق شـفافيت را تأييـدكرد.
اسلاندر (2013) به مطالعة تأثيرها ي متقابل و دوگان ة اعتماد و فساد پرداخت و اظهار كرد كه تأثيرهاي آنها ممكن است هر جهتي بگيرد ؛ بدينمعنا كه بايد علت يابي و چرايي در درون سازمان نقش بگيرد و با اين بررسي ببينيم كدام يك از متغيرها بر ديگري اثرگذارند.
پاول و اوچرانا (2013) ضمن بررسي ارتباط شفافيت و فسـاد اداري در بخـش دولتـي كشـور چك به اين نتيجه رسيدند كه شفافيت، با افزايش رقابت از طريق شفافيت در بخش هـاي دولتـي سبب كاهش فساد اداري مي شود.
گريمليخيسن (2013) به »بررسي تأثير شفافيت بر اعتماد در دولت« پرداخت. پژوهش وي به شيو ة تجربي و به صورت تطبيقي انجام شد و نقش شفافيت در بهبود اعتماد را تأييد كرد.
نتايج بررس ي ادبيات پژوهش، نشان دهندة تأثير عل ي متغيرهاست. بدينترتيب، مدل مفهـوم ي آن به ش كل زير ترسيم ميشود.

سازماني

شفافيت

سازماني

اعتماد

اداري

فساد

سازماني

شفافيت

سازماني

اعتماد



قیمت: تومان


پاسخ دهید