Journal of Public Administration ددوی
دانشكدة مديريت دانشگاه تهران دورة 7، شمارة 4 زمستان 1394 ص. 698- 675

طراحي مدل توسعة مديريتي كتابخانه هاي ديجيتال در كشور
با رويكرد منبع محور
الميرا جنوي1، فهيمه باب الحوائجي2
چكيده: عليرغم اينكه بيش از يك دهه از ايجاد كتابخانه هاي ديجيتال در كشـور مـي گـذرد ، اين كتابخانه ها به رشد و توسعه و رسيدن به رسـالت واقعـيشـان – كـه همانـا پاسـخگويي بـهنيازهاي امروز مخاطبانشان است- دست نيافته انـد. در ايـن ميـان، عـواملي مـانع و بازدارنـده ومؤلفه هايي نيز در توسعة كتابخانه هاي مذكور محرك و مؤثرند. اين پژوهش با هـدف شناسـاييعوامل پيشبرنده با رويكرد منابع پنج گانـة سـازماني و ارائـة آنهـا در قالـب يـك مـدل توسـعة مديريتي انجـام شـده اسـت. روش پـژوهش براسـاس نظريـة برخاسـته از داده هـا و بـه شـيوة سيستماتيك است. جامعة آماري پژوهش حاضر خبرگان حوزة كتابخانه هـاي ديجيتـال بـ وده و داده ها براساس مصاحبة نيمه ساختاريافته گردآوري شدند تا آنجايي كه اشـباع نظـري حاصـلشود. داده ها پس از كدگذاري باز و شكل گيري طبقات اصلي، طي كدگذاري محـوري در قالـبمدل پارادايمي ارائه ميشوند و در مرحلـة كدگـذاري انتخـابي، دربـارة مـدل مـديريتي توسـعةكتابخانه هاي ديجيتال در كشور بحث و نظريه پردازي ميشود.

واژه هاي كليدي: رويكرد منبع محور، كتابخانة ديجيتال، مدل توسعة مديريتي.

دكتري علوم كتابداري و اطلاعرساني، دانشگاه آزاد اسلامي، واحد علوم و تحقيقات تهران، ايران
دانشيار گروه علوم كتابداري و اطلاع رساني، دانشگاه آزاد اسلامي، واحد علوم و تحقيقات تهران، ايران

تاريخ دريافت مقاله: 10/12/1392 تاريخ پذيرش نهايي مقاله: 05/08/1393
نويسندة مسئول مقاله: الميرا جنوي
E-mail: e.djanavi2007@gmail.com
مقدمه
در هيچ برهه اي از زمان، چنين تغييرات شگرف و اساسي در سازمان دهي و اشاعة اطلاعات صورت نگرفته است. فناوري هاي مرتبط با اينترنت و اختراعات جديد بشر در تبديل اسناد كاغذي يا ميكروفيلم و ميكروفيش به گونه هاي رقومي از يك سو و گشايش بازارهاي جديد مجازي از طريق اينترنت از سوي ديگر، مراكز اطلاع رساني در جهان را به ايجاد و توسعة كتابخانه هاي ديجيتال سوق داده است.
ايجاد كتابخانه هاي ديجيتال، علاوهبـر تسـهيل بسـياري از خـدمات پيچيـدة اطـلاع رسـاني، راه حلي براي بسياري از مشكلات نظام اطلاع رساني كشور اسـت و جريـان گـردش اطلاعـات را تسهيل ميكند. بررسي موشكافانه و تحليل وضعيت فعلي نظام اطلاع رساني كشـور ، بـه ويـژه در جامعة دانشگاهي نشان ميدهد بسياري از نارسايي هـا و تنگناهـاي موجـود، بـه دليـل پيـروي ازشيوه هاي ابتدايي و سنتي در اين زمينه است. غفلت از بروز سازي فناوري و خدمات مربوط به آن، ناخواسته سبب بروز شكاف هاي عظيم اطلاعاتي ميان جامعة علمي كشور شده است.
بررسي هاي اوليه نشان ميدهد كتابخانة ديجيتال به مفهوم واقعـي در ايـران وجـود نـدارد وآنچه در كشور ما با عنوان كتابخانة ديجيتال مطرح است، سيستم هاي مكـانيزة كتابخانـه اسـت.
درواقع، اغلب اين كتابخانه ها بيشتر از اينكه ويژگيهاي كتابخانة ديجيتال را داشـته باشـند، نـامكتابخانه هاي ديجيتال را بر خود دارند. پژوهش هاي نمازي (1382) و نادي راوندي (1388) نشان ميدهد كتابخانه هاي ديجيتال در ايران، فاصلة بسيار زيادي با كتابخانه هاي ديجيتال دنيا دارنـد . اين درحالي است كه آيندة كتابخانه هـا بـه سـمت وسـوي ديجيتـالي شـدن و حتـي فراتـر از آن، مجازي شدن پيش ميرود و كتابخانه هاي سنتي در اين عصر با تغيير و تحولات پرشتاب فناوري، ناگزير از حركت بهسمت ديجيتالي شدن هستند؛ وگرنه بقاي آنها در چنين محيطي تهديد مي شود.
افزون بر يك دهه است كه با توجه به پيشرفت هاي فناوري، به بحث كتابخانه هاي ديجيتال نيـزدر كشور توجه شده و كتابخانه هاي متعددي نيز با اين عنوان بهوجود آمده اند، اما كتابخانـه هـاي مذكور از رشد و توسعة مطلوب برخوردار نيستند و به رسالت واقعي خـود ، يعنـي پاسـخگويي بـهنيازهاي امروز دست نيافته اند. بي توجهي به ايـن امـر مهـم در عصـر پرشـتاب و پررقابـت وب و فناوري، مرگ اين كتابخانه ها را بههمراه خواهد داشت.
بررسي ها نشان مي دهد پژوهش ها در حوزة كتابخانه هاي ديجيتال در كشور صـرفاً توصـيفياست و هيچ گونه پژوهش كاربردي درجهت بررسي عوامل توسعة كتابخانه هاي ديجيتال در داخل كشور صورت نگرفته است و پژوهشها در اين زمينه ناكافي است. با توجه بـه ايـن امـر، مسـئلة اصلي پژوهش حاضر، سرعت اندك كتابخانه ها و مراكز اطلاع رساني كشور در حركـت بـهسـمتچنين آيندهاي است. بي ترديد عوامل و مؤلفه هـاي مختلفـي در ايـن امـر اثرگذارنـد . هـدف ايـنپژوهش، شناسايي اين عوامل مقاوم و نيز تشخيص عوامل پيشبرنده و محرك درجهـت توسـعة امكانات ديجيتال در سازمان هاي مورد اشاره و گنجاندن آنها در قالـب مـدلي جـامع اسـت. ايـنپژوهش به پرسشهاي زير پاسخ مي دهد:
عوامل درون سازماني مؤثر بر توسعة كتابخانه هاي ديجيتال در ايران، بـه ترتيـب وزن واهميت و بهتفكيك منابع پنج گانة سازماني كدام اند؟
عوامل برون سازماني مؤثر بر توسعة كتابخانه هاي ديجيتال در ايـران ، بـه ترتيـب وزن واهميت و بهتفكيك منابع پنج گانة سازماني كدام اند؟
مدل توسعة كتابخانه هاي ديجيتال در كشور چگونه است؟
پژوهش حاضر نيز مانند ساير پژوهش ها با محدوديت هايي همراه است كه بخشي از آنهـا بـهماهيت پژوهش و روش آن برمي گردد (محدوديت هاي نوع اول) و بخشي ديگر بـهدليـل شـرايطزماني و مكاني حاكم بر پژوهش و درواقع، محدوديت هاي محققـ ان اسـت . در اينجـا هـردو نـوعمحدوديت بررسي مي شوند.
محدودي تهاي نوع اول:
كمبود متخصص خبره در زمينة موضوع پژوهش و درنتيجه محدود شدن جامعة آماري؛
محدودبودن مدل طراحي شدة پژوهش به مدل پارادايمي؛
نامشخصبودن قدرت تبيين مدل طراحي شده.
محدودي تهاي نوع دوم:
طولاني شدن فرايند گردآوري داده ها و اطلاعات مورد نياز بهدليل دشـواري همـاهنگيزماني براي مصاحبه؛
تمايلنداشتن تعدادي از مديران جامعة هدف به مصاحبه.
پيشينة پژوهش
بررسيها نشان ميدهد اين موضوع در داخل يا خارج از كشور مطالعه نشده است. هرچند بعضـي از مطالعات داخل و خارج از كشور، جنبه هايي از كتابخانة ديجيتال را بررسي كرده اند كه درادامـه ، به بعضي از آنها كه قرابت و نزديكي بيشتري با موضوع پژوهش حاضر دارند، اشاره مي شود.
نمازي (1382) پژوهشي با عنوان »پارامترهاي مؤثر در طراحـي كتابخانـه هـاي ديجيتـال درايران« انجام داد و فاكتورهاي مؤثر در طراحي يك كتابخانة ديجيتال در ايـران را معرفـي كـرد .
وي در ابتدا با استفاده از روش الگوسنجي، به مطالعة نمونه هاي موفق كتابخانة ديجيتال در دنيـاپرداخت و پارامترهاي اصلي طراحي آنها را استخراج كرد. درنهايت، با انطبـاق ايـن پارامترهـا بـاشرايط خاص ايران، پارامترهاي مؤثر در طراحي يـك كتابخانـة ديجيتـال در ايـران تبيـين شـد .
كارانديش (1385) در پايان نامة كارشناسي ارشد خود با عنـوان »بررسـي نارسـايي هـاي قـوانينحقوق مالكيت فكري در ايران جهت استفاده از آنها در كتابخانه هاي ديجيتال كشور« در دانشگاه تهران نشان داد توجه به اين قوانين و بهرهگيري از آنها در مسير توسعة كتابخانه هـاي ديجيتـالي ضروري است. مظفر مقام (1387) در پژوهش »ديدگاه هاي مديران كتابخانه هاي تخصصي شـهرتهران درمورد ايجاد كتابخانة ديجيتال«، كمبود تجهيزات، كمبود نيروي انساني متخصص، نبـود امكانات مالي، نبود زيرساخت مخابراتي و ابهام قوانين مربوط به حقوق مؤلـف را از موانـع ايجـادكتابخانة ديجيتال دانست.
محسن زاده و اسفندياريمقدم (2011)، در مقاله اي به بررسي مشكلات و موانع براي توسـعة كتابخانه هاي ديجيتال وابسته به دانشگاه آزاد اسلامي پرداختند و به اين نتيجه رسيدند كه يكـي از مهم ترين موانع در توسعة اين كتابخانهها، نبود كاركنان آموزشديده و ماهر است.
عليپور حافظي (1388) در پايان نامة دكتري خـود بـا عنـوان » نحـوة مبادلـة اطلاعـات بـينسيستم هاي اطلاعاتي كتابخانه هاي ديجيتال در ايران و ارائة الگوي پيشنهادي« بـه ايـن نتيجـهرسيد كه از منظر مسئولان كتابخانه هاي ديجيتال، چالش هايي مانند نبـود زيرسـاخت فرهنگـي،نبود راهكار و مدلي مناسب و نبود مركز كنترل و هدايت، از جمله موانـع مبادلـة اطلاعـات بـينكتابخانه هاي ديجيتال ايران هستند. كرمي (1388) در پـژوهش »بررسـي ديـدگاه هـاي مـديرانسازمان فرهنگي و هنري شهرداري تهران و كتابخانه هاي فرهنگسراها در زمينة ديجيتاليكـردنكتابخانه ها«، كمبود امكانات مالي، نبود نيروي انساني و زيرساخت مخابراتي را از مهم ترين موانع در ايجاد كتابخانة ديجيتالي معرفي كرد. رادفر (1390) در رسالة دكتري خود با عنـوان »بررسـيمجموعه سازي در كتابخانه هاي ديجيتالي ايران و ارائة الگوي پيشنهادي« به اين نتيجه رسيد كه در 79 درصد از كتابخانه ها بهنحوي، نه به طور كامل و دقيق، به مسئلة حق مؤلف توجه مي شـود كه اين توجه به منابع داخلي بسيار بيشتر از منابع خارجي است.
پژوهش اسفندياريمقدم و زهـدي (1391) بـا عنـوان »بررسـي مهـارت هـا و قابليـت هـاي كتابداران ديجيتال: موردپژوهي كتابداران كتابخانه هاي دانشگاهي تبريز« نشـان داد بـهطـوركليميزان توانمندي در مهارت هاي ديجيتال در بين كتابداران مورد بررسي انـدك اسـت . نـورو زي و جعفريفر (1392) در پژوهش »راهكارهاي توسعة كتابخانة ديجيتالي، مطالعـة مـوردي : ديـدگاه مديران كتابخانه هاي مركزي دانشگاه هاي دولتـي شـهر تهـران«، بـه ايـن نتيجـه رسـيدند كـه به كارگيري نيروي انساني كارآمد، مهم ترين راهكار توسعة كتابخانههاي ديجيتال در كشور اسـت. كلارك و سامانتا (2001) در پاياننامة دكتري خود با عنوان »كاربرد اينترنت در توسعة مجموعـهتوسط كتابداران مدارس غيرانتفاعي در پسيفيك نورسوسـت « نشـان داد مـوانعي ماننـد كمبـود كتابدار آموزش ديده و نيز ميزان حمايت مديران، موجب محدود يا متوقف شدن مجموعـه گسـتريكتابخانة ديجيتال مي شود. كيبريج و ديپالو (2001) در پـژوهش »عملكـرد آمـوزش در محـيطكتابخانة ديجيتال: چالشي بـراي كتابخانـه هـاي دانشـگاهي و پژوهشـي«، بـر ضـرورت توسـعة برنامه هاي آموزش كاربران با تأكيد بر ماهيت و انواع مختلف مجموعه هاي ديجيتال، رابط كاربر، تجهيزات سختافزاري و نرمافزاري، روش هاي مختلف ارتباطي و برنامه هاي مشـابه ، بـه عنـوانبخش ي از آم وزش م داوم تأكي د كردن د. ج ي وان (2004) در پژوهش ي ب ا عن وان »توس عة كتابخانه هاي ديجيتال: شناسايي منابع محتوا براي كشورهاي درحالتوسعه با مراجع خاص نسبت به هند«، مشكلات توسعة كتابخانه هاي ديجيتال را نبود انگيزه و علاقه، نبود زيرساخت فنـاوري اطلاعات و فعاليت هاي كتابخانه اي، مشكلات مربوط به حق كپـي رايـت، اطمينـان از دسترسـي ايمن، انتخاب محتوا از بين انبوه موارد دردسترس، پهناي باند اينترنتي، نبود پشتيباني مالي كافي، كمبود نيروي انساني كافي و… معرفي كرد. جوينت (2006) در مقالة »آيندة كتابخانـة ديجيتـال: توسعه يا حفاظت مجموعه« نشان داد كه توجه به حفاظت مجموعه و قوانين حامي حق مؤلف از ضروريات است. يانگوگ و راسموسن (2006) در پژوهش »شناسايي مـوارد لازم بـراي آمـوزشكتابداران ديجيتالي آينده: بررسي عملكرد درحال حاضر كتابخانه هاي پژوهشي ايـالات متحـده وارائة الگوهاي تأمين نيرو بهصورت علمـي « بـه بررسـي و شناسـايي فعاليـت هـا و مهـارت هـاي كتابداران پرداختند تا بتوانند هرنوع شكافي را در آموزش آنهـا شناسـايي كننـد. فلاتلـي و پـراك(2009) در پــژوهش »توســعة مجموعــة منــابع الكترونيكــي: بررســي عملكردهــاي رايــج دركتابخانه هاي دانشگاهي« اثربخشي بالاي فرايند ارزيابي منابع الكترونيكي بر روند توسـع ة منـابعالكترونيكي را تأييد و توجه به اين مهم را در مسير توسعة كتابخانه هاي ديجيتالي بسيار ضـروريتلقي كردند. آنانوبي و ازاني (2011) در پژوهش »توسعة كتابخانة ديجيتالي در دانشگاه، چالش ها و چشم اندازها« نشان داد كه رويكرد دانشگاهي به كتابخانه هاي ديجيتالي، عملكـردي محيطـي،سياسي و مسئله اي اقتصادي است و ويژگي هاي اصلي كتابخانة ديجيتال شـامل محتـوا، كـاربر،عملكرد، خطمشي، كيفيت، فناوري و پرسنل بايد بهطور كامل حاصل شود؛ چراكـه چـالش هـاي اصلي از لحاظ مديريتي، زيرساختها، پرسنل و تأمين محتواي مناسب وجود دارد.
پژوهش هاي انجامشده در حوزة كتابخانه هاي ديجيتال در كشور، اغلب به امكان سنجي ايجاد كتابخانه هاي ديجيتال، بررسي و مقايسة نرم افزارهاي كتابخانه هاي ديجيتال، مطالعـة معمـاري وجنبه هاي فني كتابخانه هاي ديجيتال در ايـران پرداختـهانـد . در بحـث مـديريت كتابخانـه هـاي ديجيتال، پژوهش ها بسيار محدود است و تنها يك بعد از ابعاد كتابخانه هاي ديجيتال مطالعه شده است. مظفر مقام (1387) و كرمي (1388) به نظرسنجي از مـديران كتابخانـه هـاي ديجيتـال درزمينة ايجاد اين كتابخانه ها پرداختند و درنهايت، موانع ايجاد آنها را ارائه كردند. در زمينة بررسي چالش هاي منابع ديجيتال مي توان به پژوهش هاي رادفر (1390) و سلاجقه، سليماني نـژاد، قـائممقامي(1392) اشاره كرد كه در هردو، بر مسئلة حـق مؤلـف تأكيـد شـد، امـا بررسـي عم يـق تـر نارسايي هاي قوانين حق مؤلف در حوزة ديجيتال در پژوهش كارانديش (1385) انجام گرفـت. در زمينة منابع انساني كتابخانـه هـاي ديجيتـال در كشـور نيـز پـژوهش هـايي انجـام شـده اسـت. اسفندياريمقدم و زهدي (1391) به طور موردي، تنها به بررسي مهارت ها و قابليت هاي كتابداران ديجيتال پرداختند، اما مرادحاصلي، فهيمنيا، عليپور حافظي(1392) مهـارت هـاي فنـي كتابـدارانكتابخانه هاي ديجيتال را به طور عم يـق تـر بررسـي و درنهايـت، سـياهه اي از مهـارت هـاي فنـيكتابداران را ارائـه كردنـد . در زمينـة توسـعة كتابخانـه هـاي ديجيتـال در كشـور، محسـن زاده و اسفندياريمقدم (2011) به صورت موردپژوهي، فقط موانع و مشكلات توسعة كتابخانه هاي مـوردبحث را بررسي كردند و نوروزي و جعفريفر (1392) براي ارائة راهكارهاي توسعة كتابخانه هـاي ديجيتالي، به بررسي ديدگاه هاي مديران كتابخانه هاي دانشگاه هاي دولتي سطح تهران پرداختند.
درواقع، در داخل كشور پژوهشي كه عوامل توسعة كتابخانه هاي ديجيتال را در ابعاد و جوانـب آندر سطح ملي بررسي كند يا به طراحي و ارائة مدل درجهت توسـعة كت ابخانـه هـاي ديجيتـال د ر كشور بپردازد، انجام نشده و پژوهش حاضر اولين پژوهشي است كه در ايران به طراحـي و ارائـة مدلي بومي براي توسعة كتابخانه هاي ديجيتال ميپردازد.
در خـارج از كشـور نيـز پـژوهش اهـ ي انجـامشـده، اغلـب در زمينـة آسـيب شناسـي ايجـاد كتابخانه هاي ديجيتـال هسـتند. بررسـي هـاي آنـانوبي و ازانـي (2011) و نيـز شـووا (2012)، از نمونه هايي هستند كه به بررسي موانع و چالش هـا در ايـن زمينـه پرداختـه انـد. در اغلـب مـوارد، پژوهش هاي خارج از كشور به مباحثي دربارة مجموعهگستري و حفاظت از مجموعه پرداختـه انـد كه پژوهش هاي كلارك و سامانتا (2001)، جي وان (2004)، جوينت (2006) و فلاتلـي و پـراك(2009) از اين جملهاند. پژوهشگران خارج از كشور، از بحث منابع انساني و مهارت هاي كتابداران ديجيتال نيز غافل نبوده اند. در اين زمينه، يانگوك و راسموسن (2006) شكاف آموزشي كتابداران ديجيتال را بررسي كردند. در خارج از كشور پژوهشي كه بـه ارائـة مـدل توسـعة كت ابخانـه هـاي ديجيتال بپردازد، مشاهده نشد.
روش شناسي پژوهش
پژوهش حاضر از نظر ماهيت، اكتشافي است؛ زيرا به مسئله اي توجه ميكند كه پيش از ايـن بـهآن پرداخته نشده است. هدف در چنين پژوهشي، بهجـاي آزمـون فرضـيه، جمـع آوري الگوهـا وايده ها براي درك عميق موضوع است. اين پژوهش براساس هـدف، كـاربردي و از حيـث نحـوة گردآوري داده ها غيرآزمايشي محسوب مي شود. روش پژوهش با توجه به گزاره هاي مطـرح شـده ، براساس نظرية برخاسته از داده ها (گرانددتئوري) است كه در زمرة روش هاي كيفي قدرتمند قـرار مي گيرد. از ميان انواع روش هاي پژوهش به شيوة نظرية برخاسته از داده ها، روش سيستماتيك- كه در سه سطح يا مرحله انجام مي گيرد- متداول تر است و در اين پژوهش نيـز از همـين شـيوهاستفاده شده است؛ يعني براي رسيدن به مدل پژوهش، ابتـدا كدگـذاري بـاز، سـپس كدگـذاريمحوري و درنهايت، كدگذاري انتخابي انجام شده است.
مرحلة اول، مطالعات اسنادي: نخستين فاز، مطالعات كتابخانه اي، استفاده از منـابع اينترنتـي وآگاهي از ادبيات پژوهش، شامل حوزة نظري و پيشينة پژوهش است.
مرحلة دوم، مشاهده و تحليل نظري موضوع در حوزة كتابخانـه هـاي ديجيتـال : در ايـن
مرحله، آنچه در دنياي واقعي صورت مي پذيرد، از لحاظ نظري تحليل شد تا شـناخت مناسـبي ازچارچوب هاي رايج توسعة كتابخانه هاي ديجيتال در سطح جهان بهدست آيد. در ايـن زمينـه ، بـهبررسي و مشاهدة صفحات وب كتابخانه هاي ديجيتال فعال در كشـور و نيـز نمونـه هـاي موفـق كتابخانه هاي ديجيتال در دنيا پرداخته شد و چگونگي ارائة خدمات و قابليت هاي ويژه اي كـه بـهكاربران ارائه مي شود، از لحاظ نظري تحليل شد.
مرحلة سوم، مصـاحبه هـاي عميـق: در ايـن مرحلـه، مصـاحبه هـاي عميـق خبرگـان حـوزة كتابخانه هاي ديجيتال- كه قادر به كمك در شناخت ابعاد مختلف موضوع پژوهش بودند- انجام شد. با توجه به اينكه در پايان هر مصاحبه، كدگذاري انجام مي شد، اين مصاحبه ها تا زماني ادامه يافت كه اشباع نظري حاصل شود؛ به اين معنا كه كدگذاري محوري سبب ايجاد دستة مفهـوميجديدي نشد. بهوضوح چهار مصاحبة آخر، عاري از يافته هـاي جديـد بودنـد و چيـزي بـه دانـش بهدست آمده نيفزودند.
مرحلة چهارم، كدگذاري و تحليل مصاحبه ها: بـا توجـه بـه روش، نظريـة داده بنيـاد در ايـن پژوهش، از طريق برهم كنش مداوم بين جمع آوري داده ها و تحليل چارچوب نظـري ايجـاد شـد.
كدگذاري مصاحبه ها به موازات انجام مصاحبه ها صورت گرفت؛ تا زماني كه اشباع نظري حاصـلشد و مصاحبه ها به پايان رسيد. پس از استخراج كدها يا نشانگرهاي باز، از طريق ادغام و تجميع چندين كد باز در قالب يك مقوله، كدگذاري محوري انجام شد و سرانجام با انتخاب چند مقوله از ميان مقوله هاي به دستآمده در كدگذاري محوري، متغيرها و مؤلفه هاي اصلي تشك يلدهندة مدل پژوهش تعيين شدند (كدگذاري انتخابي).
جامعة آماري اين پژوهش، شـامل متخصصـان و خبرگـان حـوزة كتابخانـه هـاي ديجيتـال، كارشناسان كتابخانه هاي ديجيتال و مديران ارشد كتابخانه هاي بزرگ سطح شهر تهران است. بـاتوجه به محدود بودن جامعة آماري (حدود 50 نفر در سطح كشور)، جامعة آمـاري بـا نمونـه برابـراست و بهعبارتي روش نمونه گيري مطرح نيست. جمع آوري اطلاعات تا زماني ادامه يافت كه بـهنقطة اشباع1 برسد. در اين پژوهش، درمجموع، 20 مصاحبه انجام گرفـت كـه 4 مصـاحبه سـببايجاد كد جديد نشدند و اين بهمعناي رسيدن به نقطـ ة اشـباع و كفايـت نمونـه گيـري بـود . ايـنپژوهش در ابتدا با نمونه گيري مبتنيبر هدف و نمونه گيري آسان (دردسترس) آغاز شد. اين روش براي شروع نمونه گيري به كار رفت و سپس در خلال كار، براي شناسايي ساير نمونه هاي مناسب از روش گلوله برفي يا زنجيره اي اسـتفاده شـد. بـراي تجزيـه و تحليـ ل داده هـا در روش نظريـ ة داده بنياد، سه طرح غالب وجود دارد: طرح سيستماتيك يا نظام مند، طرح نوخاسته يا خودجوش2 و طرح ساختگرا يا سازاگرا كه در اين پژوهش، طرح سيسـتماتيك بـه كـار رفـت. طـرح پـژوهشسيستماتيك نظرية برخاسته از داده ها، بر استفاده از مراحل تحليل داده از طريق كدگـذاري بـاز3، كدگذاري محوري4 و كدگذاري انتخابي5 تأكيد دارد. با توجه به ماهيت پژوهش حاضر- كه از نوع كيفي است- از روش هاي تجزيه و تحليل كيفي شامل كدگـذاري و سـپس اسـتدلال اسـتقرايياستفاده شد.
روايي و پايايي داده ها (قابليت اعتماد پژوهش)
در اين پژوهش، معيارها و ملاك هاي متفاوتي براي اعتبارسنجي در پـژوهش كيفـي وجـود دارد .
براي اطمينان از روايي و پايايي داده ها در بخش كيفي، از چهار معيار يـا مفهـوم زيـر (ليـنكلن وگوبا6، 1985) استفاده ميشود:
اعتبارپذيري: اين معيار به واقعي بودن توصيف ها و يافته هاي پـژوهش اشـاره دارد. در پـژوهشحاضر، بهمنظور گردآوري اطلاعات، پژوهشگران در محيط پژوهش حضور مداوم و مستمر داشتند و بارها فايل هاي مصاحبه را بازنگري و بررسـي كردنـد . همچنـين پژوهشـگران تمـامي مراحـلپژوهش و تصميمه ا را به طور دقيق ثبت كردند و درمورد يافته هاي حاصل به بحث و تبادل نظـر پرداختند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
Saturation
Emerging
Open coding
Axial coding
Selective coding
Lincoln and Guba
انتقال پذيري: به درجة تعميم پذيري يا انتقال نتايج به زمينه ها و محيط هاي ديگـر اشـاره دارد. از اينرو، در پژوهش حاضر نتايج با جزئيات كافي و به صورت عميق بيان ميشـوند تـا معيـار شـرحعميق كه يكي از معيارهاي انتقال پذيري است، محقق شود.
اطمينان پذيري: در پژوهش كيفي، قابليت اطمينان، جايگزين مفهوم پايايي مـي شـود . پايـايي درپژوهش كمي، مربوط به درجة تكرارپذيري يافتـه هـا درصـورت اجـراي پـژوهش در زمـان هـاي مختلف يا با پژوهشگران متفاوت است. تحقق ايـن گونـه تكرارپـذيري در پـژوهش هـاي كيفـي ، به علت طبيعت تغييرپذير پديده هاي مورد مطالعة اين پژوهش ها امكان پذير نيست؛ بنابراين، براي قابل رديابي بودن فرايند پژوهش و براي اينكه امكان بازرسي و كنتـرل اطمينـان پـژوهش، بـرايافراد خارج از پژوهش فراهم شود، تمامي جزئيات مربوط به چگونگي گـردآوري داده هـا و نحـو ة تصميم گيري ها، تفسيرها و تحليل هاي طيشده در فرايند پژوهش بهدقت ثبت و نگهداري شد.
تأييدپذيري: به اين مسئله اشاره دارد كه يافته هاي پژوهش تا چـه انـدازه از تـأثير سـوگيري يـاديدگاه هاي پژوهشگر بركنار بوده است. در اين پژوهش، بـراي تـأم ين ت أييدپـذيري اطلاعـات، ازهمان ابتداي پژوهش تمامي مستندات مربـوط بـه داده هـاي پـژوهش و همچنـين اسـتنتاج هـا ، تفسيرها و يافته ها به روشي نظاممند ثبت و ضبط شدند. تمام مراحل مفهوم سازي و مقوله بندي از مستندات حاصل از مصاحبه ها و وظايف انجام شده اخذ شدند و سـعي شـد از هرگونـه سـوگ يري خودداري شود. تمامي فا يلها ذخيره شدند و از اين جهت قابلبررسي و رديابياند.
يافته هاي پژوهش
داده هاي حاصل از روش نظرية داده بنياد در سه مرحله حاصل مي شوند:
گام اول، كدگذاري باز
در اين مرحله، ابتدا كدگذاري اوليه و سپس كدگذاري ثانويه به روشي كـه در ادامـه توضـيح دادهميشود، انجام شد. درواقع، نكات كليدي و مواردي كه مصاحبه شوندگان بر آنها تكيـة بيشـتريداشتند، از مصاحبه ها استخراج شدند. سپس كدهاي ثانويه از كدهاي اوليه ايجاد شدند. در مرحلة بعد، از كدهاي ثانويه مفهوم سازي شد و درنهايت، به شكل دهي مقولات پرداخته شـد . در مرحلـ ة آخر كدگذاري باز، طبقات اصلي حاصل از شكل دهي مقولات استخراج شد. جدول 1 نمونـه اي از فرايند كدگذاري باز را در پژوهش حاضر نشان مي دهـد . جـدول 2 نيـز مقـولات و شـكل گيـري طبقات را به طوركلي و خلاصه نشان ميدهد.

جدول 1. نمونة كدگذاري باز مكانيسم حقوقي
نمونة جملات كدهاي ثانويه كدهاي مفهومي مقولات
− درمورد منابع داخلـي هنـوز برنامـةمنظم و منسجمي نداريم كه ناشـر و مؤلف حـق و حقوقشـان روشـنباشد.
− مـا در انتخـاب منـابع خيلـي حـقانتخاب نداريم؛ بهخصوص در حوزة كتاب هاي فارسي، بحث حق مؤلف پيش مي آيد كه مشكل داريم. بح ث مالكي ت م ادي و معن وي، مــانعي بــزرگ در رشــد و توســعةكتابخانه هاي ديجيتال
نياز به تفكر و حل مسئله در بحـثحقوقي و قانوني در سطح كلان ضرورت تفكر در قانون حق مؤلف موانع

قانوني

و

حقوقي

موانع

قانوني

و



قیمت: تومان


پاسخ دهید