2-2-2سلامت روان29
2-2-2-1عوامل مؤثر بر سلامت روان30
1.1.2.2.2سن و سلامت روان:30
جوانان و سلامت روان30
2.1.2.2.2پایگاه اجتماعی- اقتصادی و سلامت روان31
3.1.2.2.2شغل و سلامت روان32
4.1.2.2.2تأهل و سلامت روان33
2-2-2-2نظریه های سلامت روان34
1.2.2.2.2سلامت روان از دید گاه جامعه شناسی34
2.2.2.2.2دیدگاههای روانشناسی:34
دیدگاه روانکاوی34
دیدگاه گشتالتی34
دیدگاه انسان گرایی35
دیدگاه روانی، اجتماعی،زیستی35
دیدگاه شناختی:37
2-3ادبیات تجربی تحقیق37
2-3-1پیشینه تحقیق در ایران(سوابق پژوهشی داخلی)37
2-3-2پیشینه تحقیق درکشورهای خارجی (سوابق پژوهشی خارجی)39
4-2چارچوب نظری تحقیق40
2-4-1فرضیات پژوهش43
3فصل سوم: روش تحقیق46
3-1مقدمه :46
3-2روش پژوهش46
3-3جمعیت مورد مطالعه47
4-3روش نمونه گیری و حجم نمونه آماری48
3-5واحد پژوهش49
3-6روش جمع آوری داده ها49
3-7ابزار پژوهش و اعتبار و روایی49
3-7-1پرسشنامه حمایت اجتماعی کاترونا و راسل:49
3-7-2پرسشنامه سلامت عمومی گلدبرگ:51
8-3روش تجزیه و تحلیل داده ها53
3-9تعاریف مفاهیم اصلی پژوهش54
3-9-1جوان54
3-9-2حمایت اجتماعی55
3-9-3سلامت روان:58
نشانه های جسمانی(شکایات جسمانی)58
اضطراب و بی خوابی 59
اختلال در کارکرد اجتماعی60
افسردگی……….61
3-9-4میزان تحصیلات61
3-9-5میزان درآمد ماهیانه62
3-9-6جنس62
3-9-7وضعیت تاهل62
4فصل چهارم:تجزیه وتحلیل اطلاعات65
4-1مقدمه65
4-2آمار توصیفی66
4-2-1توزیع فراوانی جنسیت66
4-2-2توزیع فراوانی سن67
4-2-3توزیع فراوانی تحصیلات68
4-2-4توزیع فراوانی وضعیت تاهل69
4-2-5توزیع فراوانی درآمد70

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

4-2-6توزیع فراوانی وضعیت استخدامی71
4-2-7توزیع فراوانی سمت شغلی72
4-2-8توزیع فراوانی پایگاه اقتصادی و اجتماعی73
4-2-9توزیع فراوانی پیوند قابل اطمینان با دیگران74
4-2-10توزیع فراوانی وابستگی……………………………….75
4-2-11توزیع فراوانی راهنمایی و اطلاعات…………………76
4-2-12توزیع فراوانی فرصت برای رشد و پرورش77
4-2-13توزیع فراوانی انسجام اجتماعی……………………..78
4-2-14توزیع فراوانی اطمینان از ارزشمندی………………..79
4-2-15توزیع فراوانی حمایت اجتماعی……………………..80
4-2-16توزیع فراوانی نشانه های جسمانی………………….81
4-2-17توزیع فراوانی اضطراب و بی خوابی………………82
4-2-18توزیع فراوانی اختلال در کارکرد…………………..83
4-2-19توزیع فراوانی افسردگی…………………………………..84
4-2-20توزیع فراوانی سلامت روان……………………………85
4-3آمار استنباطی86
4-3-1بررسی فرضیه شماره یک86
4-3-2بررسی فرضیه شماره دو102
4-3-3بررسی فرضیه شماره سه104
4-3-4بررسی فرضیه شماره چهار106
4-3-5بررسی فرضیه شماره پنج108
4-3-6بررسی فرضیه شماره شش111
4-3-7بررسی فرضیه شماره هفت113
4-3-8بررسی فرضیه شماره هشت115
5فصل پنجم: نتیجه گیری وپیشنهادات119
5-1مقدمه:119
5-2نتایج پژوهش119
5-2-1نتایج به دست آمده از فرضیه شماره یک119
5-2-2نتایج به دست آمده از فرضیه شماره دو120

5-2-3نتایج به دست آمده از فرضیه شماره سه121
5-2-4نتایج به دست آمده از فرضیه شماره چهار121
5-2-5نتایج به دست آمده از فرضیه شماره پنج122
5-2-6نتایج به دست آمده از فرضیه شماره شش122
5-2-7نتایج به دست آمده از فرضیه شماره هفت123
5-2-8نتایج به دست آمده از فرضیه شماره هشت123
3-5پیشنهادات پژوهش124
5-3-1پیشنهادات کاربردی124
5-3-2پیشنهادات پژوهشی125
5-4محدودیتهای پژوهش125
پیوست های تحقیق…………………………………………………………………………………………………….127
منابع فارسی……………………………………………………………………………………………………………………………..128
منابع لاتین………………………………………………………………………………………………………………………………..130
پرسشنامه …………………………………………………………………………………………………………………………………………..131
چکیده انگلیسی………………………………………………………………………………………………………..136
فهرست اشکال:
شکل ‏21 طیف شکل گیری و گسترش رابطه لوینگر و اسنوک15
شکل ‏22 مراحل رشد رابطه آلتمن و تیلور15
شکل ‏23 مدل کمبود19
شکل ‏24مدل تأثیر مستقیم20
شکل ‏25 مدل هم چینی مناسب استرس و حمایت اجتماعی کاترونا22
شکل ‏26 مدل انسجام اجتماعی دورکیم23
شکل‏27 تیپولوژی مبادلاتی پیوندهای قوی و ضعیف اسپینوزا (1999)29
شکل ‏28 ابعاد سلامت29
شکل 2-9 مدل نظری اثر گذاری متغیرهای مستقل (ابعاد حمایت اجتماعی ، تأهل و پایگاه اقتصادی – اجتماعی) بر متغیر وابسته (سلامت روان)………………………………………………………………………………………43
فهرست جداول:
‏31تعداد شاغلین در مناطق شهرداری تهران و درصد جوانی جمعیت به تفکیک مناطق47
‏32پایایی مقیاس کاترونا و راسل در نژادها و کشورهای گوناگون(زکی ،1387)50
‏33 پایایی به دست آمده در پژوهش51
‏34ضرایب همبستگی ابعاد شش گانه حمایت اجتماعی51
‏35 پایایی به دست آمده در پژوهش52
‏11 ضرایب همبستگی خرده مقیاس های سلامت روان…………………………………………………………………..53
‏4 1 توزیع درصد فراوانی جنسیت66
‏42 توزیع درصد فراوانی سن67
‏43 توزیع درصد فراوانی تحصیلات68
‏44 توزیع درصد فراوانی وضعیت تاهل69
‏45 توزیع فراوانی درآمد……………………………………………………………………………………………………………..70
‏46 توزیع درصد فراوانی وضعیت استخدامی71
‏47 توزیع درصد فراوانی سمت شغلی72
48 توزیع درصد فراوانی پایگاه اقتصادی و اجتماعی73
‏49 توزیع درصد فراوانی پیوند قابل اطمینان با دیگران74
‏410 توزیع درصد فراوانی وابستگی75
‏411 توزیع درصد فراوانی راهنمایی و اطلاعات76
‏412 توزیع فراوانی فرصت برای رشد و پرورش77
‏ 413 توزیع درصد فراوانی انسجام اجتماعی78
‏414 توزیع درصد فراوانی اطمینان از ارزشمندی79
‏ 415 توزیع درصد فراوانی حمایت اجتماعی80
‏416 توزیع درصد فراوانی نشانه های جسمانی81
‏417توزیع درصد فراوانی اضطراب و بی خوابی82
‏418 توزیع درصد فراوانی اختلال در کارکرد83
‏ 419 توزیع فراوانی افسردگی84
‏ 420 توزیع درصد فراوانی سلامت روان85
‏421 ضرایب همبستگی و تبیین برای رابطه بین میزان حمایت اجتماعی با میزان سلامت روان86
‏422 آماره رگرسیونی و برازش مدل رگرسیونی (سهم میزان حمایت اجتماعی در سلامت روان)86
‏423 رابطه بین میزان حمایت اجتماعی و میزان سلامت روان87
‏424ضرایب همبستگی و تبیین برای رابطه بین میزان وابستگی با میزان سلامت روان88
‏425 آماره رگرسیونی و برازش مدل رگرسیونی (سهم میزان وابستگی در سلامت روان)89
‏426 رابطه بین میزان وابستگی و سلامت روان90
‏427ضرایب همبستگی و تبیین برای رابطه بین میزان راهنمایی و اطلاعات با میزان سلامت روان91
‏428 آماره رگرسیونی و برازش مدل رگرسیونی( سهم میزان راهنمایی و اطلاعات در سلامت روان)91
‏429 رابطه بین میزان راهنمایی و اطلاعات و میزان سلامت روان92
‏430 ضرایب همبستگی و تبیین برای رابطه بین میزان فرصت برای رشد و پرورش با میزان سلامت روان93
‏431 رابطه بین میزان فرصت برای رشد و پرورش با میزان سلامت روان94
‏432 ضرایب همبستگی و تبیین برای رابطه بین میزان انسجام اجتماعی با میزان سلامت روان95
‏433 آماره رگرسیونی و برازش مدل رگرسیونی( سهم میزان انسجام اجتماعی در سلامت روان)95
‏434 رابطه بین میزان انسجام اجتماعی با میزان سلامت روان96
‏435 ضرایب همبستگی و تبیین برای رابطه بین میزان اطمینان از ارزشمندی با میزان سلامت روان97
‏436 آماره رگرسیونی و برازش مدل رگرسیونی( سهم میزان اطمینان از ارزشمندی در سلامت روان)98
‏437 رابطه بین میزان اطمینان از ارزشمندی با میزان سلامت روان99
‏438 ضرایب همبستگی و تبیین برای رابطه بین میزان پیوند قابل اطمینان با دیگران با میزان سلامت روان100
‏439 آماره رگرسیونی و برازش مدل رگرسیونی(سهم میزان پیوند قابل اطمینان با دیگران در میزان سلامت روان)………………………………….100
‏440رابطه بین میزان پیوند قابل اطمینان با دیگران با میزان سلامت روان101
‏441 میانگین میزان سلامت روان پایگاههای اقتصادی – اجتماعی102
‏442 مقایسه پایگاههای اقتصادی و اجتماعی از نظر میزان سلامت روان103
‏443 رابطه بین پایگاههای اقتصادی – اجتماعی با میزان سلامت روان103
‏444 میانگین میزان سلامت روان وضعیتهای تاهل104
‏445 مقایسه وضعیت های تأهل از نظر میزان سلامت روان105
‏446 رابطه بین وضعیتهای تاهل و میزان سلامت روان105
‏447 میانگین میزان حمایت اجتماعی وضعیتهای تاهل106
‏448 مقایسه وضعیت های تأهل از نظر میزان حمایت اجتماعی107
‏449 رابطه بین وضعیتهای تاهل و میزان حمایت اجتماعی107
‏450 ضرایب همبستگی و تبیین برای ارتباط بین میزان حمایت اجتماعی با میزان افسردگی108
‏451 آماره رگرسیونی و برازش مدل رگرسیونی( سهم میزان حمایت اجتماعی در افسردگی)109
‏452 رابطه بین میزان حمایت اجتماعی با میزان افسردگی110
‏453 ضرایب همبستگی و تبیین برای رابطه بین میزان حمایت اجتماعی با میزان اختلال کارکرد اجتماعی111
‏454 آماره رگرسیونی و برازش مدل رگرسیونی( سهم میزان حمایت اجتماعی در اختلال کارکرد اجتماعی)111
‏455 رابطه بین میزان حمایت اجتماعی با میزان اختلال کارکرد اجتماعی112
‏456 ضرایب همبستگی و تبیین برای رابطه بین میزان حمایت اجتماعی با میزان نشانه های جسمانی113
‏457 رابطه بین میزان حمایت اجتماعی با میزان نشانه های جسمانی114
‏458 ضرایب همبستگی و تبیین برای رابطه بین میزان حمایت اجتماعی با میزان اضطراب و بی خوابی115
‏459 آماره رگرسیونی و برازش مدل رگرسیونی( سهم میزان حمایت اجتماعی در اضطراب و بی خوابی)115
4-60رابطه بین میزان حمایت اجتماعی با میزان اضطراب و بی خوابی…………………………………………….116
فهرست نمودارها:
‏4 1 توزیع درصد فراوانی جنسیت66
‏42 توزیع درصد فراوانی سن67
‏43 توزیع درصد فراوانی تحصیلات68
‏44 توزیع درصد فراوانی وضعیت تاهل69
‏45 توزیع فراوانی درآمد……70
‏46 توزیع درصد فراوانی وضعیت استخدامی71
‏47 توزیع درصد فراوانی سمت شغلی72
‏48 توزیع درصد فراوانی پایگاه اقتصادی و اجتماعی73
‏49 توزیع درصد فراوانی پیوند قابل اطمینان با دیگران74
‏410 توزیع درصد فراوانی وابستگی75
‏411 توزیع درصد فراوانی راهنمایی و اطلاعات76
‏412 توزیع فراوانی فرصت برای رشد و پرورش77
‏413 توزیع درصد فراوانی انسجام اجتماعی78
‏414 توزیع درصد فراوانی اطمینان از ارزشمندی79
‏415 توزیع درصد فراوانی حمایت اجتماعی80
‏416 توزیع درصد فراوانی نشانه های جسمانی81
‏417توزیع درصد فراوانی اضطراب و بی خوابی82
‏418 توزیع درصد فراوانی اختلال در کارکرد83
‏419 توزیع فراوانی افسردگی84
‏ 420 توزیع درصد فراوانی سلامت روان85
‏421رابطه بین میزان حمایت اجتماعی و میزان سلامت روان88
‏422رابطه بین میزان وابستگی و سلامت روان90
‏423 رابطه بین میزان راهنمایی و اطلاعات و میزان سلامت روان93
‏424 رابطه بین میزان فرصت برای رشد و پرورش با میزان سلامت روان94
‏425 رابطه بین میزان انسجام اجتماعی با میزان سلامت روان97
‏426 رابطه بین میزان اطمینان از ارزشمندی با میزان سلامت روان99
‏427 رابطه بین میزان پیوند قابل اطمینان با دیگران با میزان سلامت روان102
‏428 رابطه بین پایگاههای اقتصادی – اجتماعی با میزان سلامت روان104
‏429 رابطه بین وضعیتهای تاهل و میزان سلامت روان106
‏430 رابطه بین وضعیتهای تاهل و میزان حمایت اجتماعی108
‏431 رابطه بین میزان حمایت اجتماعی با میزان افسردگی110
‏432 رابطه بین حمایت اجتماعی با میزان اختلال کارکرد اجتماعی113
‏433 رابطه بین میزان حمایت اجتماعی با میزان نشانه های جسمانی114
‏434 رابطه بین میزان حمایت اجتماعی با میزان اضطراب و بی خوابی117
فصل اول:کلیات تحقیق
مقدمه :
پیشرفت و اعتلای هر سیستم و نهادی در گرو کارآمدی عناصر و اعضای آن است .کار آمدی و کارایی اعضا نیز در نتیجه سلامت جسمانی و روانی مناسب و متعادل آنها تحقق می یابد.بنابراین می توان گفت بهداشت و سلامت روانی یکی از ضرورتهای اجتماعی است؛ چرا که عملکرد مطلوب جامعه مستلزم برخورداری از افرادی است که از نظر سلامت و بهداشت روانی در وضعیت مطلوبی قرار داشته باشند. برهمین اساس نیز یکی از اهداف و برنامه‌های نظام‌های اجتماعی، تلاش برای ارتقاء سطح رفاه و بهزیستی افراد جامعه است . انسان عصر حاضر بیش از گذشته برای غلبه بر فشارهای روانی ، به نظام های حمایتی چون خانواده، دوستان ، همکاران و… نیاز دارد. یکی از راهبردهای مناسب جهت کنارآمدن با فشارهای روانی، جلب حمایت های اجتماعی است . حمایت های اجتماعی که از خانواده و شبکه شخصی دریافت می شود ، برای سلامتی و بهزیستی ضروریست و همچنین نقش تسهیل کنندگی در سازگاری با تنشها دارد و از این رو به عنوان یکی از عوامل مهار کننده اثرات منفی تنش شغلی نیز شناخته شده است .
بیان مسئله:
سلامت روان که حالتی از سلامتی عاطفی و اجتماعی است ،به علت اثرگذاری بر وضعیت و سلامت جسمانی مقوله ای بسیار حائز اهمیت به شمار می آید. سلامت روان در واقع منبعی است که افراد را قادر می سازد ، زندگی خود را به شکل موفقیت آمیزی اداره نمایند. عوامل متعدد محیطی ، اجتماعی و جسمی بر وضعیت سلامت روان اثر گذارند؛ یکی از این عوامل حمایت های اجتماعی است.
حمایت اجتماعی از جنبه های مختلف احساسی، اطلاعاتی ، مصاحبتی و نظایر آن که در خلال رخدادهای زندگی روزمره یا بحران هایی که فرد با آنها روبه روست ، ظاهر می شود. فقدان یا کاستی حمایت اجتماعی ، موجب آسیب پذیری در مقابل تنیدگی ( فشار یا استرس ) شده و زمینه را برای بروز انواع اختلالات روانی ، به ویژه افسردگی ، اضطراب و اختلال در عملکرد اجتماعی را فراهم می آورد . در واقع به نظر می رسد که یکی از تبعات درک حمایت اجتماعی از سوی افراد، تامین سلامت روان آنهاست . به بیانی دیگر شاید بتوان گفت که حتی هسته اصلی درمان بیماریها و اختلالات روانی ، حمایت و درک خانواده ، جامعه و اطرافیان است.آمارها نشان می دهد که بین 10 تا 40 در صد از جمعیت بالای پانزده سال کشور دچار بیماری روانی هستند و برخی ارقام شیوع افسردگی را تا 30 در صد کل جمعیت کشور برآورد می کنند (قدسی، 3:1382).
اسمیت و هابس معتقدند، اختلالات روانی ناشی از فروپاشی منابع حمایت اجتماعی به ویژه روابط خانوادگی هستند ؛ به عنوان مثال فقدان حمایت اجتماعی به طور مستقیم و غیر مستقیم موجب افسردگی می گردد. اختلال افسردگی چه از نظر منابع حمایت اجتماعی و چه از نظر تنیدگی های محیطی که بر فرد وارد می شود ، جنبه برون زا و واکنشی به محیط اجتماعی دارد .
کارشناسان سازمان جهانی بهداشت اعلام کرده اند که بیش از 150 میلیون نفر از جمعیت جهان از اختلالات عصبی- روانی و روانی – اجتماعی رنج می برند(حسینی ،1380) .
در سال های اخیر پژوهش هایی در زمینه رابطه سلامت روان و حمایت اجتماعی انجام گرفته است . این بررسی ها از یک سو مبین آنست که وجود حمایت اجتماعی تاثیر مستقیم بر سلامت روان دارد و یکی از پیش بینی کننده های سلامت محسوب می گردد ؛ اما از سوی دیگر یافته هایی نیز نشان داده اند که همیشه رابطه ای قوی بین سلامت و حمایت اجتماعی وجود ندارد ، چرا که حمایت تنها یکی از عوامل دخیل در سلامتی است و شواهدی وجود دارد که حمایت اجتماعی در وضعیت سلامت برخی از افراد اثر گذار نمی باشد.
انگیزه پژوهشگر:
مطالعه آمارهایی که حکایت از گسترش و شیوع اختلالات روانی در بین جوانان دارد،پژوهشگر را بر آن داشت تا با توجه به اهمیت نقش جوانان به عنوان نیروهای فعال در سازندگی کشور ، به بررسی سلامت روانی جوانانی که در پیکره مدیریت شهری کلان شهر تهران فعالیت می نمایند، با تأکید بر عامل حمایت های اجتماعی غیر رسمی ( یکی از عوامل دخیل در سلامت روان) بپردازد.
هدف اصلی تحقیق:
هدف اصلی در این پژوهش، بررسی نقش ابعاد مختلف حمایت های اجتماعی در میزان سلامت روان جوانان و مقایسه وضعیت سلامت روان در بین جوانانی که از حمایت های اجتماعی بالایی بهره مند هستند و آنها که مراتب ضعیف تری از این حمایتها را دریافت می دارند؛ می باشد. لذا پژوهش حاضر بر آنست که به این سؤالات پاسخ دهد که :
آیا بین میزان حمایت اجتماعی جوانان با میزان سلامت روان آنها رابطه مثبت وجود دارد ؟
آیا بین میزان سلامت روان جوانان از نظر تعلق داشتن به پایگاههای اقتصادی- اجتماعی مختلف، تفاوت وجود دارد؟
آیا بین میزان حمایت اجتماعی جوانان متأهل و غیر متأهل تفاوت وجود دارد و این تفاوت بر سلامت روان آنها اثرگذار است ؟
آیا بین میزان حمایت اجتماعی با میزان افسردگی جوانان رابطه وجود دارد؟
آیا بین میزان حمایت اجتماعی با میزان اختلال کارکرد اجتماعی جوانان رابطه وجود دارد؟
آیا بین میزان حمایت اجتماعی با میزان نشانه های جسمانی جوانان رابطه وجود دارد؟
آیا بین میزان حمایت اجتماعی با میزان اضطراب و بی خوابی جوانان رابطه وجود دارد؟
ضرورت و اهمیت تحقیق:
با توجه به پیامدهای مؤثر سلامت روان در زندگی افراد ، اهمیت پژوهش در این حوزه نمود بیشتری می یابد. بررسی ها نشان می دهد که برخورداری از سلامت روان زمینه ساز رشد مهارتهای فکری و ارتباطی را فراهم می نماید و عملکرد موفق فرد را در زمینه کارکردهای ذهنی، ارتباطی، عاطفی ، هیجانی و… موجب می گردد.
بنا به گزارش سازمان بهداشت جهانی(WHO) ، اختلالات روانی یکی از مهمترین علل ناتوانی و از کار افتادگی در جهان می باشد ؛ از آنجا که بسیاری از این اختلالات در اواخر نوجوانی یا اوایل جوانی شروع می شوند، توجه به سلامت روان این گروه به عنوان نیروی فعال جامعه ، اهمیت قابل ملاحظه ای خواهد داشت.
نتایج پژوهشی که در سال 1383 بر روی نوجوانان و جوانان 30-15 ساله شهر تهران صورت گرفته ، مؤید آنست که میزان شیوع اختلالات روانی در این شهر 3/29 درصد است که نزدیک به 10% بیش از آمارهای جهانی بوده و نسبت به سایر مطالعاتی که به همین منظور روی گروههای مختلف جامعه در سالهای گذشته انجام شده ، بالاترین رقم به دست آمده است ( بیابانگرد،1383) .
از آنجا که ادراک حمایت های اجتماعی ممکن است به عنوان یکی از پیش بینی کننده های سلامت روان محسوب گردد، بررسی میزان رابطه این حمایتها با وضعیت سلامت روان جوانان می تواند جهت برنامه ریزی در حوزه مسایل آنها موثر بوده و با مشخص نشدن نقش هر یک از ابعاد حمایت ، راهکارهایی را برای ارتقاء سیستم های حمایت اجتماعی ارائه نماید .
فصل دوم: ادبیات تحقیق
مقدمه:
در این بخش ابتدا مفهوم حمایت اجتماعی از دیدگاه پژوهشگران این حوزه تعریف می شود و با توجه به اهمیت نقش روابط در برخورداری از حمایت های اجتماعی ، برخی از تئوری های مطرح شده پیرامون چگونگی شکل گیری ، حفظ و تداوم رابطه بیان خواهد شد و همچنین تئوری های مربوط به حمایت اجتماعی بررسی می شوند . سپس به مفهوم سلامت روان پرداخته می شود و دیدگاههای جامعه شناسی و روانشناسی در این زمینه مورد اشاره قرار می گیرند و نیز پژوهشهایی که تاکنون در حوزه سلامت روانی و حمایت اجتماعی در داخل و خارج از کشور انجام شده اند ، به طور اجمالی مرور خواهند شد . در ادامه با توجه به تئوری های بررسی شده مدل نظری پژوهش تعیین و فرضیات تحقیق جهت آزمون و سنجش مشخص می شوند.
ادبیات نظری تحقیق
حمایت اجتماعی
حمایت اجتماعی به کمک یا مساعدتی اطلاق می شود که دیگران در هنگام مواجهه شخص با استرس ، فشار و مشکلات زندگی در اختیار فرد می گذارند (تاسیگ،1386:ص70) و این مساعدت و حمایت به اشکال مختلفی می تواند صورت بگیرد . در شرایطی به شکل عاطفی و هیجانی از طریق ابراز علاقه و احترام و در شرایطی به شکل ابزاری و از طریق فراهم کردن کمکهای ملموس نظیر پول ، نفوذ و اطلاعات برای فرد ، انجام می پذیرد . سانتراک می گوید:” حمایت اجتماعی، اطلاعات و بازخوردهایی که از عزیزان و اطرافیان محترم و ارزشمندمان می گیریم و قرار گرفتن در شبکه ارتباطی و وظیفه مندی متقابل است (سانتراک ،1383:ص 314) . واکس 1حمایت اجتماعی را به عنوان شبکه های اجتماعی، رفتارهای حمایتی و ارزیابی های حمایتی تعریف می کند (خیراله پور،1383:ص 84 ) . هاوس حمایت اجتماعی را نوعی مبادله بین فردی تعریف می نماید که پیوندهای عاطفی، کمک های موثر ابزاری ،ارائه اطلاعات و اظهار نظر و ارزیابی دیگران را در بر می گیرد ( دوران، 1383:ص24) . براندت و وینرت در تعریف از حمایت اجتماعی آن را شامل ایجاد تعلق / صمیمیت ، یکپارچگی اجتماعی، فرصت و امکانی برای رفتارهای مؤثر ، تضمین مجدد ارزش انسانها و ایفا نقش آنان، امکان کمکهای اطلاعاتی،عاطفی و مادی بیان می نمایند (رانکلین و دیگران؛2000) . کاپلان (1979) حمایت اجتماعی را اینگونه تعریف می کند: هرگونه محرکی که به پیشرفت اهداف فرد حمایت شده ، کمک کند(رابین دیماتئو،1378:ص172) . ساراسون نیز می گوید: حمایت اجتماعی ادراک فرد است از اینکه مورد محبت و علاقه دیگران می باشد، برای دیگران ارزش دارد و افرادی که در کنار او حضور دارند، آماده همیاری و مساعدت به وی در موقعیت های فردی هستند(دوران، 1383:ص24).
چلبی حمایت اجتماعی را روابط و مبادله های نامتقارن گرم در شئونات مختلف زندگی اجتماعی معرفی می کند که ابعاد مختلف امدادرسانی داوطلبانه را در چهار بعد زیر شامل می شود:
معرفتی( راهنمایی ، مشاوره و آموزش)
مادی( کمک های اقتصادی)
عاطفی ( ابراز همدری)
منزلتی ( اعاده کرامت انسانی) (چلبی،1375:ص158).
به بیانی کلی حمایت اجتماعی عبارتست از:” مراقبت ، محبت ، عزت ، تسلی و کمکی که سایر افراد یا گروهها به فرد ارزانی می دارند”( سارافینو ،1940:ص170) .
2-2-1-1ابعاد و انواع حمایت اجتماعی
محققان اجتماعی طبقه بندی های گوناگونی را از انواع حمایت های اجتماعی ارائه نموده اند ، که در زیر به مهم ترین آنها اشاره می گردد .
در یک طبقه بندی باررا و آنلی2 شش مقوله حمایت اجتماعی را مطرح کرده اند:
مساعدت های مالی : به شکل پول و یا سایر چیزهای فیزیکی
مساعدت رفتاری : مشارکت فیزیکی در انجام وظایف و امور
تعاملات صمیمی : رفتارهای مشورتی غیر مستقیم مانند گوش دادن،انجام دادن،درک و تفاهم و احترام به طرف مقابل
راهنمایی : ارائه تدبیر،راهکار ،پیشنهاد،اطلاعات
بازخورد: آماده کردن افراد برای تفکر مجدد در خصوص رفتارها،تفکرات و احساساتشان
تعاملات اجتماعی مثبت : درگیری در تعاملات اجتماعی برای تفریح و سرگرمی
اساسی ترین ابعاد حمایت اجتماعی در دو بعد طبقه بندی می شود :
بعد ساختاری؛ که ویژگی های کمی و عینی منبع حمایت را در بر می گیرد که شامل روابط اجتماعی رسمی یا غیر رسمی فرد با دیگران و تعداد نقش هایی که فرد ایفا می کند؛ می شود. این بعد حمایت اجتماعی ناظر به شبکه روابط اجتماعی فرد با دیگران است و تعداد افراد مورد تعامل ، نوع و میزان ارتباطات مجموعه افرادی را در یک شبکه با هم پیوند دارند، در بر دارد.
بعد عملکردی؛که شامل ویژگی های کیفی و ذهنی حمایت می باشد. این بعد به خصایص روابط اجتماعی که فرد برقرار می کند، مربوط است. اهمیت بعد عملکردی از این رو است که روابط اجتماعی فرد تا چه حد می تواند در هنگام مواجه با فشارهای روانی و اجتماعی به مثابه تعدیل کننده و محافظ عمل نمایند .
کوب3 (1976) انواع حمایت اجتماعی را شامل :1) حمایت عاطفی 2)حمایت اعتباری(ارزشی) 3)احساس تعلق داشتن؛ می داند .
کاپلان (1977) پیشنهاد نمود که ابعاد کارکردی حمایت اجتماعی، تمام نیازهای اجتماعی اساسی را شامل می شود.نیازهای اجتماعی اساسی ، علاقه و محبت، اعتبار و ارزش و یا موافقت، تعلق ،هویت و امنیت را در بر می گیرد.تعاریف کوب و کاپلان به حمایت عاطفی محدود شده است.اخیراً محققان حمایت ابزاری و اطلاعاتی را هم در تعاریف مفهومی از حمایت اجتماعی وارد کرده اند . به عنوان مثال هوس4 (1987)حمایت اجتماعی را در 4 دسته وسیع متمایز می کند: 1. حمایت عاطفی که با سهیم شدن در تجارب زندگی پیوند می خورد و توجه ، مراقبت ، علاقه و صداقت را شامل می شود ، 2. حمایت ابزاری که فراهم کردن وسایل و خدمات در دسترسی را برای فرد شامل می شود تا مستقیماً فرد را در برطرف کردن نیازش کمک کند ، این حمایت از طریق دوستان نزدیک ، همکاران ( هم رده ها) و همسایگی ها تأمین می شود ، 3. حمایت اطلاعاتی که حمایت به وسیله نصیحت ، پیشنهاد و اطلاعاتی است و فرد در مواجه با مسائل می تواند از آنها استفاده کند، 4. حمایت ارزیابی که نوعی اعتبار بخشیدن است(نوریس،2009:ص15 ) .
براساس تعریف مفهومی کاپلان(1974) ،تویتس5 (1982)بیان می کند که حمایت اجتماعی باید به وسیله میزان و درجه ای که نیازهای اجتماعی اساسی فرد از طریق تعاملات با دیگران تأمین می گردد ، تعریف شود. بعد از یک بازنگری جامع در مقالات ، تویتس(1982) پیشنهاد کرد که حمایت ابزاری ( مانند فراهم نمودن یاری و کمک محسوس و ملموس از طریق خدمات کاری یا خانوادگی ) و حمایت عاطفی (مانند فراهم نمودن کمک غیر ملموس نظیر علاقه ، نصیحت و اعتبار)، تمام نیازهای اجتماعی اساسی را در بر می گیرد و تمام انواع دیگر حمایت را شامل می شود (نوریس،2009:ص15 ). حمایت عاطفی به میزان و دریافت محبت، مراقبت، همدردی و درک از دیگران ، مرتبط است (تویتس،1995:ص26). حمایت عاطفی معمولاً به وسیله یک محرم( رازدار) و یا شبکه ای از افراد نزدیک صمیمی فراهم می شود(برکمن،2000:ص 25).
حمایت ابزاری به کمک و یاری درنیازهای محسوس زندگی روزمره برمی گردد که شامل خرید خانه، پختن وتمیز کردن می شود.
به عقیده محققان اساساً 5 نوع حمایت اجتماعی وجود دارد:
حمایت عاطفی ؛ ابراز همدردی، توجه ، محبت و علاقه نسبت به فرد را در بر می گیرد، به این معنا که فرد در هنگام فشار روانی احساس می کند که به جایی تعلق دارد و همین حس ، آسایش و آرامش را برای وی فراهم می نماید . می توان گفت منابع این نوع حمایت ، کسانی هستند که فرد برای دلداری ، تسلی و یافتن احساس اطمینان به آن ها رجوع می نماید.از نظر لاندرمن و دیگران ، حمایت عاطفی بعدی از حمایت اجتماعی است که در برگیرنده کاربرد روابط اجتماعی در سهیم شدن عواطف، یافتن تفاهم ، تخلیه یأس و سرخوردگی و افزایش عزت نفس است (قدسی،1382 :ص6)
حمایت ارزشی؛ با ابراز احترام ، تشویق و تائید نظرها و احساسات فرد نمود پیدا می کند . این حمایت ، احساس ارزشمندی ، لیاقت و اعتبار را در فرد افزایش می بخشد .
حمایت مادی ؛ شامل کمکهای مستقیم به فرد است .
حمایت اطلاعاتی ؛ پیشنهاد ، توصیه کردن و کمک به فرد برای فهم یک مسئله و یا مشکل را شامل می شود . اطلاعاتی که فرد بتواند در برابر مسائل شخصی و محیطی از آن ها استفاده نماید ، می تواند به عنوان یک منبع حمایتی محسوب گردد .
حمایت شبکه ای؛ فرد به دلیل عضویت در گروهی با علایق و فعالیتهای خاص حمایتی را دریافت می دارد .
2-2-1-2منابع حمایت اجتماعی
حمایت اجتماعی از منابع مختلفی می تواند تأمین گردد : خانواده،دوستان، همکاران،مدیران و….هریک از این منابع قادر هستند که فقدان منابع حمایتی دیگر را جبران نماید . این منابع را در دو گروه کلی می توان تقسیم بندی نمود :
حمایت های رسمی که غالباً از سوی مؤسسات و نهادهای خصوصی و دولتی ارائه می شود.
حمایت های غیر رسمی که از روابط شخصی فرد با خانواده ،دوستان و… به ویژه در هنگام بحران ها و نیازها ناشی می شود.
توجه به این نکته ضروری است که بین حمایت های رسمی سیستم های خدماتی و حمایت های غیر رسمی دوستان و خانواده ، تمایز وجود دارد.حمایت های اجتماعی غیر رسمی نسبت به حمایت های رسمی ساختار یافتگی کمتری داشته و به صورت آزادانه انجام می شوند.
2-2-1-3کارکردهای حمایت اجتماعی
همه افراد در طول زندگی خود ( در هر سنی ) ، درجاتی از استرس را تجربه می کنند و در صدد کنار آمدن با آن بر می آیند. به فرآیندی که برای مهار ناهماهنگی اداراک شده بین ملزومات و منابع در یک موقعیت استرس زا توسط افراد به کار گرفته می شود؛ کنارآمدن گفته می شود ( سارافینو،1384:ص232) . یکی از راهکارهای کنار آمدن با موقعیت های استرس زا، افزایش حمایت های اجتماعی است و تحقیقات نشان داده اند که حمایت اجتماعی ، به افراد در کنار آمدن با فشار روانی کمک می نماید( سانتراک ،1383:ص 315) و موجب تخفیف شماری از نشانگان درماندگی روانشناختی از قبیل افسردگی ، اضطراب و ناخشنودی می شود (آزاد،1374.ص 160). کاپلان (1974)، کاسل6 (1974،1976) و کوب (1976) از اولین کسانی بودند که بر نقش حمایت اجتماعی در سلامت روانی تأکید کردند . به طور کلی بیشتر مقالات پیرامون حمایت اجتماعی اشاره داشتند که حمایت اجتماعی به عنوان یک سپر در مقابل تأثیرات زیان آور جسمی و روانی فشارهای زندگی عمل می کند(نوریس،2009:صص15-14).
تامپسون (1995) برای حمایت اجتماعی کارکردهای زیر را بیان کرده است: ضربه گیری در برابر استرس ها، دسترسی به اطلاعات، خدمات و منابع مادی، کسب مهارت، مشاوره و ارائه راهکار و راهنمایی، نظارت، کنترل اجتماعی (خیراله پورص78:صص61-59) .
کارکردهای حمایت اجتماعی در سه گروه کلی عبارتند از:
کمک محسوس : در هنگام فشارهای روانی ، خانواده و دوستان می توانند خدمات و امکانات خوبی را در اختیار فرد قرار دهند.
اطلاعات : منابع حمایتی نظیر دوستان و خانواده با ارائه راهکارها و پیشنهاداتی درخصوص فشار روانی ایجاد شده، در مقابل فشار روانی فرد را قادر به مقابله می نمایند .
حمایت هیجانی : اطمینان فرد نسبت به این امر که برای دیگران ارزشمند است ، در زمان رویارویی با فشار و استرس که عزت نفس اغلب کاهش می یابد ، به او کمک می کند که با دلگرمی بیشتری با فشار روانی کنار بیاید .اغلب مطالعات و تحقیقات در زمینه حمایت اجتماعی ، تأثیر مبادلات عاطفی را مورد توجه قرار داده اند. این مطالعات نشان می دهند که داشتن رابطه نزدیک و خصوصی با کسی برای کاهش و یا از بین بردن تأثیر عوامل استرس زا ،بسیار اهمیت دارد (تاسیگ،1386:ص70) .
2-2-1-4عوامل مؤثردر بهره مندی از حمایت اجتماعی
عوامل متعددی در تعیین بهره مندی از حمایت اجتماعی مؤثرند.بعضی از این عوامل به خود فرد مربوط می شوند (عوامل درون فردی) ؛ به عنوان نمونه خلق و خوی فرد ، تعیین کننده اینست که فرد، گیرنده یا دهنده حمایت باشد (سارافینو،1384:ص 243) . افراد از لحاظ میزان نیاز و علاقه به روابط اجتماعی متفاوت هستند و احتمال برخورداری و نیز ارائه حمایت اجتماعی توسط آنهایی که بیشتر درصدد برقراری ارتباط با دیگران می باشند ، بیشتر است. فردی که اجتماعی نباشد، به دیگران کمک نکند و اجازه ندهد دیگران بفهمند که به کمک نیاز دارد ، احتمالاً از حمایتی برخوردار نخواهد شد. بعضی افراد آنقدر که لازم است، جسارت کمک طلبیدن را ندارند ، یا نمی خواهند مزاحم دیگران شوند ، یا می خواهند مستقل شوند، یا نمی دانند که از چه کسی کمک بخواهند ، یا نمی توانند به کسی اطمینان کنند.
یکی دیگر از عوامل تعیین کننده بهره مندی از حمایت اجتماعی، ساختار شبکه اجتماعی فرد ، یعنی پیوندهایی است که فرد با اعضای خانواده و جامعه خود دارد (سارافینو،1384:ص 180) . مطالعات گسترده در مورد حمایت اجتماعی نشان داده است که به طور مشخص خویشاوندان ، دوستان ، همسایگان و همکاران به عنوان منابع مهمی هستند که می توان در صورت نیاز به کمک آنها مراجعه کرد. پیوندهای گوناگون- که از نظر وسعت ، میزان صمیمیت ، تعداد ارتباطات و نزدیکی متفاوت هستند- حمایت های اجتماعی مختلفی را برای اعضای شبکه فراهم می سازند . بنابراین تنوع روابط ، طیف وسیعی ازحمایت های متنوع را برای افراد فراهم می آورد و این حمایت های اجتماعی افراد را قادر می سازد تا توانایی رویارویی با مشکلات روزمره زندگی و بحران های زندگی را داشته باشند و به خوبی آنها را سپری کنند.
میزان حمایت اجتماعی که افراد دریافت می کنند ، همچنین به جنس و گروه فرهنگی اجتماعی آنان بستگی دارد.برخی شواهد نشان می دهد که زنان در مقایسه با مردان ، کمتر از همسرانشان از حمایت برخوردار می شوند و برای کسب حمایت اجتماعی ، بیشتر به دوستان زن خود تکیه می کنند (سارافینو،1384،ص 181) .
تحقیقات نشان داده است ، افرادی که با وقایع استرس زا به خوبی کنار می آیند ،بیشتر امکان دارد که دیگران را به خود جذب کنند و احتمال دوری دیگران از آنها بسیار اندک است. در حالی که آن گروه از افراد که در مقابله با استرس مشکل دارند ،چنین نیستند؛ این بدین معناست که افرادی که بیش از همه به حمایت اجتماعی نیاز دارند، کمتر احتمال دارد که از آن بهره مند شوند. (سارافینو،1384،ص 243)
2-2-1-5 نظریه های حمایت اجتماعی
1.5.1.2.2تئوری های شکل گیری روابط
بسیاری از محققان رابطه را به عنوان عنصر مبنایی حمایت اجتماعی می دانند و میزان برخورداری افراد از حمایت اجتماعی را براساس داشتن رابطه با دیگران و درگیری در آن بر حسب شدت رابطه ، ارزیابی می نمایند . از این رو قبل از پرداختن به تئوری های اصلی حمایت اجتماعی ، ضرورت دارد تئوری هایی که چگونگی شکل گیری روابط منتقل کننده منابع اجتماعی را تبیین می کنند، مورد بررسی قرار گرفته شوند.
این تئوری ها در یک دسته بندی کلی در 5 طبقه قرار می گیرند ،که عبارتند از: رویکرد های مبادله و انصاف، رویکرد رشد مرحله ای رابطه،رویکرد علی تعاملی، رویکرد تقویت، رویکرد هماهنگی شناختی
1.1.5.1.2.2 رویکرد های مبادله و انصاف :
در این رویکرد ، معیار حفظ و تداوم روابط، میزان داده ها و ستانده های آنهاست و افراد علاقمند هستند که بین آنچه که در یک رابطه هزینه می کنند و آنچه که از آن دریافت می نمایند ، توازن برقرار باشد . از تئوری های مربوط به این رویکرد ؛ می توان به تئوری وابستگی متقابل کلی و تیبات7، تئوری انصاف هاتفیلد8 و مدل سرمایه گذاری راسبالت9 اشاره کرد.
تئوری وابستگی متقابل کلی و تیبات
در اکثر تئوری های مبادله،اصلی ترین فرض اینست که برای تحقق نتیجه رضایت بخش از یک رابطه، باید پاداش های هر دو طرف رابطه، بیشتر از هزینه هایی باشد که آنها متحمل می شوند. از دیدگاه کلی و تیبات ، افراد برای ارزیابی رضایتبخش بودن رابطه خود با دیگران ، از معیار سطح مقایسه استفاده می کنند . سطح مقایسه معیاریست که منعکس کننده کیفیت نتایجی است که فرد احساس می کند در یک رابطه استحقاق به دست آوردن آنها را دارد و در نهایت براساس همین معیار ، تصمیم به ادامه و یا ترک رابطه را می نماید (پرلمن و فهر : (Perlman and Fehr,1989
کلی و تیبات در ارتباط با احتمال ترک کردن رابطه، اصطلاح وابستگی 10 را بکار می برند.وابستگی تابعی است از نتایج رابطه منهای سطح مقایسه برای جانشین های رابطه. اگر پس از ارزیابی نتایج رابطه کمتر از سطح مقایسه باشد، به احتمال بیشتری فرد رابطه را رها خواهد کرد و هر چه احتمال ترک رابطه بیشتر باشد ، نشان دهنده وابستگی کمتر فرد به آن رابطه خواهد بود(قدسی.1382: ص69).
تئوری انصاف هاتفیلد
در این تئوری نیز فرض اصلی اینست که افراد در روابطشان سعی می کنند ، حداکثر نتیجه را به دست بیاورند (والستر و دیگران :Walster,et .1978 (.طبق این تئوری افراد علاقه دارند که نتیجه رابطه را برای خود با نتیجه آن برای طرف دیگر رابطه مقایسه کنند.”رابطه منصفانه رابطه ایست که در آن فرد احساس کند که نسبت داده/ نتیجه11 هایش با نسبت داده / نتیجه های طرف مقابل رابطه مشابه باشد”(همان:ص70).
به اعتقاد نظریه پردازان تئوری انصاف ، چنانچه یک طرف رابطه به دنبال حداکثر سازی نتایج رابطه برای خود باشد، در طرف دیگر احساس ناخرسندی و کمبود ایجاد خواهد شد.در چنین شرایطی فرد ناراضی از رابطه،به طرق مختلفی از جمله تلاش برای تغییر نتایج رابطه، استفاده از مکانیزم روانی متقاعد کردن و ترک رابطه، درصدد اعاده انصاف بر می آید.
مدل سرمایه گذاری راسبالت
این مدل در واقع مدل بسط یافته تئوری تیبات و کلی با توجه به مفاهیم تعهد و رضایت است (Rusbult,1980) . راسبالت در چهارچوب رویکرد وابستگی متقابل عنوان می کند که رضایت افراد از یک رابطه در سه حالت افزایش پاداش ها ، کاهش هزینه ها و کمتر شدن انتظارات شخصی آنها ، بیشتر می شود . براساس پیش بینی نظریه پرداز این مدل، اگر فرد جانشین های ضعیفی برای رابطه فعلی خود داشته باشد، به آن رابطه متعهد تر می گردد.راسبالت در مدل خود ، فراتر از تئوری مبادله عنوان می کند که تعهد نیز در رابطه می تواند متأثر از سرمایه گذاری ( منابعی نظیر پول، وقت و انرژی عاطفی ) باشد؛ هرچه سرمایه گذاری در یک رابطه سنگین تر، تعهد فرد به آن بیشتر.از نظر او سرمایه گذاری به علت ماهیتی که دارد و به سادگی قابل جدا شدن از رابطه نیست ، از پاداش و هزینه متمایز می باشد.سرمایه گذاری با فسخ رابطه از بین می رود و یا به لحاظ مقدار به طور قابل توجهی کاهش می یابد . از این رو سرمایه گذاری ها با افزایش دادن هزینه فسخ رابطه ، به حفظ آن کمک نموده و میزان تعهد را افزایش می دهد ( قدسی،1382: ص 72) .
2.1.5.1.2.2رویکرد رشد مرحله ای رابطه
در این رویکرد، فرآیند ایجاد و رشد رابطه مورد توجه قرار می گیرد . فرآیند ایجاد رابطه به صورت تدریجی و مرحله ای در نظر گرفته می شود و برای ارتقاء از یک مرحله به مرحله دیگر متغیرهایی را دخیل می کند. از تئوری های مربوط به این رویکرد ؛ می توان به مدل شکل گیری و گسترش رابطه لوینگر و استوک12، تئوری نفوذ اجتماعی آلتمن و تیلور13 اشاره کرد.
مدل شکل گیری و گسترش رابطه لوینگر و استوک
در این مدل فرض اینست که کلیه روابط در طیفی نظری از عدم رابطه تا رابطه کامل قرار دارند.این طیف مراحل مختلفی را شامل می شود:
مرحله صفر: افراد از وجود هم اطلاعی ندارند و هیچ تماس و رابطه ای وجود ندارد.
مرحله یک: یکی از طرفین رابطه نسبت به دیگری شناخت و آگاهی دارد، اما هنوز رابطه ای برقرار نشده است .
مرحله دو: بین طرفین تعامل و ارتباطی رسمی متأثر از هنجارها و نقشهای اجتماعی وجود دارد .
مرحله سه: طرفین رابطه در اثر تعاملاتی که کمتر رسمی هستند،در تجارب یکدیگر سهیم می شوند و اشتراکاتی پیدا می کنند.
شکل ‏21 طیف شکل گیری و گسترش رابطه لوینگر و اسنوک
در این مدل در سیر مراحل فوق متغیرهایی از جمله همجواری فیزیکی ، نزدیکی اجتماعی ، تشابه نگرش ها ، مکمل بودن نیازها و سطح خود افشاسازی ، دخالت دارند ( قدسی.1382: صص75-74 ) .
. تئوری نفوذ اجتماعی آلتمن و تیلور
این تئوری بیان می کند که شکل گیری رابطه و ایجاد دوستی، فرآیندی تدریجی است.طبق تئوری نفوذ ، فرد بعد از برقراری تعامل ، نتایج آن را با توجه به انتظارات پیش از تعامل و جانشین های رابطه در دسترس، ارزیابی می نماید و رابطه طی فرآیندی مستمر از ارزیابی و پیش بینی ، رشد می یابد . به نظر آلتمن و تیلور ، پایدارترین و نزدیک ترین روابط ، روابطی اند که به آهستگی و طی تعاملات مکرر رشد کرده باشند(قدسی.1382: ص78).
چهار مرحله رشد رابطه که توسط آلتمن و تیلور تعیین شده است ، در شکل زیر دیده می شود:
شکل ‏22 مراحل رشد رابطه آلتمن و تیلور
در مرحله مبادلات پایدار، طرفین رابطه با توجه به شناخت کامل از یکدیگر ، با هم تعامل خود انگیخته دارند و می توانند احساسات و رفتار احتمالی طرف دیگر را سریعاً تفسیر و پیش بینی کنند .
رویکرد علی تعاملی
این رویکرد به توضیح وابستگی علی روابط نزدیک می پردازد.در این رویکرد شرایط علی ساختاری مؤثر در رابطه در سطوح محیطهای اجتماعی، فیزیکی و… در نظر گرفته می شود. تئوری مربوط به این رویکرد، مدل علی تعاملی زوجی14 است.
مدل علی تعاملی زوجی:
در این مدل که به تبیین روابط نزدیک15 می پردازد ، این موضوع مطرح می شود که درگیری فرد در روابط نزدیک با همسر ، خویشاوندان و دوستان ، عواطف ، افکار و کنش های او را تحت تأثیر قرار می دهد . در این نوع روابط ، وابستگی متقابل که در برگیرنده اتصالات علی متقابل در عواطف ، افکار و کنشهای طرفین رابطه است، اثر تعیین کننده ای بر جهت دهی رفتار فرد دارد ، به نحوی که رفتار یک طرف رابطه ،بر رفتار طرف مقابل مؤثر است و بالعکس . براساس این مدل رابطه نزدیک مانند دوستی یا ازدواج، رابطه ایست که دارای اتصالات متقابل نسبتاً مکرر ، متنوع ، قوی و با دوام در عاطفه ، افکار و کنش هاست (قدسی،1382: ص73) . سطح بالای نزدیک بودن در یک رابطه دلالت بر این دارد که طرفین رابطه قادر به اثرگذاری عمیق بر یکدیگرند و طرح ها، اهداف و رفتار آنها با هم ارتباط علی بیشتری دارد و توانایی مستقل عمل کردن آنها کمتر است.
رویکرد تقویت
در این رویکرد ، پاداش به عنوان عامل اصلی ایجاد کننده و حفظ کننده رابطه مورد توجه قرار می گیرد و براساس آن هرچه رابطه ای پاداش دهنده تر باشد، فرد بیشتر خود را در آن رابطه درگیر می نماید . تئوری مربوط به این رویکرد،شرطی سازی کلاسیک لات و لات16 است.
مدل شرطی سازی کلاسیک لات و لات:
این رویکرد مبتنی بر اصول شرطی سازی کلاسیک به ویژه روش هول- اسپنس17 است . فرض اصلی رویکرد اینست که دوست داشتن یک شخص ناشی از شرایطی می شود که فرد، پاداش را در حضور آن فرد، صرف نظر از رابطه بین آن شخص و موقعیت پاداش دهنده، تجربه کند . از این لحاظ فرد ، شخص یا اشخاصی را که در هنگام پاداش گرفتن او حضور داشته اند، دوست خواهد داشت .

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید