دانشگاه آزاد اسلامي
واحد رشت
پايان نامه کارشناسي ارشد مديريت کشاورزي
عنوان:
عوامل موثر در مديريت پايدار منابع آب کشاورزي
(مطالعه موردي رشت)
استاد راهنما:
دکتر سيده آمنه سجادي
استاد مشاور:
دکتر فتح الله کشاورز شال
نگارش:
منصور نيکخواه نساز
تابستان 92
تقدير و تشکر
پس از حمد و ستايش پروردگار متعال از استاد ارجمندم سرکار خانم دکتر سيده آمنه سجادي که مرا در مسير انجام اين پژوهش جداً ياري و راهنمايي فرموده و در حق اينجانب بسيار لطف داشته اند سپاس فراوان دارم. همچنين از جناب آقاي دکتر فتح الله کشاورز شال که از راهنمايي هاي ايشان نيز بسيار سود برده ام تشکر مي کنم .
در نهايت از تمامي استادان گرامي و از همه عزيزاني که در انجام اين پايان نامه مرا ياري کرده اند، سپاسگزارم.
منصور نيکخواه نساز

تقديم به
دو موجود زنده،
آنان که ناتوان شدند تا من به توانايي برسم، موهايشان
سپيد شد تا من در اجتماع رو سپيد شوم وعاشقانه
سوختند تا روشنگر راهم باشند و گرمابخش وجودم .
پدرم و مادرم
فهرست مطالب
عنوان صفحه
Contents
چکيده1
فصل اول: كليات2
1-1- مقدمه3
1-2- بيان مسئله5
1-3- اهميت و ضرورت تحقيق8
1-4- اهداف تحقيق10
1-4-1- هدف اصلي10
1-4-2- اهداف فرعي11
1-5- پرسش هاي تحقيق12
1-5-2- پرسش هاي فرعي12
1-6- فرضيه هاي تحقيق12
1-6-1- فرضيه اصلي12
4-6-2- فرضيه هاي فرعي13
1-7- قلمرو زماني تحقيق13
1-8- قلمرو مکاني تحقيق13
فصل دوم: ادبيات تحقيق14
2-1-مقدمه15
2-2-معرفي ناحيه مورد مطالعه21
2-3-راندمان آبياري در اراضي زراعي رشت24
2-4-بحران ها و مسائل موجود پيرامون منابع آب28
2-5-مديريت منابع آب در كشاورزي30
2-6-روش ها و فنون بهره برداري بهينه از آب كشاورزي32
2-7-راه هاي افزايش بازدهي آبياري در بخش كشاورزي35
2-8-پيشينه تحقيق40
2-8-1-تحقيقات انجام شده در خارج از کشور40
2-8-2- تحقيقات انجام شده در داخل کشور41
2-9-مباني نظري42
2-10-روشهاي اصلاح الگوي مصرف آب كشاورزي43
2-11- راهکارهاي موثر در کاهش مصرف آب در بخش کشاورزي45
2-11-1. تغيير در شيوه آبياري، منابع آب زير زميني را حفظ کنيم45
2-11-2- نوع آبياري تحت فشار از ساير روش‌ها متداول‌ تر است که عبارتند از: آبياري قطره‌اي و آبياري باراني.45
2-11-3- الگوي کشت متناسب با اقليم هر منطقه راهکاري براي توقف برداشت بي رويه از منابع آب زيرزميني…47
2-11-4-استفاده از آب بازيافتي راهکاري براي کاهش فشار بر منابع آب زيرزميني49
2-12- روشهاي جلوگيري از آلوده شدن منابع آب سطحي و زيرزميني51
2-13-سطح مديريت پايدار منابع آب کشاورزي در شاليزارهاي شهرستان رشت53
2-14-بررسي جايگاه بخش آب در اقتصاد ملي55
2-15-رابطه بين ويژگي هاي فردي کشاورزان و تمايل به مديريت پايدار منابع آبي57
فصل سوم: روش پژوهش62
3-1- مقدمه63
3-2- نوع پژوهش63
3-3- مراحل اجراي پژوهش63
3-4- جامعه آماري، نمونه و روش نمونه گيري64
3-5-روش جمع آوري داده ها65
3-6- جمع آوري داده ها65
3-6-1- اجزاي پرسشنامه66
3-6-2- روايي پرسشنامه67
3-6-3- پايائي پرسشنامه67
3-6-4- روش نمره گذاري در ابزار سنجش68
3-7- متغيرهاي پژوهش69
3-8- روش ها و آزمون هاي آماري69
فصل چهارم: تجزيه و تحليل داده ها71
4-1-مقدمه72
4-2- بررسي و توصيف اطلاعات مربوط به خصوصيات عمومي کشاورزان72
4-2-1- سن72
4-2-2- تحصيلات74
4-2-3- تعداد افراد خانوار75
4-2-4- سابقه کار کشاورزي76
4-2- آزمون فرضيه هاي پژوهش77
4-2-1- فرضيه اصلي پژوهش:77
4-2-2- فرضيه فرعي اول پژوهش:78
4-2-3- فرضيه فرعي دوم پژوهش:79
4-2-4- فرضيه فرعي سوم پژوهش:80
4-3- يافته هاي جانبي پژوهش81
4-3-1- بررسي نظرات پاسخ دهندگان با توجه به سن آن ها81
4-3-2- بررسي نظرات پاسخ دهندگان با توجه به تحصيلات آن ها83
4-3-3- بررسي نظرات پاسخ دهندگان با توجه به تعداد افراد خانوار85
4-3-4-بررسي نظرات پاسخ دهندگان با توجه به سابقه کار کشاورزي86
4-3-5- رتبه بندي مولفه هاي عوامل مورد بررسي88
فصل پنجم: نتيجه گيري و پيشنهادات90
5-1-مقدمه91
5-2- خلاصه و نتيجه گيري92
5-2-1- يافته ها از خصوصيات عمومي مديران مدارس92
5-2-2- نتايج آزمون هاي آماري پژوهش93
5-2-2-1- فرضيه اصلي:93
5-2-2-2- فرضيه فرعي اول:93
5-2-2-3- فرضيه فرعي دوم:94
5-2-2-4- فرضيه فرعي سوم:94
5-2-3- يافته هاي جانبي95
5-3- محدوديت هاي پژوهش97
5-4- پيشنهادات98
5-4-1- پيشنهادات کاربردي پژوهش98
5-4-2- توصيه هايي براي محققين آينده100
منابع و مآخذ101
فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول( 2-1) جايگاه بخش کشاورزي زيربخش آب در اقتصاد ملي (ميليون ريال)56
جدول( 2-2)ارزش آب مصرفي، ارزش افزوده و ارزش داده و ستانده هريک از بخش ها56
جدول( 3-1) تعداد سوالات اصلي پرسشنامه براي سنجش متغيرهاي پژوهش67
جدول( 3-2) نمره دهي به سوالات در طيف ليكرت68
جدول (4-1) توزيع فراواني سن کشاورزان73
جدول (4-2) توزيع فراواني تحصيلات پاسخ دهندگان74
جدول (4-3) توزيع فراواني تعداد افراد خانوار کشاورزان75
جدول (4-4) توزيع فراواني سابقه کار کشاورزي کشاورزان76
جدول(4-5) آزمون t تک نمونه مربوط به فرضيه اصلي پژوهش78
جدول(4-6) آزمون t تک نمونه براي فرضيه فرعي اول79
جدول(4-7) آزمون t تک نمونه براي فرضيه فرعي دوم80
جدول(4-8) آزمون t تک نمونه براي فرضيه فرعي سوم81
جدول(4-9) آزمون تحليل واريانس تک عاملي بررسي نظرات کشاورزان با توجه به سن آنها82
جدول(4-10) آزمون تحليل واريانس تک عاملي بررسي نظرات پاسخ دهندگان با توجه به تحصيلات84
جدول(4-11) آزمون تحليل واريانس تک عاملي بررسي نظرات پاسخ دهندگان با توجه به تعداد افراد خانوار86
جدول(4-12) آزمون تحليل واريانس تک عاملي بررسي نظرات پاسخ دهندگان با توجه به سابقه کاري87
جدول(4-13) رتبه بندي عوامل موثر در مديريت پايدار منابع آب88
فهرست نمودار
عنوان صفحه
نمودار (4-1) توزيع فراواني سن کشاورزان73
نمودار (4-2) توزيع فراواني تحصيلات پاسخ دهندگان74
نمودار (4-3) توزيع فراواني تحصيلات پاسخ دهندگان74
نمودار (4-4) توزيع فراواني سابقه کار کشاورزي کشاورزان76
فهرست نقشه
عنوان صفحه
نقشه (2-1) نقشه جغرافيايي استان گيلان 22
چکيده
آب گرانبهاترين ثروتي است که در اختيار بشر قرارگرفته، بخصوص در کشور ما که سطح وسيعي از انرا مناطق خشک و کويري دربرگرفته است. با توجه به اقليم خشک و شکننده کشور و با درنظرگرفتن خشکسالي هاي اخير اهميت آب به عنوان يک نهاده حياتي بيش از پيش مشخص مي شود. امروزه بشر در جريان شتابان توسعه براي تامين آب با مشکلات زيادي روبرو است. اين وضعيت در اقليم هاي خشک کم بارش که اکوسيستم هاي دخيل در تامين آب شکننده تر است با وقوع خشکسالي ها و برداشت بي رويه از ذخاير آب ، برنامه ريزان را با شرايط بحراني تر روبرو ساخته است. محدوديت منابع آبي، رشد سريع جمعيت و نياز به توليد بيشتر، سبب شده است که بخش کشاورزي نسبت به ساير بخش هاي مصرف کننده آب، تقاضاي بيشتري براي مصرف داشته باشد. بنابراين، مهمترين چالش بخش کشاورزي اين مناطق در شرايط کنوني چگونگي توليد بيشتر غذا از آب کمتر است.نتايج نشان مي دهد که بخش آب يکي از بخش هاي زيربنايي و اساسي کشور مي باشد که مي تواند بعنوان موتور رشد در اقتصاد عمل کند و باعث رشد ساير بخش ها بخصوص بخش کشاورزي و فعاليت هاي وابسته به آن گردد و همچنين نتايج نشان داد که رابطه معني داري بين ويژگي هاي فردي کشاورزان و تمايل به مديرت پايدار منابع آبي وجود دارد. تحقيق حاضر از نوع تحقيقات کاربردي و به روش توصيفي و همبستگي بوده و از تکنيک تحليل عاملي استفاده کرده است. اين تحقيق به شيوه اسنادي و ميداني و با استفاده از پرسشنامه براي تعيين عوامل موثر بر مديريت پايدار منابع آب زراعي در شاليزارهاي شهرستان رشت انجام شده است. جامعه آماري در اين تحقيق تمامي مديران ، کارشناسان و صاحبنظران بخش کشاورزي شهر رشت بوده اند. پس از مطالعه کتابخانه اي و ميداني، اطلاعات جمع آوري و سپس اطلاعات بدست آمده با استفاده از نرم افزار SPSS مورد تجزيه و تحليل قرار گرفته و نرم افزار Excell نيز براي ثبت داده ها استفاده گرديده است.

1-1- مقدمه
گسترش نفوس و جمعيت در سطح کشور از يک طرف و تلاش بي وفقه در جهت رهايي از وابستگي به سياست درآمد تک محصولي نفت از طرف ديگر، تمامي افکار را متوجه رشد بخش کشاورزي نموده است. ما اگر روزي دنبال افزايش سطوح زير کشت آبي بوديم ، امروزه به جهت جوابگويي به اين مسائل بايد همزمان دنبال افزايش عملکرد در واحد سطح باشيم و اين کار ميسر نيست مگر با کاربرد مديريت صحيح در برنامه هاي آب و آبياري . در بيشتر محافل عمومي بحث کمبود آب و عدم دسترسي به منابع آبي را دليل رکود کاري در توليدات اين بخش عنوان مي کنند، در حالي که اندکي تعمق و تفحص روشن مي سازد که مشکل آب و آبياري را در جاي ديگر بايد جستجو نمود.
نبودن مديريت صحيح و اتخاذ شيوه ها و روشهاي نامطلوب سبب گرديده که از منابع آبي نتوانيم استفاده بهينه و مطلوب نماييم، لذا 75 درصد از آبهاي قابل دستس در امر کشاورزي به هدر مي رود.
اين رقم نشان مي دهد که بدون دسترسي به منابع جديد آب اگر با مديريتي صحيح، راه هاي هدر رفت آب را سد و کنترل نماييم و راندمان آبياري را بدين ترتيب افزايش دهيم، به مثابه آن است که ما سطح کشت آبي خود را بين سه تا چهار برابر افزايش داده ايم (کشاورز، ع. و صادق زاده، ک. 1380)
امروزه آخرين آمار نشان مي دهد که با آبهاي موجود، حدود 32 درصد از اراضي کشور تحت رژيم آبياري است (غلامرضا زهتابيان،1372).
اما چرا در اين کار موفق هستيم بحثي است که در اين مقاله به ذکر مختصري از اين سوء مديريت و يا مديريت نامطلوب در زمينه هاي مختلف آب و آبياري اشاره خواهيم نمود و در نهايت نشان خواهيم داد که نابساماني در اين بخش سبب گرديده که نتوانيم استعدادهاي نهفته و بالقوه امکانات موجود آب و آبياري را به امکانات بالفعل تبديل کنيم و از آب به گونه مطلوب و بهينه استفاده کنيم، در حالي که بيشتر اوقات علت نارساييهاي کشاورزي در سطح کشور ناشي از کمبود آب گزارش مي گردد، واقعيت امر نشانگر اين است که کشور ما از کمبود آب رنج نمي برد و در خشکترين مناطق نيز بررسيها نشان مي دهد که بارندگيها و امکانات ابي د حدي است که اگر با مديريت صحيح،کنترل، هدايت، استحصال و بهره برداري شود گام بلندي در خودکفايي کشور برداشته است.
كشاورزي در برگيرنده مجموعه‌اي از فعاليت‌هاي اقتصادي مي‌باشد كه هدف از آن، تهيه نيازهاي غذايي جامعه و توليد مواد اوليه كشاورزي براي ديگر بخش‌هاي توليدي از جمله صنعت است. رشد جمعيت و نياز به افزايش توليدات كشاورزي جهت برآوردن نيازهاي غذايي و همچنين مواد اوليه مورد نياز صنعت، لزوم توجه روزافزون به بخش كشاورزي و رفع مشكلات آن را بيش از پيش آشكار مي‌نمايد.در همين راستا اهميت استفاده از منابع آب در توسعه اقتصادي و منطقه‌اي نياز به تاكيد بيشتري دارد. نياز فزاينده به آب كه ناشي از توسعه كشاورزي است ممكن است از طريق بهره‌برداري فشرده و گسترده از منابع موجود تامين گردد. استفاده فشرده مربوط به مواردي از قبيل آبياري در سطح كوچك يا به وسيله چاه‌هاست. حال آن كه استفاده گسترده، جنبه‌هاي منطقه‌اي آبياري مانند آبياري كانالي را شامل مي‌شود. زراعت در زمين خشك و بدون انجام آبياري، عملي مخاطره‌آميز و غيراقتصادي است و در اين چنين شرايطي در دسترس بودن آب تنها عامل جبران‌كننده بوده و استقرار كشاورزي پررونق با بهره‌برداري از منابع آب، آغاز مي‌شود. ذخيره مطمئن و منظم آب كشاورزي نشات گرفته از آب سطحي و زيرزميني بعد اصلي و اساسي است كه برنامه‌ريزي آتي آبياري بدان بستگي داشته و امر آبياري در مناطقي كه كمبود يا عدم وجود جريان سطحي وجود دارد، اهميت آبهاي زيرزميني در رشد و توسعه كشاورزي كه رشد اقتصادي ناحيه را به دنبال دارد، بسيار مهم مي‌باشد (جاسبرسينگ، 159:1999- 158).
1-2- بيان مسئله
با توجه به رشد سريع جمعيت جهان، افزايش تقاضا براي غذا، تأمين نيازهاي تغذيه اي جمعيت رو به رشد آينده و دسترسي به غذاي كافي، توسعه كشاورزي و تكنولوژي آن بايستي از اولويت هاي هر كشوري باشد. بدون شك اين توسعه چگونگي حركت عوامل مؤثر بر فرآيند كشاورزي را مي طلبد. صنايع تبديلي و تكميلي كشاورزي به عنوان مهمترين عامل پس از توليد بايد در وراي مسائلي مانند آب، خاك، زمين، نهاده هاي كشاورزي (عوامل دروني) و سرمايه گذاري، مديريت، قدرت خريد، توزيع عادلانه (عوامل بيروني) بررسي شود. يكي از چالش هاي جهان امروز، بحران كم آبي است و براي حل اين مشكل كشورهاي مختلف بايد منابع آبي خود را به بهترين نحو مديريت نمايند. تجربه نشان داده است كه نگراني هاي موجود در خصوص كم آبي و بحران آب موجب بروز تنش و اختلاف در مناطق مختلف جهان به خصوص كشورهاي فقير خواهد شد. رشد جمعيت و رشد اقتصادي ، بحران كم آبي را تشديد مي كند. توزيع نامتقارن بارندگي در مناطق مختلف منجر به ظهور اقليم هاي خشك و نيمه خشك در مناطق مختلف گرديده است. اين مناطق عليرغم برخورداري از توانمندي هاي بالقوه، در توسعه و پيشرفت خود با عوامل محدودكننده بي شكاري مواجه هستند. براي رشد و پيشرفت در اين مناطق راه ها را نبايد بسته ديد بلكه با برنامه ريزي دقيق و اعمال مديريت همه جانبه در اين مناطق مي توان شاهد شكوفايي اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي بود. امروزه آب به عنوان يك نعمت لايتناهي و فراوان تلقي نمي شود بلكه دولت ها و دانشمندان پي به اين نكته بردان اند كه از ذخاير آبي بايد حداكثر بهره برداري را با كمترين اتلاف و ضايعات به عمل آورد. مديريت منابع آب بخشي از برنامه ريزي توسعه كشورها تلقي مي شود و هر كشوري بر مبناي ميزان منابع آب در دسترس، استراتژي و برنامه خاصي را براي بهره برداري بهينه از منابع آب موجود اجرا مي نمايد. به علت ارتباط مستقيم كشاورزي با آب و طبيعت لذا به شدت از تنش هاي آبي تاثير مي پذيرد. عموما مناطق خشك كه از خصيصه كم آبي و بارندگي كم، رنج مي برند در مقايسه با مناطق پرباران از شرايط كشاورزي متفاوتي برخوردار هستند. كشاورزي در مناطق خشك به علت بروز خشكسالي، سيل و بيابان زايي در سال هاي مختلف نيازمند استراتژي و برنامه هاي سازگار با اين نوع اقليم ها مي باشد. اما كشورهاي در حال توسعه به علت فقدان مديريت هوشمند بر منابع آب و عدم به كارگيري راهكارها و عمليات فوق به مراتب بيشتر از تنش هاي آبي و خشكسالي ها آسيب مي بينند.
مطالعات و بررسي نشان مي دهد كه در حال حاضر از كل منابع آب تجديدشونده كشور 5/88 ميلياردمتر مكعب جهت مصارف بخش هاي كشاورزي، صنعت و شرب برداشت مي شود. از اين ميزان حدود 83 ميليارد مترمكعب (5/93 درصد) در بخش كشاورزي، 5/4 ميليارد مترمكعب براي مصارف شرب و بهداشت و مابقي در صنعت و نيزهاي متفرقه ديگر مصرف مي شود( كشاورز و صادق زاده، 1379). ايران با متوسط نزولات آسماني حدود 252 ميليمتر در سال در زمره مناطق خشك جهان محسوب مي شود. 65 درصد كشور ما را مناطق خشك و نيمه خشك تشكيل مي دهد كه به طور متوسط مقدار بارندگي در آنها از 150ميليمتر در سال كمتر است (شريعتمداري، 1380)
امروزه يكي از مباحث مهم در امر مديريت منابع آب، حفظ پايداري اين منابع مي باشد. سيستم هاي منابع آبي پايدار، براي دستيابي كامل به اهداف جامعه در حال و آينده طراحي و اداره مي شوند. اين در حالي است كه به ملاحظات اكولوژيكي اين سيستم ها توجه گردد. سيستم هاي منابع آبي پايدار به نحوي طراحي و اجرا مي شوند كه در مقابل تغييرات مختلف سازگار، قدرتمند وداراي توانايي واكنش باشند(Loucks, stakhiv and Martin، 2005)
پرييرا و همكاران(2002) نيز حفاظت از منابع آب، توجه به ملاحظات محيطي، استفاده از تكنولوژي هاي مناسب، حفظ توان اقتصادي و پذيرش اجتماعي مباحث توسعه منابع آب در ارتقاء سطح پايداري اين سيستم ها ضروري مي دانند.
كشاورزي به علت ماهيت بيولوژيكي آن و وابستگي شديد آن به طبيعت بزرگترين مصرف كننده منابع آبي بيشترين كشورها مي باشد. در كشور ما 5/93 درصد منابع آبي در كشاورزي مورد بهره برداري قرار مي گيرد (كشاورز و صادق زاده، 1379)
در كشورهاي خشك و كم آب حفظ پايداري سيستم هاي آبي نيازمند به كارگيري اصول و برنامه ريزي دقيق تري مي باشد. خشكي و كم آبي بر روي كشاورزي مناطق خشك تاثير قابل توجهي دازند. امروزه مديريت منابع آب كشاورزي در دو بخش اعمال مي گردد. بخش اول شامل مديريت عرضه آب و بخش دوم شامل مديريت تقاضاي آب مي باشد. محدوديت منابع آب و فشار زياد بر ذخاير آبي موجب شده است تا توجه زيادي به مديريت كارآمد و بهينه منابع آبي در بخش تقاضا گردد. مديريت عرضه شامل عملياتي همچون انتقال آب را از طريق كانال، استفاده از آب زيرزميني در آبياري، استفاده تلفيقي از آب كانال ها و زيرزميني مي شود. مديريت تقاضا مواردي همچون كاهش مقدار آب مصرفي در آبياري، تغييرات نهادي و اصلاحات سازماني، مشاركت كشاورزان در امر مديريت منابع آب مي گردد(2001، Kijne). امروزه كشاورزي با بحران هايي همچون كمبود آب و آلودگي ذخاير آبي انتقال آب كشاورزي به ساير بخش ها وكارايي پايين مصرف آب در كشاورزي روبرو است كه نيازمند نگاه دقيق به اين موضوعات مي باشد(2001Jin and Young) امروزه در مديريت منابع آب خصوصا در كشاورزي به ابعاد محيطي، اقتصادي، اجتماعي و… توجه ويژه اي مي گردد. مديريت يكپارچه و سيستمي (نظام مند) براي تامين پايداري اين منابع جايگاه رفيعي را در برنامه ريزي سران كشورها به دست آورده است. در دنيا تلاش ها در راستاي استحصال بهينه منابع آب و بهره برداري حداكثر و كارآمد از اين منابع مي باشد. افزايش سطح آگاهي و مشاركت فعال كاربران در سياست گذاري هاي آب، به كارگيري تكنولوژي هاي نوين و كارآمد، كاربرد روش هاي كاهش دهنده تنش كم آبي و خشكي از اركان مديريت بخش تقاضا (كشاورزان) مي باشد. در عالم كشاورزي ديدگاه ها و تفكرات كشاورزان بايد از نوع نگرش هاي سنتي نسبت به منابع آب آزاد گردد. آب ديگر نبايد يك منبع لايتناهي و فراوان تلقي شود. روش ها و فنوني كه به كمترين ميزان آب براي دستيابي به اهداف از پيش تعيين شده نيازمند هستند بايد در برنامه ريزي هاي كشاورزي و حتي غيركشاورزي جايگزين روش هاي سنتي در مصرف منابع آب گردد(عليزاده، 1380)
مديريت بهينه و صحيح منابع آب در كشور نيازمند تحولي عظيم مي باشد و ضروري است براي تامين پايداري اين منابع، مديريت يكپارچه و سيستمي در راستاي استحصال و بهره برداري بهينه آب با بكارگيري تكنولوژي هاي نوين بهره برداري حداكثر از اين منابع در برنامه ريزي ها اعمال گردد. تغيير شيوه مصرف با تاكيد بر اصلاح الگوي كشت رايج در بخش كشاورزي ، منايبترين و منطقي ترين راه براي گذر از بحران كم آبي به نظر مي رسد.
1-3- اهميت و ضرورت تحقيق
استفاده مجزا از منابع آبي منجر به بروز مشکلاتي از قبيل کمبود آب در مواقع خشکسالي به دليل کمبود منابع آب سطحي، ناپايداري در توليد محصول، آسيب به محيط زيست و افت تراز سطح ايستابي و اختلاط آب شور و شيرين در نواحي ساحلي مي‌گردد. در بهره‌برداري تلفيقي، نيازهاي آبي توسط دو منبع سطحي و زيرزميني تامين مي‌گردد. در اين دسته‌بندي، پساب تصفيه شده، به عنوان يک منبع آبي در مديريت يکپارچه منابع آب، بخصوص در کشور کم آب ايران، از جايگاه ويژه‌اي برخوردار است. توسعه بهره‌برداري از آب هاي زيرزميني در مقايسه با سد سازي داراي مزاياي متعددي بوده و مشکلات به مراتب کمتري دارد. در اين بين مي توان به هزينه کمتر، عدم وجود مشکل رسوب و تبخير، مشکلات کيفي کمتر و عدم وجود مشکلات محيط‌زيستي، اجتماعي و فرهنگي اشاره نمود.
کشور ايران سرزمين خشکي است که نزولات جوي آن از يک سوم متوسط نزولات جهان کمتر است. بر اساس مطالعات سازمان هواشناسي، ايران جزء کشورهايي است که در حال حاضر در تنش آبي به سر مي‌برد و هر ساله بر شدت اين تنش افزوده مي‌گردد. طبق استانداردهاي جهاني، شهرهايي که سهم سرانه آب آنها بين 1700-1000 متر مکعب در سال است، شهرهاي تحت فشار و شهرهايي که سهم سرانه آنها کمتر از 1000 متر مکعب در سال است، شهرهاي در تنگناي آبي تلقي مي گردند. سهم سرانه شهر تهران، حدود 500 متر مکعب در سال مي‌باشد که نشان مي‌دهد کلان شهر تهران در بحران کم آبي بسر مي برد.
استفاده مجدد از پساب تصفيه شده در کشاورزي، بخصوص در کشورهاي در حال توسعه‌اي که محدوديت منابع آب پاک دارند، در حال افزايش است. به خوبي مشخص شده که تصفيه ناکافي و عدم مديريت مناسب فاضلاب، باعث ايجاد مشکلات بهداشتي از طريق بيماريهاي عفوني مي‌گردد.
ضرورت مديريت يکپارچه وقتي بيشتر جلوه‌گر مي‌شود که کيفيت آب مصرفي در هر بخش با يکديگر متفاوت بوده و ميزان اتلاف و نيز پساب هر يک با يکديگر متفاوت مي‌باشد. لذا نحوه دفع، تصفيه و بازيابي و استفاده مجدد بر‌اساس انواع نيازها، جنبه هاي اقتصادي، اجتماعي و زيست محيطي متفاوت مي‌گردد.
مديريت يکپارچه منابع آبي، در راستاي تضمين استفاده پايدار از منابع آبي مي‌باشد. مديريت يکپارچه منابع آب تنها راه حل جامع براي اقداماتي نظير کاهش مصارف سنتي آب، اعمال محدوديت هايي در مورد کميت و کيفيت آب مصرفي، ايجاد تغييرات در الگوهاي جمعيتي و توليدي جهت نيل به توسعه پايدار مي باشد.
در اين شيوه مديريت منابع آب، عملکردها و نحوه تاثير اقدامات، شفاف‌تر بوده و تاثير بر کليه اجزاء قابل ارزيابي و قضاوت است. در اين سيستم هرچند کل سيستم بصورت يکپارچه، حجيم‌تر و ايجاد حرکت در آن با اينرسي بيشتري روبرو است، ولي تاثير اقدامات و نحوه برنامه‌ريزي و بهره‌برداري به همان نسبت مؤثرتر و کارآتر خواهد بود.
در اين روش مديريت، هرچند برنامه‌ريزي ها در سطح کلان و با در نظر گرفتن کليه نظرات و نيازهاي اجزاء و اهداف مختلف صورت مي‌گيرد، ولي هر بخش مسئول و مجري محدوده خود بوده و از اين رو مسأله تداخل مسئوليت ها مطرح نخواهد شد و دستگاه هاي اجرايي با اطمينان بيشتر از نحوه عملکرد خود و تأثيرات متقابل بر روي عملکرد دستگاه هاي ديگر کار خواهند کرد. مديريت يکپارچه اين قابليت را دارد که فرآيند برنامه‌ريزي جامع آب را به طور چشمگيري تسريع کرده و سطح آن را ارتقاء بخشد. در اين بين دو مقوله مشارکت مردمي و همکاري سازماني از اهميت بالايي برخوردار بوده که در ذيل به اختصار توضيحاتي ارائه مي‌گردد.
1-4- اهداف تحقيق
1-4-1- هدف اصلي
هدف اصلي اين پژوهش تعيين نقش عوامل مديريتي موثر بر مديريت منابع آب كشاورزي و توانمندسازي كشاورزان در برخورداري از بازده محصولات بيشتر مي باشد
1-4-2- اهداف فرعي
اهداف فرعي که در اين پزوهش دنبال مي شوند عبارتند از:
1- شناسايي عوامل مديريتي موثر بر کاهش اتلاف منابع آب كشاورزي
2- افزايش عملكرد مديريت منابع آب كشاورزي و توسعه پايدار محصولات زراعي
3- ترويج الگوي مصرف بهينه منابع آب كشاورزي و افزايش بهره وري ارضي كشاورزي
1-5- پرسش هاي تحقيق
1-5-1- پرسش اصلي
پرسش اصلي در اين تحقيق اين است که مديريت پايدار منابع آب کشاورزي در شاليزارهاي شهرستان رشت در چه سطحي است؟
1-5-2- پرسش هاي فرعي
پرسش هاي فرعي در اين پژوهش عبارتند از:
1- آيا رابطه اي بين ويژگي هاي فردي کشاورزان و تمايل به مديريت پايدار منابع آبي وجود دارد؟
2- آيا رابطه اي بين عوامل اقتصادي ، اجتماعي و آموزشي – ترويجي و مشارکت جوامع محلي در مديريت پايدار منابع آب وجود دارد؟
3- آيا حمايت هاي دولتي بر بهبود مديريت پايدار منابع آب تاثير دارد؟
4- آيا بين سطح دانش و اطلاعات کشاورزان از برنامه هاي مديريت پايدار منابع آب با بهبود مديريت پايدار منبع آبي رابطه اي وجود دارد؟
1-6- فرضيه هاي تحقيق
1-6-1- فرضيه اصلي
فرضيه اصلي اين پژوهش اين است که رابطه معني داري بين ويژگي هاي فردي کشاورزان و تمايل به مديريت پايدار منابع آبي وجود دارد.
4-6-2- فرضيه هاي فرعي
فرضيه هاي فرعي اين پژوهش عبارت است از:
1- رابطه معني داري بين عوامل اقتصادي ، اجتماعي و آموزشي – ترويجي و مشارکت جوامع محلي در مديريت پايدار منابع آب وجود دارد؟
2- از ديدگاه کشاورزان حمايت هاي دولتي تاثير معني داري بر بهبود مديريت پايدار منابع آب دارد.
3- بين سطح دانش و اطلاعات کشاورزان از برنامه هاي مديريت پايدار منابع آب با بهبود مديريت پايدار منابع آبي رابطه معني داري وجود دارد.
1-7- قلمرو زماني تحقيق
قلمرو زماني تحقيق خرداد 1392 تا مهر 1392 مي باشد.
1-8- قلمرو مکاني تحقيق
در اين پژوهش ، قلمرو مکاني تمامي شاليزارهاي شهرستان رشت مي باشد
2-1-مقدمه
رشد جمعيت و گسترش سطح زير كشت آب ي در سه دهه اخير بهره برداري از منابع آب در سراسر جهان را افزايش داده و موجب پيشي گرفتن تقاضا بر عرضه جهاني و نها يتا كم ي ابي منابع آب شده است (Hellegers P. 2002). بطوريكه برخي معتقدند در آ ينده اي نزد يك رفاه جمعيت جهان بطور قابل توجه ي به بهره برداري بهينه و پايدار منابع آب هاي زير زميني و سطحي بستگي خواهد داشت (Bear J., Cheng A.H.D.,، 2000 و Minciardi R.,، 2007). در داخل كشورنيز طي سالهاي گذشته به دلايل متعددي نظيراستحصال بي رويه و غير منطقي از منابع آب موجود بويژه آبهاي زير زميني، بروز مشكلاتي نظير خشكسالي و عدم رعايت اصول حفاظت در بهره برداري از منابع آبي، برخي از منابع آبي كشور نابود شده و يا در معرض خطر نابودي قرار گرفته اند (زارع مهرجردي م 1386.). اين مسئله در بخش كشاورزي كه بيش از 90 درصد حجم آب مصرفي كشور را به خود اختصاص مي دهد شر ايط حادتري را ا يجاد نموده و عامل آب به عنوان يكي از مهمترين عوامل محدود كننده اين بخش تبديل شده است (زيبايي م . 1386). در ميان مدت يكي ازراهكارهاي حل مشكل كم بود آب با توجه به عرضه محدود و متغير آن مديريت تقاضاي منابع آب و بهره گيري از ابزارها ي مديريتي همسو شامل سياست هاي قيمت گذار ي آب و سياست هاي متناسب در بخش كشاورزي است. برخي از محققين معتقدند كه اگر چه سياستهاي نادرست سازمان ي باعث بهره برداري غير بهينه از منابع آب مي گردد ، اما قيمت پايين منابع آب و عدم پرداخت زارعين بر اي بهره برداري از آن منشا اصل ي ناكارآمدي در بهره برداري از منابع آب دربخش كشاورزي و تخريب آن است (Dinar A. 2000). منابع آب زيرزميني که در حدود يك چهارم آب شيرين زمين را تشكيل مي دهند، در اغلب نواحي خشك و نيمه خشك بعنوان تنها منبع براي مقاصد شرب و آبياري در دسترس بهره برداران قرار دارند (Minciardi R., Robba M., Roberta S. 2007).
مديريت صحيح آبياري و کنترل عمق آب در سراسر فصل رشد مي تواند موجب بهبود عملکرد برنج شود. فاکون (18)، توسعه کشت ارقام پرمحصول ، بهبود مديريت زراعي ، تغيير تاريخ کاشت، استفاده موثر از آب باران، کاهش مصرف آب در زمان آماده سازي زمين، تغيير در روش هاي کشت برنج، استفاده از زهاب در آبياري برنج، کاهش مصرف آب در طول دوره رشد گياه و استفاده از آبياري تناوبي را موجب افزايش بهره وري مصرف آب در اراضي شاليزاري مي داند. افزايش بهره وري به عنوان يکي از ارکان اصلي توسعه منابع آب و افزايش توليدات کشاورزي ، نقش مهمي در بهبود سطح رفاه انسان ها ايفا مي کند. در شرايط بحران خشکسالي ، بهره برداري بهينه از واحد حجم آب، عدول از موازين کلاسيک تعيين نياز آبي گياه را اجتناب ناپذير نموده است. در چنين شرايطي با هدف تدوين الگوي مديريت کارآمد آبياري گياهان، شناسايي ارتباط بين پارامترهاي هيدرولوژيکي نظير تبخير، تعرق، تلفات عمقي و مطالعه فيزيولوژي گياه و مرفواوژي خاک ضروري به نظر مي رسد.
آبياري شاليزار از مهمترين عملياتي است كه بايد در زراعت برنج بدقت انجام شود. مقدار آب مورد نياز براي برنج به عوامل متعددي نظير روش كاشت، ابعاد كرت، تراكم بوته، مقدار مصرف كود، نوع و بافت خاك، شرايط زهكشي و اقليمي و اكولوژيكي و رقم بستگي دارد. بحراني ترين مرحله از نظر نياز آبي در برنج در حدود 10روز قبل از گلدهي تا هنگام گلدهي ميباشد. تنش خشكي موجب افزايش درصد عقيمي بعلت عدم توانايي دانه هاي گرده در نفوذ به تخمدان و كاهش عملكرد دانه مي شود. از آنجا كه عقيمي پديده اي غيرقابل برگشت مي باشد تأمين آب پس از مرحله بحراني اساساً بي تأثير خواهد بود. تنش آب در مرحله رويشي نيز موجب كاهش ارتفاع گياه، تعداد پنجه ها و سطح برگ ميشود. اما در صورت تأمين آب و وجود زمان كافي تا گلدهي، گياه خود را ترميم خواهد كرد (اصفهاني، 1377).
برنج در شرايط آبياري شده (اراضي ست) و يا تغذيه با ابرندگي ( اراضي مرتفع) مي تواند رشد کند. در حدود 75% از کل برنج جهان در زمين هاي پست تحت آبياري توليد مي شود. براي توليد 1 کيلوگرم دانه برنج، کشاورزان مجبورند که 2 تا 3 برابر آب بيشتر در مزارع برنج نسبت به ساير غلات استفاده کنند. لازم است راههاي جهت ذخيره آب و افزايش حاصلخيزي و بهره وري از آب (water productivity) براي توليد برنج جستجو شود (Tuong, T.P. Bouman, B.A.M., Mortimer, m.,2005).
آب از محدوديتهاي اصلي بخش کشاورزي در ايران است . مستندات آماري نشان مي دهند که کيفيت استفاده از منابع آبي در بخش کشاورزي ، از مصاديق هدررفت اين سرمايه طبيعي به شمار مي رود. فناوري تسطيح اراضي ، از راهبردهاي نوين و مؤثر براي استفاده بهتر از منابع آبي و افزايش راندمان آب است ، چرا که نوسانهاي قابل توجه در شيب اراضي مزروعي و ناهمواري هاي موجود ، از مهم ترين علل پائين بودن راندمان آبياري عنوان شده است.
بخش کشاورزي جايگاه مهمي در اقتصاد ملي ايران دارد ، به طوريکه 27 درصد توليد ناخالص ملي و 23 درصد نيروي کار کشور را تشکيل مي دهد . يکي از نهاده هاي مهم در بخش کشاورزي ، آب آبياري مي باشد . به طور متوسط 90 درصد آب استحصالي در کشور به بخش کشاورزي اختصاص داده مي شود (رجبي و همکاران، 138).
بخش عمده اي از اراضي مرغوب کشاورزي کشورمان ناهموار است . ناهمواري برخي از اراضي کمتر و برخي ديگر بيشتر است . زمينهاي ناصاف در بسياري از موارد از جمله در کشاورزي و آبياري بايد قبل از هر کاري ، تسطيح شوند . براي مثال براي آبياري سطحي ، زمين بايد در جهت جريان آب ، داراي شيب معيني باشد ، انتقال خاك قسمتهاي مرتفع تر به بخشهاي کم عمق و گود زمين و ايجاد سطحي با شيب تقريبا يکنواخت را “تسطيح” مي گويند (سرمديان و همکاران، 1378).
يکي از مسائل کشاورزي ، ناهمواري سطح زمين است که عمليات زراعي را با مشکل مواجه ساخته و باعث کاهش راندمان آبياري مي شود . رفع ناهمواري ها از طريق تسطيح اراضي و ايجاد شيب مناسب در جهت هاي معيني ، سبب صرفه جويي در مصرف آب شده ، باعث مي گردد آبياري با نيروي کمتر و سهولت بيشتر انجام پذيرد ، در يک زمين مسطح حرکت ماشين آلات به سهولت صورت مي پذيرد . تسطيح سبب کم شدن مرز و پشته ها در روي زمين مي گردد . به طور کلي مي توان گفت رفع ناهمواري هاي زمين در افزايش ميزان توليد مؤثر است (سرمديان و همکاران، 1378).
منابع آب دنيا در حال كاهش است و از آنجا كه 85% آب شيرين دنيا در بخش كشاورزي مصرف مي شود بنابراين استفاده از منابع آب براي توليدات كشاورزي در كاهش سريع كميت و كيفيت آب سهيم مي باشد (گونزالز دوگو و همكاران، 2010 ؛ فروزاني و كرمي،2011).كشاورزي پايدار سيستمي است كه منابع آن به طور متعادل نگه داشته مي شوند، توليد و سودمندي و ساير موارد آن نه فقط براي كشاورزي بلكه براي جامعه و كشاورزان پايدار باشد (گولد، 2007).
مفهوم توسعه پايدار آب تأمين نياز جمعيت فعلي بدون اثر منفي بر توانايي تأمين نيازهاي نسل هاي آينده مي باشد (بيثاس، 2007) كه اين موضوع در مناطق خشك و نيم هخشك نظير فلات ايران مهم ترين ركن توسعه قلمداد مي گردد. زيرا كه ميانگين بارندگي سالانه كشور كمتر از يك سوم متوسط بارندگي در سطح دنياست. افزون بر اين، توزيع نامتناسب بارش بين مناطق مختلف كشور، دسترسي به منابع آب را در بعضي مناطق كشور مشكل تر مي كند (عليزاده، 1374). بدين منظور لازم است روش هاي مناسبي جهت حفظ كميت و كيفيت منابع آب اتخاذ گردد.
محدوديت منابع آبي در مناطق خشك و نيمه خشك به طور طبيعي باعث كاهش كمي و كيفي منابع آب و خاك مي گردد. بر اين اساس، پايداري منابع آب از دو جنبه ي كيفي و كمي قابل بررسي است . از نظر كمي، افت آبهاي زيرزميني، باعث نشست زمين، كاهش دبي چاه ها و پيشروي آب شور به سمت ساحل مي گردد .
در سال هاي اخير نشست همراه با افت سطح آبهاي زيرزميني در بسياري از آبخوان هاي كشور گزارش گرديده است. از جمله مي توان نشست دشت سيستان )رهنما راد و فيروزان، 1381) دشت كاشمر در استان خراسان رضوي (لشكري پور و همكاران ، 1385) و دشت مشهد (لشكري پور و همكاران ، 1386) را نام برد. همچنين كاهش سطح آبهاي زيرزميني به دليل حفر متعدد چاههاي آب و برداشت بي رويه آب زيرزميني در بعضي از مناطق ساحلي مازندران منجر به پيشروي آب شور به سمت مناطق ساحلي و افزايش هدايت الكتريكي آب چاهها شده است (ديانتي تيلكي و فلاح، 1388).
از جمله عوامل بسيار تاثيرگذار بر كميت و كيفيت محصولات كشاورزي كيفيت آب مورد استفاده است. به عنوان مثال، استفاده از آبهاي داراي كيفيت پايين سبب كاهش كميت و كيفيت محصول مي شوند(استيونز، 2006؛ ليچفوز، 2010). شوري آب آبياري و يا اضافه شدن فلزات سنگين به خاك از طريق آن بر غلظت محلول خاك و جذب گياه موثرند (بارتلز و سانكار، 2005؛ صلاح و بارينگتون، 2006؛ ليچفوز، 2010). از طرفي، آب شور موجب دهيدراسيون سلولي گياه مي شود كه از طريق خروج آب درون سلولي موجب كاهش حجم واكوئل و سيتوسل مي گردد.
همچنين فرآيندهاي متابوليكي نظير كاهش فتوسنتز، كاهش رشد، كاهش جوانه زني، سوختگي برگ، كمبود منيزيم و كلسيم در گياه و توليد هورمون آبسيزيك اسيد از پاسخ هاي اوليه گياه به آب شوري مي باشند (بارتلز و سانكار، 2005؛ ليچفوز، 2010).
افزايش توليد ناشي از افزايش جمعيت داراي تبعات زيست محيطي فراواني از جمله ، افزايش ميزان آبياري، مصرف آفت كشها و كودها بوده كه در نتيجه باعث شستشو و جابجايي آنها به لايه هاي مختلف خاك و آبهاي زيرزميني مي گردد(احتشامي و همكاران، 1378). از ديگر سو، فعاليت هاي بشر به منظور افزايش محصول در واحد سطح باعث كاهش كيفيت آب هاي زيرزميني شده است (مكلاي و همكاران، 2001). تركيبات نيترات از جمله عوامل آلاينده منابع آبهاي زيرزميني محسوب مي شود كه در سال هاي اخير به لحاظ گسترش كشاورزي و فعاليت هاي انساني ميزان آن ها در آبهاي زيرزميني افزايش يافته است (موحديان، 1382).
نيترات از كودهاي شيميايي و تجزيه مواد آلي به وجود مي آيد كه گياهان آن ر ا مصرف مي كنند و گاهي اوقات اين ماده غذايي به آبهاي سطحي و زيرزميني منتقل و موجب آلودگي آنها مي شود (هاميلتون و هلسل، 1995) كه اين آلودگي يك مشكل گسترده براي اقتصاد، اكوسيستم و سلامتي انسان است (گولسبي، 2000).
سطوح بالاي غلظت نيترات در آب آشاميدني ميتواند ظرفيت انتقال خوني اكسيژن را كاهش دهد و موجب بيماري سيندرم بچه آبي 1 شود . به همين صورت ، غلظت زياد نيترات براي حيوانات نشخواركننده مانند گاو و گوسفند نيز سميت ايجاد ميكند (عرفان منش و افيوني ،1379).
2-2-معرفي ناحيه مورد مطالعه
شهرستان رَشت از شهرهاي استان گيلان در شمال ايران است. جمعيت اين شهرستان ??????? نفر (برآورد ????) و مرکز آن شهر رشت است. شهرستان رشت در مختصات جغرافيايي 37 درجه و 1 دقيقه تا 37 درحه و 27 دقيقه عرض شمالي از خط استوار و 48 درجه و 35 دقيقه تا 49 درجه و 3 دقيقه طول جغرافيايي از نصف النهار مبدا در بين ارتفاعات تالش و درياي خزر واقع شده است. اين شهرستان از شمال به درياي خزر و بندر انزلي ، از جنوب ه شهرستن رودبار ، از شرق به شهرستانهاي سياهكل و آستانه اشرفيه و از غرب به شهرستانهاي فومن ، صومعه سرا و شفت منتهي مي شود. شهر رشت بعنوان مركز استان گيلان تقريباً در مركز جلگه گيلان ، در وسيع ترين بخش دلتاي رودخانه سفيد رود با ارتفاع متوسط 8 متر از سطح درياهاي آزاد و در 330 كيلومتري شمال باختري تهران و در انتهاي راه كناره اصلي درياي خزر و در مسير راه اصلي درجه يك قزوين به بندر انزلي واقع شده است. دو شاخابه از سفيد رود بنام هاي 1- سياهرود 2- گوهر رودبار از دو سوي خاور و باختر شهر رشت روان هستند و سرانجام به مرداب انزلي مي ريزند.
منابع آب در هر مكان



قیمت: تومان


پاسخ دهید