پيشگيري از بزه ديدگي اطفال در سياست جنائي ايران و اسنادبين
پايان نامه
جهت دريافت درجه کارشناسي ارشد دررشته حقوق جزا و جرم شناسي
موضوع
پيشگيري از بزه ديدگي اطفال در سياست جنائي ايران و اسنادبين الملل
استاد راهنما :
استاد مشاور:
نگارنده :
نميسال تحصيلي92-1391
تقديم :
تقديم به تمامي کساني که خالصانه و عاشقانه براي رضاي خـدا قدم در ميادين جهادي گـذاشته ، لقاي پروردگـار را بر تجملات و رزق و برق تـرجيح داده و در راه اعتلاي نام اسلام ودفاع از ميهن،صفحات جاودانه و پرافتخاري را از خود بر جاي گذاشتند .
تشکر و قدرداني
سپاس همواره زيبنده اوست که در آدمي ميل به آموختن نهاد و سپس سپاس شايسته نـام آنان است که در لباسي از تار مهر و پود علم به من آموختند چگونه بينديشم.
سر تواضع بر آستان استادان گـرانقدرکـه من را در اين راه ياري کـردند فرو مـي‌آورم و صميمانه مراتب امتنان خود رابه آنان تقديم مي‌دارم.
استادگرانقدر،جناب آقاي ،استاد فرزانه‌اي کهبا درايت علمـي خويش راهنمايي ايـن پايان نامه را بـه عهـدهگـرفتنـد.همچنينازاستاد بزرگـوار،جناب که با صبوري و دلسوزي مشاوره پايان نامه حـاضر را به عهده گـرفتند.
توفيق روزافزون بزرگواران را از درگاه ايزد منان مسألت دارم.
فهرست مطالب
عنوان صفحه
مقدمه
بيان مسئله ……………………………………………………………………………………………………………2
اهميت وضرورت انجام تحقيق ………………………………………………………………………………..4
مرور ادبيات و سوابق ……………………………………………………………………………………………5
جنبه جديد بودن ونوآوري درتحقيق …………………………………………………………………………5
اهداف مشخص تحقيق …………………………………………………………………………………………..5
سئوالات تحقيق …………………………………………………………………………………………………….6
فرضيه هاي تحقيق …………………………………………………………………………………………………6
روش شناسي تحقيق ………………………………………………………………………………………………7
متغيرهاي مورد بررسي ……………………………………………………………………………………………7
گرد آوري داده ها …………………………………………………………………………………………………8
تعريف واژه ها و اصطلاحات ………………………………………………………………………………….8
تعريف مجازات …………………………………………………………………………………………………….8
تعريف بزهکاري ……………………………………………………………………………………………………8
فصل اول : بزهکاري به عنوان آسيب اجتماعي
تعريف بزهکاري …………………………………………………………………………………………………12
تعريف بزه در رويکرد هاي مختلف ………………………………………………………………………..13
رويکرد حقوقي جرم ……………………………………………………………………………………………13
رويکرد جامعه شناختي …………………………………………………………………………………………14
رويکرد جرم شناسي …………………………………………………………………………………………….14
تعريف انواع بزه هاي معمول …………………………………………………………………………………15
رويکرد ها در مورد علل بزهکاري ………………………………………………………………………….16
رويکرد شکل ظاهري …………………………………………………………………………………………..16
رويکرد ساختار زيستي …………………………………………………………………………………………17
رويکرد روانشناختي …………………………………………………………………………………………….18
رويکرد وضعيت اقتصادي …………………………………………………………………………………….20
رويکرد کنترل اجتماعي ………………………………………………………………………………………..21
رويکرد پيوند افتراقي ………………………………………………………………………………………….22
رويکردهاي التقاطي………………………………………………………………………………………………24
پيشگيري از بزهکاري……………………………………………………………………………………………26
پيشگيري اوليه (سطح اول ) : ايجاد يک محيط سالم ………………………………………………….26
پيشگيري ثانويه (سطح دوم ) : کاهش عوامل خطر زا ………………………………………………..27
پيشگيري ثالثيه (سطح سوم ) : کنترل موقعيت خطر …………………………………………………..28
استراتژي هاي پيشگيري از بزهکار …………………………………………………………………………28
فصل دوم : کودکان بزهکار وبزه ديده در حقوق ايران
قوانين موضوعه ايران در خصوص کودک بزهکار …………………………………………………….36
مفهوم کودک در قوانين ايران ………………………………………………………………………………..37
حدود ………………………………………………………………………………………………………………..38
قصاص ……………………………………………………………………………………………………………..38
ديات ……………………………………………………………………………………………………………….38
تعزيرات …………………………………………………………………………………………………………….39
هاي بازدارنده …………………………………………………………………………………………………….40
قوانين موضوعه ايران در خصوص کودک بزه ديده …………………………………………………..40
تخفيف ………………………………………………………………………………………………………………41
تشديد ……………………………………………………………………………………………………………….41
جرم انگاري ……………………………………………………………………………………………………….42
فصل سوم : شناخت کودکان ونوجوانان در معرض خطر و علل بزه ديدگي آنان
کودکان ونوجوانان در معرض خطر و بزه ديدگي ……………………………………………………..52
فصل چهارم : در آمدي برحمايت از اطفال بزه ديده در حقوق ايران با نگاهي به اسناد بين المللي
حمايت در برابر مواد مخدر……………………………………………………………………………………63
حمايت از حقوق اجتماعي ……………………………………………………………………………………70
حمايت در برابر ضرب و جرح و آزار جسماني ………………………………………………………..74
حمايت در برابر جرايم جنسي………………………………………………………………………………..79
نتيجه گيري و پيشنهادها ………………………………………………………………………………………..90
چکيده
ظهورجنبش هاي بزه ديده شناسي در دهه هاي اخير و تأثيرگذاري آنان در کاهش جرايم، موجب شد که چشم انداز جديدي تحت عنوان”حمايت از بزه ديدگان ” مورد توجه جرم شناسان قرار گيرد. ضرورت حمايت از بزه ديدگان، گستر? مباني مستحکم و ارزشي اين انديشه نوين، سازمان هاي بين المللي را وادار نمود که در اندک زماني طرح حمايت از بزه ديدگان جرايم را در اسناد و کنوانسيون هاي بين المللي به تصويب رسانده و دول عضو را ملزم به اجراي آن نمايد. ضرورت حمايت از بزه ديدگان جرم و نقش آن در تحقق عدالت اجتماعي بر کسي پوشيده نيست، اما آن چه که در اين زمينه مهم و راهگشا مي باشد اولا، شناسايي و اولويت بندي نيازهاي اساسي بزه ديدگان است و پس از آن آراي? را هکار و اتخاذ سياست هاي کاربردي در راستاي حمايت از بزه ديدگان است.
گروه هاي آسيب پذير، از جمله اطفال، به لحاظ شرايط خاصشان نيازمند حمايت از آنها از طريق اتخاذ سياست افتراقي صورت مي گيرد.سياست افتراقي در قوانين داخلي به صورت جرم انگاري خاص در حوزه اطفال و يا به صورت تشديد مجازات متجلي مي شود.در اسناد بين المللي نيز توجه ويژه اي به اطفال شده است. سعي داريم که به تطبيق حمايت هاي کيفري پيش بيني شده براي اطفال در اسناد بين المللي با قوانين داخلي بپردازيم.
واژگان کليدي:حمايت کيفري، قوانين داخلي، اسناد بين المللي، سياست افتراقي، اطفال بزه ديده.
مقدمه
1-1-بيان مسئله
امروز مسئله بزهکاري نوجوانان و جوانان بصورت يکي از حادترين مسائل اجتماعي جـوامع مختلفدرآمده است. پيدايش جوامع و ارتکابجرمدرآغاز با يکديگر همراه بود‌ه‌اند، زيرا از روزي که افراد دور هم جمع شده و تشکيل جامعه داده‌اند جـرم نيز با آنان همراه شده و گسترش يافـته است. رسـوخ بزهـکاري در ميان نوجــوانان و جوانان که سازندگان اجتماع فردا هستند و ريشه دار شدن آن موجب بيم و نگراني بيشتري شده است. بزهکاري اصولاً از مجمـوعه‌اي از جرائمي به وجود مي‌آيد کـه در يک زمان و مـکان معين به وقـوع مـي پيوندد و بـه همين جهت زماني که مورد بررسي قرار مي گيرند، در حقيقت کليه پديده هـاي اقتصادي، فرهنگـي، بهداشتي، سياسي، مــذهبي، خـانوادگي و … يک جـامعه عميقاً مـورد مطالعهواقعمـيشوند.دروهلهاولبزهکاران از جهات مختلف، سن و ميزان تحصيلات، جرم، مشکلات خانوادگي و … تقسيم بندي مي‌شوند و به دنبال آن علل و عوامل مؤثر بزهکـاري اطفالو نوجوانان وپيشگيري از اين عامل مورد بررسي قرار مي‌گيرد. عللوعواملمؤثردربزهديدگي:عاملبروز بزهکار معمولاً عامل واحدي نيست، بلکه هميشه چندينعاملدستبه دست يکديگر داده و باعث بروز بزه در افراد مي شوند. عواملمهميکهمي‌تواننسبتبهساير عوامل اساسي‌تر تشخيص داد شامل عوامل اجتماعي، اقتصادي، روابط والدين و نوجوان مي شود.
عوامل اجتماعي: جامعه شناسان به عوامل مستقيم و غير مستقيم محيط و تراکم جمعيت، وضع سکونت، آلودگي هوا و … توجه کرده‌اند. نقش شرايط اجتماعي و تعارضاتي کـه در چارچوب آن به وقوع مي پيوندد. انکـار ناپذير است. به همين دليل نه مي توان بزهکاري را تنها بر اساس عوامل اجتماعي بررسي کـرد و نه يافته‌‌هــاي مستقل اين زمينه قبلي همواره هماهنگ است. بررسي ها نشان مي دهد وقتي که در جامعه‌اي ثبات و پايداري اجتماعي وجود نداشته باشد، ميزان بزهکاري رو به افزايش مي گذارد. و به عکس، هر قدر جامعه به سوي پايداري سوق داده شود، ميزان بزهکاري کاهش مي يابد.
عواملاقتصادي: فقريکياز عوامل مهم از انواع انحرافات از جمله دزدي و انحراف جنسي در مردم،بهويژهاطفالو نوجوانان است. فقر بي گمان به وجود آورنده سختي ها و ناملايماتي است که اگر نتوان با آنها مبارزه کـرد، خواه ناخواه انسان را به زانو در مي‌آورد. بيشتر محروميتها و برآورده نشدن تمايلات کـه موجب عــدم اطمينان اجتماعي مي‌شود، ناشي از عوامل فقر است و نمي توان آن را ناديده گرفت. بيکاري، کمبود مواد غذايي و پوشاک، بي‌سوادي و عقب افتادگي، جهل و خرافات، عدم بهداشت کافي و انواع بيماريهاي روحي و جسمي و حتي در سطح جهاني، جنگها و خونريزيها، ريشه در نيازهاي مادي و ترس از فقر دارد.
محيط خانوادگي: بررسي‌هاي مختلف نشان داده است که محيط خانواده رابطه مستقيمي با بروز رفتار بزهکـارانه و انحرافي دارد. بزهکاران اغلب داراي والديني نامناسب و محيط خانوادگي متشنج و از هم گسيخته هستند. اين افراد اغلب در برابر والدين مقاومت مي کنند، به طور کلي اين افراد کساني هستند کـه بالقوه نيروي بزهکارانه فراواني در وجود خود دارند، اما اينکه اين نيروها روزي بـه بالفعل تبديل شوند بستگي به طـرز رفتار والدين و ساير افـراد خانواده و محيط اجتماعي که در آن قرار مي گيرند دارد. وضـع خانوادگي و محيط عاطفي عـوامـل بسيار مهمي در بروز بزهکاري است.
عوامل مهم ديگري که در بزهکاري نوجوانان مؤثرند به نقش دوستان و همسالان، عـوامـل روان شناختي، تغييرات سريع اجتماعي، مهاجرت، زندگي در شهرهاي شلوغ و پر جمعيت و تماشاي مکرر برنامه هاي خشونت بار مي‌توان اشاره کرد.
1-2-اهميت و ضرورت انجام تحقيق
فايده اين تحقيق ناظر برجنبه هاي کاربردي آن است که مي تواند درمجامع علمي و دانشگاهي مورداستفاده مخاطبان قرارگيرد.اما اهميت آن به دليل خلاء پژوهشي موجود در اينحوزهاستکهپژوهشگردرصدداستبابهرهگيري دست ازهمه منابع موجودوقابل دسترسي، تحليل جديدي درمورد بزه ديدگي اطفال در سياست جنائي ايران و اسناد بين الملل ارائه دهد ودلايل، انگيزه هاواهداف اصلي بزه ديدگي اطفال در سياست جنائي ايران و اسناد بين الملل را باز نماياند.همين امراهميت وضرورت پژوهش دراين حوزه رانشان مي دهد.
1-3-مرور ادبيات و سوابق
در ايران پايان نامه هاي در اين خصوص نوشته شده است د ردانشگاه قم درخصوص بزه ديدگي اطفال و نوجوانان تحقيق شده است . د ردانشگاه تهران در خصوص بررسي علل و راههاي پيشگيري از بزهکاري در جوانان پايان نامه اي کامل نوشته شده است.
1-4-جنبه جديد بودن و نوآوري در تحقيق:
عنايت به اينکه حقوق کيفري ايران، مبتني بر حقوق جزاي اسلام و متاثر از قواعد شرع است و با توجه به قلّت منابع مرتبط با بحث مورد نظر و با التفات به ارتباط پايان نامه با حوزه هاي متعدد حقوق کيفري بويژه نظريات و مکاتب نوين جرم شناسي، موضوع حاضر نوعاً خاص و واجد جنبه نوآوري است .
1-5-اهداف مشخص تحقيق
درشروع کارتحقيق ، قبل ازهرگونه مطالعه وبرآوردي بايدهدف محقق ازمسئله اي که براي مطالعه انتخاب کرده است،روشن شود.
بيهدفوابهام موضوع تحقيق،موجبخواهددرطي تحقيق وهمچنين پس ازآن،نتايج رضايت بخش نبوده ومحقق نداندبايدبهکدام سمتوبه چهجهتي گام بردارد.اين تحقيق درپي دستيابي به اهداف ذيل است:
1-تعريف بزه صغار و بالغين
2-علل و عوامل موثر در بزهکاري
3-پيشگيري از بزه ديدگي اطفال درسياست جنائي ايران
1-تحقيق بنيادي : پژوهشي است که به کشف ماهيت اشياء پديده ها و روابط بين متغيرها، اصول،قوانينوساختياآزمايشتئوريهاونظريههاپرداختهوبه توسعه مرزهاي دانش رشته علمي کمک مي نمايد.
2-تحقيق نظري:نوعي پژوهش بنيادي است روشهاي استدلال وتحليل عقلاني استفاده نموده وبرپايه مطالعات کتابخانه اي انجام مي شود.
3-تحقيق کاربردي : پژوهشي است که با استفاده ازنتايج تحقيقات بنيادي به منظوربهبود وبه کمالرساندنرفتارها، روشها ، ابزارها ، وسايل ، توليدات ، ساختارها والگوهاي مورد استفاده جوامع انساني انجام مي شود.
4-تحقيق علمي : پژوهشي است که با استفاده ازنتايج تحقيقات بنيادي وباهدف رفع مسائل ومشکلات جوامع انساني انجام مي پذيرد.
1-6-سؤالات تحقيق :
آيا پيشگيري از بزه ديدگي اطفال در سياست جنائي ايران بر طبق اسناد بين الملل مي باشد يا خير؟
1-7-فرضيه‏هاي تحقيق:
بزهكاري اطفال به صورت يكي از حادترين مسائل اجتماعي جوامع مختلف درآمـده است. پيدايش جوامع و ارتكاب جـرم از آغاز با يكديگر همراه بوده اند. زيرا از روزي كه افراد دور هم جمع شده و تشكيل جامعه داده اند جرم نيز با آنان همراه شده و گسترش يافته است. رسوخ بزهكاري در ميان نوجوانان و جوانان كه سازندگان اجتماع فردا هستند و ريشه دار شدن آن موجب بيم و نگراني بيشتري شده است.
1-8-روش شناسي تحقيق:
مانند بسياري از تحقيقات در علوم انساني روش توصيفي تحليلي استفاده مي شود بدين صورت که اطلاعات و تحقيقات انجام شده علمي و عملي مطالعه گرديده توصيف نتايج و انطباق آنها با همديگر و تجربه و تحليل صورت خواهد گرفت.
دراين روش سعي شده است که بامطالعه کتب حقوقي، فقهي ، آراء دادگاه ها وحتي الأمکانبامطالعهمنابعمدونومراجعکشور ؛پايان نامهاي نوشته اي شودوبه عنوان يک شخصي آکادميک ؛ بتوانم درجهتيشگيري از بزه ديدگي اطفال در سياست جنائي ايران و اسناد بين الملل راهکارهاييبدستآورم.لهذادراين تحقيق ازروش مطالعه کتابخانه اي استفاده مي شود. همچنين اضافه برمطالعهکتبحقوقي، فقهي، و آراء قضايه با مراجعت به سايت هاي اينترنت ومقالات حقوقي ؛مطالبي نوشته شود.
1-9-متغيرهاي مورد بررسي
باتوجه به ماهيت موضوع روش تحقيق دراين پژوهش توصيفي تحليلي خواهدبود يعني پژوهشگرمي کوشدابتدا موضوع موردبحث راتوصيف وتشريح وسرانجام ابعاد و زواياي پيشگيرياز بزه ديدگي اطفال در سياست جنائي ايران و اسناد بين الملل گردآوري اطلاعات دراين پژوهش کتابخانه اي واسنادي است.
1-10-گردآوري داده‏ها :
همانگونه که قبلاً اشاره شد دراين پايان مطالعه وگردآوري اطلاعات به صورت کتابخانه اي مي باشد ونيزبااستفاده ازمنابع فقهي وکتب تدوين شده دراين موضوع ومقالات موجود مورداستفاده قرارگرفت وازکتب وقوانين کشورايران وحقوق بشر وکتب وفقهي مورداستفاده قوانين دراين پايان نامه مورداستفاده است.
1-11-تعريف واژه‏ها و اصطلاحات
تعريف بزهكاري
بزهكارييكپديدهبسيارپيچيده اجتماعي است كه در محيط هاي اجتماعي مختلف به شكل هاي متفاوتي ديده مي‌شود. تعريف بزه و رفتار بزهكارانه در هر جامعه اي توسط قوانين حقوقيو هنجارهاي اجتماعيآنجامعه مشخصمي‌شود.اگرچه در بيشتر جوامع، بزه به عنوان رفتاري قابل تنبيه از طرف قانون تعريف شده است، اما صرفاً در تبيين آن، مفهوم حقوقي مسئله كافي نيست. بزهكاري به معناي تعدادي متغير از اعمال ارتكابي عليه احكام قانوني كه مي‌تواند ماهيت هاي مختلفي داشته باشد، وجه مشترك تمام جوامع انساني است. صرف نظر از موضوع اختلاف ماهيت، اين اعمال تقريباً هميشه توسط قانون تعريف و پيش بيني مي‌شود. در تعريف رفتار بزهكارانه به طور كلي قرن هاست اعمالي مانند قتل، دزدي، نزاع، تخريب، كلاهبرداري، تجاوز، غارت، وحشي گري و آتش افروزي به عنوان رفتار بزهكارانه پذيرفته شده است و تقريباً همه جوامع براي آن تعريف مشخصي دارند. تنها تفاوت مشهود در ميزان و نوع تنبيهي است كه بر اساس قوانين حقوقي آن جامعه تعيين مي‌شود. علاوه بر رفتار هاي ذكر شده، رفتار هاي ديگري هم هستند كه بر اساس ارزش ها و تغيير در ارزش ها يا برحسبزمانومكان بزه تعريف مي‌شوند و در جُرم شناسي، مورد توجه قرار مي‌گيرند. مثل قوانين مربوط به رانندگي در حالت مستي كه در بعضي از جوامع به طور كلي در طول زمان، دگرگون شده تا امروز به عنوان جُرم شناخته شده است و از نظر قانوني و حقوقي مشمول مقررات كيفري مي‌باشد. ماهيت اين جرائم با جرائمي كه در بالا ذكر شد متفاوت است. دوركهيم (Durkhim) جامعه شناس فرانسوي بزه را چنين تعريف مي‌كند “هر عملي وقتي جرم محسوب مي‌شود كه احساسات قوي و مشخص وجدان جمعي (گروهي) را جريحه دار سازد”. بر اساس اين تعريف به نظر مي‌رسد كه براي تعريف بزهكاري همه جوامع نمي‌توانند با يكديگر هم صدا باشند زيرا قضاوت جامعه در مورد ارزش هاي اجتماعي ـ فرهنگي باعث مي‌شود عملي جرم شناخته شود، نه خصوصيات آن عمل به همين علت تعريف حقوقي بزه و رفتار هاي بزهكارانه در اثر تغيير باورها، ارزش هاي يك جامعه مي‌تواند دگرگون شود دگرگوني هايي كه در اين موضوع مشاهده مي‌شود، طبيعتاً مطالعه بزهكاري را مشكل كرده و در عين حال گسترش ميدهد، تا حدي كه امروزه بزه شناسي،دامنه مطالعه خود را به پديده انحراف از هنجار ها نيز گسترش داده است. بدين معنا كه منحرف ضمن اينكه از نظر قانوني مجرم نيست، اما مجري و مطيع قانون هم نيست از ديدگاه روانشناختي اهميت موضوع رفتار انحرافي، بيم از رفتار بزهكارانه در آينده را مطرح مي‌كند.
فصل اول
بزهكاري به عنوان آسيب اجتماعي
2-1-تعريف بزهكاري
بزهكاري يك پديده بسيار پيچيده اجتماعياستكه در محيط هاي اجتماعي مختلف به شكل هايمتفاوتي ديده مي‌شود. تعريف بزه ورفتار بزهكارانه در هر جامعه اي توسط قوانين حقوقي و هنجارهاي اجتماعي آن جامعه مشخص مي‌شود. اگر چه در بيشتر جوامع، بزه به عنوان رفتاريقابل تنبيهاز طرف قانون تعريف شده است،اماصرفاً در تبيين آن، مفهوم حقوقي مسئله كافي نيست. بزهكاري به معناي تعدادي متغير از اعمال ارتكابي عليه احكام قانوني كه مي‌تواند ماهيت هاي مختلفي داشته باشد، وجه مشترك تمام جوامع انساني است. صرف نظر از موضوع اختلافماهيت،اين اعمال تقريباً هميشه توسط قانون تعريف و پيش بيني مي‌شود. در تعريف رفتار بزهكارانه به طور كلي قرن هاست اعمالي مانند قتل، دزدي، نزاع، تخريب، كلاهبرداري، تجاوز، غارت، وحشي گري و آتش افروزي به عنوان رفتار بزهكارانه پذيرفته شده است و تقريباً همه جوامع براي آن تعريف مشخصي دارند. تنها تفاوت مشهود در ميزان و نوع تنبيهي است كه بر اساس قوانين حقوقي آن جامعه تعيين مي‌شود. علاوه بر رفتار هاي ذكر شده، رفتار هاي ديگري هم هستند كه بر اساس ارزش ها و تغيير در ارزش ها يا بر حسب زمان و مكان بزه تعريف مي‌شوند و در جُرم شناسي، مورد توجه قرار مي‌گيرند. مثل قوانين مربوط به رانندگي در حالت مستي كه در بعضي از جوامع به طور كلي در طول زمان، دگرگون شده تا امروز به عنوان جُرم شناخته شده است و از نظر قانوني و حقوقي مشمول مقررات كيفري مي‌باشد. ماهيت اين جرائم با جرائمي كه در بالا ذكر شد متفاوت است. دوركهيم (Durkhim) جامعه شناس فرانسوي بزه را چنين تعريف مي‌كند “هر عملي وقتي جرم محسوب مي‌شود كه احساسات قوي و مشخص وجدان جمعي (گروهي) را جريحه دار سازد”. براساس اينتعريفبه نظر مي‌رسدكهبرايتعريف بزهكاري همه جوامع نمي‌توانند با يكديگر هم صدا باشند زيرا قضاوت جامعه در مورد ارزش هاي اجتماعي ـ فرهنگي باعث مي‌شود عملي جرم شناخته شود، نه خصوصيات آن عمل به همين علت تعريف حقوقي بزه و رفتار هاي بزهكارانه در اثر تغيير باورها، ارزش هاي يك جامعه مي‌تواند دگرگون شود دگرگوني هايي كه در اين موضوع مشاهده مي‌شود، طبيعتاً مطالعه بزهكاري را مشكل كرده و در عين حال گسترش ميدهد، تا حدي كه امروزه بزه شناسي، دامنه مطالعه خود را به پديده انحراف از هنجار ها نيز گسترش داده است. بدين معنا كه منحرف ضمن اينكه از نظر قانوني مجرم نيست، اما مجري و مطيع قانون هم نيست از ديدگاه روانشناختي اهميت موضوع رفتار انحرافي، بيم از رفتار بزهكارانه در آينده را مطرح مي‌كند.باتوجه به مقدمه فوق به نظر مي‌رسد كه در رويكردهاي مختلف به موضوع بزهکاري به گونه اي متفاوت توجه شده است و تعريف بزه از ديدگاه حقوقي، جامعه شناسي و جرم شناسي متفاوت است.
2-2-تعريف بزه در رويكرد هاي مختلف
2-2-1-رويكرد حقوقي جرم
اگر بپذيريم كه بزه، تخطي از نظام هنجاري جاري در جامعه است كه از طريق قانون جزا مي‌تواند قابل پيگرد باشد، مي‌توان بزهرا هر عملي تعريف كرد كه توسط قانون موجب اِعمال كيفر از طرف مقام قضايي است. پيروان اينرويكرد هر عمليرا كهبر خلاف اخلاق و عدالت اجتماعي باشد جرم مي‌نامند و هدف از تدوين قوانين كيفري را جلوگيري از رفتار هايي مي‌دانند كه به نحوي به جامعهو افراد آن آسيب مي رساند و نظم اجتماعي را مختل مي كند.
2-2-2-رويكرد جامعه شناختي
رويكرد جامعه شناختي بزه عمدتاً بر نظريات دوركهيم استوار است. اگر چه اين نظريات عمدتاً پيچيده هستند اما تأثير آن ها در جرم شناسي، غير قابل انكار است. بر اساس اين نظريه همانطور كه قبلاً نيز توضيح داده شد “جرم پديده طبيعي است و از فرهنگ، تمدن و فضاهاي هر اجتماعي ناشي مي‌شود”. سير تكاملي فرهنگ ها باعث مي‌شود مفهوم بزه، نوع و كيفيت آن نيز دگرگون شود و تجدّد گرايي نيز در اين ميان نقش مهمي پيدا کند به همين علت اين رويكرد در تعريف بزه به هنجار هاي اجتماعي توجه ميكند و عملي را جرم مي‌داند كه بر خلاف هنجار هاي جامعه باشد و احساسات و وجدان گروهي يا جمعي را متأثر كند.
2-2-3-رويكرد جرم شناسي
از ديدگاه جرم شناسي، ناسازگاري افراد و عمل ضد اجتماعي، جرم ناميده مي‌شود. جرم شناسان نه تنها هرعملي را كه طبق قانون براي آن مجازات قائل شده اند جرم مي‌نامند، بلكه معتقدند كه اعمالي كه در قوانين كيفري براي آنها مجازاتي پيش بيني نشده ولي براي جامعه مضر است، نوعي جرم مي‌باشد و نياز به بررسي دارد. ديدگاه کلي اين رويکرد در

تعريف بزه به فعل يا ترک فعل که براي جامعه خطرناک باشد اعتقاد دارد، مانند اعتياد به عنوان فعل و يا عدم رعايت مقررات رانندگي به عنوان ترك فعل.
2-3-تعريف انواع بزه هاي معمول
در اكثر جوامع اعمال زير بر اساس تعريفي كه براي آن بيان شده است به عنوان جرم شناخته مي‌شود و از نظر قوانين حقوقي مشمول تنبيه هستند.
قتل عمد (Homicide) : عملي كه بدون دليل قانوني سبب مرگ ديگري شود.
تجاوز (Rape): انجام اعمال جنسي و غير قانوني با زور در مورد زنان.
غارتگري(Robbery) : برداشت و يا قصد برداشت به زور و يا تهديد آميز متعلقات ديگران.
نزاع (Assault): قصد غير قانوني در آسيب رساندن و جريحه دار كردن عواطف مردم از طريق لفظي و يا فيزيكي، نوع شديد آن منجر به ضرب و جرح مي‌شود.
تجاوز به حريم(Burglary) : ورود غير قانوني با زور و يا بدون زور به خانه مسكوني، اداره، كارخانه، محل كار و … به قصد استفاده و دزدي.
دزدي(Larceny theft) : برداشت ويا سعي در برداشت غير قانوني اموال ديگران بدون توسل به زور مثل جيب بري .
دزدي وسائط نقليه (Motor vehicle theft) : برداشت و يا سعي در برداشتن غير قانوني وسائل نقليه كه به ديگران تعلق دارد.
آتش افروزي (Arson) : ايجاد خسارت عمدي از طريق آتش زدن اموال شخصي ديگران و يا اموال عمومي مردم
كلاهبرداري (Fraud) : قصد عمدي در فريب دادن ديگران به منظور نفع شخصي.
وحشي گري (Vandalism) : غارتگري خصمانه، وارد كردن خسارت به عمد به اموال خصوصي و يا عمومي مثل شكستن شيشه هاي اماكن عمومي و حمله به مردم.
فحشا (Prostitution) : انجام رابطه نامشروع و غير قانوني جنسي و يا تبليغ آن.
2-4-رويکرد ها در مورد علل بزهكاري
ديدگاه هاي مختلف در مورد علت بزه باعث طرح رويکردهايي به عنوان چارچوب نظري در اين مورد شده اند که در ذيل به شرح آن ها مي‌پردازيم:
2-4-1-رويکرد شكل ظاهري (Body type theories)
رويكرد شكل ظاهري يكي از قديم ترين نظريه هاي بزهكاري است كه بر اساس ساختار زيستي و ظاهري بدني بزهكاري را تبيين نموده است. اين رويكرد در مورد بزه، نظري كاملاً متفاوت با رويكرد هاي ديگر دارد. شلدون و كراچمر انديشه تأثير ريخت بدني در پاسخ هاي فرد را نسبت به موقعيت، مطرح نمودند و بر اساس آن سه تيپ شخصيتي اندومرفيك، مزومرفيك و اكتومرفيك را معرفي كرده اند. در مطالعات شلدون نشان داده شده است که تيپ هاي شخصيتي تأثير بسياري در رفتار بزهكارانه دارند. بعد ها مطالعات گلاك(Glueck)، در مورد 500 نفر كه بزهكاري آن ها ثابت شده است در مقابل 500 نفر غير بزهكار، تيپ شخصيتمزومورفراخشمگينتر و مساعد تر براي رفتار بزهكارانه تعريف كردهاست.اگرچه در مطالعه او چهل و دو عامل فرهنگي اجتماعي نيز با بزهكاري همبستگي داشته اند. در ارزيابي اين رويكرد دي موي مي‌نويسد، آنچه در باور اين انديشه امروزه باقيمانده است در نقش هاي شخصيتي هنرپيشگاني است كه در فيلم هاي سينمايي و يا تلويزيون مشاهده مي‌كنيم. معمولاً نقش هاي خشن و بزهكارانه را افراد زشت صورت ايفا مي‌كنندو نقشهاي مثبت توسط افراد جذاب ايفا مي‌شود. بعضي از مطالعات نيز در تأييد موضوع به نتيجه قضاوت هاي قضات پرداخته اند. يافته هاي برخي از آن ها نشان مي‌دهندتمايلقاضيدرتأييدبيگناهي افرادي است كه از جذابيت ظاهري بيشتري برخوردارند.
2-4-2-رويكرد ساختار زيستي
اين رويكرد به دور از هر ارتباطي بين شكل ظاهري و اختلالات ذهني، بر تأثير نقش شخصيت زيستي فرد در رفتار بزهكارانه تأييد دارد مثل تأثير ژن ها بر رفتار. در اين نظريه ها مسئله توارث و ژن ها به طور جداگانه بررسي مي‌شود. سابقاً مسئله توارث در رفتار بيشتر مورد توجه قرار مي‌گرفت در حاليكه در نظريه هاي نوين به مسئله ژن ها و بزهكاري به نوعي ديگر نظر دارند. ديدگاه هاي نوين اين رويكرد به تغييراتي كه در اثر تخريب ژنتيكيدر ژن ها بوجودمي‌آيد تأكيد مي‌کنند. در نظريات جديد زيست شناختي تأثير مستقيم زيستي در رفتار بزهكارانه مورد حمايت نيست، در عوض شرايط زيستي خاص را در فرد كه باعث بروز الگوهاي رفتاري غير عادي است پيش مي‌کشد. به طور خلاصه مي‌توان اذعان كرد رويكرد زيست شناختي بهتعامل بين عوامل زيستي و محيط اجتماعي بيشتر تأكيد دارد تا تأثيرات خالص زيستي. به همين دليل در ديدگاه هاي جديد اين مكتب نظريه هاي زيست شناختي تحت عنوان رويكرد زيستي ـ اجتماعي بيان مي‌شود. بررسي جرم از ديدگاه زيستي ـ اجتماعي عواملي مانند توارث، غدد، سيستم عصبي، ژن ها و تغييراتي را كه در پاسخ تغييرات محيطي بوجود مي‌آيد مورد توجه قرار مي‌دهند. براي مثال مطالعاتي كه در سالهاي 1980درزمينهجرم و عوامل زيستي انجام شده است. نشان داده اند كه هيپوگليسمي با جرائم و رفتارهاي ضد اجتماعي در ارتباط است. در چند مطالعه نيز همبستگي زيادي بين جراحت هاي مغزي و رفتار بزهكارانه يافت شده است. تأثير اختلالات رواني مادر در حاملگي هاي پيچيده نيز در رفتار بزهكارانه فرزندان در بعضي از مطالعات،تاييد شده است. در ارزيابي اين رويكرد پيشنهاد مي‌شود موضوع جرائم و تخلفات از ديدگاه زيست شناختي لازم است به صورت رويكردي چند عاملي مورد توجه قرار گيرد. اگر چه ممكن است حضور چند عامل زيستي عامل خطر بزهكار شدن در فرد را تقويت كند اما تعامل مسائل روانشناختيواثراتعواملاجتماعيدرمسئله بزه بايد در نظر گرفته شود (لاندمن : (Lundman.
2-4-3-رويكرد روانشناختي
در رويكرد هاي روانشناختي نيز علاوه بر عوامل زيستي، عوامل موقعيتي در تبيين رفتار بزهكارانه مهمبه نظر مي‌رسند. به همين جهت بسياري از پژوهش هاي زيست شناختي در مسئله بزهكاري، توسط روانشناسان انجام شده است. برخي از نظريه هاي روانشناختي معتقد است؛ رفتار بزهكارانه ريشه در يادگيري رفتار مشاهده شده دارد موضوعي كه در بحث هاييكهدر رويكردهايجامعه شناختيرفتاربزهكارانه نيزمطرح است. به طور اختصاصي تر رويكرد هاي روانشناختي بيشترجنبه هاي روانپزشكي مسئله را در تبيين بزه مهم مي‌دانند تا موضوع زيست شناختي را، نظريه هاي اين رويکرد عمدتاً عنصر شخصيت را در بررسي رفتارهاي بزهكاري؛ آنچه كه اصطلاحاً شخصيت ضد اجتماعي ناميده مي‌شود را مورد بحث قرار مي‌دهند. زمينه تاريخي اين نظريه ها از انديشه هاي فرويد و ديدگاه هاي فرويد نشأت گرفته است.بررسيهاينويناينرويكرد در پژوهش هاي كاسپي (Caspi) و مافيت (Moffitt) نشان مي‌دهد، خشم، اضطراب، بي‌ثباتي شخصيتي، عواطف منفي ازعوامل مرتبط و مستعد كننده رفتار بزهكارانه است و افرادي با خصوصيات ذكر شده در مقايسه با افراد معمولي بيشتر در خطر بروز رفتار انحرافي هستند. ارزيابي اين رويكرد، بيانگر آن است كه افراد داراي شخصيت هاي دروني هستند كه با جرم و رفتار بزهكارانه در ارتباط است. اما از طرفي ديگر نگاهي به ماهيت پژوهش هاي روان شناختي كه عمدتاً از طريق روان سنجي انجام ميشود خود خالي از اشكال نيست و انتقادات خود را به همراه دارد، به طوريكه مشكلات بررسي هاي روان سنجي و روانشناختي باعث شده است كه جرم شناسان با تمام علاقه اي كه به ديدگاه هاي روانشناختي بزه دارند اين پژوهش ها را بي معنا بدانند. به طور خلاصه مي‌توان اظهار داشت كه رويكرد روانشناختي، هنوز نتوانسته است به روشني تأثير شخصيت را در بزهكاري نشان دهد. شايد پيشنهاد موجّه تر، بررسي تحليل موقعيت وقوع رفتار و شخصيت متفقاً رهگشا باشد.
2-4-4-رويكرد وضعيت اقتصادي
در تقابل بين ديدگاه هاي زيست شناختي و روانشناختي ودر مطالعه بزه عده اي نيز عامل اقتصادي را مورد بررسي قرار داده اند. در رويكرد تأثير عامل اقتصادي به موضوع بزهكاري، مسئله فقر و بيماري به طور گسترده مطالعه شده اند. موضوع فقر و دلايل ارائه شده از تأثير آن در بروز رفتار بزهكارانه ايجاب مي‌كند كه محله هاي فقير نشين و محله هاي غني نشين با همديگر مقايسه شوند تا بتوان ادعا كرد كه فقر به عنوان عامل تأثيرگذار شناخته شده است. در مطالعاتي كه از سال هاي 1970 به بعد انجام شده است، آمارهاي موجود حاكي از آنند كه درصد زيادي از افرادي كه در 49 ايالت آمريكا در پايين تر از خط فقر هستند هيچكدام از هفت بزه مهم را که به عنوان شاخص هاي جرم از طرف سازمان FBI تعيين شده، مرتكب نشده اند. اما در مقابل به پژوهش هايي بر مي‌خوريم كه ميزان درآمد، تحصيلات و تك والدي را در بزهكاري مؤثر شناخته اند اما سهم وضعيت اقتصادي را تبيين نکرده اند. پژوهش در مورد بيكاري به عنوان يك شاخص درآمد نيز نشان مي‌دهد ارتباطي بين بيكاري و بزهكاري نوجوانان يافت شده است (گلاسر و رايس). در ارزيابي رويكرد اقتصادي نيز همانند رويكرد روانشناختي مي‌توان ادعا نمود، تأثير نابرابري هاي اقتصادي در بزه بيشتر از تأثيرعامل فقر است. اگر چه اکثر پژوهش ها نشان داده اند، ارتباطي بين فقر و بزه وجود دارد؛ ليکن فقر را به عنوان عامل اصلي بزه مطرح نشده است، به طوري که با افزايش و کاهش افراد فقير بزهکاري نيز افزايش و يا کاهش يابد.
2-4-5-رويکرد کنترل اجتماعي
به عقيده هيرشي بزهکاري به عنوان يک مسئله اجتماعي بايد در عرصه خانواده، محله، مدرسه، همالان و ساير ارگان ها يا مؤسسات اجتماعي که نوجوان به نوعي در آنها عضويت دارد، بررسي گردد. هيرشي معتقد است که بزهکاري وقتي اتفاق مي‌افتد که قيود فرد نسبت
به اجتماع ضعيف شوند يا به طور کلي از بين بروند. اين قيود را تحت چهار مفهوم کلي خلاصه مي‌کند:
وابستگي : حساسيتي است که شخص نسبت به عقايد ديگران در باره خود نشان مي‌دهد، در حقيقت يک نوع قيد و بند اخلاقي است که فرد را ملزم به رعايت هنجار هاي اجتماعي مي‌کند. اين وابستگي را هيرشي همپايه وجدان و يا مَنِ برتر مي‌داند.
تعهد : ميزان مخاطره اي است که فرد در تخلف از رفتارهاي قراردادي اجتماع مي‌کند. بدين معني فردي که خود را نسبت به قيود اجتماعي متعهد مي‌داند از قبول اين مخاطرات پرهيز مي‌کند. اگر وابستگي را همپاي وجدان بدانيم، تعهد همپايه عقل سليم يا خود است.
درگير بودن : ميزان مشغوليت فرد در فعاليت ها مختلف است، که باعث مي‌شود او وقت براي انجام کار خلافنداشتهباشد. مثل درگير شدن در سرگرمي هاي مدرسه، خانه و اشتغال به فعاليت هاي فوق برنامه.
باورها : ميزان اعتباري است که فرد براي هنجار هاي قراردادي اجتماع قائل است، در حالي که مي‌تواند طبق ميل خود از آنها تخلف کند، ولي به آن ها پايبند باقي مي‌ماند، مانند باور به نيکوکاري، حسن شهرت و غيره. در يک آزمون تجربي در نظريه کنترل اجتماعي هيرشي، اطلاعات از طريق پرسشنامه از 724 دانش آموز در چهار دبيرستان و سه مرکز اصلاح و تربيت به دست آمد. نتيجه حاكي از اين بود که نظر هيرشي وقتي برآورده مي‌شود که متغير دوستان بزهکار در تحليل وارد شود. يافته هاي اين پژوهش بيشتر با نظريه پيوند افتراقي، سازگار بودند تا با نظريه اصلي هيرشي در باره علل بزهکاري.
2-4-6-رويکرد پيوند افتراقي
بنابراين نظريه نزديکانوهمالاني که بزهکار باشند در تشکيل و تقويت نگرش بزهکاري کمک مؤثر مي‌کنند و فرد را به سوي بزهکاري سوق مي‌دهند. نظريه پيوند افتراقي محتواي اجتماعي بزهکاري را در نظر دارد و فرد بزهکار را در جايگاه اجتماعي او از حيث رابطه اش با خانواده، با محله و رفقا و مصاحبين در نظر مي‌گيرد. اين نظريه ابتدا از سوي ساترلند و کرسي مطرح گرديد و بعدها توسط دوفلور و کويني به صورت زير فرمول‌بندي شد :
“انگيزه ها، نگرشهاوروش هايي بزهکارانه اند که به طور مؤثر به ارتکاب مکرر جرائم مي‌انجامد. پيوستن با بزهکاران يا جدا شدن از غير بزهکاران (پيوند افتراقي) به فراگيري مطالبي مي‌انجامد که موافق تخلف از قوانين است. تکرار و غالب کمّي مطالبي که تعاريفي موافق بزهکاري و قانون شکني ارائه مي‌کنند بر فراگرفته هايي که ضد بزهکاري‌اند منجر به پذيرش بزهکاري مي‌شوند”.
نظريه کنترل اجتماعي با تکيه بر نيروهاي دروني فرد و به اصطلاح با تمرکز به حضور روان شناختي افراد صاحب نفوذ در ذهن کودک و نوجوان به تبيين و چگونگي جلوگيري از بزهکاري مي‌پردازد. در همين حال از تأثير نيروهاي منفي محيط بيرون غافل مي‌ماند. در عوض در نظريه پيوندهاي افتراقي با توجه انحصاري به نيروهاي بيروني از تأثير حفاظتي نيروهاي دروني غفلت مي‌کنند. طبيعي است که شخص با توجه به توانايي نسبي اين نظريه

ها و پي بردن به نقص آنها، بتواند نظريه اي تلفيقي که از ترکيب آن دو پديد مي‌آيد، بنا نهد.
در يک بررسي تجربي ديگر ناظر به آزمون نظريه پيوند افتراقي، پژوهشگر به کاري فراتر از داشتن پيوند هاي ارتباط با همالان بزهکار، والدين بزهکار، و تعاريف بزهکاران از اعمال بزهکاري را بررسي مي‌کند. بررسي بر روي پرسشنامه هاي گردآوري شده از 1588 دانش آموز غير سياهپوست، متغيرهاي گوناگوني از قبيل نظارت و حمايت خانواده، دوستان بزهکار و تعداد آن ها، محله جرم خيز، شنيدن تعاريف مساعد و نامساعد براي تخلف از قوانين، کيفيت مدرسه از لحاظ وجود دانش آموزان بزهکار و تأثير آنها بر شدت بزهکاري، مورد تحليل هاي گوناگون آماري قرار مي‌گيرند. يافته ها حاکي از عدم کفايت نظر ساترلند و کرسي مبني بر اينکه زندگي خانوادگي وقتي در بزهکاري اهميت دارد که الگو هاي بزهکاري براي تقليد وجود داشته باشند، مي‌باشد.
از مطالب فوق پيداست که با مسئله اي با اين پيچيدگي نمي‌توان به وسيله بررسي هاي ساده و با روش هاي تحليلي ابتدايي يک متغيره و با ساده نگري صرف روبرو شد. به همين جهت بررسي جامع در مورد مسئله بزهکاري نياز به يک چارچوب نظري و طراحي انديشيده شده براي اندازه گيري متغيرهاي دخيل دارد.
2-4-6-رويکردهاي التقاطي
در حاليکه نگرش هاي اختصاصي به موضوع منجر به استفاده از چارچوب نظري خاص آن رويکرد در پژوهش ها گرديده است، عده اي نيز ديدگاه هاي التقاطي را مورد توجه قرار داده و با ديد وسيعتري به موضوع نگريسته اند. يکي از مطالعات کلاسيک در اين زمينه پژوهشي است که توسط مشکاني و مشکاني انجام شده است.
نظريه تلفيقي اين پژوهشگران شامل دو مؤلفه است که مجموعاً چارچوب نظري پژوهش را تشکيل مي‌دهد و به صورت مدل تحليلي در آلگوريتم 1 ـ نشان داده شده است. مؤلفه اول را کنترل هاي خانوادگي، اجتماعي، روابط عاطفي کودک و نوجوان با افراد مهم در زندگي او از قبيل اقوام، معلمين، دوستان صالح و غيره تشکيل مي‌دهند که نقش بازدارنده در گرايش به بزهکاري دارند. مؤلفه دوم از نيروهاي وارده بر کودک و نوجوان از طرف والدين بزهکار، محله جرمخيزوکسانيکهبهنحوي گفتارورفتارشان بر کودک و نوجوان اثر مي‌گذارند و او را در جهت بزهکاري سوق مي‌دهند، تشکيل مي‌دهد. بديهي است که بين مؤلفه اول و دوم کشمکشي در بين است و تعامل بين آن دو است که نهايتاً موضع کودک و نوجوان را نسبت به بزهکاري تعيين مي‌کند. جمعيت مورد مطالعه در پژوهش 140 نوجوان پسر در کانون اصلاح تربيت و 15 دختردر زندان اوين بخشزنان مي‌باشد . يافته هاي پژوهش نشان مي‌دهد نتايجي کـه از تلفيق دو نظريه پيوند افتراقي و کنترل اجتماعي از اين آزمون تجربي حاصل شده است نشانه يا شاخص مـؤلفه وابستگـي نوجـوان به خـانـواده و مؤلفه وضع سلامت خانواده با شدت بزهکاري مؤثر است. بدين ترتيب که هر چه پيوند هاي عاطفي نوجوان با خانواده بيشتر مي‌شود و روابط پدر و مادر با فرزندان سالم تر و امن تر باشدبزهکاري کاهش مي‌يابد. مؤلفه اعتقادات مثل اعتقاد به حلال و حرام و ثواب يا گناه و فکر به گناه از شدت بزهکاري مي‌کاهد. مؤلفه هاي مربوط به پيوند هاي افتراقي و مؤلفه ارتباط نوجوانان با دوستان و اقوام نشان مي‌دهد وجود همسايگان خلافکار و محله جرم خيز در بزهکاري مؤثر است.
آلگوريتم 1 ـ نمايش مدل تحليلي بررسي عوامل موثر بر بزهكاري اطفال

2-5-پيشگيري از بزهكاري
پيچيدگي ماهيت بزهكاري پيشگيري را نيز مشكل مي‌كند و رهيافت هاي چندگانه اي را كهمي‌طلبدكه كليه عوامل خطرزا را در نظر بگيرد. از ديدگاه بهداشت عمومي در پيشگيري بزه، استراتژي ها و مداخله ها در سه سطح كلي همانند ساير مسائل بهداشتي و اجتماعي طبقه بندي مي‌شود. اين سه سطح شامل پيشگيري نوع اول يا اوّليه پيشگيري نوع دوم يا ثانويه و پيشگيري نوع



قیمت: تومان


پاسخ دهید